کد خبر: 796604
|
۱۴۰۵/۰۸/۰۲ ۱۲:۲۰:۴۶
| |

اطلاح‌طلبان چگونه باید اعتماد جامعه را بازیابی کنند؟

مساله اصلاح‌طلبی بیش از آنکه چگونگی بازگشت به قدرت باشد، چگونگی بازیابی اعتماد جامعه است. این اعتماد نه با یادآوری گذشته به دست می‌آید و نه با تکرار وعده‌های آینده، بلکه حاصل پذیرش مسوولیت، نقد صریح عملکرد و ارایه راه‌حل‌هایی است که مردم بتوانند امکان تحقق و آثار آنها را در زندگی خود ببینند.

اطلاح‌طلبان چگونه باید اعتماد جامعه را بازیابی کنند؟
کد خبر: 796604
|
۱۴۰۵/۰۸/۰۲ ۱۲:۲۰:۴۶

«اصلاح‌طلبی بازگشت به جامعه آزمون اعتماد عمومی» عنوان یادداشت روزنامه اعتماد به قلم مریم انجم‌روز است که در آن آمده:مساله امروز اصلاح‌طلبی در ایران، صرفا بازگشت به قدرت یا حضور دوباره در رقابت‌های انتخاباتی نیست؛ مساله اصلی، بازسازی رابطه‌ای معتبر با جامعه است. هیچ جریان سیاسی نمی‌تواند تنها با اتکا به پیشینه تاریخی، شعارها یا دستاوردهای گذشته، جایگاه خود را حفظ کند. اعتبار سیاسی زمانی تداوم می‌یابد که مردم بتوانند میان مطالبات خود و عملکرد جریان‌هایی که مدعی نمایندگی آنان هستند، نسبتی روشن و ملموس ببینند. پرسش اساسی این است: آیا اصلاح‌طلبی هنوز می‌تواند صدای جامعه را بشنود و خواسته‌های آن را به برنامه‌ای روشن و امکان‌پذیر برای تغییر تبدیل کند؟

جامعه ایران در سال‌های گذشته دستخوش تحولات عمیق اجتماعی، فرهنگی و نسلی شده است. انتظارات شهروندان از آزادی، عدالت، مشارکت سیاسی و کیفیت زندگی تغییر کرده و تجربه‌های انباشته آنان، نگاهشان را به سیاست و وعده‌های سیاسی دگرگون ساخته است. بخش‌هایی از جامعه دیگر با همان زبان و روش‌هایی ارتباط برقرار نمی‌کنند که در دوره‌های پیشین امیدآفرین بودند. در چنین شرایطی، تکرار ادبیات گذشته، بدون بازنگری در راهبردها و شیوه‌های عمل نمی‌تواند فاصله میان جامعه و سیاست را کاهش دهد. مساله، تغییر جامعه نیست؛ مساله، توانایی سیاست برای فهم این تغییر است.

این فاصله را باید در زندگی روزمره مردم جست‌وجو کرد؛ در دشواری‌های معیشتی، نگرانی نسبت به آینده، محدودیت فرصت‌های پیشرفت و احساس کم‌اثر بودن مشارکت سیاسی. برای بسیاری از شهروندان، پرسش اصلی دیگر صرفا این نیست که کدام جریان در انتخابات پیروز می‌شود، بلکه این است که نتیجه رقابت‌های سیاسی چه تاثیری بر زندگی، حقوق شهروندی و امکان ساختن آینده‌ای بهتر خواهد داشت. امید زمانی معنا پیدا می‌کند که افق تحقق آن قابل تصور باشد و مشارکت هنگامی ارزش خود را حفظ می‌کند که شهروندان بتوانند اثر آن را در تصمیم‌گیری‌ها ببینند.

از همین رو، اعتماد عمومی با دعوت مردم به صبوری یا تکرار مفاهیمی چون امید و اصلاح بازنمی‌گردد. اعتماد محصول صداقت، پاسخگویی و عملکرد قابل ارزیابی است. هر چه فاصله میان وعده و عمل بیشتر شود، بازسازی این سرمایه دشوارتر خواهد شد. اصلاح‌طلبی نمی‌تواند صرفا بر اعتبار گذشته تکیه کند؛ باید نشان دهد امروز چه راه‌حلی برای مسائل جامعه دارد و چگونه می‌خواهد میان مطالبات شهروندان و امکانات واقعی تغییر پیوند برقرار کند.

البته ارزیابی وضعیت اصلاح‌طلبی بدون توجه به محدودیت‌های ساختاری سیاست در ایران، منصفانه نیست. محدودیت رقابت سیاسی، دشواری فعالیت حزبی و اختیارات محدود برخی نهادهای انتخابی، بر امکان تحقق وعده‌ها تاثیر می‌گذارند. نمی‌توان از جریان‌های سیاسی انتظار داشت مسوولیت تمام مشکلاتی را بپذیرند که ابزار و اختیار حل آنها را ندارند. با این‌ حال، این محدودیت‌ها نباید به توجیهی دایمی برای نادیده‌ گرفتن مسوولیت‌های سیاسی تبدیل شوند. حتی در شرایط محدود نیز می‌توان درباره انتخاب اولویت‌ها، کیفیت تصمیم‌گیری، صداقت در بیان موانع و شیوه ارتباط با جامعه داوری کرد.

جامعه حق دارد بداند کدام وعده‌ها عملی شده‌اند، چه عواملی مانع تحقق مطالبات بوده‌اند و جریان‌های سیاسی چه سهمی در تصمیم‌ها و ناکامی‌های خود داشته‌اند. نقد صریح گذشته نشانه ضعف نیست؛ شرط یادگیری و بازسازی است. جریانی که خواهان اصلاح ساختارهای سیاسی و افزایش پاسخگویی است، باید نقد و اصلاح روش‌ها و مناسبات درونی خود را نیز به رسمیت بشناسد. نمی‌توان از دیگران پاسخگویی خواست، اما عملکرد خود را از ارزیابی عمومی مستثنا کرد. وفاداری به یک جریان سیاسی نباید به معنای چشم‌پوشی از خطاهای آن باشد. اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که پذیرش مسوولیت جای توجیه مداوم را بگیرد.

یکی از ضرورت‌های امروز اصلاح‌طلبی، عبور از تعریف محدود سیاست به عنوان رقابت انتخاباتی است. انتخابات ابزار مهم مشارکت سیاسی است، اما نمایندگی جامعه به روزهای انتخابات محدود نمی‌شود. ارتباط مستمر با شهروندان، پیگیری مطالبات و ارایه گزارش روشن از عملکرد، مسوولیت‌هایی دایمی‌اند. اگر رابطه با مردم عمدتا در آستانه انتخابات فعال شود، به ‌تدریج کارکرد واقعی خود را از دست می‌دهد. بازسازی اعتماد مستلزم آن است که شهروندان نه صرفا مخاطب پیام‌های سیاسی، بلکه در تعریف مسائل، تعیین اولویت‌ها و ارزیابی راه‌حل‌ها شریک باشند.

در این میان، زنان و نسل جوان جایگاهی تعیین‌کننده دارند. نمی‌توان آنان را تنها گروه‌هایی دانست که باید مطالباتشان شنیده شود؛ باید امکان مشارکت واقعی آنان در تصمیم‌گیری و تعیین اولویت‌های سیاسی نیز فراهم شود. حضور نمادین، بدون اختیار و اثرگذاری، با ادعای تحول‌خواهی سازگار نیست. پذیرش تکثر اجتماعی و تحمل صداهای منتقد نیز ضرورتی انکارناپذیر است.

هیچ جریان سیاسی نمی‌تواند مدعی نمایندگی جامعه باشد، اما از مواجهه با مطالبات متفاوت یا دیدگاه‌هایی که با محاسبات کوتاه‌مدتش سازگار نیستند، فاصله بگیرد.

بازسازی اعتماد به تغییراتی مشخص نیاز دارد: ارزیابی مستند عملکرد گذشته، تفکیک موانع بیرونی از خطاهای راهبردی، پرهیز از وعده‌های نامحدود و ارایه برنامه‌هایی روشن و قابل سنجش. شفافیت در تصمیم‌گیری، توضیح صریح محدودیت‌ها و گفت‌وگوی مستمر با گروه‌های اجتماعی می‌تواند فاصله میان ادعا و عمل را کاهش دهد. این رویکرد به معنای پذیرفتن مسوولیت تمام مشکلات کشور نیست، بلکه به معنای پذیرش سهم خود در وضعیت موجود و تلاش برای بهبود آن است. اصلاح‌طلبی باید هم محدودیت‌های ساختاری را صریح توضیح دهد و هم درباره عملکرد و انتخاب‌های خود پاسخگو باشد.

گفت‌وگو با جامعه نیز نباید به انتشار بیانیه، برگزاری نشست‌های محدود یا ارتباط با چهره‌های شناخته ‌شده خلاصه شود. شنیدن تجربه‌های گروه‌های مختلف اجتماعی، توضیح روشن درباره تصمیم‌ها و انتشار گزارش‌های قابل ارزیابی از عملکرد می‌تواند رابطه‌ای پایدارتر میان سیاست و شهروندان ایجاد کند. معیار موفقیت این ارتباط، تعداد نشست‌ها و پیام‌ها نیست؛ میزان اثرگذاری واقعی مطالبات مردم بر اولویت‌ها و تصمیم‌های سیاسی است.

در نهایت مساله اصلاح‌طلبی بیش از آنکه چگونگی بازگشت به قدرت باشد، چگونگی بازیابی اعتماد جامعه است. این اعتماد نه با یادآوری گذشته به دست می‌آید و نه با تکرار وعده‌های آینده، بلکه حاصل پذیرش مسوولیت، نقد صریح عملکرد و ارایه راه‌حل‌هایی است که مردم بتوانند امکان تحقق و آثار آنها را در زندگی خود ببینند. اصولی چون حاکمیت قانون، حقوق شهروندی، مشارکت سیاسی و کرامت انسانی زمانی اعتبار می‌یابند که در روش‌ها و عملکرد سیاسی نیز بازتاب پیدا کنند.

جامعه تغییر کرده است و سیاست برای حفظ کارآمدی خود باید این واقعیت را بپذیرد. اصلاح‌طلبی اگر می‌خواهد در آینده ایران نقشی موثر داشته باشد، باید به‌ جای تکیه بر اعتبار گذشته، توانایی خود را در شنیدن مطالبات امروز، پذیرش مسوولیت و ارایه راه‌حل‌های عملی نشان دهد. بازگشت به جامعه، پیش از آنکه راهبردی برای بازگشت به قدرت باشد، ضرورتی برای بازیابی معنای سیاست است. اعتماد را نمی‌توان از مردم مطالبه کرد؛ باید با صداقت، پاسخگویی و تغییر در عمل آن را به دست آورد. این همان آزمونی است که اصلاح‌طلبی امروز ناگزیر از پاسخگویی به آن است.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها