کد خبر: 777976
|
۱۴۰۵/۰۳/۲۵ ۱۰:۴۵:۰۰
| |

اعتراض تند یک اصولگرا به تندروها / بعضی آقایان برای رهبری تعیین تکلیف می‌کنند

حسین کنعانی‌مقدم گفت: چیزی که الان مشاهده می‌شود این است که بعضی از آقایان که تریبون دارند، چه در خیابان‌ها و چه در جاهای دیگر، برای رهبری تعیین تکلیف می‌کنند و انگار نه انگار که با رهبری ارتباطی دارند.

اعتراض تند یک اصولگرا به تندروها / بعضی آقایان برای رهبری تعیین تکلیف می‌کنند
کد خبر: 777976
|
۱۴۰۵/۰۳/۲۵ ۱۰:۴۵:۰۰

حسین کنعانی مقدم در یادداشتی با عنوان «تجربه تلخ گذشته هوشیاری امروز را می‌طلبد» در روزنامه اعتماد نوشت: لازم است نسبت به تحرکات تندروها و ضرورت پایبندی به خطوط قرمز تعیین‌شده توسط رهبری در هرگونه توافق احتمالی هشدار دهم. ما در سال‌های گذشته نیز مقاطعی را پشت سر گذاشتیم و شرایط مشابهی را تجربه کردیم. در مذاکرات با امریکا بر سر موضوع آزادی گروگان‌ها در سال‌های ابتدایی انقلاب، جناح‌هایی مخالف و موافق وجود داشتند و نتیجه آن شد که نتوانستیم علی‌رغم آزادی گروگان‌ها از منابع خود بهره‌مند شویم.

در ماجرای قطعنامه ۵۹۸ نیز همین داستان تکرار شد؛ عده‌ای مخالف و عده‌ای موافق بودند، اما در نهایت تدبیر رهبری امام خمینی(ره) بر این قرار گرفت که با در نظر گرفتن هزینه‌های وارده، قطعنامه پذیرفته و به جنگ پایان داده شود. این نشان می‌دهد که حتی در شرایط دشوار جنگ نیز، ملاحظات و تدابیر خاصی مدنظر بوده است. درباره برجام نیز شاهد همین روند بودیم. موافقان با اجماع نسبی، سال‌ها برای رسیدن به یک جمع‌بندی تلاش کردند، اما نتیجه آن شد که دیدیم؛ ترامپ برجام را پاره کرد و به تعهدات خود عمل نکرد، در حالی که ما به تمام تعهدات خود پایبند بودیم. این تجربه‌ها به ما نشان می‌دهد که این‌بار باید با یک قضاوت جدید نسبت به عملکرد امریکا وارد این موضوع شویم.

امریکا کشوری است که سابقه خلف وعده و عدم پایبندی به تعهدات بین‌المللی را دارد و لذا هرگونه مذاکره یا توافق باید با در نظر گرفتن این واقعیت صورت پذیرد. طبق قانون اساسی، اصل جنگ و صلح بر عهده رهبری است. این مساله در اصل ۱۱۰ قانون اساسی به صراحت ذکر شده است. رهبری نیز از طریق نهادهایی چون شورای عالی امنیت ملی و شورای دفاع که تحت نظر ایشان فعالیت می‌کنند، این مسائل را به‌طور قطع تحت کنترل و نظارت دارند و خطوط قرمزی که برای همه مشخص است، از سوی ایشان تعیین می‌شود. به نظر می‌آید که این وضعیت شبیه به قضیه مصدق است.  زمانی که قرارداد نفت را با چندین هزار صفحه به زبان  انگلیسی در مقابل او قرار دادند، مصدق اعلام کرد که اگرچه این قرارداد را مطالعه خواهد کرد، اما سه خط قرمز اساسی وجود دارد که باید در آن لحاظ شود: اول اینکه این قرارداد منافع ملی ما را به خطر نیندازد، دوم اینکه امنیت ملی ما را مخدوش نکند و سوم اینکه استقلال کشور ما را زیر سوال نبرد. حالا موارد دیگری هم ممکن است وجود داشته باشد.

اگر توافقی قرار است انجام شود، ما باید خطوط قرمزی را که رهبری تعیین کرده‌اند، در توافقنامه بگنجانیم. با این کار، خیال‌مان راحت خواهد بود که اگر طرف مقابل نیز زیر میز زد، ما بتوانیم گزینه‌های روی میز را علیه امریکا به کار بگیریم. به نظر می‌رسد که در رابطه با تنگه هرمز، هیچ گونه معامله‌ای نباید صورت بگیرد. بلکه حاکمیت ما به عنوان یک قدرت بازدارنده در نظام بین‌الملل باید حفظ شود. نباید فریب وعده‌هایی مانند 10 میلیارد دلار یا 200 میلیارد دلار را خورد، زیرا این ارقام هیچگاه محقق نمی‌شوند، همان طور که در برجام نیز شاهد تحقق چنین وعده‌هایی نبودیم. چیزی که الان مشاهده می‌شود این است که بعضی از آقایان که تریبون دارند، چه در خیابان‌ها و چه در جاهای دیگر، برای رهبری تعیین تکلیف می‌کنند و انگار نه انگار که با رهبری ارتباطی دارند. حتی مجلس شورای اسلامی نیز در این خصوص نمی‌تواند ورود جدی کند، زیرا اختیارات رهبری در بحث جنگ و صلح، امری مشخص است. من از آقای قالیباف و از شورای امنیت ملی گله دارم که چرا مجلس را باز نمی‌کنند تا این آقایان نماینده‌ها که به خیابان‌ها می‌آیند و در تریبون‌ها صحبت می‌کنند، بتوانند افکار عمومی را مورد خطاب قرار دهند و در نهایت جامعه ما قضاوت کند. حرف‌هایی که در رابطه با مسائل مختلف زده می‌شود و گاهی تناقض آشکاری با اختیارات رهبری دارد، باید جلوی آن گرفته شود. حتی قوه قضاییه نیز در مواردی که افراد حرف‌هایی می‌زنند که خلاف اختیارات رهبری است، باید به عنوان یک عنوان مجرمانه با آن برخورد قضایی صورت گیرد تا حریم اختیارات قانونی نظام حفظ شود.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها