انتقاد به عدم حضور جوانان در بودجهریزی / در بازی بودجه جوانان بازیکن نیستند؛ تماشاچیاند
در بازی بودجه، جوانان بازیکن نیستند؛ تماشاچیاند. اعتبارات پراکنده بین دهها دستگاه میرود، اما صدای متمرکز و تاثیرگذار برای پیگیری آن وجود ندارد. جمعیت جوانان ایران (۱۵ تا ۳۵ ساله) همچنان یکی از بزرگترین گروههای جمعیتی است. بر اساس آمارهای اخیر مرکز آمار، حدود ۲۴ میلیون نفر در این رده سنی قرار دارند که نزدیک به ۲۵ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند.
علی خورسندجلالی-بودجه هر کشور، صرفا یک جدول از اعداد و ردیفهای مالی نیست؛ سند توزیع قدرت است. هر ردیف بودجه، روایت میکند که کدام گروه در ساختار تصمیمگیری صدایی دارد و کدام گروه در سکوت، از صفحه حذف شده است.
به گزارش اعتماد، اگر از این زاویه نگاه کنیم، مساله جوانان در بودجه دیگر یک بحث ساده تخصیص منابع نیست؛ مسالهای عمیقتر و ساختاری است: جوانان نماینده ندارند، چون در اتاقهای تصمیمگیری غایبند. این یادداشت تلاش میکند نشان بدهد چرا جوانان، با وجود جمعیت قابل توجه و نقش حیاتیشان در آینده اقتصادی و اجتماعی کشور، در بودجهریزی سهمی واقعی ندارند. راهحل هم نه صرفا افزایش بودجه، بلکه افزایش قدرت چانهزنی و نمایندگی نهادی است. در نگاه رسمی، بودجه بر اساس نیازهای کشور تدوین میشود. اما واقعیت چیز دیگری است: بودجه بر اساس قدرت چانهزنی گروهها شکل میگیرد. هر گروهی که سازمانیافتهتر، پرصداتر و دارای شبکه نفوذ گستردهتر باشد، سهم بیشتری از منابع عمومی میبرد. بازنشستگان با صندوقهای قدرتمند و لابیهای سازمانیافتهشان، کارمندان دولت با ساختار اداری و اتحادیههای رسمی، بخش خصوصی با اتاق بازرگانی و شبکههای لابی و نهادهای مختلف با کرسیهای رسمی و غیررسمی در تصمیمسازی، همگی بازیگران فعال این میدانند. اما جوانان چه دارند؟ تقریبا هیچ سازوکار نهادی برای دفاع از منافع جمعیشان وجود ندارد. جوانان نه اتحادیه صنفی قوی دارند، نه کرسی مشورتی دائمی، نه شبکه لابی موثر. نتیجه روشن است: در بازی بودجه، جوانان بازیکن نیستند؛ تماشاچیاند. اعتبارات پراکنده بین دهها دستگاه میرود، اما صدای متمرکز و تاثیرگذار برای پیگیری آن وجود ندارد. جمعیت جوانان ایران (۱۵ تا ۳۵ ساله) همچنان یکی از بزرگترین گروههای جمعیتی است. بر اساس آمارهای اخیر مرکز آمار، حدود ۲۴ میلیون نفر در این رده سنی قرار دارند که نزدیک به ۲۵ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند. این رقم هر چند در حال کاهش تدریجی است، اما هنوز وزن قابل توجهی دارد. با این حال، این گروه بزرگ در ساختار تصمیمگیری بودجهای تقریبا نامریی است. دلایلش چندگانهاند: جوانان برخلاف گروههای صنفی سنتی، یک طبقه منسجم نیستند؛ دانشجو، کارگر، بیکار، کارآفرین، سرباز، فریلنسر و مهاجر بالقوه. همه در یک دسته قرار میگیرند، اما هیچ کدام نماینده منافع دیگری نیست. این پراکندگی، سازماندهی را سخت میکند. در مجلس شورای اسلامی، کمیسیونهای تخصصی برای کارگران، کشاورزان، صنایع و بازنشستگان وجود دارد، اما کمیسیون دائمی جوانان نداریم. در سازمان برنامه و بودجه، شورای مشورتی قوی جوانان غایب است. در شوراهای عالی کشور هم کرسی جوانان به چشم نمیآید. مسائل جوانان عمدتا در قالب گزارشهای کلیشهای بیکاری، ازدواج و مهاجرت پوشش داده میشود. کمتر رسانهای به صورت ساختاری به غیبت جوانان در تصمیمگیریها میپردازد. نتیجه؟ در افکار عمومی هم جوانان به عنوان یک گروه ذینفع با منافع مشخص دیده نمیشوند.
عدم نمایندگی، به طور طبیعی منجر به عقبماندگی در تخصیصها میشود. بسیاری از تصمیمگیران، جوانان را رایدهندگان نامطمئن میدانند. بنابراین انگیزه سیاسی برای سرمایهگذاری بلندمدت روی آنها کم است. بودجه را افرادی مینویسند که معمولا بالای ۴۵-۵۰ سال سن دارند. این افراد به طور طبیعی اولویتهای نسل خود (بازنشستگی، حقوق ثابت، حمایتهای موجود) را بهتر درک و پیگیری میکنند. بیکاری، اجاره خانه، سربازی، ناامنی شغلی و فشارهای اقتصادی روزانه، فرصتی برای سازماندهی بلندمدت و چانهزنی ساختاری باقی نمیگذارد. جوانان اغلب به عنوان مصرفکننده بودجه دیده میشوند، نه تولیدکننده آینده. بنابراین اعتبارات در ردیفهای حمایتی (وام ازدواج، اشتغال موقت) قرار میگیرد، نه در برنامههای توسعهای عمیق مثل صندوقهای سرمایهگذاری بلندمدت، کارآموزیهای مدرن یا زیرساختهای نوآوری. مشکل واقعی کمبود بودجه نیست، کمبود قدرت است. تا وقتی جوانان در ساختار تصمیمگیری حضور نهادی نداشته باشند، چرخه تکراری هر سال ادامه دارد: بودجه نوشته میشود، سهم جوانان ناچیز میماند، گزارشهای انتقادی منتشر میشود و سال بعد داستان تکرار. این چرخه فقط با تبدیل جوانان از موضوع بودجه به بازیگر بودجه شکسته میشود. برای ورود واقعی جوانان به بودجه، باید در اتاق بودجه حضور داشته باشند. ایجاد شورای جوانان مستقل یا مشورتی قوی در کنار سازمان برنامه و بودجه میتواند آثار بودجه بر نسل جوان را تحلیل و گزارش رسمی سالانه منتشر کند. حتی کرسی مشورتی جوانان در کمیسیون تلفیق بودجه مجلس (با حق اظهارنظر) میتواند نگاه نسل جدید را وارد کند.
انتشار پیوست جوانان برای بودجه سالانه، مشابه پیوست محیطزیست یا عدالت جنسیتی الزامی شود تا هر ردیف بودجه از منظر اثر بر نسل آینده ارزیابی شود. معیارهایی برای سنجش عدالت بیننسلی تعریف شود تا از بارگذاری بدهیها، مصرف منابع طبیعی و عدم سرمایهگذاری روی آموزش و مهارت به نسل بعد جلوگیری شود. تقویت نهادهای مدنی و اتحادیههای جوانان نیز ضروری است؛ حمایت قانونی از تشکیل انجمنها، شبکههای استارتآپی و پلتفرمهای مشارکتی برای بودجهریزی محلی (Participatory Budgeting) میتواند قدم مهمی باشد.
جوانان موتور آینده اقتصاد، فرهنگ، نوآوری و نیروی کار کشورند. سرمایهگذاری روی آنها هزینه نیست، پیشپرداخت رشد پایدار است. اگر امروز در بودجه دیده نشوند، فردا در اقتصاد، جامعه و حتی سیاست دیده نخواهند شد. پیام پنهان بودجه بدون جوانان این است: آینده اولویت ما نیست. در جهانی که رقابت بر سر استعداد و نوآوری است، غفلت از این سرمایه انسانی گران تمام میشود.
بودجه سندی است که نشان میدهد کشور برای چه چیزی ارزش قائل است. اگر جوانان در این سند سهمی ساختاری نداشته باشند، یعنی آینده در اولویت نیست. راهحل، افزایش بودجه پراکنده نیست؛ افزایش نمایندگی نهادی و قدرت چانهزنی است. زمان آن رسیده که سیاستگذاران بپذیرند: بدون میز برای جوانان، میز بودجه کشور ناقص است. جوانان پشت میز بنشینند تا آینده ایران رنگ دیگری بگیرد.
دیدگاه تان را بنویسید