کد خبر: 775377
|
۱۴۰۵/۰۳/۰۷ ۲۱:۵۳:۲۳
| |

دموکراسی آمریکا در بازی جغرافیا: برنده قبل از رأی مشخص می‌شود

با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ آمریکا، دوباره بحث «مهندسیِ زیرپوستیِ» نقشه‌های انتخاباتی داغ شده است. در واقع، خیلی از سیاستمداران در آمریکا به جای اینکه سعی کنند حمایت رأی‌دهندگان را جلب کنند، ترجیح می‌دهند «رأی‌دهنده‌ها را انتخاب کنند»؛ آن هم با خط‌کشی‌های عجیب و غریب حوزه‌های انتخابی.

دموکراسی آمریکا در بازی جغرافیا: برنده قبل از رأی مشخص می‌شود
کد خبر: 775377
|
۱۴۰۵/۰۳/۰۷ ۲۱:۵۳:۲۳

یک کانال تحلیلی اخبار آمریکا در بررسی نحوه مهندسی نتایج انتخابات در آمریکا قبل از برگزاری آن آورده است: فکر کنید وسط بازی فوتبال هستید، اما درست قبل از سوت شروع، تیم حریف تصمیم می‌گیرد شرایط زمین را به نحوی تغییر دهد که گل زدن براش راحت‌تر شود. این دقیقاً همان اقدامی است که به «جری‌مندرینگ» (Gerrymandering) شهرت دارد.

به گزارش ایرنا، در سیاست آمریکا، به عمل ترسیم مرزهای حوزه‌های انتخاباتی به گونه‌ای که به یک حزب سیاسی نسبت به رقبایش برتری می‌دهد (جِری‌مَندرینگ سیاسی یا حزبی) یا قدرت رأی اعضای گروه‌های اقلیت نژادی یا قومی را کاهش می‌دهد (جِری‌مَندرینگ نژادی) گفته می‌شود. این اصطلاح از نام فرماندار البریج گری از ماساچوست گرفته شده است که دولت او در سال ۱۸۱۲ قانونی را تصویب کرد که حوزه‌های جدید سناتوری ایالتی را تعریف می‌کرد. این قانون، رأی حزب فدرالیست را در چند حوزه تثبیت کرد و بنابراین نمایندگی نامتناسبی را به دموکرات - جمهوری‌خواهان داد. تصور می‌شد که طرح کلی یکی از این حوزه‌ها شبیه یک سمندر است. یک کارتون طنز از الکانا تیسدال که در بوستون گازت منتشر شد، حوزه‌ها را به صورت گرافیکی به یک حیوان افسانه‌ای به نام «جِری-مَندر» تبدیل کرد و این اصطلاح را در تصور عمومی تثبیت کرد. 

ترامپ

در نظام سیاسی آمریکا، دموکراسی با جغرافیا گره خورده است؛ به‌طوری‌که هر ایالت به بخش‌های کوچکی تقسیم می‌شود و هر بخش یک نماینده را به مجلس می‌فرستد. در این سیستم، کل جغرافیای یک ایالت به بخش‌های کوچک‌تری تحت عنوان حوزه انتخاباتی تقسیم می‌شود که هر کدام نماینده‌ یک صندلی در مجلس هستند. سرنوشتِ صندلی‌های مجلس در هر حوزه با قانونِ «برنده همه چیز را می‌برد» تعیین می‌شود؛ یعنی کاندیدایی که تنها یک رأی بیشتر از رقیب خود کسب کند، پیروزِ آن حوزه شناخته شده و تمامی امتیاز آن صندلی به او اختصاص می‌یابد. در این مدل، آرای رأی‌دهندگانی که به کاندیدای شکست‌خورده رأی داده‌اند، عملاً تأثیری در نتیجه‌ نهایی آن حوزه ندارند و به نوعی نادیده گرفته می‌شوند.

بنابراین، پیروزیِ یک حزب در سطح کل ایالت، حاصلِ جمعِ پیروزی‌های خُرد در تک‌تکِ این حوزه‌هاست. نکته‌ ظریف اینجاست که برای کسب قدرت، لزوماً نیازی به جلب نظرِ اکثریتِ مطلقِ مردمِ کل ایالت نیست؛ بلکه کافی است حزب، رأی‌دهندگان خود را به‌گونه‌ای در حوزه‌ها توزیع کند که در بیشترین تعدادِ حوزه‌ها، اکثریتِ نسبی داشته باشد.

از آنجا که جمعیت ایالت‌ها در طول زمان تغییر می‌کند، هر ۱۰ سال یک‌بار و پس از انجام سرشماری عمومی، مرزهای این حوزه‌های انتخاباتی باید بازتعریف شوند تا تعادل جمعیتی حفظ گردد. این فرآیند که Redistricting نامیده می‌شود، در ظاهر یک اقدام اداری برای برقراری عدالت است، اما در بطن خود تعارض منافع بزرگی را حمل می‌کند؛ چرا که در اکثر ایالت‌ها، قدرت ترسیم این مرزها در اختیار همان سیاستمدارانی است که برای حفظ کرسی‌های خود می‌جنگند.

همین نقطه، زایشگاه پدیده‌ای به نام جری ماندرینگ است. جری‌مندرینگ در واقع استفاده ابزاری از قدرتِ ترسیم نقشه برای مهندسیِ نتیجه انتخابات است، به‌گونه‌ای که پیش از آنکه حتی یک برگه رأی به صندوق انداخته شود، برنده رقابت تا حد زیادی مشخص شده باشد. در قلب این فرآیند ۲ تکنیک اصلی قرار دارد که جری‌مندرینگ را به ابزاری قدرتمند برای مهندسی انتخابات تبدیل می‌کند.

۱- نخست روشی است به نام «بسته‌بندی»؛ تصور کنید حزب «الف» می‌خواهد رقیبش را در یک منطقه ضعیف کند. آن‌ها تمام طرفدارانِ حزب «ب» را با تغییر مرزها در یک حوزه انتخاباتی جمع می‌کنند. با این کار، حزب «ب» در آن حوزه با اختلاف بسیار زیاد پیروز می‌شود، اما چون آرای اضافه آن‌ها «هدر رفته» است (یعنی بیش از حدِ نیاز برای برنده شدن در آن حوزه است)، قدرت نفوذشان در سایر حوزه‌های همجوار از بین می‌رود.

۲- تکنیک دوم، «تکه‌تکه کردن» است که دقیقاً برعکس عمل می‌کند؛ در این روش، حزب «الف» حامیانِ حزب «ب» را که به صورت متمرکز در یک منطقه هستند، با تغییر خطوط مرزی، به چندین حوزه کوچک‌تر تقسیم می‌کند. با این کار، قدرتِ جمعیت آن‌ها در هر حوزه شکسته می‌شود و دیگر به حد نصاب لازم برای پیروزی در هیچ‌کدام نمی‌رسند. در واقع، این ترفندها مثل تقسیمِ یک کیک است که با برش‌های ناعادلانه، به جای تقسیم برابر، سهم رقیب را به تکه‌های بی‌خاصیت تبدیل می‌کنند.

این مهندسیِ هوشمندانه، منطق دموکراسی را به‌طور کامل وارونه می‌کند. در یک سیستم سالم، مردم نمایندگان خود را انتخاب می‌کنند، اما در سیستم جری‌مندرینگ، سیاستمداران هستند که رأی‌دهندگان خود را انتخاب می‌کنند.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها