کانال ۱۲ اسرائیل: اعراب پس از جنگ اخیر دنبال رابطه با تهران هستند / پای یک چارچوب امنیتی جدید منطقهای در میان است / کشورهای خلیجفارس در حال فاصله گرفتن از اسرائیل هستند
با آسیب دیدن پایگاههای آمریکا، خسارتهای سنگین اقتصادی و نگرانی از وقوع دور تازهای از درگیریها، پایتختهای منطقه به این نتیجه رسیدهاند که قدرت ایران همچنان پابرجاست و اکنون میکوشند نظم امنیتی جدیدی را شکل دهند که مانع سرایت درگیریهای آینده به خاک آنها شود.
کانال ۱۲ اسرائیل نوشت: پس از جنگ سخت با ایران، به نظر میرسد کشورهای خلیج فارس در حال اتخاذ راهبردی غافلگیرکننده هستند: نزدیکی بیشتر به تهران و فاصله گرفتن محتاطانه از اسرائیل. با آسیب دیدن پایگاههای آمریکا، خسارتهای سنگین اقتصادی و نگرانی از وقوع دور تازهای از درگیریها، پایتختهای منطقه به این نتیجه رسیدهاند که قدرت ایران همچنان پابرجاست و اکنون میکوشند نظم امنیتی جدیدی را شکل دهند که مانع سرایت درگیریهای آینده به خاک آنها شود.
به گزارش کانال ۱۲ اسرائیل، در ادامه این مطلب آمده: پس از جنگ با ایران، واقعیتی جدید در عرصه امنیتی و سیاسی خاورمیانه در حال شکلگیری است؛ واقعیتی که نشان میدهد کشورهای خلیج فارس در حال نزدیک شدن به ایران هستند و شاید تا حدودی نیز از اسرائیل فاصله میگیرند؛ این در حالی است که در طول هفتههای دشوار جنگ، ایران حملات گستردهای علیه همین کشورها انجام داد، در حالی که اسرائیل ــ دستکم بر اساس برخی گزارشها ــ تا حدی به آنها کمک کرده بود.
بیشتر کشورهای خلیج فارس و بهطور کلی بخش بزرگی از خاورمیانه، از جنگی که اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران به راه انداختند، آسیبدیده و فرسوده خارج شدند. سپاه پاسداران حملات شدیدی علیه بسیاری از این کشورها انجام داد و حتی کشورهایی مانند قطر و عمان که از مهمترین میانجیها و شرکای تهران به شمار میروند نیز هدف حملات سنگین قرار گرفتند. اکنون به نظر میرسد بسیاری از این کشورها در حال بازنگری در معادلات منطقهای خود هستند.
کشورهای خلیج فارس تنها طرفی نیستند که پس از جنگ در حال بازاندیشی درباره وضعیت امنیتی منطقه هستند. خود ایالات متحده نیز که دهها پایگاه و مرکز نظامی در منطقه دارد، ممکن است درباره ادامه حضور نظامی خود و شکل آن در آینده تجدیدنظر کند.
بر اساس گزارشهایی که طی روزهای اخیر در رسانههایی مانند نیویورک تایمز و والاستریت ژورنال منتشر شده، ایران خسارات سنگینی به پایگاههای آمریکا در خلیج فارس وارد کرده و واشنگتن اکنون در حال بازنگری در نحوه استقرار نیروهای نظامی خود در منطقه است.
نزدیکی به ایران؛ نارضایتی از اسرائیل
به نظر میرسد کشورهای منطقه در تلاشاند با تقویت روابط با ایران، میزان آسیبپذیری خود در برابر درگیریهای منطقهای را کاهش دهند و همزمان رویکردی محتاطانهتر و محتاطتر نسبت به اسرائیل در پیش بگیرند.
پیام این تحولات الزاماً به معنای قرار گرفتن در کنار ایران نیست، بلکه تلاشی برای ایجاد چارچوب امنیتی منطقهای است که مانع از آن شود درگیریهای آینده میان ایران، اسرائیل و آمریکا بار دیگر به خاک کشورهای عربی کشیده شود.
یکی از مهمترین نشانههای این تغییر، تلاش برای آغاز گفتوگوهای منطقهای پس از جنگ است. عراق اعلام کرده که آماده میزبانی نشستی میان ایران و کشورهای خلیج فارس برای بررسی امنیت منطقه و پایان دادن به پیامدهای جنگ است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز از این ابتکار استقبال کرده، اما همزمان بار دیگر بر مطالبه تهران مبنی بر خروج نیروهای خارجی ــ بهویژه نیروهای آمریکایی ــ از منطقه تأکید کرده است.
عراقچی در دیدار اخیر خود در بغداد با قاسم الاعرجی، مشاور امنیت ملی عراق، اعلام کرد که تهران آماده همکاری با همسایگان عرب خود برای ایجاد «چارچوب امنیتی جدید منطقهای که حضور قدرتهای نظامی خارجی را منتفی کند» است.
او همچنین تأکید کرد که هرگونه ترتیبات جدید باید شامل همکاریهای اقتصادی نیز باشد.
برآوردها نشان میدهد که تماسهای ایران و کشورهای خلیج فارس دیگر تنها به کانالهای محرمانه و دوجانبه محدود نیست، بلکه به سمت ایجاد سازوکار امنیتی گستردهتر منطقهای حرکت میکند؛ سازوکاری که در آن ایران، بهعنوان مهمترین بازیگر تأثیرگذار بر نظم منطقهای، نقشی محوری خواهد داشت.
گفتوگوهای بغداد و تهران نیز نشان میدهد که بحثها تنها بر آتشبس فعلی متمرکز نیست، بلکه هدف، طراحی ترتیبات امنیتی آینده در منطقه خلیج فارس است.
ثبات، مهمترین اولویت کشورهای خلیج فارس
مهمترین اولویت کشورهای خلیج فارس، حفظ ثبات، کاهش آسیبپذیری در برابر درگیریها و حفظ آزادی عمل سیاسی است. آنها تمایلی ندارند به یک جبهه رسمی علیه ایران بپیوندند، بلکه میخواهند از تکرار حملات موشکی، آسیب به زیرساختها، اختلال در خطوط کشتیرانی یا اقدامات تلافیجویانهای که مستقیماً به آنها آسیب میزند، جلوگیری کنند.
جنگ با ایران و حملات مستقیمی که این کشورها تجربه کردند، تا حد زیادی باور دیرینه پادشاهیها، شیخنشینها و امارتهای عربی را در هم شکست؛ کشورهایی که طی سالهای گذشته خود را نماد ثبات، ثروت و پیشرفت میدانستند.
تصویر شهرهایی مانند ابوظبی بهعنوان مراکز امن تجارت و سرمایهگذاری بهشدت آسیب دید و این کشورها از نخستین طرفهایی بودند که هزینههای جنگ را پرداختند.
خسارتهای اقتصادی و نبرد بر سر تنگه هرمز
آسیبها تنها به وجهه و احساس امنیت محدود نشد، بلکه مهمتر از آن، اقتصاد این کشورها نیز ضربه خورد.
بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، پیش از همه به خود کشورهای خلیج فارس آسیب زد؛ کشورهایی که از بزرگترین صادرکنندگان نفت و گاز جهان هستند و ناگهان مهمترین مسیر صادرات و منبع درآمد خود را از دست دادند.
کشوری مانند بحرین که وابستگی کامل به صادرات پایدار نفت دارد، با افزایش شدید کسری بودجه خود مواجه شد.
در همین چارچوب، امارات متحده عربی هشدار داد که تنگه هرمز نباید به «غنیمت جنگی» تبدیل شود.
این موضع نشاندهنده نگرانی گسترده کشورهای خلیج فارس است که مبادا رقابت قدرتهای منطقهای و بینالمللی، اقتصاد و مسیرهای حیاتی تجارت دریایی آنها را به ابزاری برای چانهزنی تبدیل کند.
عمان، که مقاله از آن با عنوان «شریک ایران در تنگه هرمز» یاد میکند، به نظر میرسد در وضعیت دشواری قرار گرفته است.
از یک سو، مسقط نمیخواهد ایران را خشمگین کند و با طرح تهران برای دریافت عوارض و هزینههای عبور از تنگه مخالفت کند؛ و از سوی دیگر، از واکنش احتمالی ترامپ و ایالات متحده نیز بیم دارد، بهویژه پس از آنکه ترامپ گفته بود «ممکن است آنها را بمباران کنم.»
نمونهای از این تنش در اوایل همین هفته مشاهده شد؛ زمانی که عمان به نفتکشهای خارجی اجازه داد از مسیر جنوبی تنگه هرمز، نزدیک سواحل این کشور، عبور کنند؛ اقدامی که از نظر تهران قابل قبول نبود و در نتیجه ایران به آن نفتکشها حمله کرد.
کارزار آرامسازی آمریکا
همزمان، ایالات متحده تلاش کرده است متحدان خود در خلیج فارس را آرام کند و به آنها اطمینان دهد که در هیچ توافق احتمالی آینده میان واشنگتن و تهران کنار گذاشته نخواهند شد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، سفری فشرده به امارات متحده عربی، کویت و بحرین انجام داد.
به نوشته این گزارش، همین نیاز به ارسال چنین پیامهایی از سوی یکی از عالیترین مقامهای آمریکایی نشان میدهد که پایتختهای عربی نگراناند توافقهایی درباره آینده منطقه بدون مشارکت آنها صورت گیرد؛ اتفاقی که به اعتقاد نویسنده، شاید مشابه وضعیتی باشد که برای اسرائیل رخ داده است.
امنیت؛ محور اصلی نزدیکی کشورهای عربی و ایران
به نوشته این گزارش، مسائل امنیتی در مرکز روند جدید نزدیکی کشورهای خلیج فارس و ایران قرار دارد.
ایران بارها اعلام کرده است که برقراری صلح پایدار در منطقه مستلزم خروج نیروهای آمریکایی از خاورمیانه است. در مقابل، مقامهای عراقی نیز تأکید میکنند که راهحل، گفتوگو میان کشورهای منطقه است، نه تشدید بیشتر تنشها.
به همین دلیل، گفتوگوهای کنونی تنها درباره عادیسازی روابط میان ایران و همسایگانش نیست، بلکه موضوعات گستردهتری مانند بازدارندگی، پدافند هوایی، امنیت دریایی و مدیریت بحرانهای پس از جنگ را نیز در بر میگیرد.
از یک سو، امارات متحده عربی ظاهراً در حال تعمیق شراکت راهبردی خود با اسرائیل است؛ بهگونهای که به اسرائیل اجازه داده سامانههای پدافند هوایی خود را در خاک امارات مستقر کند و حتی گزارشهایی درباره حضور نظامیان اسرائیلی در این کشور منتشر شده است.
اما از سوی دیگر، قطر نشانههایی از تمایل خود برای گسترش روابط با ایران بروز داده است.
به نوشته این مقاله، نظام ایران که از جنگ تقویتشده خارج شده، شاید برای کشورهای منطقه این پیام را داشته باشد که باید یاد بگیرند با این واقعیت کنار بیایند؛ زیرا بعید به نظر میرسد این وضعیت در آینده نزدیک تغییر کند.
فاصله گرفتن از الگوی «توافقهای ابراهیم»
در روزهای اخیر، محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر، در گفتوگویی با روزنامه فایننشال تایمز اعلام کرد که دوحه ممکن است درباره یک توافق امنیتی جدید با ایران فکر کند؛ توافقی که میتواند نقطه عطفی در وضعیت حضور نیروهای آمریکایی در منطقه نیز باشد.
در همین حال، رویکرد کشورهای عربی نسبت به اسرائیل نیز محتاطانهتر و مشروطتر شده است.
عربستان سعودی، قطر، کویت و عمان عجلهای برای پیشبرد روند عادیسازی روابط با اسرائیل ندارند و جنگهای ادامهدار اسرائیل در غزه، لبنان، سوریه و ایران را از مهمترین موانع این روند میدانند.
ترامپ فاش کرده است که از رهبران کشورهای اسلامی و عربی خواسته اکنون روابط خود را با اسرائیل عادی کنند، اما به نظر نمیرسد هیچیک از آنها برای انجام این کار اشتیاقی داشته باشند.
به نوشته این گزارش، مجموعه این مواضع نشان میدهد که در کشورهای خلیج فارس این برداشت روزبهروز فراگیرتر میشود که اسرائیل تحت رهبری کنونی خود، بیش از آنکه پایهای برای ایجاد ائتلاف منطقهای علیه ایران باشد، بهعنوان عاملی برای بیثباتی منطقه دیده میشود.
در عین حال، کشورهای خلیج فارس نفوذ خود را در واشنگتن افزایش دادهاند و اکنون نسبت به قبل از جنگ، توان بیشتری برای تأثیرگذاری بر سیاستآمریکا در قبال ایران و اسرائیل دارند.
به نظر نویسنده، جنگ اخیر تمایل کشورهای خلیج فارس را برای حفظ توازن و خودداری از قرار گرفتن کامل در کنار یکی از طرفین تقویت کرده است.
آنها از یک سو، برای کاهش تنشها و ایجاد نظمی منطقهای با ماهیتی کمتر نظامی، گفتوگو با ایران را دنبال میکنند و از سوی دیگر، به دلیل آنچه «هزینههای سیاسی رو به افزایش» همکاری نزدیک با اسرائیل میدانند، از گرمتر کردن روابط با تلآویو فاصله میگیرند؛ چه این همکاری مستقیم باشد و چه غیرمستقیم.
در پایان، مقاله نتیجه میگیرد که این روند به معنای شکلگیری یک ائتلاف راهبردی کامل میان کشورهای خلیج فارس و ایران نیست؛ بلکه تلاشی است برای حفظ آزادی عمل میان تهران، واشنگتن و اورشلیم؛ رویکردی که میتوان آن را با این ضربالمثل توصیف کرد: «دوستانت را نزدیک نگه دار و دشمنانت را نزدیکتر.
اگر آتشبس دوام بیاورد، گام بعدی احتمالاً آغاز گفتوگوهای رسمی امنیتی منطقهای خواهد بود که به احتمال زیاد عراق نقش میانجی آن را بر عهده خواهد داشت.
در عمل، پیام کشورهای خلیج فارس به ایران این است که خواهان درگیریهای کمتر، شوکهای کمتر ناشی از گروههای نیابتی و جلوگیری از سرایت جنگها به خاک خود هستند؛ موضوعی که از نگاه نویسنده، به تهران این پیام را میدهد که بهکارگیری قدرت نظامی گسترده برای ایران نتیجهبخش بوده است.
در مقابل، پیام آنها به اسرائیل این است که عادیسازی روابط تضمینشده نیست و تا زمانی که اسرائیل از نگاه کشورهای عربی در جبهههای مختلف منطقه خویشتنداری بیشتری نشان ندهد، پیشرفت در روابط با جهان عرب همچنان محدود خواهد ماند.
دیدگاه تان را بنویسید