کد خبر: 789031
|
۱۴۰۵/۰۶/۱۱ ۱۶:۴۷:۰۰
| |

مراسم روز ملی حفاظت از یوز برگزار شد

یوز آسیایی، بازگشته از لبه نیستی

یوز آسیایی از لبه انقراض بازگشته، اما همچنان برای احیاء به حفاظت، مراقبت و همکاری دولت و جامعه محلی نیاز دارد.

یوز آسیایی، بازگشته از لبه نیستی
کد خبر: 789031
|
۱۴۰۵/۰۶/۱۱ ۱۶:۴۷:۰۰

سیدعلی پورطباطبایی- شب روی دشت پهن شده است. زمین هنوز گرمای روز را پس می‌دهد و باد، بوی بوته‌های قیچ، گون و تاغ را در این پهنه می‌گرداند. «هلیا» جایی دور از نور چراغ‌ها ایستاده؛ گوش‌هایش به صداهایی است که از دور، نزدیک می‌شوند و دوباره دور می‌شوند. پنج توله‌اش هم در پی او حرکت می‌کنند. هنوز آنقدر بزرگ نشده‌اند که خطر را پیش از مادر بفهمند، اما از مکث‌هایش می‌آموزند چه وقت باید ایستاد، چه وقت باید در سایه بوته‌ای فرو رفت و چه وقت باید دوید.

پیش رو، دشت ناگهان به نواری از آسفالت می‌رسد. محور عباس‌آباد - میامی پیوستگی زیستگاهشان را قطع کرده، جاده‌ای که در حافظه حفاظت از یوز، نامش با مرگ گره خورده است. نور دو چراغ از دور پیدا می‌شود، روی آسفالت می‌لغزد و می‌گذرد. دوباره تاریکی است. هلیا باید راهی پیدا کند؛ نه فقط برای خودش، برای پنج حیوان جوانی که هنوز هر حرکتشان تکرار حرکت او است. هیچ انسانی آن شب کنار هلیا نبوده تا لحظه عبور یا بازگشت او را ببیند. آنچه می‌دانیم از تصاویری می‌آید که پیش و پس از این مسیر ثبت شده‌اند: هلیا پنج توله را در میاندشت به دنیا آورد، ماه‌ها با آنها در پهنه میان میاندشت، یوزکنام و توران حرکت کرد و در مقطعی به نزدیکی همین جاده رسید. بعد، ردش دوباره در شمال پیدا شد. فاصله میان این تصاویر، همان بخش نادیده زندگی یوز است؛ جایی که داستان بقا در تاریکی اتفاق می‌افتد. هلیا، دلبر، کوشکی، فیروز، ایران، پیروز، هیوا، فراز، هرب، تلخاب، خورشید و مهتاب؛ این نام‌ها برای کسانی که سرنوشت یوز ایرانی را دنبال کرده‌اند، فقط اسم چند حیوان نیستند. هر کدام بخشی از تاریخ پراضطراب حفاظت از گونه‌ای‌اند که اکنون تنها جمعیت بازمانده شناخته‌ شده یوز آسیایی در ایران زندگی می‌کند؛ تاریخی که گاهی با تولد یک توله امید می‌گیرد و گاهی با خبر تصادف یک یوز دوباره به نقطه هراس بازمی‌گردد. سفر دو روزه به زیستگاه‌های یوز در خراسان شمالی، از پناهگاه حیات‌وحش میاندشت تا حفاظتگاه مشارکتی یوزکنام و منطقه حفاظت ‌شده ضامن آهو، فرصتی بود برای رفتن به دل همین داستان؛ نه فقط آنچه در تصاویر دوربین‌های تله‌ای ثبت می‌شود، بلکه آنچه میان دو تصویر باقی می‌ماند: کار روزمره محیط‌بانان، زیرساخت‌های نیمه‌تمام، آبشخورهایی که با آزمون ‌و خطا ساخته شده‌اند، معادنی که تا دل زیستگاه پیش رفته‌اند و مردمی که حالا نام یوز را بخشی از هویت خودشان می‌دانند.

بازگشت یوز به میاندشت

میاندشت در سال‌های اخیر دوباره به یکی از مهم‌ترین نقاط امید برای یوز تبدیل شده است. احمد صفرزاده، رییس اداره حفاظت محیط‌زیست شهرستان جاجرم در جریان بازدید از منطقه می‌گوید: «از ابتدای سال جاری، ۱۸ مورد تصویربرداری و عکاسی مستند از یوز ثبت شده و حدود ۳۰ گزارش مشاهده نیز به دست محیط‌زیست رسیده است.» این افزایش مشاهده لزوما به معنای رشد ناگهانی جمعیت نیست؛ بخشی از آن حاصل افزایش حساسیت مردم، حضور بیشتر نیروهای محلی و گسترش پایش است. با این حال، بازگشت مکرر یوز به میاندشت نشان می‌دهد این منطقه همچنان بخشی زنده از شبکه زیستگاهی گونه است.

مهم‌ترین نشانه این بازگشت، هلیا و پنج توله‌ای هستند که در میاندشت به دنیا آورد. هلیا، دختر «هرب»، در یک‌سال گذشته همراه توله‌هایش بارها در میاندشت و محدوده‌های متصل به توران دیده شد. در زمان این سفر، دو توله از مادر جدا شده بودند و هلیا همچنان با سه توله دیگر حرکت می‌کرد. آخرین مشاهدات نقل‌ شده در گفت‌وگوهای میدانی نیز از حضور او با سه توله در حاشیه توران حکایت داشت. از این داده‌ها نمی‌توان با قطعیت گفت هلیا دو توله را در نقطه‌ای مشخص «رها» کرده یا برای سه توله دیگر برنامه‌ای مرحله‌بندی‌شده دارد. جدایی تدریجی توله‌ها بخشی طبیعی از چرخه زندگی یوز است. آنچه اهمیت دارد، مسیری است که این خانواده طی کرده: پهنه‌ای وسیع میان میاندشت جاجرم و منطقه توران در استان سمنان که از مرزهای اداری و استانی عبور می‌کند و با جاده، دام، شتر و فعالیت معدنی تلاقی دارد. علی رنجبران، کارشناس حفاظتگاه مشارکتی یوزکنام، در گفت‌وگو با خبرنگار اعتماد در توضیح این رفتار می‌گوید: «نیاز یوز را نمی‌توان فقط به وجود طعمه تقلیل داد. یوزها برای یافتن قلمرو، جفت و جلوگیری از آمیزش خویشاوندی جابه‌جا می‌شوند.» به توضیح او، میاندشت با وجود اهمیت بسیارش به ‌تنهایی نمی‌تواند میزبان یک جمعیت مستقل و بسته باشد؛ بقای یوز به پیوستگی آن با توران و پهنه‌های میان این دو وابسته است.

سایتی که با کوشکی آغاز شد و نیمه‌تمام ماند

در بخشی از میاندشت، فنس‌های افتاده و پایه‌های باقی‌مانده، از نخستین تجربه رسمی تکثیر یوز در اسارت در ایران حکایت می‌کنند. یکی از مسوولان منطقه هنگام بازدید توضیح داد که این طرح در سال ۱۳۸۶ با ورود کوشکی به میاندشت آغاز شده و برای آن محدوده‌ای نزدیک به ۲۵۰ هکتار در نظر گرفته بودند؛ بخشی حدود ۱۲ هکتار برای نگهداری یوز نر آماده شد و بخش بزرگ‌تر قرار بود در اختیار یوز ماده و برنامه تکثیر قرار گیرد.

کوشکی تا سال ۱۳۹۳ در میاندشت نگهداری شد، اما طرح هیچ‌گاه به شکل پیش‌بینی ‌شده کامل نشد. پس از انتقال او، سایت نیز عملا کنار گذاشته شد. مسوول منطقه با اشاره به فنس‌های فروریخته می‌گوید: «شاید ۶۰ تا ۷۰ درصد فنس‌ها به زمین افتاده و هزینه زیادی اینجا دارد خاک می‌خورد.» پیشنهاد او این است که سازمان حفاظت محیط‌زیست درباره سرنوشت سایت تصمیم روشنی بگیرد: احیا، جمع‌آوری یا تعریف کاربری تازه. این محل را نمی‌توان بدون بررسی فنی «مرکز مجهز تکثیر» یا بیمارستان بالقوه حیات‌وحش نامید. بخش‌هایی از طرح اولیه هیچ‌گاه تکمیل نشد و زیرساخت موجود نیز فرسوده است. اما رها شدن آن، پرسشی واقعی پیش روی سازمان حفاظت محیط‌زیست می‌گذارد: آیا این سرمایه باید احیا شود، تغییر کاربری پیدا کند یا به‌طور کامل جمع شود؟ در سخنرانی‌های همایش روز ملی یوز آسیایی نیز فعالان محلی جاجرم خواستار تعیین تکلیف و احیای این ظرفیت شدند، زیرا از نظر آنها یوز آسیایی به نمادی برای این شهر تبدیل شده است و فعالیت تکثیر آن نیز باید به همین ‌جا باز گردد.

تامین آب

تجربه‌ای موفق با مشارکت جامعه محلی

یکی از ملموس‌ترین تغییرات میاندشت را نه در یک سازه بزرگ، بلکه در آبشخورها و بندهای خاکی می‌توان دید. محیط‌بانان می‌گویند در سال‌های گذشته برای رساندن آب به حیات‌وحش ناچار بودند تانکرها را از مسیرهای طولانی و فرساینده وارد منطقه کنند؛ کاری پرهزینه که گاهی با خالی‌ ماندن آبشخورها همراه می‌شد.

در سال‌های اخیر حدود ۲۰ بند خاکی برای مهار روان‌آب‌های سطحی ایجاد شده است. بخشی از آب پشت این بندها به استخرهای ذخیره منتقل می‌شود و آبشخورهای پایین‌دست را تغذیه می‌کند. اکنون برای تامین آب حیات‌وحش و دام‌های مجاز، آبی از خارج زیستگاه وارد نمی‌شود. این طرح با مشارکت مردم، دامداران و صنایع اجرا شده و تنها برای ساخت یکی از استخرها از اعتبار دولتی استفاده شده است. آبشخورها نیز بر اساس تجربه‌های محلی تغییر کرده‌اند. دیواره‌ها و شیب آنها طوری طراحی شده که پرندگان و خزندگان بتوانند بدون گرفتار شدن آب بخورند. جهت استقرار سازه با باد غالب هماهنگ شده تا گردوغبار کمتری وارد آب شود و برای جلوگیری از شکستن شناورها به دست شترها، حفاظ‌های محکم‌تری به کار رفته است. محیط‌بان همراه گروه می‌گوید: «فهمیدیم آبشخورها نمی‌توانند همه یک شکل باشند؛ هر نقطه، آب و شرایط خودش را دارد.» در کنار این طرح، حدود ۱۲ هکتار نهال‌کاری و بذرکاری نیز با کمک جامعه محلی انجام شده است. محیط‌بانان از بازگشت پوشش گیاهی و حتی حضور پرندگان مهاجر در آبگیرهای فصلی سخن می‌گویند. اینها ادعاهایی است که برای ارزیابی دقیق اثرات بوم‌شناختی به پایش بلندمدت نیاز دارد، اما آنچه در میدان دیده می‌شود، نمونه‌ای از سازگاری مدیریت آب با اقلیم خشک منطقه است.

دام مجاز در مقابل شتر رها

محدوده میاندشت فقط زیستگاه حیات‌وحش نیست. دامداری بخشی از اقتصاد محلی است و مدیریت تعارض با آن، یکی از پیچیده‌ترین وظایف منطقه به شمار می‌رود. بر اساس توضیحات ارایه ‌شده در بازدید، ظرفیت دام مجاز منطقه در دو دهه قبل حدود ۱۵ هزار راس بوده که با خرید حقوق عرفی و خروج حدود پنج هزار راس، اکنون به حدود ۱۰ هزار راس رسیده است. این دام‌ها اجازه دارند نزدیک به صد روز، از ابتدای زمستان تا دهم فروردین، وارد منطقه شوند. اما مشکل اصلی دام‌های دارای مجوز نیست؛ به گفته رییس اداره محیط زیست شهرستان جاجرم، «دامداران مجاز توجیه شده‌اند و در بحث آب هم با ما همراهی می‌کنند. مشکل اصلی ما در اردیبهشت و خرداد، دام و شتر غیرمجاز است.» شترها افزون بر چرای پوشش گیاهی، به آبشخورها نیز آسیب می‌زنند؛ شناورها را می‌شکنند، آب را هدر می‌دهند و به‌ دلیل رهاشدگی، کنترل حضورشان دشوارتر است. این مساله در مقیاسی بزرگ‌تر در توران نیز مطرح است. باقر نظامی‌بلوچی، مدیر پروژه حفاظت از یوز ایرانی، از وجود این معضل در دیگر زیستگاه مهم یوزپلنگ آسیایی یعنی توران خبر می‌دهد و می‌گوید: «بیش از ۱۰ هزار شتر در مجموعه حفاظتی توران حضور دارد و حفاظت از یوز بدون همکاری دستگاه‌های مسوول در حوزه راه، کشاورزی و دام امکان‌پذیر نیست.»

یوزکنام؛ حفاظت در فاصله میان دو منطقه

پس از خروج از میاندشت، گروه وارد پهنه‌ای شد که روی بسیاری از نقشه‌های عمومی هنوز نام آن کمتر دیده می‌شود: حفاظتگاه مشارکتی یوزکنام. حامد عبدالقاسمی، دبیر انجمن صنفی کارفرمایی حفاظتگاه‌های خصوصی حیات‌وحش، مساحت این محدوده را حدود ۴۵۰ هزار هکتار اعلام کرده و درباره آن توضیح می‌دهد: «یوزکنام میان میاندشت و توران قرار گرفته و هدف اولیه آن آزمودن مدلی از حفاظت غیردولتی، خارج از قالب قرق‌های اختصاصی مبتنی بر شکار است.» عبدالقاسمی می‌گوید هر چه شناخت از این پهنه بیشتر شده، نگاه به آن نیز تغییر کرده است: «سال‌ها می‌دانستیم اینجا یکی از مهم‌ترین کریدورهای یوز است؛ الان که بیشتر کار می‌کنیم، می‌دانیم فقط کریدور نیست و خودش یک زیستگاه بسیار ویژه است.» برآورد اولیه گروه از جمعیت علفخواران منطقه، عمدتا آهو و تعداد کمی کل‌وبز، حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ راس است؛ عددی که هنوز نیازمند تکرار سرشماری و ارزیابی کارشناسی است. یوزکنام با ۹ قرق‌بان و نیروهای اداری و کارشناسی اداره می‌شود. قرق‌بانان کار پایش و حفاظت میدانی را انجام می‌دهند، اما ضابط قضایی نیستند و در تعقیب و برخورد قانونی باید با محیط‌بانان دولتی همکاری کنند. این حفاظتگاه درآمدی از شکار ندارد و هزینه‌های آن از کمک اعضای انجمن، شرکت‌ها و کمک‌های کوچک مردمی تامین می‌شود. به همین دلیل، تامین مالی پایدار یکی از آسیب‌پذیرترین بخش‌های این تجربه است.

معادن؛ ذی‌نفع یا عامل تخریب؟

در مسیر یوزکنام، معادن را می‌توان در چند نقطه دید. تعداد زیاد مجوزها و گستردگی فعالیت معدنی باعث شده کنار گذاشتن کامل این فعالیت‌ها، دست‌کم در شرایط موجود، گزینه‌ای عملی تلقی نشود. مدیران حفاظتگاه می‌گویند راهبردشان گفت‌وگو با معدنداران و واداشتن آنان به کاهش، جبران و بازسازی آثار فعالیت است.

علی رنجبران، کارشناس حفاظتگاه مشارکتی یوزکنام، چارچوب مورد نظر را چنین به خبرنگار اعتماد توضیح می‌دهد: «اول باید دید چه تخریبی در حال اتفاق است؛ بعد تا جای ممکن از آن اجتناب کرد، کاهش داد، جبران کرد و در پایان، عرصه را بازسازی کرد.» او تاکید می‌کند: مشارکت مالی نباید به مجوزی برای تخریب بیشتر تبدیل شود. در این نگاه، معدندار یکی از ذی‌نفعان منطقه است و باید بخشی از مسوولیت حفاظت را نیز بر عهده بگیرد.

اعتبار یوز؛ از جامعه محلی تا اعتبار تنوع زیستی

در ادبیات بین‌المللی، این ابزار با عنوان «Biodiversity Credits» و در شکل غیردولتی آن با عنوان «Voluntary Biodiversity Credits» شناخته می‌شود. اعتبار تنوع زیستی، واحدی قابل اندازه‌گیری و راستی‌آزمایی است که باید نشان دهد یک پروژه چه نتیجه مثبت مشخصی برای حفاظت، احیا یا افزایش تنوع زیستی ایجاد کرده است. برخلاف اعتبار کربن که معمولا با یک تن دی‌اکسیدکربن سنجیده می‌شود، تنوع زیستی واحد اندازه‌گیری جهان‌شمولی ندارد؛ احیای یک تالاب، حفاظت از زیستگاه یک گونه یا بازگرداندن پوشش گیاهی بومی را نمی‌توان همیشه با یک معیار واحد سنجید. همین دشواری، تعیین شاخص، خط مبنا، مدت اثر و نحوه راستی‌آزمایی را به مهم‌ترین چالش این بازار نوظهور تبدیل کرده است.

توجه شرکت‌های بزرگ به این حوزه نیز در حال افزایش است، هر چند همه آنها هنوز خریدار «اعتبار تنوع زیستی» به معنای دقیق کلمه نیستند. غول معدنی ریوتینتو در شرکتی سرمایه‌گذاری کرده که هدفش احیای معادن و زمین‌های تخریب ‌شده و ایجاد و مبادله اعتبارات تنوع زیستی و کربن است. شرکت مصالح ساختمانی هولسیم، از شرکت‌های تراز اول تامین مصالح ساختمانی و سیمان، راهبردی با اهداف قابل سنجش برای اثر مثبت بر تنوع زیستی تدوین کرده و سنجش آن را با همکاری اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت، IUCN پیش می‌برد. گروه فرانسوی کرینگ، مالک برندهایی چون گوچی و سن‌لوران، نیز راهبرد تنوع زیستی خود را بر چهار مرحله اجتناب، کاهش، احیا و باززایی و تحول بنا کرده و برای حفاظت و احیای طبیعت صندوق مستقلی ایجاد کرده است.

این توجه بخشی از حرکت بزرگ‌تری در اقتصاد جهانی است. صدها شرکت و موسسه مالی پذیرفته‌اند بر اساس چارچوب «کارگروه افشای مالی مرتبط با طبیعت» یا TNFD، وابستگی‌ها، آثار، ریسک‌ها و فرصت‌های مرتبط با طبیعت را در گزارش‌های خود منعکس کنند. البته گزارش‌دهی TNFD یا داشتن راهبرد تنوع زیستی با خرید اعتبار تنوع زیستی یکسان نیست؛ اما شرکت‌ها را وادار می‌کند اثر فعالیتشان بر طبیعت را اندازه‌گیری کنند و برای کاهش یا جبران آن برنامه داشته باشند. همین الزام به سنجش و گزارش می‌تواند تقاضا برای پروژه‌های معتبر حفاظت و احیای زیستگاه را افزایش دهد. یوز فقط گونه‌ای در معرض انقراض نیست؛ نام و تصویرش در دو دهه گذشته به سرمایه‌ای اجتماعی تبدیل شده است. از مجموع توضیحات رنجبران می‌توان این ظرفیت را «اعتبار یوز» نامید: اعتباری که از توجه عمومی به این‌گونه، جایگاه ملی آن و حساسیت جامعه نسبت به سرنوشتش به وجود آمده است. این اعتبار برای یک حفاظتگاه، شرکت یا جامعه محلی پول نقد نیست، اما می‌تواند اعتماد عمومی، حسن شهرت و انگیزه مشارکت ایجاد کند. رنجبران در گفت‌وگو با خبرنگار اعتماد توضیح می‌دهد که برای کسب‌وکارها، مشارکت در حفاظت فقط پرداخت مبلغی ذیل مسوولیت اجتماعی نیست. نوع مواجهه یک شرکت با زیستگاه بر اعتبار اجتماعی، شهرت و حتی هویت برند آن اثر می‌گذارد. شرکتی که فعالیت معدنی یا اقتصادی‌اش در قلمرو یوز قرار دارد، می‌تواند صرفا به عنوان عامل تخریب دیده شود یا بخشی از اعتبار خود را از مشارکت قابل سنجش در حفاظت و بازسازی همان زیستگاه به دست آورد. در سوی دیگر، حفاظتگاه نیز از شهرت یوز برای جلب ‌توجه، جذب کمک و وارد کردن ذی‌نفعان به فرآیند حفاظت استفاده می‌کند. این همان اعتباری است که یوز، به عنوان گونه‌ای ملی، به یک طرح محلی می‌بخشد.

مشارکت جامعه محلی

محور اصلی حفاظت از یوز

اما این مدل بدون مشارکت جامعه محلی شکل نمی‌گیرد. حفاظت مشارکتی، نه حفاظت کاملا دولتی است و نه همان قرق خصوصی مبتنی بر شکار. نقطه آغاز آن، شناسایی همه ذی‌نفعان است: محیط‌بان، دامدار، معدندار، کشاورز، روستایی، شرکت خصوصی و دستگاه دولتی. هر کدام قدرت، منفعت و میزان متفاوتی از اثرگذاری دارند و نمی‌توان با همه به یک شیوه وارد گفت‌وگو شد.

نشانه‌های این تعامل را در میاندشت می‌توان دید. دامداران مجاز در ساخت و نگهداری آبشخورها و بندهای خاکی همراه شده‌اند، مردم در نهال‌کاری و بذرکاری مشارکت کرده‌اند و بخشی از هزینه‌ها را صنایع منطقه پذیرفته‌اند. مسوولان محلی جاجرم نیز از تغییری سخن می‌گویند که در چند سال گذشته رخ داده است؛ افرادی که زمانی در برابر محیط‌زیست قرار داشتند یا شکار می‌کردند، اکنون در شمار همراهان و حامیان منطقه‌اند. در سخنرانی‌های جاجرم از کودک پنج‌ساله تا زن و مرد سالخورده به عنوان مردمی یاد می‌شود که نام هلیا، میاندشت و یوز را می‌شناسند. حضور کودکان فعال محیط‌زیست در برنامه همایش روز ملی یوز آسیایی نیز نمایش همین انتقال آگاهی از خانواده به نسل تازه است. باقر نظامی، مدیر پروژه یوز آسیایی نیز بر استفاده از جوانان محلی به عنوان همیار محیط‌بانان تاکید می‌کند. منطق این کار روشن است: جوانی که از یک روستا وارد شبکه حفاظت می‌شود، فقط نیروی گشت نیست؛ او نماینده حفاظت در روستای خود و واسطه‌ای میان سازمان و مردمی است که هر روز با زیستگاه زندگی می‌کنند. بدون چنین رابطه‌ای، حفاظت در پهنه‌های وسیع میان توران و میاندشت با تعداد محدود محیط‌بانان دولتی ممکن نیست. در ادامه گفت‌وگو با رنجبران به مفهوم «اعتبار تنوع زیستی» می‌رسیم؛ ابزاری که در بعضی کشورها برای ارزش‌گذاری و جبران آثار فعالیت اقتصادی بر طبیعت در حال توسعه است. در ساده‌ترین صورت، یک کسب‌وکار با حمایت از اقدامی مشخص و قابل اندازه‌گیری برای حفاظت یا احیای تنوع زیستی، اعتباری به دست می‌آورد که می‌تواند در گزارش پایداری و روابطش با سرمایه‌گذاران، مشتریان و بازارهای بین‌المللی بازتاب پیدا کند. با این حال، اعتبار تنوع زیستی نباید به مجوز خریدنی برای تخریب تبدیل شود. رنجبران مهم‌ترین و دشوارترین بخش آن را تعریف شاخص‌های سنجش می‌داند: باید روشن باشد فعالیت اقتصادی چه آسیبی، در چه مکانی و با چه شدتی ایجاد کرده و اقدام جبرانی دقیقا چه نتیجه‌ای داشته است. ترتیب نیز اهمیت دارد؛ ابتدا اجتناب از تخریب، سپس کاهش آسیب، بعد جبران و در نهایت بازسازی. پرداخت پول تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که در دل این زنجیره قرار گیرد، نه اینکه جای آن را بگیرد. اعتبار تنوع زیستی هنوز در ایران بازار یا نظام حقوقی تثبیت ‌شده‌ای ندارد و نمی‌توان آن را منبع مالی آماده برای یوزکنام دانست. آنچه اکنون وجود دارد، ظرفیت اولیه‌ای است که از کنار هم قرار گرفتن سه سرمایه شکل می‌گیرد: اعتبار ملی یوز، اعتماد و مشارکت جامعه محلی و نیاز شرکت‌ها به اثبات مسوولیت‌پذیری و پایداری. اگر برای این رابطه شاخص، شفافیت و نظارت تعریف شود، می‌تواند بخشی از مشکل مزمن تامین مالی حفاظت را حل کند و اگر بدون این ضمانت‌ها اجرا شود، ممکن است به تبلیغی سبز برای ادامه همان تخریب‌ها فروکاسته شود.

۲۷ یوز؛ عددی برای شناخت، نه سرشماری قطعی جمعیت

در همایش روز ملی یوز آسیایی، باقر نظامی، مدیر پروژه حفاظت از یوز ایرانی، آخرین داده‌های پروژه را تشریح می‌کند. بر اساس پایگاه داده تصاویر و شناسایی خال‌های بدن یوزها، در داده‌های گردآوری‌ شده تا پایان سال ۱۴۰۴، ۲۷ فرد شناسایی شده‌اند: هفت نر، شش ماده، ۹ فرد با جنسیت نامشخص و پنج توله.

این عدد را نباید با جمعیت قطعی تمام یوزهای زنده ایران یکی دانست. برخی افراد ممکن است برای مدتی مقابل دوربین ظاهر نشوند و از سوی دیگر، توله‌ها در سال بعد وارد گروه سنی دیگری شوند. نمونه‌ای که کارشناسان در گفت‌وگو با خبرنگار اعتماد مطرح کردند، «هیوا» بود؛ یوزی که مدتی طولانی دیده نشد و سپس دوباره در تصاویر ثبت شد. درباره جنسیت او نیز ابتدا به ‌دلیل کمبود تصویر تردید وجود داشت، اما تصاویر بعدی نر بودنش را تایید کرد.

کارشناسان میان «پایش سیستماتیک» و ثبت‌های «فرصت‌طلبانه» تفاوت می‌گذارند. پایش سیستماتیک بر طراحی مشخص دوربین‌گذاری و تحلیل منظم داده‌ها متکی است؛ در حالت دیگر، تصویر ثبت ‌شده به دست یک راننده گذری یا دوربینی خارج از شبکه رسمی نیز می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره حضور و جابه‌جایی یوز بدهد. این نکته‌ای بود که در نشست پرسش‌وپاسخ درباره وضعیت یوز آسیایی و با حضور حمید ظهرابی، معاون محیط‌زیست طبیعی و تنوع زیستی مطرح شد. در این نشست همچنین عنوان شد که حجم چند میلیونی تصاویر و محدودیت نیروی تحلیل، انتشار و بررسی داده‌ها را با تاخیر روبه‌رو کرده است. نظامی همچنین می‌گوید: شبکه زیستگاهی جنوبی یوز که زمانی با محوریت یزد تعریف می‌شد، عملا از دست رفته و اکنون تمرکز بر شبکه شمالی شامل توران، میاندشت و پهنه‌های اتصال‌دهنده آنهاست. این واقعیت، اهمیت یوزکنام و دیگر مناطق خارج از مرزهای رسمی حفاظت ‌شده را بیشتر می‌کند.

جاده‌ای که همچنان تهدید می‌کند

محور عباس‌آباد-میامی یکی از شناخته‌شده‌ترین نقاط تصادف یوز است. در همایش روز ملی یوز آسیایی مطرح شد که تاکنون ۱۳ یوز در این محور تلف شده‌اند. فنس‌کشی، روشنایی، کنترل سرعت و حضور نیروهای حفاظتی بارها مطرح شده، اما مساله هنوز به‌طور کامل حل نشده است. اخیرا اعتباری حدود ۸۰ میلیارد تومان برای تکمیل این پروژه اختصاص یافته و در مجموع حدود ۱۸ کیلومتر از این محور به‌طور دو طرفه فنس‌کشی شده است.

درباره هلیا نیز مقام‌های پروژه می‌گویند: او در ماه‌های گذشته به نزدیکی این محور رسیده و سپس دوباره به سمت شمال حرکت کرده است. تصاویر فقط موقعیت‌های جدا از هم را نشان می‌دهند؛ دوربین لحظه تصمیم حیوان را ثبت نکرده است. اما همین فاصله تاریک میان دو تصویر کافی است تا معنای جاده روشن شود: هر بار که هلیا یا یکی از توله‌هایش به این نوار آسفالت نزدیک می‌شود، تمام کوشش‌هایی که در میاندشت و توران برای بقای یوز انجام شده، برای چند ثانیه به رفتار یک راننده وابسته می‌ماند.

جاجرم؛ مطالبه دیده ‌شدن میاندشت

در انتهای سفر دو روزه، همایش روز ملی یوز آسیایی در بجنورد و با حضور فعالان محیط زیستی جاجرم برگزار شد. رویدادی که برگزارکنندگان می‌گویند از یک برنامه محلی آغاز شده و اکنون به سطح ملی رسیده است. در سخنرانی‌ها بارها از مشارکت کودکان، خانواده‌ها و گروه‌های محلی سخن به میان آمد و تعدادی از کودکان نیز برای یوز آسیایی برنامه اجرا کردند که نشانه‌ای از تلاش برای آموزش حفاظت از یوز از سنین کودکی در جاجرم است. اهمیت این همایش از نظر سازمان حفاظت محیط‌زیست و دولت نیز زیاد بود و شینا انصاری، رییس این سازمان و استاندار خراسان شمالی و نمایندگان مجلس در کنار اعضای شورای شهر و محیط‌بانان در آن حاضر بودند.

یکی از مسوولان محلی جاجرم در جمع خبرنگاران می‌گوید: «میاندشت آن‌طور که باید دیده نشده است. خواهش ما این است که میاندشت را ببینیم؛ ظرفیت‌هایش را ببینیم و در کنار آن، کاستی‌هایش را هم ببینیم.» او از کمبود نیرو و فرسودگی خودروها و موتورسیکلت‌های محیط‌بانان می‌گوید و تاکید می‌کند: جامعه محلی نمی‌خواهد فقط از بیرون مطالبه کند، بلکه خود را بخشی از کار حفاظت می‌داند. محمد ایزدی، فرماندار جاجرم نیز در همایش روز ملی یوز آسیایی، یوز را بخشی از هویت شهرستان می‌خواند و می‌گوید: توسعه پایدار در تقابل با محیط‌زیست نیست و دوام آن به حفظ سرمایه‌های طبیعی وابسته است. او که در میانه سفر در منطقه حفاظت شده نیز حاضر شده بود و شخصا میزبانی از خبرنگاران را به عهده گرفته بود، حفاظت از یوز را وظیفه‌ای مشترک میان دولتمردان و مردم می‌داند. این رویکرد در منطقه‌ای اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که معیشت دامداری، فعالیت معدن، نیازهای توسعه و یکی از آخرین جمعیت‌های یوز جهان در یک جغرافیا به هم رسیده‌اند.

امیدی که به یک خانواده محدود نمی‌شود

هلیا و پنج توله‌اش تصویر امیدوارکننده این روزهای حفاظت از یوزند، اما نجات گونه را نمی‌توان به سرنوشت یک خانواده گره زد. جمعیت اندک ماده‌های زادآور، تصادفات جاده‌ای، شتر و دام غیرمجاز، سگ‌های گله، معدن، گسست کریدورها، کمبود محیط‌بان و دشواری تامین مالی همچنان پابرجاست. آنچه در میاندشت و یوزکنام دیده می‌شود، همزمان نشانه امید و محدودیت است: محیط‌بانانی که با تجربه محلی آب را در زیستگاه نگه می‌دارند؛ مردمی که برای نهال‌کاری و ساخت بند خاکی همراه شده‌اند؛ قرق‌بانانی که بیرون از ساختار رسمی دولت گشت می‌زنند و در سوی دیگر، فنس‌های یک پروژه نیمه‌تمام، خودروهای فرسوده، داده‌هایی که تحلیلشان عقب افتاده و جاده‌ای که هنوز می‌تواند یک یوز دیگر را از جمعیت کوچک گونه کم کند. بقای یوز ایرانی بیش از هر چیز به حفظ همین شبکه پیوسته وابسته است؛ شبکه‌ای که از توران تا میاندشت امتداد دارد و بخش بزرگی از آن بیرون از مرزهای کلاسیک مناطق حفاظت شده قرار گرفته است. اگر این فاصله‌ها امن نشوند، حفاظت از جزیره‌های جداافتاده کافی نخواهد بود.

شاید هلیا اکنون دوباره جایی در همان پهنه ایستاده باشد؛ سه توله در نزدیکی‌اش و دو توله دیگر در آغاز زندگی مستقل. باد بوی خاک را می‌آورد و صدای جاده از دور شنیده می‌شود. او از طرح‌های ملی، اعتبار تنوع زیستی، بودجه سازمان حفاظت محیط‌زیست و نامی که انسان‌ها بر پروژه‌ها گذاشته‌اند، چیزی نمی‌داند. آنچه می‌داند، مسیر است: کجا آب پیدا می‌شود، کجا طعمه می‌گذرد، کجا باید پنهان شد و کجا باید دوید.

همین حرکت ساده، اکنون بزرگ‌ترین آزمون حفاظت از یوز ایرانی است. یوز از لبه نیستی بازگشته، اما برای ماندن باید راهی پیش رو داشته باشد.

 

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها