نامه عجیب سارق بدهکار برای مالباخته؛ مقدار طلای مورد نیازم را برداشتم، بقیه را میدهم
پلیس تهران تحقیقات خود را برای دستگیری عاملان سرقتی آغاز کرده است که در آن دو مرد با معرفی خود به اسم مامور اداره آب، اعتماد دو کودک را جلب کرده و اموال خانه را به سرقت بردهاند.
پلیس تهران تحقیقات خود را برای دستگیری عاملان سرقتی آغاز کرده است که در آن دو مرد با معرفی خود به اسم مامور اداره آب، اعتماد دو کودک را جلب کرده و اموال خانه را به سرقت بردهاند. یکی از متهمان بازداشت شده و دو نفر دیگر از جمله طراح اصلی نقشه متواری هستند.
به گزارش سایت جنایی، پرونده این سرقت با شکایت زنی آغاز شد که برای پیگیری موضوع به دادسرای ویژه سرقت رفته بود. او وقتی در شعبه سوم نشست، به بازپرس شعبه گفت: «چند روز قبل بیمار بودم و برای رفتن پیش دکتر از خانه بیرون رفته بودم. در آن زمان دو فرزند ۱۲ و ۱۳سالهام، یک دختر و یک پسر، در خانه مانده بودند.»
این زن ادامه داد: «پس از چند ساعت وقتی به خانه برگشتم، حال خوبی نداشتم و پشت در زنگ زدم، کسی در را باز نکرد. در نهایت با کلید در را باز کردم، وارد خانه شدم و با صحنهای آشفته روبهرو شدم؛ همهجای خانه به هم ریخته بود. بچهها را صدا زدم، اما هیچ پاسخی نشنیدم. دنبال آنها گشتم و در یکی از اتاقها پسرم را پیدا کردم که دست و پایش بسته بود. شروع به داد و فریاد کردم و از همسایهها کمک خواستم. چند دقیقه بعد دخترم را هم در حمام پیدا کردم که دست و پایش بسته بود.»
با طرح این شکایت، تحقیقات شروع و مشخص شد در این پرونده متهمی هم دستگیر شده است. همسایهها در اظهارات خود گفتند دیدهاند دو مرد از پشتبام فرار کردهاند. به همین دلیل چند نفر دنبال آنها رفتند و تعقیبوگریز شروع شد و در نهایت یکی از دو نفر چند کوچه آنطرفتر دستگیر و تحویل پلیس شد.
همچنین بچهها در تحقیقات گفتند دو مرد پشت در آمدند و خودشان را مامور اداره آب معرفی کردند. آنها ادعا کردند که باید کنتور و وضعیت آب خانه بررسی شود و ممکن است آب نشتی داشته باشد.
بچهها حرف این دو نفر را باور و در را باز کردند، اما ناگهان دو مرد به آنها حمله کردند. خواهر و برادر را گرفتند، کتک زدند و سپس گوشواره و طلاهای دختر را از گوش و دستش بیرون آوردند. دختر را به حمام بردند و دست و پایش را بستند. پسر را هم در اتاق خواب کتک زدند و دست و پایش را بستند.
مادر این دو کودک در ادامه گفت: «متهمان پسرم را مجبور کردند محل نگهداری طلاهای من را که حدود ۱۲۰ گرم میشد در کمد به آنها نشان بدهد. اما ظاهراً در همان لحظات پایانی سرقت، خودم به خانه رسیدم و متهمان با دیدن من فرار کرده بودند.»
متهم دستگیرشده در بازجوییها گفت هیچ سابقهای ندارد و این کار را به خاطر رفاقت انجام داده است. او توضیح داد که دوستی به نام شهرام دارد. به گفته او، شهرام از اختلاف با همسرش و سنگینی مهریه میگفت و مدعی بود نمیتواند مهریه را بپردازد و همسرش میخواهد او را به زندان بیندازد. متهم دستگیرشده همچنین گفت شهرام میگفت باجناقی دارد که وضع مالی خوبی دارد و همسرش مقدار زیادی طلا دارد. به همین دلیل، به خاطر رفاقت قبول کرد از آنجا سرقت کند.
بر اساس اعترافات این متهم، او و همدستش که فرار کرده، جلوی خانه کشیک دادند. زمانی که پدر خانواده سر کار بود و زن خانه بیرون رفته بود، آنها با نام مامور آب دو کودک را فریب دادند، کتک زدند و دست و پایشان را بستند. سپس با تهدید، طلاها را پیدا کردند. گوشوارههای دختر را درآوردند و در حال گشتن بیشتر خانه بودند که ناگهان صدای زنگ خانه بلند شد. بنابراین ترسیدند و از پشتبام فرار کردند.
متهم گفت طلاها را به دوستش داد و قرار بود دوستش آنها را به شهرام تحویل دهد. در حالی که تحقیقات بر اساس گفتههای متهم دستگیرشده ادامه داشت، یک روز بعد مقداری طلا در کیسهای همراه با دستنوشتهای به خانهای انداخته شد که تحت سرقت قرار گرفته بود. در آن دستنوشته، که از طرف شهرام بود، نوشته شده بود آن مقدار طلا را که لازم داشتم برداشتم و بقیه را پس میدهم. همچنین از آنها خواسته بود دیگر دنبالش نگردند.
با به دست آمدن این نامه، در حال حاضر دو متهم فراری این پرونده تحت تعقیباند و تحقیقات برای دستگیری آنها ادامه دارد.
دیدگاه تان را بنویسید