کد خبر: 789734
|
۱۴۰۵/۰۶/۱۷ ۰۹:۲۵:۴۲
| |

چند توصیه برای اصلاح نظام آموزشی کشور در آستانه مهر / استعدادیابی در ایران نه یک شعار که ضرورت ملی است

استعدادیابی در ایران نه یک شعار، بلکه یک ضرورت ملی است، چراکه نادیده گرفتن آن، به معنای دور ریختن سرمایه‌های انسانی و تحمیل خسارتی جبران‌ناپذیر به آینده کشور است. هر دانش‌آموزی که در مسیر اشتباهی قرار می‌گیرد، نه تنها یک فرد، بلکه یک سرمایه ملی است که هدر می‌رود.

چند توصیه برای اصلاح نظام آموزشی کشور در آستانه مهر / استعدادیابی در ایران نه یک شعار که ضرورت ملی است
کد خبر: 789734
|
۱۴۰۵/۰۶/۱۷ ۰۹:۲۵:۴۲

«نفوذ در تاریکی‌ ذهن دانش‌آموزی که نفهمید» عنوان یادداشت بیژن همدرسی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده: در یک‌سال و نیم گذشته، شرایط حساس و تهدیدهای امنیتی ناشی از تنش‌های منطقه‌ای و تقابل با دشمنان، مدارس ایران را به ناچار به سمت آموزش مجازی سوق داد. این تصمیم اگرچه در کوتاه‌مدت امنیت جانی دانش‌آموزان را تامین کرد، اما خلأهای آموزشی و پرورشی عمیقی را آشکار ساخت.  اکنون که مدارس در آستانه بازگشایی هستند، زمان آن رسیده است که به جای بازگشت به روش‌های فرسوده گذشته، به تحولی بنیادین بیندیشیم. یکی از مهم‌ترین نیازهای نظام آموزشی، گذار از آموزش یکسان به سمت استعدادیابی دقیق است. سال‌هاست که دانش‌آموزان را در یک قالبِ خشک و یکپارچه چون خشت‌های کارگاه آجرپزی می‌ریزیم، گویی همه درختان یک جنگل باید میوه‌ای یکسان بدهند. در حالی که واقعیت این است که هر دانش‌آموز دارای توانمندی‌های منحصر‌به‌فردی است که نباید زیر چرخ‌دنده‌های یک برنامه درسی خشک له شود. نظام آموزشی باید به جای تمرکز بر حفظیات و نمرات کاغذی، به دنبال کشف ظرفیت‌های نهفته در وجود هر کودک باشد. دانش‌آموزی که در ریاضیات ضعیف، اما در کارهای فنی چیره‌دست است یا نوجوانی با صدایی گیرا، اما نمراتی متوسط در ادبیات، در نظام فعلی برچسب ضعف می‌خورند و اعتمادبه‌نفس‌شان فرو می‌ریزد. کشورهای پیشرفته سال‌هاست از این اشتباه عبور کرده‌اند؛ از شناسایی استعدادهای متفاوت در فنلاند تا اهمیت‌بخشی به مدارس فنی در کانادا. استعدادیابی در ایران نه یک شعار، بلکه یک ضرورت ملی است، چراکه نادیده گرفتن آن، به معنای دور ریختن سرمایه‌های انسانی و تحمیل خسارتی جبران‌ناپذیر به آینده کشور است. هر دانش‌آموزی که در مسیر اشتباهی قرار می‌گیرد، نه تنها یک فرد، بلکه یک سرمایه ملی است که هدر می‌رود. مدرسه باید آزمایشگاهی برای کشف گنجینه‌های انسانی باشد، نه کارخانه‌ای برای تولید فارغ‌التحصیلانِ یکسان. هر کودکی کلیدی از طلایه‌داران فردای این سرزمین است.

اما در کنار استعدادیابی، چالش بزرگ‌تری وجود دارد که بدون رفع آن، تمامی تلاش‌ها بی‌نتیجه خواهد ماند: عدالت آموزشی. امروز، توان مالی خانواده‌ها تعیین‌کننده کیفیت آموزش است. تفاوت فاحش مدارس مناطق مرفه با مدارس حاشیه‌نشین یا روستاهای محروم، چنان عمیق است که گویی دانش‌آموزان در دو کشور متفاوت زندگی می‌کنند. در یک سو، دسترسی به تبلت، اینترنت و معلم خصوصی است و در سوی دیگر، کلاس‌های فرسوده و کمبود امکانات. این رویکرد نه تنها عدالت آموزشی را زیر سوال می‌برد، بلکه استعداد‌های درخشان بسیاری را در محرومیت خاموش می‌کند. نمی‌توان پذیرفت که در کشوری پهناور و صاحب تمدن، سرنوشت یک کودک تنها به دلیل کدپستی محل تولدش یا شغل پدرش تعیین شود.

دوران آموزش مجازی، این شکاف را عمیق‌تر کرد و بسیاری از دانش‌آموزان محروم را در سکوت از قافله آموزش عقب انداخت. مدرسه باید پایگاه برابری باشد، نه میدان رقابت ثروت‌ها. آموزش یک حق بنیادین است، نه کالایی لوکس. وظیفه حاکمیت است که با توزیع عادلانه منابع، این شکاف را پر کند تا هیچ کودک با استعدادی تنها به دلیل فقر، در محرومیت خاموش نشود و چرخه معیوب فقر و جهل تکرار نگردد.

در این میان، نقش صداوسیما و سینما در تکمیل فرآیند آموزش و پرورش انکارناپذیر است. کودک و نوجوان ایرانی امروز در بمباران محتوای خارجی و ارزش‌های بیگانه قرار دارد. رسانه ملی و هنر هفتم باید از سرگرمی صرف فاصله گرفته و به بازوی قدرتمند نظام آموزشی تبدیل شوند. تولید انیمیشن‌ها و فیلم‌های باکیفیت با تکیه بر اساطیر، تاریخ و فرهنگ بومی می‌تواند قهرمانان واقعی را به نسل جدید معرفی کند. سینما و تلویزیون مکمل مدرسه‌اند؛ آنها می‌توانند مفاهیم عمیق اخلاقی و ملی را با زبان هنر به دل کودکان بنشانند و عشق به ایران را در رگ‌هایشان جاری سازند. رسانه‌ها باید با زبانی هنرمندانه و جذاب، هویت ملی و دینی را به گونه‌ای منتقل کنند که در برابر تهاجم فرهنگی، به سپری نفوذناپذیر برای ذهن نسل جدید تبدیل شود. بازگشایی مدارس، تنها گشودن درهای یک ساختمان نیست، بلکه فرصتی است برای تغییر نگرش‌ها و بازگشایی ذهن‌ها. ما نیازمند نظامی هستیم که در آن معلم، نقشی الهام‌بخش داشته باشد و هر دانش‌آموز، فارغ از پایگاه اقتصادی‌اش، فرصت شکوفایی بیابد. نسلی که امروز در کلاس‌ها می‌نشیند، فردا سازندگان ایران خواهد بود. اگر امروز این تحول را آغاز نکنیم، فردا دیر است. ما در تقاطع حساس تاریخ ایستاده‌ایم و هر روز تاخیر در اصلاح این ساختار، به معنای عقب ماندن از قافله توسعه‌یافتگی است.

کلاس‌ها باید نفس بکشند. باید از خفگی دوران مجازی و فرسودگی گذشته بیرون بیایند . این یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی حیاتی برای بقا و تعالی ایران است. تصمیم با ماست و زمان در گذر. آینده ایران در گروِ تصمیمات امروز ماست.تصمیمی از جنس تحول در نظام آموزشی که دانش‌آموز واقعا بیاموزد و در آینده به‌ کار گیرد.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها