کد خبر: 792875
|
۱۴۰۵/۰۷/۰۷ ۲۱:۱۲:۲۴
| |

زنی برای مهاجرت، سناریوی ربوده شدن و قتل خودش را طراحی کرد

مرد طلافروشی که مدعی بود همسرش گروگان گرفته و برای آزادی او ۷۰ هزار یورو باج خواسته شده است، پس از ۳۰ روز از قصد همسرش برای مهاجرت مخفیانه به انگلیس پس از اخاذی از او شوکه شد.

زنی برای مهاجرت، سناریوی ربوده شدن و قتل خودش را طراحی کرد
کد خبر: 792875
|
۱۴۰۵/۰۷/۰۷ ۲۱:۱۲:۲۴

مرد طلافروشی که مدعی بود همسرش گروگان گرفته و برای آزادی او ۷۰ هزار یورو باج خواسته شده است، پس از ۳۰ روز از قصد همسرش برای مهاجرت مخفیانه به انگلیس پس از اخاذی از او شوکه شد.

به گزارش سایت جنایی، مدتی قبل مردی طلافروش به اداره پلیس آگاهی تهران مراجعه کرد  تا خبر از ناپدید شدن ناگهانی همسرش «مارال» را بدهد. با توجه به اظهارات مرد در ابتدا پرونده‌ای عادی برای فقدان تشکیل شد، اما ۲۴ ساعت بعد که مرد دوباره به اداره آگاهی رفت، ماجرا رنگ و بوی دیگری گرفت و به سمت پرونده‌ای جنایی رفت.

ادعای آدم‌ربایی و صدای تغییر یافته چیزی بود که مرد در دومین مراجعه سراسیمه از آن خبر می‌داد. شوهر مارال بار دیگر با وضعی پریشان به اداره پلیس مراجعه کرد و این‌بار فقط برای مفقودی همسرش به کمک نیاز نداشت، بلکه به افسر پرونده گفت تماسی داشته که فرد تماس گیرنده از یک آدم‌ربایی خبر داده است. او ادامه داد پیام‌هایی در شبکه‌های اجتماعی برایش ارسال شده است که پیام‌ها حاوی یک صدا بوده، اما صدا عادی نیست بلکه حالتی غیرطبیعی و رباتی دارد که با کمک نرم‌افزارهای تغییر صدا به شکلی که برای او فرستاده‌اند. افسر پرونده هم وقتی اولین کلمه را شنید متوجه شد صدا تغییر کرده  است.

اما متن همراه پیام که کوتاه بود بیشتر خود صدا مرد را وحشت انداخته بود: «همسر شما گروگان ماست. برای آزادی او باید ۷۰ هزار یورو پرداخت کنی، وگرنه کارش تمام است.» حتی گروگان‌گیر در پیام‌های بعدی پا را فراتر گذاشت و تهدید کرد اگر کوچک‌ترین ردی از پلیس در ماجرا احسای کند، گروگانش را به قتل می‌رساند. به این ترتیب، پرونده به سرعت از موضوع «فقدان» به «آدم‌ربایی» تغییر ماهیت داد.

۷۲ ساعت از آغاز تحقیقات گذشته بود که گروگان‌گیر با خانواده مارال هم تماس گرفت. او برای دریافت باج ۷۰ هزار یورویی، پارکی در شمال شرق تهران را به عنوان محل قرار تعیین کرد. دستورات دقیق بود: «پول‌ها را داخل ساک بگذارید و زیر درخت رها کنید و بروید.»

تیم‌های نامحسوس پلیس، پارک را تحت محاصره کامل درآوردند. شوهر مارال با آموزش‌های پلیس، ساک حاوی اسکناس‌های یورو را زیر درخت مورد نظر قرار داد و به نقطه امن پلیس برگشت. اما گروگان‌گیر بسیار هوشیارتر از آن بود که به دام بیفتد. او در پارک حاضر نشد و دقایقی بعد، با ارسال پیامی سرد و بی‌رحمانه، ضربه نهایی را وارد کرد: «پای پلیس را به ماجرا باز کردید، مارال را کشتیم و جسدش را سوزاندیم.»

شوک بزرگی مرد طلافروش و خانواده زن وارد شد، ادعای سوزاندن جسد، پرونده را از یک آدم‌ربایی ساده به جنایتی هولناک تبدیل کرد. تحقیقات پلیس به صورت شبانه‌روزی و با تمرکز بر این سناریوی وحشتناک ادامه یافت.

یک ماه از آن شب گذشت و کارآگاهان پلیس همچنان در حال بررسی بود، اما نه در تهران. گوشی موبایل زن که در همان شمال شرق تهران خاموش شده بود، ناگهان پس از ۳۰ روز در یک شهر مرزی روشن شد. بررسی‌های فنی کارآگاهان نشان داد از این گوشی تراکنش‌های بانکی متعددی انجام شده است.

این سرنخ طلایی، ماموران پلیس را به نقطه صفر مرزی کشاند. بنابراین تیم عملیاتی با اخذ نیابت قضایی به محل اعزام شد. آن‌ها تصور می‌کردند به کمین قاتل نشسته‌اند، اما آنچه با آن مواجه شدند، تمامی معادلات را به هم ریخت. درست در لحظه‌ای که نیروهای پلیس برای دستگیری قاتل آماده می‌شدند، زنی از خانه خارج شد؛ او کسی نبود جز زنی که ادعا شده بود کشته و سوزانده شده، او زنده بود و در کمال سلامت، به نظر مشغول زندگی عادی بود.

او پس از مواجهه اولیه و غیر منتظره با پلیس ادعا کرد سوار یک خودروی مسافرکشی شده، راننده او را ربوده و در یک اتاق متروکه به همراه چند دختر دیگر نگهداری کرده است، اما توانسته از پنجره فرار کند.

اما این داستان‌پردازی‌ها در برابر مستندات فنی و بازجویی‌های تخصصی پلیس دوام نیاورد و زن سرانجام لب به اعتراف گشود و پرده از زار یک ماهه برداشت. حقیقت این است: «همه این‌ها نقشه خودم بود.»

او اعتراف کرد چون همسرش مخالف شدید مهاجرتش بود، تصمیم گرفته با جعل مرگ خود، همسرش را وادار به پرداخت مبلغ هنگفت کند تا بتواند مخفیانه از کشور خارج شده و پیش یکی از دوستان قدیمی‌اش در انگلیس برود. او از تکنولوژی برای تغییر صدا استفاده کرده بود، حتی خودش پیام‌های تهدیدآمیز را ارسال کرده و در تمام این مدت در یک شهر مرزی پنهان شده بود تا در فرصتی مناسب از مرز خارج شود.

به این ترتیب زن جوان بازداشت شد و ه تهران منتقل شد تا پایان نمایش هولناک و آغاز مجازات کلید بخورد. ماموران پلیس و همسر زن جوان که از ابتدا تصور می‌کردند با یک جنایت هولناک و پرونده‌ای بی‌سرانجام روبرو خواهند شد و تصویرمی‌شد به عنوان یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های قتل حل نشده بماند به اذیت و آزار روانی و اخاذی تبدیل شد. در حال حاضر هم زنی که می‌خواست با سوزاندن هویت و زندگی مشترکش به رویای سفر و اقامت در خارج از کشور برسد، حالا با اتهامات سنگینی از اخاذی و فریب پلیس روبروست.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها