هشدار علی ربیعی نسبت به خطر تندوریها در تجمعات خیابانی / تولیدات تریبونهای خاص، فقط فاصلهگذاریها را عمیقتر میکند
علی ربیعی نوشت: معلوم نیست تریبونها، راه چه کسانی را با کدام هدف مبتنی بر منافع و امنیت ملی دنبال میکنند. تولیدات این تریبونهای خاص، فقط فاصلهگذاریها را عمیقتر و بیگانگی و دیگریپنداریها را به طور خطرناکی تیز و برنده میکند.
علی ربیعی در یادداشتی با عنوان «نیاز ایران نیاز دشمن!» در روزنامه اعتماد نوشت: در حالی که هنوز برق دندانهای تیز طمع دشمن برای دریدن ایران نمایان است و همچنان بر کوره جنگافروزی میدمند و این روزها بیپروا سخن از هدف نهایی خود را مبنی بر کوچک کردن ایران و دشمنی با ساکنان سرزمین ایران و ایرانی را به وضوح بیان میکنند. این واقعیت بزرگ - نه تنها در داخل کشور، بلکه در منظر سازمانهای اطلاعاتی و سیاستگذاران جنگافروز -نیز روشن شده است که بزرگترین عامل ناامیدی دشمنان ایران، همین مردم، انسجام اجتماعی آنان «نه» گفتن محکم به خواست متجاوزان و رسوا شدن فراخوانهای آشوبگر است. در این شرایط، فهم دقیق از امنیت و مولفههای امنیتساز برای تداوم مقاومت ملی و اجتماعی امری لازم است؛ چرا که بدیهیترین و پربسامدترین واژه دشمنان ایران و مهمترین هدف متجاوزان، ناامید کردن مردم از نظام سیاسی موجود و ترسیم آیندهای مبهم و ترسناک است. عقلانیت حکمرانی و خرد امنیتساز به ما میگوید هر اقدامی که آرامساز، تقویتکننده انسجام و کاهنده زمینه درگیری در جامعه باشد، مقوم امنیت ملی و برهم زننده تئوری دشمن است. اما در این میان، به طور عجیب و باورنکردنی، گروهی با سطحینگری یا با انگیزه سیاسی - در حالت خوشبینانه - ناخواسته همان سیاستی را دنبال میکند که خاستگاه دشمن است. یکی از خطرناکترین و پیچیدهترین انواع نفود «منطقسازی» است که میتواند در قالب نزاعهای سیاسی در دو طرف یک جامعه بروزح پیدا کند و در نهایت سودش را دشمن ببرد. این روزها شاهد حرفها و اقداماتی از سوی کسانی هستیم که گویی هیچ ادراک و دانشی نسبت به وضعیت اجتماعی در آنها دیده نمیشود؛ کسانی که به دنبال اجرای سیاستهای شکلی تقابلی با جامعه هستند و - نامناسبتر از آن - طرحها و سیاستهایی را بیان و دنبال میکنند که نگرانیها و ابهامات بزرگی را میان نهادهای مدنی، پژوهشگران، نظریهپردازان سیاسی و اجتماعی، اعضای علمی دانشگاهها و کنشگران فرهنگی و هنری ایجاد میکند. معلوم نیست تریبونها، راه چه کسانی را با کدام هدف مبتنی بر منافع و امنیت ملی دنبال میکنند. تولیدات این تریبونهای خاص، فقط فاصلهگذاریها را عمیقتر و بیگانگی و دیگریپنداریها را به طور خطرناکی تیز و برنده میکند.
این در حالی است که مردم با تکیه بر ارزشهای عمیق و قابل احترام خود برای حفظ ایران، به طور خودجوش به خیابانها آمده بودند و این حضور متکثر، خود مهمترین عامل بازدارندگی در مقابل دشمنان ایران شد. جفای بزرگ به این سرمایه عظیم آن است که در برخی موارد به ابزار ایجاد شکاف و کینهتوزی تبدیل شود. باید همه صحنههای بروز ایرانیان در این سرزمین ازجمله خیابانها به طور ناب فقط برای ایران و ایرانی بماند. جامعه نیازمند احساس یکپارچگی در ارکان حاکمیت است؛ احساسی که ناامیدکننده متجاوزان به ایران و امیدوارکننده مردم است. گاهی میاندیشم حداقل اثر این شعارهایی که هر روز تندتر و تندتر میشوند و مدیران مختلف از ارکان نظام را به بدترین شکل مورد تهمت قرار میدهند، علاوه بر آثار منفی بر انسجام ملی، ایجاد سستی و تردید در پیگیری اقداماتی است که میتواند برای کشور مفید واقع شود. برنامه رژیم اسراییل برای ترور فیزیکی افراد موثر، روشن شده است اما ترور شخصیتی افراد موثر ابهامآمیز نیست؟ هر کس دل در گروی انقلاب و وطن دارد و خود را پیرو رهبری میداند، باید بداند که حفظ انسجام، یکپارچگی و امیدواری مردم به آینده، بهترین مسیری است که به آن نیازمندیم.
دیدگاه تان را بنویسید