کوروش احمدی: احتمال جنگ گسترده منتفی نیست / توافق ایران و آمریکا میخ آخر بر تابوت نتانیاهو خواهد بود
کوروش احمدی گفت: احتمال جنگ گسترده را نمیتوان منتفی دانست. اما چون ترامپ در تله اعتبار فردی و کشوری گرفتار شده و میداند که اگر حداقل نتیجهای نگیرد، هم به اعتبار خودش و هم به اعتبار امریکا خدشه شدیدی وارد خواهد شد، بنابراین بسیار بعید است که از سماجت دست بردارد.
حدیث روشنی-درحالی که خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آگاه از احتمال امضای قریبالوقوع توافق صلح میان ایران و امریکا توسط محمدباقر قالیباف و جیدی ونس، معاون رییسجمهور امریکا خبر داده، شبکه الحدث به نقل از یک منبع بلندپایه روایت متفاوتی ارایه کرد و مدعی شد «اعلامیه اسلامآباد» نه در ژنو بلکه بهصورت غیرحضوری و از راه دور امضا خواهد شد و نشستهای برنامهریزی شده ژنو نیز فعلا به تعویق افتاده است.
به گزارش اعتماد، انتشار این گزارشهای متناقض درحالی است که سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان شامگاه جمعه برای نخستینبار بخشی از چارچوب مذاکرات را به صورت رسمی تشریح کرد و از نهایی شدن یک «یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای» خبر داد؛ سندی که به گفته رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان مقدمه پایان جنگ در تمامی جبهههای منطقه و آغاز دور جدیدی از گفتوگوهای تهران و واشنگتن خواهد بود. عراقچی همچنین اعلام کرد دوطرف بر سر یک فرمول دو مرحلهای به تفاهم رسیدهاند؛ ابتدا امضای یادداشت تفاهم و سپس آغاز مذاکراتی ۶۰ روزه برای دستیابی به توافق نهایی درباره موضوعات پیچیدهتر ازجمله پرونده هستهای، رفع تحریمها و بازسازی اقتصادی. او در ادامه تاکید کرد که پرونده هستهای، رفع تحریمها و سازوکار بازسازی اقتصادی تعمدا به مرحله دوم موکول شده و در متن اولیه صرفا چارچوب پایان جنگ، توقف تهدیدات، احترام متقابل به حاکمیت کشورها، رفع محاصره دریایی و تعیین مسیر مذاکرات آینده گنجانده شده است. این اظهارات همزمان با انتشار مجموعهای از گزارشهای رسانهای ازسوی رسانههای غربی و عربی و نیز عبری مطرح میشود که همگی از نزدیک شدن تهران و واشنگتن به یک توافق اولیه سخن میگویند. در این میان رویترز به نقل از منابع منطقهای مدعی شد که امارات با آزادسازی بین ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار از داراییهای ایران موافقت کرده و بخشی از این منابع نیز دراختیار تهران قرار گرفته است. همزمان منابع امریکایی احتمال نهایی شدن توافق را بیش از ۸۰درصد ارزیابی کردهاند. در سوی دیگر، دونالد ترامپ از «توافقی بزرگ» سخن گفته و حتی پیام اخیر عراقچی را در شبکه اجتماعی خود بازنشر کرده است؛ اقدامی که به ادعای برخی ناظران در فضای دیپلماتیک به عنوان یک سیگنال سیاسی کمسابقه تعبیر میشود. با این حال به نظر میرسد فاصله میان «تفاهم اولیه» و «توافق نهایی» همچنان قابل توجه است. آنچه از سخنان گزارشهای ادعایی منتشر شده برمیآید نشان میدهد چهار گره اصلی مذاکرات همچنان باز ماندهاند؛ پرونده هستهای، رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و ترتیبات امنیتی منطقه به ویژه در لبنان. به نظر میرسد در این مرحله دوطرف دشوارترین مسائل را به مرحله دوم منتقل کردهاند تا ابتدا از خطر بازگشت به درگیری نظامی جلوگیری شود. در این میان اما مهمترین متغیر بیرونی توافق همچنان اسراییل است. مجموعه گزارشهای منتشر شده از رسانههای امریکایی و اسراییلی نشان میدهد شکافی واقعی میان رویکرد ترامپ و بنیامین نتانیاهو شکل گرفته است. اگرچه به باور برخی تحلیلگران نمیتوان احتمال تقسیم نقش میان «پلیس خوب و پلیس بد» را به طور کامل منتفی دانست، اما حجم انتقادات مطرحشده در تلآویو و اذعان مقامات اسراییلی به ناتوانی در متوقف کردن روند توافق، نشانههایی از یک اختلاف تاکتیکی جدی را آشکار میکند. با این همه برخی ناظران مدعیاند حتی در صورت امضای تفاهم، خطر اقدامات اخلالگرانه اسراییل از میان نخواهد رفت. از عملیات محدود نظامی و امنیتی گرفته تا تلاش برای جلوگیری از آزادسازی داراییهای ایران یا تحت فشار قرار دادن واشنگتن، همگی بخشی از سناریوهای محتمل روزهای آینده هستند، به همین دلیل مهمترین آزمون تفاهم احتمالی نه در روز امضا، بلکه در هفتههای پس از آن رقم خواهد خورد، به گونهای که اگر یادداشت تفاهم بتواند آتش درگیریها را خاموش کند و روند آزادسازی منابع مالی ایران را به جریان بیندازد، مسیر رسیدن به توافق نهایی هموارتر خواهد شد. اما اگر یکی از طرفها یا بازیگران ثالث در این فاصله به سمت تشدید تنش حرکت کنند، منطقه بار دیگر میان سه سناریو گرفتار خواهد شد؛ بازگشت تبادل آتش محدود، تداوم جنگ فرسایشی همراه با محاصره و فشار اقتصادی از سوی واشنگتن، یا ورود به مرحلهای جدید از رویارویی مستقیم. به همین دلیل، هر چند صلح از هر زمان دیگری نزدیکتر به نظر میرسد، اما هنوز نمیتوان آن را قطعی و تثبیتشده دانست. در همین راستا روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی گزارههای مهم و تاثیرگذار بر امضای احتمالی یادداشت تفاهم میان ایران و امریکا با کوروش احمدی، دیپلمات پیشین کشورمان در نیویورک گفتوگو کرده است.
بخش هایی از این گفتوگو در ادامه می آید:
- ترامپ نگران شرایط اقتصادی و تورم و نرخ بیکاری و مانند آن در امریکا است. به علاوه، او مایل است بهای نفت در سطح بینالمللی را کنترل کرده و زمینه را برای افزایش ارزش بورس در جهان فراهم کند. ترامپ همچنین به فکر اعتبار خود در باقی مانده دوره ریاستجمهوریاش و اعتبار امریکا به عنوان یک ابرقدرت در سطح بینالمللی است. این درحالی استکه مقامات ایرانی چندان نگران اموری از این قبیل نیستند یا حداقل امور آرمانی و هویتی و حیثیتی ممکن است برای برخی از آنها مهمتر باشد. احمدی در ادامه خاطرنشان کرد: البته برخی مقامات رسمی کشورمان نیز واقعبینانه فکر میکنند، اما معمولا دامنه کسانی که آرمانی فکر میکنند محدودتر خواهد شد و در نتیجه در دوقطبی که شکل میگیرد، قابلیت تحرک آنها محدود خواهد گشت.
- فکر نمی کنم هیچ یک از متونی که به صورت غیررسمی منتشر شده را بتوان بطور کامل معتبر دانست و مبنای تحلیل قرار داد. با این حال به نظرم رسید که توضحیات منتشر شده در ایرنا معتبرتر است. بعید می دانم که متن منتشره توسط خبرگزاری مهر اعتبار چندانی داشته باشد. ضمن اینکه همین متن را رسانه های طرفدار اسرائیل در آمریکا به سرعت ترجمه و منتشر کردند و کوشیدند تا از این طریق زمینه تخریب تفاهم نامه و حمله به ترامپ را کلید بزنند و همین موضوع موجب واکنش تند ترامپ و نیز واکنش جی دی ونس شد. اما در مورد متن تفاهمنامه، تصور میکنم که فلسفه وجودی این متن باید قاعدتا این باشد که به عنوان گامی مفید در جهتی درست عمل کند و به ویژه فرصت و بستر مناسبی برای تمرکز بر مذاکره راجع به مسائل اصلی یعنی برنامه هستهای و تحریمها و اموال بلوکه شده ایران ایجاد نماید. از این نظر، مهم است که هدف این تفاهم حل برخی مسائل فوری چون تثبیت خاتمه جنگ و رفع انسداد تنگه هرمز و برداشتن محاصره دریایی علیه ایران باشد و از این نظر ضروری و مهم است که همه در ایران از این اقدام حمایت کنیم، اما در مورد خاتمه جنگ، اینکه گویا جنگ در لبنان هم مطرح است، بسیار مهم است و همزمان شاید بزرگترین ریسک برای مانایی و بقای تفاهم نیز قلمداد شود، چراکه این حوزه پای اسراییل را نیز به معادله باز میکند. ا
- اگر به هر دلیلی تفاهم نهایی نشود سناریوهای مختلفی برای این امر وجود دارد. اما به احتمال بسیار زیاد ترامپ به ادامه محاصره دریایی ایران و تشدید فشارهای اقتصادی به همراه برخی برخوردهای نظامی، یعنی جنگ با شدت کم، متمایل شود. به این دلیل که جنگ تمام عیار را یک بار آزموده و نتیجهای به دست نیاورده است. امریکا در جنگ 40 روزه که با غافلگیری و شوک و ترور رهبران سیاسی و نظامی همراه بود، در رسیدن به اهدافش شکست خورد، از همین رو باید برای او روشن شده باشد که از این طریق به نتیجه نمیرسد. البته که هیچ چیزی قطعی نیست و احتمال جنگ گسترده را نیز نمیتوان منتفی دانست. اما چون ترامپ در تله اعتبار فردی و کشوری گرفتار شده و میداند که اگر حداقل نتیجهای نگیرد، هم به اعتبار خودش و هم به اعتبار امریکا خدشه شدیدی وارد خواهد شد، بنابراین بسیار بعید است که از سماجت دست بردارد.
- نارضایتی اسراییل از هرگونه تفاهم و توافقی میان ایران و امریکا گزارهای جدی و واقعی است، چراکه کابوس افراطیون اسراییل توافق و تفاهمی بین ایران و امریکا است. شاهد بودیم که نتانیاهو تمام سعی خود را برای جلوگیری از انعقاد برجام کرد و شکست خورد. بزرگترین اشتباه از جانب ایران همیشه بیتوجهی به این تفاوت موضع جدی بین واشنگتن و تلآویو بوده است. به گفته این دیپلمات پیشین کشورمان اینبار این قضیه جدیتر از همیشه است، چراکه اینبار موضوع با سرنوشت سیاسی نتانیاهو و آینده او و حتی زندانی شدن یا نشدن او نیز مرتبط شده است. ظرف حدود سه ماه آینده انتخابات مجلس اسراییل باید برگزار شود. شکست نتانیاهو در رسیدن به اهدافش در ایران و فاجعهای که او در سطح افکار عمومی امریکا و جهان برای اسراییل به بار آورده و به علاوه عدم کسب پیروزی استراتژیک در غزه و لبنان، به موقعیت او نزد رایدهندگان اسراییلی لطمه زده و احتمال شکست او در انتخابات بسیار افزایش یافته است، بنابراین توافق میان ایران و امریکا که به معنای از دست رفتن اعتبار و اثرگذاری او بر دولت امریکا و میخ آخر بر تابوت نتانیاهو خواهد بود.
دیدگاه تان را بنویسید