پیشنهاد محمدجواد حقشناس برای روز کوروش: پزشکیان و عراقچی در این روز به پاسارگاد سفر کنند
محمدجواد حقشناس نوشت: پیشنهاد میکنم مسعود پزشکیان، رییسجمهور، همراه با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در آستانه این روز به پاسارگاد سفر کنند و با دعوت از دبیرکل سازمان ملل متحد، رییس سازمان کنفرانس اسلامی و رییس اجلاس کشورهای غیرمتعهد، سفیران و روسای نمایندگیهای دیپلماتیک مقیم تهران به ویژه همسایگان و رهبران ادیان و مذاهب، در کنار آرامگاه کوروش، پیام ایران را درباره صلح، استقلال ملتها، احترام متقابل و ضرورت پایان دادن به تهدید و جنگ همراه با اقتدار بیان کنند.
محمدجواد حقشناس در یادداشتی با عنوان «از آکروپولیس تا پاسارگاد» در روزنامه اعتماد نوشت: هفتم آبان، روزی که در حافظه فرهنگی بسیاری از ایرانیان با نام کوروش بزرگ پیوند خورده، امسال معنایی فراتر از یک مناسبت تاریخی یافته است. سخنان هفتم اکتبر مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا، در آتن، بار دیگر تاریخ ایران و یونان را به میدان منازعات سیاسی امروز کشاند. روبیو با یادآوری لشکرکشی خشایارشا در ۴۸۰ پیش از میلاد، کوشید تصویری از رویارویی تاریخی ایران و غرب ترسیم کند. اما چرا وزیر خارجه امریکا برای تبیین سیاست امروز کشورش سراغ نبردی در ۲۵۰۰ سال پیش رفت؟ انتخاب آتن و آکروپولیس تصادفی به نظر نمیرسد. روبیو بر تپه تاریخی پنیکس ایستاد و پارتنون را در پسزمینه سخنرانی خود قرار داد؛ جایی که معماری، تاریخ و تصویر به خدمت پیام سیاسی درآمدند. اندرو راث، خبرنگار گاردین، در گزارش هفتم اکتبر، ضمن اشاره به خوانش گزینشی تاریخ در سخنان روبیو، از تدارک تصویری چشمگیر نوشت: چهار دوربین، از جمله دوربینی نصب شده بر جرثقیل، برای ثبت سخنرانی به کار گرفته شدند. گاردین این صحنهآرایی را یادآور تبلیغات انتخاباتی دانست. بدین ترتیب، آکروپولیس تنها پسزمینه سخنرانی نبود؛ بخشی از پیام بود. روبیو میکوشید امریکا را وارث تمدنی معرفی کند که از یونان آغاز شده، از روم و اروپای مسیحی گذشته و در جهان جدید به شکوفایی رسیده است. در این روایت، ایران باستان در جایگاه دشمن تمدن یونانی ظاهر میشود و تقابل امروز رنگی تاریخی میگیرد. اما آیا میتوان تاریخ پیچیده دو تمدن بزرگ را به یک جنگ فروکاست؟ مناسبات ایران و یونان، افزون بر نبرد، سرشار از دادوستدهای فرهنگی، هنری و فکری بوده است. تمدنها نه جزیرههایی جدا افتاده، بلکه حاصل قرنها تعامل و تاثیرپذیری متقابلند. آکروپولیس و پاسارگاد، هر دو میراث مشترک بشریتند. شکوه یونان باستان از ارزش تمدن ایرانی نمیکاهد و بزرگی ایران نیز نیازمند نفی یونان نیست. همانگونه که نمیتوان غرب امروز را یکسره با رفتار دولت ترامپ تعریف کرد، ایران را نیز نباید به حکومتها و منازعات سیاسی دورهای محدود ساخت.
ملتها از دولتها دیرپاترند و تمدنها فراتر از مرزهای قدرت سیاسی امتداد مییابند. در چنین چشماندازی، بازگشت به کوروش معنایی تازه پیدا میکند . کوروش تنها بنیانگذار امپراتوری هخامنشی نبود؛ در حافظه تاریخی، نام او با مدارا، احترام به باورهای دینی و شیوه مواجهه با مردمان مغلوب پیوند یافته است. استوانه کوروش که پس از فتح بابل پدید آمد، البته سند حقوق بشر به معنای امروزی نیست و نباید مفاهیم جدید را بیکموکاست بر آن تحمیل کرد؛ اما ظرفیت ارزشمندی برای بازاندیشی در نسبت قدرت، مسوولیت و کرامت انسانی دارد. اهمیت کوروش تنها در کشورگشایی نیست؛ در این پرسش نیز است که قدرت چگونه باید با انسان رفتار کند. این میراث، پیش از آنکه پاسخی به روبیو باشد، پرسشی پیش روی خود ما قرار میدهد: چرا از ظرفیت عظیم تاریخ و فرهنگ ایران در تقویت همبستگی ملی و دیپلماسی عمومی، آنگونه که شایسته است، بهره نمیگیریم؟ پاسارگاد، تخت جمشید، آرامگاه فردوسی و دیگر یادمانهای ملی، سرمایههایی فراتر از مرزبندیهای سیاسی و سلیقهایاند. کمتوجهی به این داشتهها، تنها از دست دادن فرصت گردشگری نیست؛ چشمپوشی از سرچشمههای اعتمادبهنفس ملی و قدرت نرم ایران است. در این میان، یادآوری اقدام ماندگار سرلشکر شهید محمد باقری شایسته است. رییس وقت ستاد کل نیروهای مسلح در نوروز ۱۴۰۴، هنگام سفر به استان فارس، از تخت جمشید بازدید کرد و در پیام نوروزی خود، با اشاره به تقارن نوروز و عید فطر، از صلح، آرامش، دوستی و برادری با ملتهای دیگر سخن گفت. اهمیت این اقدام تاریخی در آن بود که یکی از عالیترین فرماندهان نظامی کشور، در کنار یادمان باشکوه ایران باستان، پیامی از جنس همبستگی فرهنگی و صلحخواهی بیان کرد. آن حضور نشان داد که پاسداشت ایران تاریخی و وفاداری به ایران امروز نهتنها ناسازگار نیستند، بلکه میتوانند یکدیگر را تقویت کنند.
کاش این نگاه، بیش از گذشته در سیاستگذاری فرهنگی و رفتار نهادهای عمومی بازتاب یابد. ایران برای تقویت وحدت ملی، نیازی به کمرنگ کردن هیچ یک از لایههای هویتی خود ندارد. میراث ایران باستان، فرهنگ اسلامی، زبان فارسی و تنوع قومی و فرهنگی، اجزای درهمتنیده هویت ایرانیاند. در اندیشه جمهوری سوم، آشتی با تاریخ و بازسازی اعتماد عمومی، دو روی یک ضرورتند؛ حکمرانی آیندهنگر باید همه ایرانیان را در پاسداشت میراث مشترک سهیم سازد. از همین منظر، هفتم آبان امسال میتواند فرصتی یگانه برای ابتکاری ملی و دیپلماتیک باشد.
پیشنهاد میکنم مسعود پزشکیان، رییسجمهور، همراه با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در آستانه این روز به پاسارگاد سفر کنند و با دعوت از دبیرکل سازمان ملل متحد، رییس سازمان کنفرانس اسلامی و رییس اجلاس کشورهای غیرمتعهد، سفیران و روسای نمایندگیهای دیپلماتیک مقیم تهران به ویژه همسایگان و رهبران ادیان و مذاهب، در کنار آرامگاه کوروش، پیام ایران را درباره صلح، استقلال ملتها، احترام متقابل و ضرورت پایان دادن به تهدید و جنگ همراه با اقتدار بیان کنند.
چنین ابتکاری، اگر با مشارکت آزادانه و شایسته شهروندان همراه شود، میتواند پاسخی سنجیده و ماندگار به صحنهآرایی روبیو باشد. او در برابر آکروپولیس از جنگی باستانی برای توضیح سیاست امروز سخن گفت؛ رییسجمهور ایران میتواند در پاسارگاد، از میراث تاریخی کشور برای گشودن افقی تازه در مناسبات ملتها بهره گیرد. تفاوت این دو تصویر، تفاوت دو شیوه مواجهه با تاریخ است: یکی بازخوانی گذشته از دریچه تقابل، دیگری بهرهگیری از آن برای ساختن آینده. ایران امروز، در شرایط دشوار منطقهای و بینالمللی، به چنین ابتکارهایی نیازمند است. دفاع از استقلال و تمامیت ارضی، با دیپلماسی خردمندانه و تلاش برای توافقی عادلانه منافاتی ندارد. قدرت مسوولانه، تنها توان ایستادگی در برابر تهدید نیست؛ هنر جلوگیری از جنگ، پاسداری از جان انسانها و تبدیل اقتدار ملی به امنیت و آرامش پایدار نیز است. اگر روبیو از آکروپولیس برای یادآوری جنگ بهره گرفت، ایران میتواند از پاسارگاد پیام دیگری به جهان بفرستد: عظمت تمدنها تنها در پیروزیهای نظامی نیست؛ در توانایی آنان برای پاسداری از کرامت انسان، پذیرش تفاوتها و ساختن صلح نیز جلوه میکند. هفتم آبان میتواند روز شنیده شدن چنین پیامی باشد؛ پیامی از پاسارگاد، به نام ایران، برای صلح و دوستی میان ملتها.
دیدگاه تان را بنویسید