کد خبر: 776656
|
۱۴۰۵/۰۳/۱۷ ۰۸:۲۵:۰۰
| |

اعتماد گزارش داد:

همه بازارها به تنش ایران و آمریکا واکنش منفی نشان دادند به جز بورس! چرا؟

تحلیلگران بورسی معتقدند، آنچه امروز به عنوان رشد شاخص کل مشاهده می‌کنیم، در واقع یک «تعدیل ارزش» بزرگ برای همگام شدن با واقعیت‌های جدید ارزی و تورمی است، نه لزوما نشانی از بهبود در چشم‌انداز کلی اقتصاد.

همه بازارها به تنش ایران و آمریکا واکنش منفی نشان دادند به جز بورس! چرا؟
کد خبر: 776656
|
۱۴۰۵/۰۳/۱۷ ۰۸:۲۵:۰۰

در حالی که بسیاری از بازارهای داخلی در روزهای اخیر در واکنش به تنش‌های بین ایران و امریکا واکنش منفی نشان می‌دهند،  بورس تهران همچنان مسیر صعودی خود را حفظ کرده است؛ روندی که بیش از آنکه نشانه‌ای از رونق اقتصادی باشد، بازتابی از تلاش برای ورود نقدینگی از سوی سازمان بورس است. 

به گزارش اعتماد، تحلیلگران بورسی معتقدند، آنچه امروز به عنوان رشد شاخص کل مشاهده می‌کنیم، در واقع یک «تعدیل ارزش» بزرگ برای همگام شدن با واقعیت‌های جدید ارزی و تورمی است، نه لزوما نشانی از بهبود در چشم‌انداز کلی اقتصاد. این تصویر مانند سرابی در آب است؛ واقعی به نظر می‌رسد، اما ریشه در آب ندارد، بلکه حاصل داغی شن‌هاست. با این حال، آینده بورس همچنان به متغیرهای سیاسی و امنیتی گره خورده است. کاهش تنش‌ها و شکل‌گیری چشم‌انداز مثبت در سیاست خارجی می‌تواند مسیر رشد پایدارتر بازار را هموار کند، اما تشدید بحران‌ها یا تداوم وضعیت مبهم کنونی، سناریوهای متفاوتی را پیش روی سرمایه‌گذاران قرار خواهد داد. از همین رو، فعالان بازار معتقدند تالار شیشه‌ای این روزها بیش از هر زمان دیگری آینه‌ای از انتظارات، نگرانی‌ها و امیدهای اقتصاد ایران است؛ بازاری که میان ترس از ریسک و تلاش برای حفظ ارزش سرمایه در نوسان قرار دارد.

سه سناریو برای آینده بازار سرمایه

سید محمدرضا اعلمی، کارشناس بازار سرمایه در گفت‌وگو با «اعتماد» می‌گوید: بازار سرمایه در شرایط فعلی، تصویری پیچیده و متناقض از واقعیت اقتصادی کشور به نمایش گذاشته است. شاخص کل، به عنوان دماسنج اصلی بورس، مسیری صعودی را پس از یک دوره توقف طولانی‌مدت ناشی از درگیری‌های نظامی در پیش گرفته است، در حالی که بسیاری از صنایع و کسب‌وکارها در بطن جامعه، هنوز با زخم‌های ناشی از جنگ و عدم قطعیت دست و پنجه نرم می‌کنند. این رشد که در نگاه اول ممکن است نشانه امید و بهبود به نظر برسد، در حقیقت روایتی عمیق‌تر از یک نبرد پنهان در اقتصاد را بازگو می‌کند: نبرد میان «حفظ ارزش دارایی‌ها» و «ریسک‌های سیستماتیک». او می‌افزاید: رشد فعلی شاخص بیش از آنکه حاصل رونق تولید و سلامت اقتصادی باشد، واکنشی طبیعی و گریزناپذیر از سوی سرمایه‌ها برای فرار از هیولای تورم و کاهش ارزش پول ملی است. در شرایطی که گزینه‌های سرمایه‌گذاری امن و قابل اتکا محدود می‌شوند، بورس به آخرین سنگر برای محافظت از قدرت خرید تبدیل می‌شود، حتی اگر این سنگر خود روی خط مقدم یک منطقه پرخطر بنا شده باشد.ریشه این رشد را باید در تغییر نگاه به دارایی‌ها جست‌وجو کرد.  اعلمی ادامه می‌دهد: وقتی ارزش پول ملی به دلیل تنش‌های سیاسی و اقتصادی تضعیف می‌شود، ارزش ریالی تمام دارایی‌های فیزیکی کشور، از کارخانه‌ها و ماشین‌آلات شرکت‌های بزرگ گرفته تا معادن و محصولات پتروشیمی، به صورت اسمی افزایش می‌یابد. شرکت‌های صادرات‌محور که درآمدشان به ارز خارجی است، اما بخش بزرگی از هزینه‌هایشان ریالی باقی می‌ماند، ناگهان با جهش سودآوری مواجه می‌شوند. این شرکت‌ها که وزن سنگینی در محاسبه شاخص کل دارند، به تنهایی می‌توانند کل نماگر بازار را با خود به سمت بالا بکشند. در این میان، سرمایه‌های سرگردان در جامعه که شاهد آب شدن روزانه پس‌اندازهای خود هستند، راهی جز پناه بردن به این بازار نمی‌بینند. او ادامه می‌دهد: هجوم این نقدینگی قدرتمند، تقاضای شدیدی برای سهام همین شرکت‌های بزرگ و دارایی‌محور ایجاد می‌کند و یک چرخه خودتقویت‌شونده از رشد قیمت را رقم می‌زند. بنابراین آنچه امروز به عنوان رشد شاخص کل مشاهده می‌کنیم، در واقع یک «تعدیل ارزش» بزرگ برای همگام شدن با واقعیت‌های جدید ارزی و تورمی است، نه لزوما نشانی از بهبود در چشم‌انداز کلی اقتصاد. این تصویر مانند سرابی در آب است؛ واقعی به نظر می‌رسد، اما ریشه در آب ندارد، بلکه حاصل داغی شن‌هاست. نباید فراموش کرد که شاخص کل، میانگین وزنی عملکرد شرکت‌هاست و رشد آن می‌تواند به سادگی، وضعیت بحرانی صدها شرکت کوچک و متوسط که نمادشان متوقف است یا با زیان دست و پنجه نرم می‌کنند را در پس پرده پنهان کند. اعلمی ادامه می‌دهد: با درک این واقعیت‌ها، می‌توان سه سناریوی محتمل را برای آینده بازار ترسیم کرد. هر یک از این سناریوها بیش از آنکه به تحلیل‌های داخلی بازار وابسته باشند، به متغیرهای کلان سیاسی و امنیتی گره خورده‌اند. سناریوی نخست، سناریوی خوشبینانه یا «کاهش تنش» است. در این سناریو، فرض بر این است که نشانه‌هایی از کاهش درگیری‌ها، آغاز مذاکرات و بازگشت تدریجی ثبات به منطقه پدیدار می‌شود. این اخبار مثبت می‌تواند ریسک سیستماتیک حاکم بر بازار را به ‌شدت کاهش دهد. در چنین فضایی، اعتماد به آینده بازمی‌گردد و نقدینگی با اطمینان بیشتری وارد بازار می‌شود. این‌بار، پول نه فقط برای فرار از تورم، بلکه با هدف سرمایه‌گذاری واقعی و مشارکت در بازسازی اقتصادی جریان می‌یابد. در این حالت، رشد بازار از انحصار شرکت‌های بزرگ و صادرات‌محور خارج شده و به صنایع کوچک‌تر که از جنگ آسیب دیده‌اند نیز سرایت می‌کند. شاهد بازگشایی تدریجی نمادهای متوقف و توجه بازار به سهام شرکت‌های ساختمانی، خدماتی و مصرفی خواهیم بود. در این سناریو، رشد شاخص کل می‌تواند پایدارتر و سالم‌تر ادامه یابد و بازار از فاز هیجانی به فاز تحلیلی و بنیادی وارد شود. این کارشناس در ادامه توضیح می‌دهد: سناریوی دوم، سناریوی بدبینانه یا «تداوم بحران» است. این سناریو بر فرض تشدید تنش‌ها، طولانی شدن درگیری‌ها یا وقوع حوادث غیرمنتظره جدید استوار است. در این حالت، عامل «ترس» بر عامل «تورم» غلبه خواهد کرد. سرمایه‌گذاران به این نتیجه می‌رسند که ریسک از دست رفتن اصل سرمایه به قدری بالاست که دیگر حفظ ارزش آن در برابر تورم، اولویت ندارد. در این شرایط، شاهد خروج پول‌های هوشمند و محتاط از بازار سهام و حرکت آنها به سمت دارایی‌های امن‌تر مانند طلا یا ارزهای خارجی خواهیم بود. فشار فروش در نمادهای بزرگ که پیش از این لنگر بازار بودند، افزایش می‌یابد و شاخص کل می‌تواند یک اصلاح عمیق و دردناک را تجربه کند. در این وضعیت، حتی پتانسیل تورمی اقتصاد نیز قادر نخواهد بود جلوی ریزش بازار را بگیرد، چراکه افق سرمایه‌گذاری به‌ شدت تیره و تار می‌شود و اصل بقا بر منطق بازدهی اولویت پیدا می‌کند. سناریوی سوم، سناریوی میانه یا «فرسایش در ابهام» است. این سناریو که شاید محتمل‌ترین گزینه نیز باشد، وضعیتی است که در آن نه جنگ به‌طور کامل پایان می‌یابد و نه تنش‌ها به شکل غیرقابل کنترلی تشدید می‌شود. کشور و بازار در یک حالت برزخی «نه جنگ، نه صلح» باقی می‌مانند. در این حالت، دو نیروی متضاد ذکر شده، یعنی هراس از ریسک و نیاز به پوشش تورم، یکدیگر را خنثی می‌کنند. بازار انرژی لازم برای یک صعود قدرتمند و پایدار را ندارد، اما ترس از تورم نیز اجازه یک ریزش عمیق را نمی‌دهد. در نتیجه، شاخص کل به احتمال زیاد وارد یک دوره نوسان خنثی و فرسایشی در یک محدوده مشخص خواهد شد. در این بازار، دیگر کلیت بازار مسیر یکسانی نخواهد داشت، بلکه انتخاب هوشمندانه سهام و صنایع خاص اهمیت پیدا می‌کند. صنایعی که کمتر از بحران تاثیر پذیرفته‌اند یا می‌توانند از شرایط موجود به نفع خود استفاده کنند، ممکن است رشد کنند، در حالی که بسیاری دیگر در رکود باقی خواهند ماند. این سناریو، یک دوره چالش‌برانگیز برای سرمایه‌گذاران خواهد بود که نیازمند صبر، تحلیل دقیق و دوری از معاملات هیجانی است. در نهایت، مسیر آینده بازار سرمایه ایران، بیش از آنکه در تالار شیشه‌ای بورس تهران تعیین شود، در راهروهای تصمیم‌گیری‌های کلان سیاسی و امنیتی رقم خواهد خورد و وظیفه سرمایه‌گذار، درک این واقعیت و مدیریت ریسک بر اساس سناریوهای پیش رو است.

کاهش ریسک سیاسی به نفع بورس؟!

با وجود اینکه در روزهای اخیر بازارهای جهانی از جمله طلا، نقره، بیت‌کوین و حتی بسیاری از بورس‌های معتبر دنیا تحت تاثیر افزایش ریسک‌های سیاسی و اقتصادی با افت قیمت مواجه شده‌اند، بازار سرمایه ایران مسیر متفاوتی را در پیش گرفته و همچنان روندی مثبت را تجربه می‌کند. امیرعباس باقری، تحلیلگر بازار سرمایه با نگاهی متفاوت در گفت‌وگو با «اعتماد» در مورد اینکه چرا حال بورس خوب است در حالی که بقیه بازارها حال خوبی ندارند، صحبت می‌کند. باقری در واکنش به این شرایط می‌گوید: در نگاه اول ممکن است این رفتار متناقض به نظر برسد، اما با بررسی عوامل بنیادی و شرایط خاص اقتصاد ایران، دلایل این واگرایی قابل درک است.

او می‌افزاید: مهم‌ترین عامل، ارزندگی نسبی بازار سهام ایران است. طی سال‌های گذشته و به‌ویژه در دوره‌های اخیر، بسیاری از نمادهای بورسی به دلایل مختلف از جمله ریسک‌های سیاسی، محدودیت‌های اقتصادی و خروج نقدینگی، رشد متناسبی با تورم و افزایش ارزش دارایی‌ها نداشته‌اند. حتی اکنون که بخشی از نمادها پس از بازگشایی رشدهای قابل توجهی در محدوده ۳۰ تا ۴۰ درصد را تجربه کرده‌اند، همچنان در مقایسه با نرخ تورم، ارزش جایگزینی دارایی‌ها و ارزش دلاری بازار، در سطوح جذابی قرار دارند. به بیان دیگر، بخش قابل توجهی از شرکت‌های بورسی هنوز نتوانسته‌اند فاصله ایجادشده میان ارزش بازار و ارزش واقعی دارایی‌ها و سودآوری خود را جبران کنند. باقری ادامه می‌دهد: عامل دوم به کاهش نسبی نگرانی‌های سیاسی بازمی‌گردد. هرچند هنوز نمی‌توان با قطعیت درباره آینده تنش‌های منطقه‌ای و احتمال بازگشت درگیری‌ها اظهارنظر کرد، اما در مقطع فعلی بخشی از سایه ریسک جنگ از سر بازار برداشته شده است. همچنین نشانه‌هایی از تمایل قدرت‌های بین‌المللی، به‌ویژه امریکا، برای حفظ وضعیت آتش‌بس و جلوگیری از تشدید تنش‌ها مشاهده می‌شود. همین موضوع باعث شده فعالان بازار سرمایه با دیدی امیدوارانه‌تر به آینده نگاه کنند و بخشی از سرمایه‌های منتظر ورود مجددا به سمت بازار سهام حرکت کنند. او می‌گوید: نکته مهم دیگر، جریان نقدینگی در بازار است. در روزهای اخیر شاهد شکل‌گیری حجم بالایی از تقاضا در بسیاری از نمادها بوده‌ایم و روزانه ده‌ها همت نقدینگی در صف‌های خرید و معاملات بازار مشاهده می‌شود. این موضوع نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از سرمایه‌گذاران همچنان بورس را به عنوان مقصد جذاب سرمایه‌گذاری انتخاب کرده‌اند. زمانی که نقدینگی به ‌صورت مستمر وارد بازار شود، حتی در شرایطی که ابهامات سیاسی به‌طور کامل رفع نشده‌اند، می‌تواند از روند مثبت قیمت‌ها حمایت کند. از سوی دیگر از نگاه باقری، انتظارات مثبت نسبت به آینده نیز نقش مهمی در رفتار بازار ایفا می‌کند. بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند که در صورت شکل‌گیری حتی یک تفاهم اولیه در حوزه سیاست خارجی و آزاد شدن بخشی از منابع مالی کشور، بیشترین اثر مثبت بر بازار سرمایه نمایان خواهد شد. دلیل این موضوع آن است که بورس از یک سو از بهبود چشم‌انداز اقتصادی منتفع می‌شود و از سوی دیگر به دلیل عقب‌ماندگی قابل توجه نسبت به سایر بازارها، ظرفیت رشد بیشتری در اختیار دارد. او می‌افزاید: در مقابل، بازارهای موازی مانند ارز و طلا بخش عمده‌ای از رشد خود را در دوره تنش‌ها و پس از وقوع جنگ تجربه کرده‌اند. بنابراین حتی اگر قیمت دلار و طلا کاهش محسوسی را تجربه نکنند، احتمال جهش‌های بزرگ و سریع در کوتاه‌مدت برای آنها کمتر از گذشته ارزیابی می‌شود. به عبارت دیگر، این بازارها بخش مهمی از واکنش خود به ریسک‌های سیاسی را پیش‌تر نشان داده‌اند، در حالی که بازار سهام هنوز بخشی از این فاصله را جبران نکرده است. این تحلیلگر بورس ادامه می‌دهد: در مجموع می‌توان گفت که مثبت بودن بورس ایران در شرایطی که بسیاری از بازارهای جهانی با فشار فروش مواجه هستند، ناشی از ترکیب چند عامل کلیدی است: ارزندگی بالای سهام نسبت به تورم و ارزش دلاری بازار، کاهش نسبی نگرانی‌های سیاسی، ورود نقدینگی قابل توجه و امیدواری سرمایه‌گذاران به بهبود شرایط اقتصادی و سیاسی در آینده. از همین رو بسیاری از فعالان بازار معتقدند که در مقطع کنونی، بازار سرمایه نسبت به بازارهای موازی همچنان از ظرفیت رشد بیشتری برخوردار است و بخشی از عقب‌ماندگی خود را در ماه‌های آینده جبران خواهد کرد.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها