کشورهای همسایه زیر بار تحریمهای آمریکا علیه ایران میروند؟
افشین زرگر گفت: کشورهای همسایه ایران، منافع چشمگیری در تداوم روابط اقتصادی با تهران دارند و نمیتوانند بهآسانی این روابط را کنار بگذارند. قطع یا محدود کردن این روابط میتواند برای آنها نیز مشکلات و محدودیتهایی ایجاد کند.
گسترش دامنه تحریمهای واشنگتن علیه تهران در چارچوب راهبرد افزایش هزینه و وادارسازی ایران به ارایه امتیازهای حداکثری ارزیابی میشود؛ با این حال، تداوم این رویکرد میتواند به جای تغییر محاسبات ایران، به تقویت سیاست مقاومت و افزایش پیچیدگیهای تقابلی منجر شود.
به گزارش اعتماد، در سطح دیپلماتیک نیز اختلاف اصلی همچنان حول مساله اعتماد، تقدم و تاخر اقدامات و سازوکار تضمین اجرای تعهدات شکل گرفته و دوطرف تلاش دارند طرف مقابل را به برداشتن گام نخست وادار کنند. از همین رو میتوان گفت همزمانی فشارهای اقتصادی، تحرکات نظامی و بازتنظیم ائتلافهای منطقهای، معادله امنیتی پیرامون ایران را پیچیدهتر کرده؛ با این حال، تداوم کانالهای ارتباطی میتواند همچنان به عنوان ابزاری برای مدیریت تنش و جلوگیری از تشدید بحران عمل کند.
افشین زرگر، عضو هیات علمی دانشگاه در پاسخ به پرسش «اعتماد» پیرامون چشمانداز حاصل از تشدید دور تازه تحریمها ازسوی واشنگتن و رویکرد کشورهای منطقه در مقطع فعلی گفت: ایالاتمتحده امریکا طی یکی، دو ماه اخیر تلاشهای بیشتری برای اعمال فشار بر ایران از طریق افزایش تحریمهای بینالمللی داشته و به طور خاص، شبکه تجارت ایران را هدف قرار داده است. به نظر میرسد واشنگتن درصدد است با تشدید این فشارها و وخیمتر کردن شرایط برای ایران، این وضعیت را به مرحلهای برساند که تهران درنهایت، بدون آنکه جنگ دیگری آغاز شود، ناچار به ارایه امتیازات موردنظر امریکا شود. به گفته زرگر البته امریکاییها سالیان سال است که از ابزار تحریم علیه ایران استفاده میکنند، اما امروز شاهدیم که این تحریمها با شدت بیشتری دنبال میشود و بهخصوص کشورهای منطقه نیز تحت فشار قرار میگیرند تا در این روند با امریکا همراهی کنند. زرگر در ادامه با اشاره به پیامدهای این فشارها به «اعتماد» گفت: در این میان، نکته مهمی که باید موردتوجه قرار گیرد، وضعیت کشورهای منطقه، بهویژه همسایگان ایران در شرایط تشدید فشار است، چراکه این کشورها در پارادوکس قرار گرفتهاند. از یکسو، امریکا از قدرت اقتصادی قابلتوجهی در سطح جهان برخوردار است و نمیتوان این موضوع را نادیده گرفت. ازسوی دیگر، کشورهای منطقه روابط بسیار تنگاتنگی با ایالاتمتحده دارند و واشنگتن میتواند از طریق اعمال تحریمهای مختلف، اقتصاد این کشورها را نیز تحت فشار قرار دهد. بنابراین، یک سوی این معادله، امریکا و فشارها و تحریمهای آن و همچنین هراسی است که این فشارها در کشورهای منطقه ایجاد میکند. به گفته این استاد دانشگاه، ازسوی دیگر شاهد آن هستیم که کشورهای همسایه ایران، منافع چشمگیری در تداوم روابط اقتصادی با تهران دارند و نمیتوانند بهآسانی این روابط را کنار بگذارند. قطع یا محدود کردن این روابط میتواند برای آنها نیز مشکلات و محدودیتهایی ایجاد کند. حداقل در مورد کشوری مانند عراق، شاهد بودهایم که در داخل این کشور اعتراضها و انتقادهایی نسبت به دولت حاکم وجود داشته که چرا با تحریمهای امریکا علیه ایران همراهی میکند. زرگر در ادامه خاطرنشان کرد: این موضوع درباره کشورهای دیگری مانند ترکیه و سایر همسایگان ایران نیز مطرح است و آنها نیز از تداوم روابط اقتصادی با ایران منافع قابلتوجهی دارند. حتی برخی از این کشورها در شرایط تحریم ایران توانستهاند منافع چشمگیری به دست آورند؛ چراکه از طریق تامین بخشی از نیازهای ایران و ایفای نقش به عنوان یک واسطه میان ایران و سایر کشورها، توانستهاند امتیازات قابلتوجهی کسب کنند. در نتیجه، باید گفت تحریم ایران در شرایط کنونی وضعیت پیچیدهای ایجاد کرده است. از یکسو، ایران بهشدت تحت فشار قرار گرفته تا امتیازاتی را بپذیرد و از مواضع خود عقبنشینی کند، اما ازسوی دیگر، افزایش فشار میتواند برای امریکا بهصورت یک شمشیر دولبه عمل کند. این کارشناس ارشد روابط بینالملل در ادامه تاکید کرد: تشدید این فشارها ممکن است برخلاف هدف اولیه امریکا، ایران را به سمت پیگیری سیاستهای جدیتر و اتخاذ سیاستهایی سوق دهد که مبتنی بر تحمل تنش بیشتر باشد. در چنین شرایطی، ممکن است ایران بهجای پذیرش فشارها، اتفاقا به سمت مقاومت بیشتر حرکت کند. این وضعیتی است که در حال حاضر شاهد آن هستیم.
دیپلماسی به بنبست نرسیده است
زرگر در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با ارزیابیاش از شرایط پیچیده دیپلماسی میان تهران و واشنگتن در مقطع کنونی گفت: به باور من، دیپلماسی به بنبست نرسیده است. اساسا در روابط میان کشورها، حتی در شرایطی که روابط آنها بسیار پرتنش است یا حتی جنگی میان آنها در جریان است، دیپلماسی میتواند همچنان وجود داشته باشد و حتی نسبت به شرایط آرامتر و صلحآمیز، با جدیت بیشتری دنبال شود. بنابراین، این ادعا که دیپلماسی به بنبست رسیده، نادرست است؛ چراکه دوطرف، با پیامهایی که ارسال میکنند، راهکارها و تدابیری که درنظر میگیرند و همچنین پیشنهادهای جدیدی که مطرح میکنند، نشان میدهند که دیپلماسی همچنان مسیر خود را، هرچند بسیار آهسته و کند، دنبال میکند. به گفته این استاد دانشگاه مشکلی که در حال حاضر دوطرف با آن مواجه هستند، کماکان مساله اعتماد است. ازسوی ایران، تهران نمیتواند بهآسانی به امریکا اعتماد کند. اما موضوع مهم در اینجا حتی صرفا تعهدات نیست، بلکه مساله اصلی، نحوه اجرای تعهدات است. به نظر میرسد هر دو طرف در وضعیتی قرار گرفتهاند که در ابتدا امریکا از ایران میخواهد که ابتدا اقدامات عملی را انجام دهد و ایران نیز متقابلا تاکید میکند که تا زمانی که امریکا برخی تحریمها را لغو نکند، فشارها بر تجارت دریایی ایران را کاهش ندهد و محدودیتهای موجود را حذف نکند، تهران نیز وارد اقدامات عملی نخواهد شد. در مقابل، امریکا نیز مدعی است که ایران باید ابتدا در رابطه با تنگه هرمز اقداماتی انجام دهد و آن را به وضعیت قبلی بازگرداند و در رابطه با پرونده هستهای نیز اقداماتی صورت گیرد. بنابراین، اصل مشکل در حال حاضر، نحوه اجرای تعهدات و مشخصا این مساله است که کدام طرف باید گام نخست را بردارد. این تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی در ادامه به «اعتماد» گفت: ایران تجربه موفقی، به ویژه در رابطه با برجام، نداشته است و از این منظر نگران است که اگر بار دیگر اقدامی عملی انجام دهد، چهبسا امریکاییها نه تنها اقدام متقابلی در جهت تامین منافع ایران انجام ندهند، بلکه در مقابل، فشارهای بیشتری را علیه تهران اعمال کنند. به همین دلیل، وضعیت کنونی در روابط ایران و امریکا پیچیدهتر شده است. البته متغیرهای دیگری نیز در این میان تاثیرگذار هستند. متغیر اسراییل و همچنین کشورهای منطقه همچنان متغیرهای مهمی هستند و مجموعه این عوامل باعث میشود وضعیت روابط میان دو کشور پیچیدهتر شود. با این حال دیپلماسی کماکان در جریان است، کانالهای دیپلماتیک همچنان در حال فعالیت هستند.
ایران در ارتباط با برنامه هستهای از خطوط قرمزش عقبنشینی نمیکند
این استاد دانشگاه در ادامه و در رابطه با گمانهزنیها پیرامون اضافه شدن پرونده هستهای کشورمان به لیست مطالبات ادعایی رییسجمهور امریکا به «اعتماد» گفت: روشن است که امریکاییها بهشدت به دنبال آن هستند که پرونده هستهای ایران بخشی از توافق باشد و ایران در همان مرحله نخست بپذیرد که اقداماتی را در این زمینه انجام دهد. به عبارتی ترامپ نیز در مقطع فعلی خواهان توقف کامل غنیسازی است. در همین رابطه ادعاهایی درباره پذیرش این خواسته از سوی تهران مطرح شد و البته مقامات ایرانی نیز این موضوع را تکذیب کردند. با این حال، به نظر میرسد ایران برای نشان دادن انعطاف آمادگی دارد. فکر میکنم صحبتهای مسعود پزشکیان، رییسجمهور کشورمان در نیویورک، بهویژه در نشست خبری که در نیویورک برگزار شد، نشان میدهد که ایران سیگنالهایی را درباره آمادگی خود برای انعطاف ارسال کرده و همچنان ارسال میکند. به گفته زرگر این انعطاف میتواند شامل رقیقسازی ذخایر اورانیوم یا انتقال بخشی از ذخایر به یک کشور ثالث باشد. با این حال، به تصور من ایران هرگز نمیپذیرد که برنامه هستهای خود را بهطور کامل متوقف کند؛ چراکه این موضوع برای ایران یک گام بسیار بزرگ خواهد بود. با این حال، نشان دادن انعطاف امکانپذیر است. در همین راستا میتوان به توافقی دست یافت که براساس آن، ایران همچنان چرخه فعالیتهای هستهای صلحآمیز خود را دنبال کند، اما در مقابل، نظارتهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی افزایش یابد. این عضو هیات علمی دانشگاه در ادامه خاطرنشان کرد: آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز یک طرف این قضیه است و میتوان نظارتهای بیشتری را برای آن درنظر گرفت. همچنین ممکن است اقدامات دیگری انجام شود که دستکم بتواند بخشی از خواستههای امریکا و همپیمانان آن را تامین کند. اما درباره اینکه آیا میانجیها در این وضعیت همچنان میتوانند اثربخش باشند یا خیر، باید گفت که در بحث میانجیگری در پرونده هستهای ایران، به نظر میرسید بهتر بود این روند به سمتی پیش برود که کشوری مانند چین مستقیما وارد میدان شود. با این حال، عوامل مختلفی باعث شده چینیها تمایل کمتری به ورود مستقیم به این موضوع داشته باشند. در عین حال، کشورهای دیگری نیز فعال بودهاند و به نظر میرسد در حال حاضر، نقش قطر همچنان پررنگتر باقی مانده و این کشور در حال انتقال پیامها میان طرفین است. زرگر در ادامه تشریح کرد: با این حال، مساله مهم این است که فاصله میان ایران و امریکا از نظر ادراکات، برداشتها و تصورات متقابل، بسیار زیاد است و این ادراکات، بهویژه ازسوی ایران نسبت به امریکا، بسیار منفی است. ایران طی یک سال اخیر دو وضعیت جنگی و همچنین تنشهای پس از آن را تجربه کرده و سالیان سال نیز با فشارها و تحریمهای جدی مواجه بوده است. بنابراین، ایران نمیتواند با چنین پیشینهای و با توجه به آنچه در این مدت تجربه کرده، بهآسانی به امریکا اعتماد کند. این فاصله سیاسی شدید و ادراکات بسیار منفی و ذهنیت منفی موجود میان دوطرف، مانع از آن میشود که میانجیها نیز بتوانند به راحتی موفق باشند. البته میانجیها نیز منافع و ملاحظات خاص خود را دارند، چراکه ادامه تنشها در سطح منطقه میتواند برای میانجیگران، بهویژه کشورهایی مانند قطر و عمان، هزینهساز باشد. بنابراین، آنها نیز تلاش میکنند کانال دیپلماسی کماکان زنده باقی بماند و امکان انتقال پیامها و ادامه ارتباط میان دوطرف حفظ شود.
پیام خروج امریکا از عراق برای ایران
این استاد دانشگاه در ادامه و در رابطه با ارزیابیاش از تحولات اخیر عراق بعد از خروج نیروهای امریکایی در مقطع کنونی به «اعتماد» گفت: توجه داشته باشیم که خروج نیروهای نظامی امریکا از عراق، براساس یک برنامهریزی قبلی صورت گرفته و از مدتها قبل درباره آن توافق شده بود. بنابراین، اگرچه در شرایط کنونی و باتوجه به تحولات ژئوپلیتیکی منطقه، این اقدام میتواند برجسته و قابلتوجه به نظر برسد، اما باید توجه داشت که اصل خروج نیروهای امریکایی از قبل برنامهریزی شده بود. به گفته زرگر نکته دوم که نباید فراموش کرد این است که امریکا با خروج نیروهای نظامی خود، همکاریهای امنیتی و نظامیاش با عراق را پایان نداده است. این همکاریها همچنان ادامه دارد. حتی عراق با توجه به شرایطی که در زمینه تامین منابع مالی خود و درآمدهای حاصل از فروش نفت دارد، همچنان در برخی حوزهها با امریکا ارتباط و وابستگی دارد و بخشی از این روند از مسیر امریکا انجام میشود. بنابراین، نمیتوان گفت با خروج نیروهای نظامی امریکا پیوندهای نظامی و امنیتی میان دو کشور قطع خواهد شد. این استاد دانشگاه در ادامه تشریح کرد: اما این خروج میتواند از چند جنبه حائز اهمیت باشد. اول اینکه زمانی که نیروهای امریکایی از عراق خارج میشوند، ممکن است این برداشت ایجاد شود که ایران میتواند نیروهای متحد خود در سطح منطقه را تقویتشده ببیند، چراکه تهران میتواند چنین وضعیتی را اینگونه تفسیر کند که فشارهای آن موجب شده امریکا از عراق خارج شود و درنتیجه، نیروهای متحد یا نیروهایی که ارتباطات بیشتری با ایران دارند، فضای بهتری برای فعالیت داشته باشند و بتوانند قدرتمندتر از گذشته عمل کنند. به گفته زرگر در عین حال، خروج نیروهای امریکایی از عراق میتواند پیام دیگری نیز داشته باشد؛ اینکه امریکا در حال ایجاد فاصلهای از ایران است تا اگر درگیری نظامی دیگری در آینده رخ داد، نیروهای امریکایی در سطح منطقه کمتر در معرض آسیب قرار گیرند. این نیز نکته مهمی است که باید درنظر گرفته شود. زرگر در ادامه تاکید کرد: نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که اگر سربازان و نیروهای نظامی امریکا از عراق خارج شوند، همواره این امکان وجود دارد که در چنین شرایطی، برخی گروهها از خلأ ایجادشده سوءاستفاده کنند و شرایط را دستخوش بیثباتی کنند.
جاهطلبیهای امارات باید جدی گرفته شود
این استاد دانشگاه در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با دیدار اخیر نتانیاهو و بن زاید و محورهای احتمالی این ملاقات گفت: آنچه از سیاستهای امارات شاهد بودهایم، نشان میدهد که این کشور با توجه به جاهطلبیها و سیاستهایی که دنبال کرده و اقداماتی که انجام داده، دامنه فعالیتهای خود را حتی فراتر از منطقه گسترش داده است. امارات در آفریقا نیز تلاش کرده مداخله و نقشآفرینی کند و در موضوع سودان شاهد برخی تحرکات و حمایتهای این کشور بودهایم. ازسوی دیگر، باتوجه به اختلافاتی که میان ایران و امارات وجود دارد و ادعاهایی که این کشور همواره درباره جزایر سهگانه ایرانی مطرح کرده و حتی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز آن را بیان کرده است، شاهد مواضع امارات در این زمینه بودهایم؛ البته این ادعاها با پاسخ ایران نیز مواجه شده است. میتوان مجموعه این اقدامات را در چارچوب نوعی عدم اشباع سرزمینی امارات و تلاش این کشور برای تبدیل شدن به یک دولت قدرتمندتر درنظر گرفت؛ رویکردی که در این راستا میتواند به طرح برخی ادعاها نسبت به سرزمین ایران و جزایر سهگانه نیز منجر شود. به باور زرگر نکته دیگر افزایش پیوندهای امارات با اسراییل است. در میان کشورهای منطقه و کشورهای عربی، امارات ازجمله پیشروترین کشورها در همکاری با اسراییل بوده و تلاش کرده همکاریهای نظامی، امنیتی، سیاسی و اقتصادی خود با این رژیم را تقویت کند. بنابراین مجموعه این عوامل باعث شده امارات به یکی از پرخطرترین همسایگان ایران در منطقه طی سالهای اخیر تبدیل شود و ایران نباید نسبت به این وضعیت بیتوجه باشد. این استاد دانشگاه در ادامه به «اعتماد» گفت: بنابر گزارشاتی پیشتر نیز در بحبوحه جنگ ۴۰ روزه علیه کشورمان امارات میزبان نتانیاهو بود. مجموعه این تحولات نشان میدهد که امارات در حال همراهی با اسراییل است و اقداماتی را دنبال میکند. در صورت بروز جنگ دیگری نیز به نظر میرسد امارات به دنبال ایفای یک نقش مکمل برای امریکا و اسراییل باشد. با این حال، به نظر میرسد دیدار نتانیاهو با بن زاید صرفا بر یک مساله متمرکز نبوده است. اطلاعات دقیقی از جزییات این دیدار نداریم و ممکن است حتی برخی رسانهها نیز از ابعاد این دیدار اطلاع دقیقی نداشته باشند. با این حال، گفته میشود این دیدار چند ساعت به طول انجامیده و برخی نمایندگان کشورهای عربی منطقه نیز در آن حضور داشتهاند. به طور کلی، برآوردها این است که در این دیدار احتمالا درباره چند موضوع گفتوگو شده باشد؛ یکی از آنها پرونده ایران، موضوع دیگر امنیت منطقه و همچنین افزایش هماهنگی میان اسراییل و امارات بوده است. همچنین این مساله که دو کشور چگونه میتوانند در چارچوب توافق ابراهیم که به آن پیوستهاند، هماهنگیهای خود را بیش از پیش افزایش دهند، میتواند یکی دیگر از محورهای این رایزنیها بوده باشد. این تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی در ادامه خاطرنشان کرد: ازسوی دیگر، مساله انتخابات اسراییل نیز اهمیت دارد. به نظر میرسد نتانیاهو تلاش میکند از طریق این دیدار و همچنین اقدامات دیگری که انجام میدهد، زمینه را برای افزایش اقبال عمومی در جامعه اسراییل و تقویت موقعیت خود برای پیروزی مجدد فراهم کند. زرگر در پایان به «اعتماد» گفت: وضعیت موجود بسیار پیچیده است و میتواند پیچیدهتر نیز شود. بنابراین، بهتر است ایران با رصد دقیق تحولات منطقه، مسیر دیپلماسی را کماکان، البته با تدابیر و ملاحظات بهتر، دنبال کند. بهترین پیروزی برای هر کشوری این است که بدون جنگ بتواند به منافع خود دست پیدا کند. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، همه طرفها میتوانند از نتایج آن بهرهمند شوند. البته که جنگ هیچگاه انتخاب ایران نبوده و ایران همواره انتخاب شرایط صلحآمیز را دنبال کرده است. با این حال، جنگ نیز در شرایط کنونی برای هیچیک از طرفها وضعیت مطلوبی ایجاد نخواهد کرد. بنابراین، بهتر است کانالهای دیپلماتیک همچنان زنده باقی بمانند و امکان گفتوگو و تعامل میان طرفها حفظ شود.
دیدگاه تان را بنویسید