کد خبر: 771639
|
۱۴۰۵/۰۲/۱۴ ۰۸:۱۲:۲۰
| |

قاتل زن جوان و دختر ۸ساله‌اش: مشروب خوره بودم، وسوسه شدم

مرد جوانی که پس از مصرف مشروب الکلی، در اقدامی دهشتناک مادر جوان و دختر هشت‌ساله‌اش را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، بالاخره سکوت خود را شکست و جزئیات این جنایت دلخراش را برای کارآگاهان تشریح کرد.

قاتل زن جوان و دختر ۸ساله‌اش: مشروب خوره بودم، وسوسه شدم
کد خبر: 771639
|
۱۴۰۵/۰۲/۱۴ ۰۸:۱۲:۲۰

مرد جوانی که پس از مصرف مشروب الکلی، در اقدامی دهشتناک مادر جوان و دختر هشت‌ساله‌اش را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، بالاخره سکوت خود را شکست و جزئیات این جنایت دلخراش را برای کارآگاهان تشریح کرد.

به گزارش سایت جنایی، در ادامه گفت‌وگو با این متهم ۲۳ساله از اتباع کشور افغانستان را که مدعی است با انگیزه جنسی هموطنان خود را کشته است بخوانید.

*چند وقت بود به ایران آمده بودی؟ 

تازه به ایران آمده‌ام. خیلی وقت نیست.

*چرا به ایران آمدی؟

برای پیدا کردن کار به کشور شما آمده بودم.

*کاری هم پیدا کردی؟

بله، در یک کارگاه تولیدی پوشاک کار پیدا کردم.

*مقتولان را از قبل می‌شناختی؟

نه، در محل دیده بودم که می‌رود و می‌آید. فقط چند بار او را از دور دیده بودم.

*پس چرا آنها را انتخاب کردی؟ 

در کارگاه تولیدی پوشاک روبه‌روی خانه مقتولان مشغول بودم. چون تازه‌وارد بودم، همان محدوده را برای کار انتخاب کردم و بیشتر همان اطراف بودم.

*از ماجرای قتل‌ها بگو؟ 

آن شب مشروب خورده بودم، خیلی هم زیاد خوردم. اصلاً حالت طبیعی نداشتم و درست نمی‌فهمیدم چه‌کار می‌کنم.

*قبل از ورود به خانه، چه چیزی باعث شد وسوسه شوی؟ 

در خانه نیمه‌باز مانده بود، وسوسه شدم و بدون فکر وارد خانه شدم.

*وقتی زن جوان تو را داخل آپارتمان‌شان دید، چه واکنشی نشان داد؟ 

بلافاصله شروع کرد به داد و فریاد. خیلی ترسیده بود و وحشت کرده بود.

*دختر هشت‌ساله‌اش کجا بود و چه کرد؟ 

دختر خردسالش هم با شنیدن سروصدا به سمت مادرش دوید. او هم خیلی ترسیده بود.

*چرا تصمیم گرفتی آنها را بکشی؟ 

چاقو همراهم بود. در آن لحظه چیزی نمی‌فهمیدم. مقاومت زن باعث عصبانیت شدید من شد و ضربات چاقو را زدم.

 *وقتی دختربچه شروع به گریه و فریاد کرد، چه احساسی داشتی؟ 

در آن لحظه فقط می‌خواستم ساکت شود. دیگر کنترل خودم را نداشتم و به او هم ضربه زدم.

 *بعد از جنایت‌ها چه کردی؟ 

وقتی به خودم آمدم، چاقو را انداختم و می‌خواستم سریع خواستم فرار کنم.

*همسایه‌ها چگونه تو را گرفتند؟ 

همسایه‌ها که از سروصداها باخبر شده بودند، وقتی رسیدند و مرا با لباس‌های خونی دیدند نگذاشتند فرار کنم. مرا زمین‌گیر کردند و بعد هم دست و پایم را بستند.

*مواد مخدر هم مصرف کرده بودی؟ 

نه، فقط سیگار می‌کشم. مشروب خورده بودم. مواد مخدر مصرف نمی‌کنم.

*آیا سابقه کیفری یا جنایی داشتی؟ 

نه، هیچ سابقه‌ای نداشتم. این اولین بار بود که مرتکب چنین کاری شدم.

*الان چه حسی داری و چه حرفی برای خانواده مقتولان داری؟ 

خیلی پشیمانم. هر لحظه به آن صحنه فکر می‌کنم و عذاب می‌کشم.

*به خانواده‌ات در افغانستان چه گفتی؟ 

به خانواده‌ام خبر دادم که چه جنایت وحشتناکی مرتکب شده‌ام. اگر زمان به عقب برمی‌گشت، هرگز چنین کاری نمی‌کردم.

 

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها