بخشش قاتل پس از ۱۰ سال به حرمت ماه محرم
جوان قاتل که ۱۰ سال را با کابوس اعدام گذرانده بود پس از بخشش اولیای دم به حرمت ماه محرم و عشق به امام حسین(ع)، از چوبه دار نجات یافت.
جوان قاتل که ۱۰ سال را با کابوس اعدام گذرانده بود پس از بخشش اولیای دم به حرمت ماه محرم و عشق به امام حسین(ع)، از چوبه دار نجات یافت.
به گزارش سایت جنایی، بخشش اولیایدم پروندهای که شامل حال قاتل فرزندشان شده، بدون قید و شرط نیست و آنها محکوم به قصاص را با شرط پرداخت دیه و اختصاص مبلغ به خانوادههای نیازمند از چوبه دار رهاندند.
جوانی که در این پرونده از مرگ نجات یافته از حدود ۱۰ سال قبل گشوده شد، زمانی که او در یکی از شهرهای استان فارس درگیر یک نزاع خیابانی شد. محکوم این پرونده در آن ماجرا که پایان خوشی نداشت مرتکب قتل شد و پس دستگیری هم سالها در زندان به سر برد تا حکم قصاصش به اتهام ارتکاب قتل عمد صادر شود. در ادامه حکم صادره در دیوان عالی کشور تایید شد تا در نهایت پرونده برای مجازات به واحد اجرای احکام ارسال شود.
آغاز درگیری این پرونده جنایی در به یکی از روزهای سرد بهمنماه سال ۱۳۹۵ بازمیگردد؛ روزی که تماسهای شهروندان با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ از وقوع یک نزاع خیابانی و درگیری شدید دو جوان ۱۹ ساله خبر داد.
پس از اعلام این گزارش مردمی، ماموران نزدیکترین کلانتری راهی محل شدند و پس از آنکه متوجه شدند درگیری منجر به قتل شده است مقدمات حضور کارآگاهان پلیس آگاهی را فراهم کردند. بررسیهای اولیه نشان داد هر دو جوان از اهالی همان محلی هستند که قتل در آن رخ داده است. به گفته شاهدان هم انگیزه اولیه آن کلکل، کریخوانی و اختلافی بوده که بین آنها از مدتی قبل شکل گرفته بود که در آخرین درگیری مرگبار شده بود.
تحقیقات نشان داد در جریان درگیری، ضربه چاقویی به قفسه سینه یکی خورده و به شدت مجروح شده بود و شدت خونریزی به حدی بوده است که پیش از رسیدن امدادگران در خون غلتیده بود.
هرچند مصدوم جوان به سرعت به بیمارستان منتقل شد، اما تلاش پزشکان برای نجات جان او بینتیجه ماند و بر اثر شدت خونریزی و جراحات وارده جان خود را از دست داد.
با مرگ جوان مجروح بود که پرونده با موضوع قتل عمد تشکیل شده به دادسرای جنایی فرستادع شد و بازپرس دستور شروع تحقیقات برای شناسایی و دستگیری عامل جنایت را صادر کرد.
کارآگاهان در نخستین بررسیها دریافتند عامل قتل بلافاصله پس از زدن ضربه مرگبار از محل گریخته تا اثری از خود بر جای نگذارد. متهم فراری در این راستا تا حدودی هم موفق بود چون تحقیقات گسترده پلیس در استان فارس و استانهای همجوار که آغاز شده بود با تغییر محل اختفا و مخفی شدن در نقاط مختلف بینتیجه ماند. کارآگاهان که پی بردند متهم جوان اجازه نمیدهد ردی از فرارش به جا بناند شیوه تحقیق خود را عوض کردند تا ردی از متهم بدست آورند و تلاشهایشان که تا زمان بینتیجه مانده بود، به سرنخی منجر شود.
سرانجام حدود دو ماه پس از قتل و تعقیب و گزیز در اتفاقی غیرمنتظره متهم که دیگر توان تحمل شرایط روحی ناشی از عذاب وجدات را نداشت، داوطلبانه به پلیس مراجعه کرد و خودش را تسلیم قانون کرد.
متهم پشیمان در همان بازجوییهای اولیه به قتل اعتراف کرد و درباره روزهای فرار خود گفت: «وقتی فهمیدم باعث مرگ بچه محلم شدهام، ترس از مجازات و قصاص تمام وجودم را گرفت. برای همین همان شب از شهر فرار کردم و با اتوبوس و خودروهای عبوری خودم را به یکی از شهرهای شمالی رساندم. مدتی در یک کلبه چوبی متروکه در دل جنگل زندگی کردم تا هیچکس مرا پیدا نکند.»
متهم در ادامه اعترافاتش گفت: « آن دو ماه سختترین روزهای زندگیام بود. مشکل اصلی من در مدت فرار ترس از دستگیری نبود، بلکه عذاب وجدان لحظهای رهایم نمیکرد. هر شب وقتی چشم روی هم میگذاشتم، مقتول را با همان لباس خونآلود در خواب میدیدم که از من میپرسید چرا او کشتم. دیگر تحمل آن وضعیت غذاب آور را نداشتم، احساس میکردم دیوارهای کلبه روی سرم خراب میشود. به همین خاطر در نهایت تصمیم گرفتم فرار را تمام کنم و تسلیم شوم، چون دیگر تحمل عذاب وجدان برایم سختتر از مرگ بود.»
در نهایت پس از محاکمه، قطعی شدن حکم قصاص، پرونده به شعبه اجرای احکام فرستاده شد تا محکوم به قصاص به سلول انفرادی منتقل و مقدمات اجرای حکم فراهم شود، اما در نخستین نوبت اجرای حکم، به دلیل حاضر نشدن اولیای دم، اجرای قصاص متوقف شد و او بار دیگر به بند عمومی زندان بازگشت.
اما این زنده ماندن برای جوان محکوم به قصاص روزهای آسانی نبود و از آن زمان، سالهای طولانی انتظار آغاز شد؛ انتظاری که نزدیک به ۱۰ سال ادامه داشت.
در این مدت، مسئولان زندان و مددکاران اجتماعی در گزارشهای خود اعلام کردند این زندانی تغییرات قابل توجهی داشته است. او در کلاسهای قرآن، برنامههای مذهبی و دورههای اصلاح و تربیت شرکت کرده و به گفته مسئولان زندان، به یکی از آرامترین، منظمترین و نادمترین زندانیان تبدیل شده بود.
با این وجود پرونده او بار دیگر برای اجرای قصاصش به جریان افتاد و در حالی که همه مراحل قانونی برای اجرای حکم انجام شده بود و پرونده بار دیگر درنوبت اجرای حکم قرار داشت، اما در روزهای ماه محرم اتفاقی رقم خورد که سرنوشت این پرونده را تغییر داد و برای همیشه بسته شد.
اولیای دم که سالها داغ از دست دادن فرزندشان را تحمل کرده بودند، با وساطت ریشسفیدان، اعضای شورای حل اختلاف، مسئولان زندان و تلاش گروههای صلح و سازش، اعلام کردند به حرمت ماه محرم، عشق به امام حسین(ع) و شهدای کربلا، از حق قصاص خود میگذرند.
با این حال، آنها برای اعلام رضایت شرطی تعیین کردند، خانواده مقتول اعلام کردند رضایت آنها زمانی قطعی خواهد بود که دیه قانونی پرداخت شود تا مبلغ آن به خانوادههای نیازمند، آبرومند و بیسرپرست اختصاص پیدا کند.
پس از پذیرش این شرط از سوی خانواده محکوم و با مشارکت خیران، مبلغ دیه تامین شد و طبق توافق، صرف کمک به خانوادههای نیازمند شد.
به این ترتیب، جوانی که یک دهه در انتظار اجرای حکم قصاص روزگار گذرانده بود در دهه محرم، با گذشت اولیای دم از مجازات مرگ نجات یافت.
به این ترتیب جوانی که ۱۰ سال زندان را با سایه طناب دار و انتظار برای قصاص سپری کرده بود فرصت دوبارهای برای بازگشت به زندگی پیدا کرده است.
دیدگاه تان را بنویسید