«جلیلی سوم» یا معمار تحدید اینترنت / رسول جلیلی چه نظری درباره اینترنت بینالملل دارد؟
رسول جلیلی در سپهر پهنای باند و اینترنت ایران، به عنوان یکی از تئوریسینهای اصلی جبهه «حاکمیت سایبری» و مدافع سرسخت کنترل مرزهای دیجیتال شناخته میشود. پلتفرم فکری او مبتنی بر تقابل میان «استقلال ملی» و «وابستگی به پلتفرمهای بیگانه» است.
در کش و قوس بحثها و تصمیمها و تلاشها برای قطع و وصل اینترنت، اظهارات چهرهای نامآشنا در حوزه مخالفت با رفع فیلتر فضای مجازی درباره آنچه خطرات این حوزه خوانده، دوباره خبرساز شده است.
به گزارش اعتماد، رسول جلیلی نامی آشنا در حوزه فضای مجازی با کارنامه و اظهاراتی شفاف در زمینه مخالفت با رفع فیلترینگ است. علاوه بر اظهارات و موضعگیریهای شفافش در زمینه اینترنت و فضای مجازی سمت و مسوولیت او به عنوان «عضو شورای عالی فضای مجازی» اظهاراتش را مورد توجه بیشتری قرار میدهد. در کنار این مساله شباهت نام خانوادگیاش با سعید جلیلی -بدون هیچ پیوند خانوادگی و فامیلی- در کنار شباهتی در حد تطابق اسمها در زمینه ضدیت با فضای مجازی و دفاع از فیلترینگ، خود عرصه بازتاب به اظهاراتش را پررنگتر کرده و حتی در رسانههای مختلف با تیتر «جلیلی سوم» -بعد از سعید جلیلی و برادرش وحید جلیلی- از او یاد شده است.
آخرین اظهاراتش که از او در هفته جاری منعکس شد به جملهای بازگشت که در خلال یک مصاحبه تصویری گفته بود: «اینستاگرام از اف-35 خطرناکتر است.» این جمله از دهان رسول جلیلی -اگر آشنایی با مواضعش داشته باشید- جمله عجیبی نبود. او ید طولایی در مخالفت با رفع فیلترینگ و بیان استدلالهایی در زمینه تحدید اینترنت داشته است. این اما شاید نخستینبار باشد که حجم واکنشها به اظهاراتش باعث شد تا بازنشر وسیع این جمله را ناشی از «تقطیع سخنانش» بخواند و حتی اندکی نیز از شدت و حدت تاکید بر لزوم بسته ماندن اینترنت تاکید کند.
یکی از اصلیترین واکنشها از جانب حسامالدین آشنا بود، مشاور حسن روحانی در دوران ریاستجمهوری که با انتقاد از اظهارات جلیلی تاکید کرد که «اف-۳۵ یک جت جنگنده است که هدف آن انهدام فیزیکی زیرساختها و کشتن انسانهاست. اما اینستاگرام و تلگرام بسترهایی هستند که میلیونها ایرانی از آنها برای ارتباط با خانواده، تجارت، آموزش و حتی نقد حکومت امریکا استفاده میکنند. آیا نقد حکومت امریکا برابر با شلیک موشک است؟ اگر واقعا این سکوها مثل اف-۳۵ هستند، چرا صدها مقام دولتی، وزرا، نمایندگان مجلس و حتی نهاد رهبری در آنها حساب کاربری دارند و فعالانه از آنها استفاده میکنند؟ چرا پیج اینستاگرام وزارت خارجه ایران فعال است؟ چرا بسیاری از خبرگزاریهای رسمی در تلگرام کانال دارند؟ مگر با دشمنی که موشک اژدری شلیک میکند، همکاری رسانهای میکنیم؟ این تناقضها نشان میدهد که تشبیه سکوها به سلاح نظامی، یک اغراق سیاسی است، نه یک تحلیل عینی. هدف از این اغراق، مشروعسازی فیلترینگ گسترده و قطع اینترنت به اسم «دفاع ملی» است. اما تجربه سه سال اخیر نشان داده که فیلترینگ نه امنیت آورده، نه اقتصاد را نجات داده، نه اعتماد مردم را جلب کرده است.»
از مهمترین بازخوردهای دیگر اظهارات جلیلی کمپینی بود که در خبرگزاری فارس به راه افتاد؛ کمپینی با محتوای درخواست از دکتر رسول جلیلی برای استعفا از شورای عالی فضای مجازی. انتشار این کمپین به خودی خود حائزاهمیت بود اما وقتی بیش از پیش مهم میشود که ببینیم حتی در خبرگزاری فارس و از جانب مخاطبان این خبرگزاری اظهارات جلیلی خلاف منافع عمومی تعبیر و درخواست استعفای وی مطرح میشود.
خبرگزاری فارس 28 اردیبهشت ماه با انتشار متن این درخواست آن را از جانب «جمعی از ملت آگاه ایران» توصیف و تاکید کرد که «متاسفانه مواضع اخیر جناب آقای جلیلی، تصویری نگرانکننده و مغایر با منافع عمومی را به نمایش میگذارد.»
این نوشتار با تاکید اولیه بر اینکه «در شرایطی که بیش از ۸۰ روز از اختلال و محدودیت گسترده در دسترسی مردم به اینترنت بینالمللی میگذرد و آسیبهای اقتصادی، اجتماعی و آموزشی آن نمایان شده است، انتظار میرود متولیان فناوری، مدافع حق اساسی دسترسی آزاد و برابر باشند»، تاکید دارد: « ادعای رضایت عمومی از فیلترینگ، با واقعیت تلخ نارضایتی گسترده از محدودیتهای اینترنتی در تضاد است.فیلترینگ نه تنها راهحلی برای مشکلات نیست، بلکه با دور زدن آسان توسط ابزارهای فنی، دسترسی را نابرابر و ناامن میسازد.»
درنهایت نیز خبرگزاری فارس درخواست امضاکنندگان این نامه و کمپین را «استعفای رسول جلیلی از شورای عالی فضای مجازی» عنوان و از قوه قضاییه خواسته است که «تمامی مدارک و مستندات مربوط به حضور در هیاتمدیره شرکت «امنافزار گستر شریف» و ارتباط آن با منافع شخصی یا خانوادگی، در کنار وظایف ایشان در شورای عالی فضای مجازی، مورد رسیدگی دقیق قرار گیرد.»
بعد از انتشار این واکنشها اما رسول جلیلی در مطلبی که در شبکه ویراستی منتشر کرده از مواضع قبلی خود نوعی عقبنشینی را نشان داده و نوشته است: «عدهای از مخاطبین تقطیع شده عرایضم در برنامه ۱۰۰ دقیقهای شیوه مورخ را دیدهاند و احتمالا «ویراست» هفت روز پیش بنده را نخواندهاند. خلاصهاش این است که: ۱- دسترسی به اینترنت برای رفع نیازهای آحاد جامعه، با احراز هویت و قبول مسوولیت، بایستی فراهم گردد و قطعی فعلی بایستی در اسرع وقت مرتفع گردد. ۲- آویزان بودن برخی کسب و کارهای خُرد به سکوهای دشمن به نفع هیچکس نیست. بایستی مقررات، مشوقها، جبران خسارت و امکاناتی برای انتقال آنها به دیگر سکوها فراهم شود. رفع حکمرانی دشمن بر فضای مجازی ما نباید با بستن اینترنت بینالملل عجین باشد.»
رسول جلیلی کیست؟
رسول جلیلی متولد سال ۱۳۴۴ در شهرستان اقلید استان فارس است. او مسیر علمی خود را در رشته مهندسی کامپیوتر آغاز کرد و مدارج تحصیلی خود در مهندسی کامپیوتر از دانشگاه فردوسی مشهد، فوق لیسانس مهندسی کامپیوتر از دانشگاه صنعتی شریف و دکترای علوم کامپیوتر با گرایش سیستمهای توزیع شده از دانشگاه سیدنی استرالیا گذرانده است.
او پس از بازگشت به ایران، به عنوان عضو هیات علمی دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف مشغول به کار شد و مرتبه علمی او در حال حاضر «استاد تمام» است. جلیلی در طول سه دهه گذشته، علاوه بر تدریس و هدایت پروژههای پژوهشی در حوزههای امنیت سایبری داده، سیستمهای عامل امن و شبکههای کامپیوتری، مسوولیتهای اجرایی متعددی را برعهده داشته است.
وی از پاییز ۱۴۰۰ تا آبان ۱۴۰۲ ریاست دانشگاه صنعتی کشور را برعهده داشت؛ دورهای که با چالشهای اجتماعی و دانشجویی شدیدی همراه بود.
علاوه بر این از سال ۱۳۹۰، از بدو تاسیس شورای عالی فضای مجازی به عنوان عضو حقیقی این نهاد عالی سیاستگذاری منصوب شد و این عضویت در دورههای بعدی نیز تمدید گردید.
او همچنین بنیانگذار مجموعههای فناوری است و یکی از بنیانگذاران شرکتهای دانشبنیان در حوزه امنیت است. مدیر شرکت امن افزار گستر شریف که در حال حاضر عضو حقیقی شورای عالی فضای مجازی نیز به شمار میرود مدیریت مرکز امنیت شبکه دانشگاه صنعتی شریف، همکاری با مرکز صنایع نوین و توسعه فناوری SMS ایرانی، در کارنامه فعالیتهای جلیلی به چشم میخورد. تاکنون بیشترین فعالیتش در بخش امنیت در فضای فناوری اطلاعات بوده است.
جلیلی معتقد است: «امنیت فتا (فضای تولید و تبادل اطلاعات) باید به نسبت خود فتا ارزیابی شود. اگر در کشوری به فتا و کاربری فناوری اطلاعات و ارتباطات بهای زیادی داده شده است یا میشود، بالطبع، زندگی روزانه مردم در گرو عملکرد صحیح و ایمن عناصر این فضا است و هرگونه اختلالی در این امر، باعث خسارت میشود. این خسارت قابل ارزیابی کمی است و بر این اساس، تخصیص اعتبار برای امنیت فتا یا بازخواست مسوولان این بخش، توجیهپذیر است.»
دی ماه سال گذشته مناظرهای در تلویزیون میان سه نفر از فعالان و مدیران عرصه ارتباطات برگزار شد. رسول جلیلی و مهدی انجیدنی، مدیرعامل ویراستی و پیامرسان ایگپ به عنوان موافقان حفظ فیلترینگ و حمید فتاحی معاون وزیر ارتباطات و رییس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی به عنوان مخالف در گفتوگوی ویژه خبری حاضر شدند. بخشی از اظهارات جلیلی در این حضور مورد توجه قرار گرفت.
این عضو حقیقی شورای عالی فضای مجازی گفت: «رفع فیلترینگ باید مشروط به شرایط خاصی باشد، زیرا پذیرش بیقید و شرط این پلتفرمها، به ویژه واتسآپ که یک سکوی امریکایی است، ممکن است منجر به تهدید امنیت ملی و استقلال کشور در فضای مجازی شود.»
او ادامه داد: «برای همه آحاد جامعه حکمرانی فضای مجازی یک موضوع جدی است؛ دلیل آن هم این است که همه مباحث اقتصادی، فرهنگی و آموزشی اگر تحت حکمرانی قانونمند نباشند و محافظت نشوند مردم ضرر میکنند. به عبارتی موضوع اصلی نفع مردم است. ما تجربیات چندگانهای با سکوهایی که حکمرانیشان دست دشمن بوده، داشتهایم. یک مورد هم پیجرهایی بود که در لبنان آن اتفاق عجیب و غریب را شکل داد؛ یا سال ۹۸ یک فرمان، یک اپلیکیشن را از روی گوشی میلیونها ایرانی حذف کرد و این اتفاق دست هیچ کس نبود. اینها نشان میدهند تصمیم را ما نمیگیریم؛ صاحب سکو و حکمران فضای مجازی میگیرد.»
جلیلی در بخش پایانی برنامه اظهار داشت: «ما باید به سه راهکار توجه داشته باشیم؛ یک اینکه سرویس بومی با کیفیت که عامل قدرت و عامل اقتدار ما باشد داشته باشیم. مورد دوم، مذاکره و تعامل با سرویسی است که به قانون ما پاسخگو باشد. هر کس پاسخگو است، قدمش روی چشم و اگر کسی به قانون ما پاسخگو نیست، حتما باید با آن مقابله کنیم. مورد بعدی این است که اقداماتی که در مصوبه اخیر آمده باید اصرار کنیم، فرهنگسازی کنیم تا همه یکپارچه اجرا شود؛ نه اینکه بخشی اجرا بشود و بخشی اجرا نشود.»
رسول جلیلی چه میگوید و به دنبال چیست؟
رسول جلیلی در سپهر پهنای باند و اینترنت ایران، به عنوان یکی از تئوریسینهای اصلی جبهه «حاکمیت سایبری» و مدافع سرسخت کنترل مرزهای دیجیتال شناخته میشود. پلتفرم فکری او مبتنی بر تقابل میان «استقلال ملی» و «وابستگی به پلتفرمهای بیگانه» است. مقایسه اخیر او درباره ابزارهای رسانهای غرب با پیشرفتهترین تسلیحات نظامی از همین جهانبینی در فضای مجازی نشأت میگیرد. اینکه جلیلی «پلتفرمهای چندملیتی مانند اینستاگرام را دارای خطری برای حاکمیت، فرهنگ و هویت جامعه به مراتب خطرناکتر از جنگندههای رادارگریز اف-۳۵ (F-35) میداند ناشی از نگاه امنیتی-راهبردی محض او به مقوله فضای مجازی است. از دیدگاه او، شبکههای اجتماعی ابزار ناتو یا پنتاگون برای فروپاشی از درون هستند نه صرفا بسترهایی برای ارتباطات یا کسبوکار.
جلیلی برخلاف برخی مسوولان که فیلترینگ را یک «مسکن موقت» یا «راهحل موقتی ناگزیر» میدانند، از آن به عنوان یک ابزار حاکمیتی مشروع، عقلانی و قانونی دفاع میکند. او معتقد است هیچ کشور صاحبقدرتی، مرزهای دیجیتال خود را بدون ویزا و گمرک دراختیار بیگانگان قرار نمیدهد. او بارها تاکید کرده است که پلتفرمهای امریکایی ملزم به رعایت قوانین جمهوری اسلامی نیستند و در زمان بحرانها، به عنوان اتاق جنگ عمل میکنند و اگر پلتفرمی تمایل به فعالیت در ایران دارد، باید «دفتر رسمی» دایر کند و قوانین داخلی کشور را بپذیرد؛ در غیر این صورت، مسدود ماندن آن فاقد اشکال اخلاقی یا اقتصادی است.
از نظر رسول جلیلی، راهکار نهایی ایران برای خروج از این چالش، نه گشایش در اینترنت جهانی، بلکه تسریع در پروژه شبکه ملی اطلاعات است. وی بارها از کندی اجرای این طرح در دولتهای گذشته انتقاد کرده و آن را استقلال زیرساختی کشور میداند.
در مدل ذهنی جلیلی، کاربر ایرانی باید تمام نیازهای حیاتی خود ازجمله خدمات بانکی، مکاتبات، سرگرمی، خدمات دولتی و ارتباطی را بر بستر ممیزیشده، ارزان و پرسرعت داخلی (مانند ایتا، روبیکا، بله و...) دریافت کند و دسترسی به اینترنت بینالملل تنها برای موارد پژوهشی، تجاری خاص و تحت کنترل (اینترنت طبقاتی یا اعتبارسنجی شده) باز باشد. در این مدل ذهنی وقتی خدمات موردنیاز به شهروندان داده میشود -که البته هنوز پلتفرمهای داخلی به چنین جایگاهی نرسیدهاند و از اساس مشخص نیست در چه بازه زمانی این تصویر ایدهآل رسول جلیلی و همفکرانش قابل تحقق است- دیگر بحث «تمایل و حق انتخاب شهروند» معنی ندارد.
تخصص جلیلی در مهندسی کامپیوتر به او این باور را داده است که «ما خودمان میتوانیم». او بر این باور است که مهندسان ایرانی توانایی فنی ساخت موتورهای جستوجو، پیامرسانها و سیستمهای عامل بومی را دارند. اما منتقدان وی در این لایه اشاره میکنند که او نگاهی مکانیکی به فناوری دارد و فاکتورهای پیچیده اجتماعی، روانشناختی، اعتماد عمومی و حجم سرمایهگذاری جهانی پلتفرمهای بینالمللی را دستکم میگیرد. تبدیل یک نرمافزار به یک پلتفرم ملی، صرفا با نوشتن کدهای آن محقق نمیشود، بلکه نیازمند سرمایه اجتماعی عظیمی است که چالش اصلی پلتفرمهای بومی به شمار میرود.
او فناوری را به خوبی میشناسد، اما آن را از عینک امنیت، حاکمیت ملی و تقابلهای ژئوپلیتیک تبیین میکند. دکترین او مبنی بر خطرناکتر بودن اینستاگرام از جنگنده اف-۳۵، نماد عینی تفکری است که فضای مجازی را خط مقدم یک جنگ تمامعیار میداند. در این دیدگاه، فیلترینگ، صیانت و شبکه ملی اطلاعات، ابزارهای پدافندی هستند که جامعه باید هزینههای اقتصادی و رفاهی آن را جهت دستیابی به هدف والاتر پذیرا باشد. ارزیابی کارنامه جلیلی در شورای عالی فضای مجازی نیز یک پیام روشن دارد؛ جلیلی و همفکرانش با نامهای مشابه و غیرمشابه، بعضا توانستهاند بخش عمدهای از ایدههای زیرساختی خود را به سیاستهای رسمی کشور تبدیل کنند و به همین دلیل نیز این طیف فکری در خط مقدم منتقدان دولت مسعود پزشکیان قرار دارند. آنها تصور میکنند که باید فرمان مدیریت فضای مجازی را بر همان جهت که تا قبل از تیر 1403 در حال حرکت بود، ثابت نگه داشت. هر چند که اقناعِ افکار عمومی و جلب اعتماد کاربران نسبت به این ساختار بومی، همچنان بزرگترین گره کورِ این دکترین فکری است.
دیدگاه تان را بنویسید