کد خبر: 787213
|
۱۴۰۵/۰۵/۲۸ ۲۰:۳۰:۵۲
| |

«اعتمادآنلاین» از پیگیری یک پرونده گزارش می‌دهد:

بخشش پسری که پدر ثروتمندش را به قتل رساند

پسری که پدر فوق ثروتمندش را به قتل رسانده است با گذشت تنها دختر خانواده به عنوان ولی دم، از قصاص نجات پیدا کرد.

بخشش پسری که پدر ثروتمندش را به قتل رساند
کد خبر: 787213
|
۱۴۰۵/۰۵/۲۸ ۲۰:۳۰:۵۲

پسری که پدر فوق ثروتمندش را به قتل رسانده است با گذشت تنها دختر خانواده به عنوان ولی دم، از قصاص نجات پیدا کرد.

به گزارش اعتمادآنلاین، متهم مدعی بود مادرش که زنی پرتغالی است قبلاً به او گفته بود پدرش دختر کوچک خانواده را مورد آزار و اذیت قرار داده است و همین باعث شده آنها از ایران مهاجرت کنند. او این گفته‌های مادرش را انگیزه اصلی قتل اعلام کرده بود.

خرداد ۱۴۰۳ نگهبان یک برج مسکونی در زعفرانیه در تماس با پلیس بازگو کرد که از خانه یکی از همسایه‌ها بوی تعفن می‌آید. پس از اعزام ماموران به محل و ورود به خانه با جسد پتوپیچ مرد میانسالی به نام خسرو مواجه شدند که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود.

در ادامه تحقیقات مشخص شد، آخرین کسی که به خانه مقتول ورود داشته پسرش بوده است. بنابراین او بازداشت شد و به قتل پدرش با همدستی دوستش اعتراف کرد.

در ابتدای جلسه محاکمه همسر اروپایی و دختر مقتول نیز حضور داشتند. دختر جوان به قاضی گفت: «من و مادرم از مدتی قبل در اروپا زندگی می‌کنیم اما برای شرکت در این جلسه به ایران آمدیم و برای قاتل پدرم درخواست قصاص دارم.»

سپس پسر مقتول به عنوان متهم ردیف اول به جایگاه رفت و گفت: «من پدرم را کشتم چون مهدورالدم بود. من سال‌ها در هندوستان درس خواندم و با دوستم نوید همان‌جا آشنا شدم، وقتی به ایران برگشتیم با پدرم اختلاف پیدا کردم و در خانه‌ای جدا زندگی می‌کردم. از چند ماه قبل از این جنایت تصمیم به قتل گرفتم و به دوستم گفتم، قرار بود در ازای این کار دو هزار دلار به نوید پرداخت کنم. روز حادثه پدرم به من پیام داد که ماشین لکسوس را بیاور و ۲۰۶ را ببر، من هم با نوید به خانه‌اش رفتیم. نوید دستان پدرم را گرفت و من هم با چاقو ۱۰ ضربه به او زدم و بعد هم یک دستبند و انگشتر طلا و یک دندان شیر که مال خودم بود و دو هزار دلار از گاوصندوق پدرم برداشتیم و رفتیم.»

قاضی پرسید: «چرا فکر می‌کردی پدرت مهدورالدم است؟»

متهم جواب داد: «چند وقت پیش مادرم گفت پدرت خواهرت را آزار داده و خواهرم هم با زدن رگ‌هایش دست به خودکشی زده است.»

پس از آن نوید که اتهام معاونت در قتل داشت به جایگاه رفت و گفت: «چند شب قبل از ماجرا، شهاب با دوست‌دخترش به خانه ما آمده بود و موضوع آزار خواهرش از سوی پدر را مطرح و مرا برای قتل پدرش متقاعد کرد. با این حال چون ما معمولاً کوکایین و ماری‌جوانا مصرف می‌کردیم، فکر کردم شاید تحت تاثیر مواد چنین تصمیمی گرفته است؛ از او خواستم فعلاً دست نگه دارد اما شب وقتی برای تعویض خودرو به خانه پدرش رفتیم، شهاب به اتاق او رفت که صدای پدرش را شنیدم و وارد اتاق که شدم، دیدم شهاب پدرش را روی زمین انداخته و با چاقو ضربات متعددی را به او می‌زند. بعد هم بلند شد و گفت جسدش را داخل پتو بپیچیم و از خانه بیرون ببریم اما منصرف شدیم و خودمان لباس‌هایمان را عوض کردیم و رفتیم.»

قاضی پرسید: «دو هزار دلار را گرفتی؟»

متهم جواب داد: «نه، فقط چون برای خود شهاب سفارش کوکایین داده بودم، دو هزار دلار را به فروشنده مواد دادیم.»

در ادامه وکیل شهاب به قضات گفت: «یک سال پیش از حادثه مادر و خواهر موکلم از ایران رفته بودند و او تنها بود. متهم گفته در کودکی به دست یکی از دوستان پدرش مورد آزار قرار گرفته و فرد خاطی محکوم هم شده است. موکلم گفته وقتی موضوع آزار خواهرش را شنیده، چنین تصمیمی گرفته است.»

پس از آن دختر مقتول به جایگاه رفت و گفت: «هیچ‌گاه پدرم مرا آزار نداده بود. برادرم قطعاً به خاطر من دست به جنایت نزده است. او مدام مواد مصرف می‌کرد. او خراش‌های سطحی روی دستم را دیده بود اما برایش اهمیتی نداشت که بداند چرا من روی دستانم تیغ می‌کشم. این کار برای من عادت شده بود مثل ناخن جویدن و اصلاً ربطی به خودکشی ندارد. برادرم تا زمانی که پدرم برایش خرج می‌کرد و به او مواد می‌رسید، رابطه خوبی با پدرم داشت و فقط دنبال پول و ثروت بیشتر بود.»

وکیل دختر جوان هم گفت: «به نظر می‌رسد انگیزه متهم فقط پول بوده است، چراکه متهم بارها دستگاه‌های چندصدمیلیاردی کارخانه پدرش را با قیمت چندده‌میلیاردی فروخته تا بتواند مواد مصرف کند. او مدعی است نیاز مالی ندارد اما مدام در فکر گرفتن پول‌های میلیاردی از پدرش بود. در ضمن متهم و همدستش در ابتدا انگیزه‌شان از قتل را موضوع دیگری مطرح کرده بودند اما در زندان یاد گرفته‌اند که بگویند قربانی مهدورالدم بود.»

شهاب در آخرین دفاعش گفت: «من نیازی به پول نداشتم؛ از کودکی هرچه می‌خواستم پدرم به من می‌داد، من همه دنیا را گشته‌ام نیازی به سرقت از پدرم نداشتم.»

با پایان جلسه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و شهاب را به قصاص و دوستش را به 25 سال حبس محکوم کردند. در حالی که حکم در دیوان عالی کشور تایید شده بود، خواهر شهاب تصمیم گرفت گذشت کند. او گفت: «من پدرم را از دست دادم و حالا نمی‌خواهم داغدار تنها برادرم باشم. برای همین گذشت بی قید و شرط می‌کنم.»

با توجه به این گذشت، کیفرخواست جدید علیه شهاب و دوستش نوید صادر شد تا به لحاظ جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه بروند. آنها در شعبه 5 یک بار دیگر محاکمه شدند. شهاب گفت: «من پدرم را کشتم و به خاطر این مساله خیلی ناراحتم و پشیمان هستم. از اینکه چنین وضعیتی برای خانواده درست کردم پشیمان هستم.»

او درباره سرقت هم گفت: «من اتهام سرقت را قبول ندارم چون اصلاً سرقتی در کار نبود. هرچه برداشتم برای خودم بود و از اموال پدرم چیزی برنداشتم.»

سپس متهم ردیف دوم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: «من از اینکه شهاب قصد کشتن پدرش را داشته، خبر نداشتم. قبلاً دراین‌باره حرفی زده بود اما من فکر نمی‌کردم این کار را بکند.»

متهم گفت: «شهاب اصلاً قبول ندارد که سرقت کرده است. پس چطور به من اتهام معاونت در سرقت وارد می‌کنید؟ من اتهامات را قبول ندارم.»

در پایان قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

 

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها