سرنوشت پیچیده تاج و کادرفنی تیم ملی؛ مسیر تغییرات در فوتبال شروع شد
تغییرات اساسی در کادر مدریتی فدراسیون فوتبال و کادرفنی تیم ملی در دستور کار قرار گرفته است.
دو هفته از حذف تیم ملی ایران گذشته و سکوتی کرکننده فدراسیون و کادرفنی تیم ملی ایران را در برگرفته است که نشان میدهد اوضاع آنطور که انتظار میرفته، نبوده است.
به گزارش روزنامه اعتماد، به ازای این حجم از سکوت، انتقادات بسیار افزایش پیدا کرده و حتی حامیان قدیمی مهدی تاج و امیر قلعهنویی هم زبان به اعتراض گشودند یا دستکم سکوت کردهاند و دیگر خبری از کلیدواژه «دستاورد» حتی در رسانههای نزدیک به این دو فرد هم نیست. در چنین شرایطی زمزمهها در مورد آینده فدراسیون و تیم ملی افزایش پیدا کرده است. مخصوصا وقتی مشخص شد نه مهدی تاج و همکارانش قصد عذرخواهی و استعفا دارند و نه کادرفنی تیم ملی به چنین مسائلی میاندیشد.
در این بین تنها واکنش صورت گرفته پست طولانی امیر قلعهنویی در اینستاگرام بود؛ پستی پر توضیحات در مورد عملکرد تیم ملی. پستی که واکنش منفی اغلب رسانهها و هواداران را به دنبال داشت و به عنوان مثال خبرگزاری تسنیم این اقدام رسانهای را «بازی با کلمات امیر قلعهنویی» خواند و اضافه کرد: «دریغ از یک عذرخواهی ساده».
در این بین طی دو، سه روز گذشته برخی تلاشها برای جا انداختن ادامه حضور امیر قلعهنویی در راس کادرفنی تیم ملی برای جام ملتهای آسیا توسط برخی رسانههای نزدیک به سرمربی تیم ملی آغاز شده است. جام ملتهای آسیا در دی ماه امسال برگزار میشود و تیم ایران به عنوان یکی از مدعیان سنتی این رقابتها باید برای کسب عنوان قهرمانی بجنگد. چالشی که با توجه به اتفاقات به وجود آمده بسیار سخت و پیچیده شده است.
با این حال آینده فدراسیون فوتبال و کادرفنی تیم ملی به شکل قابل توجهی پیچیده و در هم تنیده شده و حتی با مسائل فوتبالی و غیرفوتبالی گره خورده است که جزییات فراوان آن در روزهای آینده به صورت اختصاصی از روزنامه اعتماد منتشر خواهد شد. اما آنچه در حال حاضر باید به صورت کلی بیان شود، این است که فضا برای ادامه کار مدیران فدراسیون فوتبال و کادرفنی اصلا مناسب نیست؛ آن هم به یک دلیل ساده: عدم پذیرش افکار عمومی. افکار عمومی که اواخر سال 1403 و قبل از انتخابات فدراسیون فوتبال کارزار مخالفت با ادامه کار تاج را راه انداختند و حالا حذف تیم ملی در مرحله گروهی جام 48 تیمی را برنمیتابند.
فدراسیون فوتبال و کادرفنی تیم ملی طی دو هفته گذشته از هیچ تلاشی برای جا انداختن روایت خودشان از دستاوردهای تیم ملی فروگذار نکردند. یک کمپین رسانهای بزرگ با حضور صداوسیما و برخی رسانهها شکل گرفت تا حذف تیم ملی را موفقیت و پیروزی جا بزند. کمپینی که با وجود سروصدای زیاد کمترین تاثیر را در باور عمومی داشت، چراکه دستاورد و نتیجه امری قابل لمس و اندازهگیری است و تکرار مداوم «ما موفق بودیم و دستاورد داشتیم» وقتی مرحله حذفی نخست جام جهانی شروع میشود و ایران در آن حضور ندارد به سرانجامی نمیرسد؛ مصداق همان ضربالمثل معروف که میگوید: «با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمیشود».
همین عدم پذیرش افکار عمومی بزرگترین موتور محرکه شکلگیری تردیدها در مورد ادامه این سبک از مدیریت فوتبال و هدایت تیم ملی بوده است. البته مسائل مهم دیگری هم مطرح است که به آن پرداخته خواهد شد، اما در نگاهی کلی هیچ چیزی مهمتر از پذیرش افکار عمومی و مشروعیت اجتماعی نیست. اساسا فوتبال همیشه کارکردی فراورزشی داشته به خاطر اینکه میتواند احساسات جامعه را درگیر کند و اگر گروهی از مدیران و مربیان در شکلگیری پیوند مثبت میان مردم و تیم ملی ناموفق عمل کنند، شکست خورده به حساب میآیند.
امروز جامعه هواداری و بدنه فوتبال خواستار یک رستاخیز بزرگ در فوتبال ملی است. گروهی که در دستکم بیست سال گذشته - جز یکسال- تمام ارکان قدرت در فوتبال را در دست داشتند، امتحانشان را پس دادهاند و حالا باید خون تازهای به رگهای این ورزش تزریق شود تا سیکل تکرار شکستهای مدام پاره شود. در گزارشهای قبلی هم اشاره کردیم و بار دیگر روی این اصل تاکید میکنیم که ادامه روشهای گذشته به همان نتایج قبلی ختم میشود؛ فوتبال هم از این قاعده مستثنی نیست.
اما این تغییرات که طبق اطلاعات به دست آمده حداقل در ذهن تصمیمسازان کلید خورده است (جزییات آن در روزهای آینده منتشر میشود) نیازمند یک کار بزرگ حاکمیتی و ملی است. قبل از هر چیز باید برخی فضاسازیها پایان یابد. باید بدانیم فدراسیون فوتبال یک ارگان معمولی، مثل سایر ارگانها در کشور است که صرفا باید بر اساس نتایج و عملکردش قضاوت شود. فضاسازی برخی افراد برای اینکه خودشان را بخشی از حاکمیت و دولت نشان بدهند -برای مصون ماندن از نقد و تغییر- نباید روی تصمیمگیران اثر بگذارد. بدون شک افرادی که سالهاست در ورزش فوتبال حضور داشتهاند و از مواهب آن بهره بردهاند مقابل مسیر تغییرات مقاومت خواهند کرد و دوباره به آب و آتش میزنند تا با فعال کردن لابیهای سیاسی و فیفاهراسی منافع خودشان را تامین کنند. افرادی موسوم به کاسبان تعلیق که همیشه تلاش کردهاند مقامات سیاسی را بترسانند. آنها همیشه جوری وانمود کردهاند که فقط خودشان میتوانند فوتبال را اداره کنند و اگر قرار به تغییرشان باشد فیفا ممانعت میکند و در صورت اصرار ما تعلیق میشویم!
ادامه کار مهدی تاج و همکارانش در فدراسیون فوتبال و کادرفنیدر تیم ملی به شدت در هم تنیده شده است. اگر بحث ادامه کار کادرفنی فعلی در تیم ملی باشد - همانطور که مهدی تاج پیش از جام جهانی وعده آن را داده بود- باید اول این سوال پرسیده شود که آیا خود فدراسیون با همین کیفیت به کارش ادامه خواهد داد؟ و اگر بحث تغییرات در فدراسیون باشد باید دید سرنوشت کادرفنی تیم ملی چه میشود. جزییات جالبی در مورد این مسائل وجود دارد و حتی پای اتفاقات برخی باشگاهها و تصمیمات سیاسی نیز وسط است تا آینده فوتبال ایران مشخص شود. مسیری که شاید دیر آغاز شده باشد، آن هم با دادن هزینههای زیاد، اما به هر حال میتواند سرمنشا تحولات جدید قرار بگیرد.
دیدگاه تان را بنویسید