کد خبر: 771362
|
۱۴۰۵/۰۲/۱۲ ۰۹:۰۵:۰۰
| |

گزارش روزنامه اعتماد درباره آسیب‌های شنیداری که در اثر انفجارها در جنگ برای مردم به وجود آمد / ۴درصد از مجروحان جنگ ۱۲ روزه آسیب گوش و شنوایی داشتند

روزنامه اعتماد نوشت: در حال حاضر هنوز هیچ آماری از میزان آسیب‌های مرتبط با شنوایی در جنگ چهل روزه وجود ندارد، اما مثلا درباره جنگ دوازده روزه، گزارش‌ها از سهم چهار درصدی آسیب‌های گوش و شنوایی از کل مجروحان آن دوره حکایت دارد.

گزارش روزنامه اعتماد درباره آسیب‌های شنیداری که در اثر انفجارها در جنگ برای مردم به وجود آمد / ۴درصد از مجروحان جنگ ۱۲ روزه آسیب گوش و شنوایی داشتند
کد خبر: 771362
|
۱۴۰۵/۰۲/۱۲ ۰۹:۰۵:۰۰

نیره خادمی- پشت درِ مطب پزشک متخصص گوش و حلق و بینی، زنی جوان گیج می‌خورد و با همان حالت سرگیجه‌های بی‌امان دستش را به میله‌های صندلی می‌گیرد و بعد از زن‌ها می‌خواهد جا باز کنند تا روی نیمکت دراز بکشد. کت نارنجی‌اش را از تنش در می‌آورد و روی نیمکت می‌اندازد و بعد دراز می‌کشد. آدم‌ها سراسیمه به سمتش می‌روند، چشم‌های بهت‌زده سیاهش غرق اشک است و صورتش از درد سرخ شده. نمی‌تواند حرف بزند، اما چند دقیقه بعد که کمی نفسش جا آمد، توضیح می‌دهد ماجرا را.

به گزارش اعتماد، می‌گوید برای کار درمان یکی از گوش‌هایش به درمانگاه آمده و این حال و احوال بد، نتیجه تزریق‌های دردناک کورتون داخل یکی از گوش‌هایش است. خانه‌شان حوالی شهرک اکباتان است و آسیب اولیه را همان روزهایی که مدام حوالی میدان آزادی و فرودگاه مهرآباد تهران مورد حمله‌ جنگنده‌ها قرار می‌گرفت، خورده است. نمی‌داند دقیقا کدام شب و کدام انفجار، اما سومین شب فروردین وقتی می‌خواست به رختخواب برود، متوجه شد که یکی از گوش‌هایش شنوایی ندارد. ترسید و مدام دم گوشش، بشکن‌هایی را به صدا درآورد، اما نتیجه؟ هیچ. صداها را از آن سمت نمی‌شنید و ظاهرا حتی خانه‌های بتنی اکباتان و شیشه‌های دوجداره آنها هم نتوانسته بود، جلوی آن صداهای مهیب انفجار را بگیرد. فردای آن روز به صورت اورژانسی یک پزشک متخصص پیدا کرد و بعد در نتیجه شنوایی‌سنجی هم تایید شد که شنوایی یک گوش او از دست رفته و باید سریع کورتون درمانی را آغاز کند. از نظر پزشک متخصص، زود مراجعه کرده بود و این می‌توانست امیدبخش باشد. حالا و در روزی که پشت یکی از راهروهای کلینیک و روبه‌روی مطب دراز کشیده تقریبا نیمی از شنوایی‌اش برگشته و ظاهرا به خاطر مراجعه به‌موقع خطر رفع شده است، اما در همین لحظه که حرف می‌زند، تنها چیزی که می‌بیند همان درد و احساس چندش، وجود مایع تلخ و تهوع‌آور از گلو و بینی‌اش است به علاوه سرگیجه‌هایی که هنوز اجازه راه رفتن به او نمی‌دهد.«دکتری که کورتون‌های قبلی را تزریق می‌کرد، هزینه بیشتری می‌گرفت (حدود سه میلیون تومان برای هر تزریق) و بی‌حسی تزریق می‌کرد، بنابراین تزریق‌ها درد نداشت، اما در این کلینیک، هزینه هر تزریق حدود یک میلیون و هفتصد هزار تومان است بدون بی‌حسی و درد خیلی زیادی هم دارد.»

عصر یکشنبه 23 فروردین سالن کناری مطب متخصص گوش و حلق و بینی شلوغ است و یکی، دو نفر دیگر هم با عارضه‌هایی مشابه این زن آنجا نشسته‌اند و من نیز یکی از همان‌ها. خوب می‌دانم کجا و کی این اتفاق یعنی آسیب به شنوایی‌ام افتاد؛ دقیقا 16 اسفند سال 1404 همان شبی که جنگنده‌ها به اهداف غیرنظامی در ایران هجوم بردند و انبار نفت را که فاصله‌ای کمتر از ۲۰۰ متر با محل حضور من داشت، بمباران کردند. نور بسیار عظیمی کل محله را روشن کرد، انگار نیمی از خورشید بر زمین افتاده باشد و بعد، صدای سه انفجار مهیب و بقیه ماجرا. ساعتی بعد، متوجه صدای ممتد سوت و وزوزهایی، در سرم و بیشتر در گوش راستم شده بودم، اما در آن لحظه‌ها فکرم چیز دیگری بود. در آن لحظات همه انسان‌ها بیشتر به فکر نجات جان خود و خانواده از مهلکه بودند تا نکند مثلا آتش به خانه و زندگی‌ و جانشان برسد. به هر حال خانه‌ها باید چند ساعتی تخلیه می‌شد تا نیروهای آتش‌نشانی اقدامات حفاظتی و محافظتی را انجام دهند. در روزهای بعد هم جنگ و آتش همچنان پر رنگ بود تا یازدهمین روز فروردین و آن شب ترسناک که اتفاق عجیبی افتاد.

تا به آن روز درک نکرده بودم که چطور کسی می‌تواند در درون گوش آدم رخت بشوید در حالی که همزمان در آن حوالی، صدای دریا شنیده می‌شود و یک قطار هم سوت و زنگ‌زنان از کنارش گذر می‌کند. توصیف عجیبی است، اما استمرار نیم ساعته این شرایط، من را به چنان وحشتی انداخت که سریع، وارد سایت یک کلینیک طرف قرارداد بیمه تکمیلی‌ام شدم. باور کردنی نبود، دوازدهم فروردین، روز تعطیل در تقویم ایران و در شرایط جنگی، یک پزشک در مطب و پشت میز خود به انتظار و دیدار بیمار می‌نشست. این یک نکته مثبت از سیستم درمان ایران، آن هم در آن روزهای پر از آشوب بوده و هست. اولین وقت موجود را رزرو کردم و فردا راهی مطب شدم. پزشک متخصص به محض دیدنم گفت: «چرا این‌قدر دیر اومدی! باید کورتون تزریق کنی، شاید مشکل حل بشه، پنجاه-پنجاهه.» پرسیدم: «نیاز به شنوایی‌سنجی نداره؟» گفت: «الان که نیست.» و بعد برایم یک نسخه نوشت و گفت: «نسخه رو بگیر و سه روز بعد بیا تزریق کنم. ۶ تا، هفته‌ای دو تا باید تزریق کنی.» با تعجب نگاهش کردم. مگر نگفته بود دیر آمدی؟ چرا سه روز دیگر؟ همین را پرسیدم و او گفت: «من ۵ تا ۱۰ دقیقه دیگر مطب را ترک می‌کنم.» با شنیدن این جمله نسخه را برداشتم و با عجله، دارو را تهیه کردم. آدم در آن لحظه فکر می‌کند که کاملا باید به پزشک اعتماد کند و نسخه‌اش را دستور بداند. با همین فکر، نخستین تزریق را انجام دادم و از میزان دردی که یک سوزن و تخلیه عجیب مایع در داخل گوش‌ها می‌توانست ایجاد کند، شوکه شدم. تا چند دقیقه زمین و زمان دور سر آدم می‌چرخد و سیاهی می‌رود. این عوارض از چند دقیقه تا حداکثر نیم‌ساعت طبیعی است. در هر حال، لحظاتی بعد به خانه برگشتم و حالا پس از گذشت حدود سه هفته و تزریق ۵ کورتون هنوز نه تنها آن صدای وزوز کم نشده که بعد از تزریق پنجم، بیشتر شده و می‌توان به آن سرگیجه و سردرد را هم اضافه کرد. نشستن در اتاق خلوت، وحشتناک است و بودن در اتاق شلوغ، زجرآور، چراکه در پس‌زمینه تمام سر و صداهای محیط، صدای آن سوت ممتد یا همان وزوز قرار دارد. وزوز‌ها کیفیت خواب را به ‌شدت تحت تاثیر قرار داده و خواب راحت، حداقل در این بازه زمانی تقریبا غیرممکن است، اگر بتوانم شب با صدای سوت به خواب می‌روم و صبح خیلی زود با همان صدای تیز سوت و وزوز از خواب بیدار می‌شوم و این درحالی است که پزشک معالج، هیچ پاسخی برای این شرایط وخیم‌تر پس از انجام درمان‌های پیشنهادی‌اش نداشت، یعنی مسوولیت پذیری و پیگیری نتیجه اقدامات درمانی پزشک و بهبود حال بیمار اهمیت چندانی در سیستم درمان ندارد.

چند روز پیش هم وقتی با بی‌حوصلگی یکی از گروه‌های مجازی در «بله» را گشت می‌زدم به پیام یکی از اعضای گروه برخوردم که مشکلی مشابه دارد که یادگار جنگ چهل روزه است. می‌نویسد که قطره‌ها را داخل گوشش ریخته و می‌رود که بخوابد. چند روز بعد پس از پرس و جوها برایم توضیح داد که هنگام انفجارها در ماهشهر در فاصله 20 متری محل اصابت بوده و یکی از گوش‌هایش دچار آسیب شده است: «ما یک اکیپ فیلمبرداری بودیم که همزمان با حمله به ماهشهر داشتیم فیلم مستند می‌ساختیم. وقتی پتروشیمی فجر یک و دو را زدند، موج انفجار باعث آسیب به گوش راست من شد. بلافاصله بعد از اینکه به پزشک مراجعه کردم، گفت احتمالا گوشم دو، سه ماه درگیر خواهد بود. درمان‌های اولیه را انجام داد و بخش‌های دیگری از بدنم هم آسیب جزیی مانند کبودی و کوفتگی جز شکستن داشت ولی عمده مشکلاتم درباره گوش همین بود. در شرایطی‌ که گوش چپم رو به انفجار بود، اما گوش راستم آسیب زیادی دید.» البته این موضوع تاثیر چندانی در زندگی او نداشته و وزوز و به قول خودش زویی می‌کشد که فقط چیز خوشایندی نیست و فعلا آن را تحمل می‌کند. «فعلا داروها را مصرف کردم ولی عمده مساله‌ای که این روزها با آن درگیر بودم و هستم خواب و آن صحنه انفجار است، چون خیلی نزدیک صحنه انفجار بودم. حالا هر بار که چشم‌هایم را می‌بندم آن صحنه‌ها، صداها و اتفاقاتی که افتاد را دوباره پشت چشم‌هایم می‌بینم.»

افزایش مراجعه به شنوایی‌سنجی‌ها 

در حال حاضر هنوز هیچ آماری از میزان آسیب‌های مرتبط با شنوایی در جنگ چهل روزه وجود ندارد، اما مثلا درباره جنگ دوازده روزه، گزارش‌ها از سهم چهار درصدی آسیب‌های گوش و شنوایی از کل مجروحان آن دوره حکایت دارد. دکتر نسرین گوهری، رییس انجمن علمی شنوایی‌شناسی ایران حالا در این باره به «اعتماد» می‌گوید که انفجارهایی که منجر به کم‌شنوایی و وزوز گوش می‌شوند در این دوران هم افزایش پیدا کرده و به تبع آن، میزان مراجعه به مراکز شنوایی‌شناسی هم افزایش پیدا کرده است، اما داده‌ای در این مورد در دسترس نیست به دلیل اینکه ما نظام ثبتی در این زمینه نداریم. «به‌طور کلی مطالعاتی که درباره شیوع این آسیب بر اثر جنگ‌ها در جهان انجام شده است، نشان می‌دهد که میزان آسیب، بسته به میزان شدت انفجار، نوع سلاح‌هایی که استفاده شده و اینکه جنگ در کدام مناطق بوده و اینکه کسانی که در آنجا بودند چقدر به خدمات درمانی و استفاده از محافظ‌های گوش و غیره دسترسی داشتند، متفاوت است. اغلب این مطالعات آمار بین ۳۰ تا ۶۰درصدی را گزارش می‌کنند. در جنگ ایران و عراق حدود ۴۰ تا ۶۰درصد کاهش شنوایی بین جانبازان گزارش شده است. در جنگ ایران و عراق علاوه بر انفجارها مدت آن نیز طولانی و مکرر بود و شیوع کم‌شنوایی آن‌هم بسیار بالا بود. در مورد جنگ‌های مدرن که کوتاه‌مدت است و این اواخر ما در کشورهای مختلف همچنین در جنگ قبلی می‌بینیم، میزان شیوع کم‌شنوایی پایین‌تر گزارش شده، اما به صورت کلی آمار بین ۳۰ تا ۶۰ درصد متغیر است. البته این آمار کم‌شنوایی‌هایی قابل رویت است و اگر کم‌شنوایی مرکزی یا کم‌شنوایی‌های پنهان را به آن اضافه کنیم میزان شیوع قطعا بیشتر از 60-50 درصد است.» به گفته او در جنگ‌ها و درگیری‌ها شیوع وزوز در نظامیان ۲ تا ۵ برابر غیرنظامیان گزارش شده است و شیوع بالایی دارد متاسفانه وزوز می‌تواند با کم‌شنوایی یا بدون آن همراه باشد، اما شیوع بالایی دارد و حدود ۴۰ تا ۷۰درصد در نیروهای نظامی و در بین غیرنظامی‌ها هم بین حدود ۲۰ تا ۴۰درصد گزارش شده است. «همچنین پارگی پرده گوش از شایع‌ترین عوارض انفجار است و البته به شدت مواجهه بستگی دارد. کسانی که در جنگ‌ها شدت مواجهه بالایی داشتند حتی تا ۸۰درصد آسیب به پرده گوش گزارش شده است و کسانی که شدت مواجهه متوسطی داشتند پارگی پرده گوش حدود ۱۰ تا ۳۰درصد گزارش شده است.» این عضو هیات‌مدیره انجمن علمی شنوایی‌شناسی ایران و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان می‌گوید که آسیب‌های جنگی به دو دسته آسیب‌های کشنده و غیرکشنده تقسیم می‌شود و کم‌شنوایی و آسیب شنوایی جزو آسیب‌های غیرکشنده‌ای است که می‌تواند عوارض پایداری ایجاد کند و منجر به ناتوانی دایم شود.«این آسیب در بین آسیب‌های غیرکشنده حدود ۲۰ تا ۴۰ درصد از کل آسیب‌ها را به خود اختصاص می‌دهد.»

مشکلات پردازش‌های مرکزی بر اثر انفجارها

او سیستم شنوایی را به دو گروه سیستم شنوایی محیطی و مرکزی تقسیم‌بندی می‌کند که ممکن است در این مسیر آسیب ببیند. «معمولا سلول‌های مویی حلزونی در داخل گوش بر اثر صدای بلند آسیب می‌بیند که در نهایت منجر به کم‌شنوایی می‌شود، اما موج انفجار در کنار صدای بلند و موج فشاری که دارد، می‌تواند آسیب‌های مکانیکی هم ایجاد کند که منجر به پارگی پرده گوش شود. بیشترین آسیب در این مواقع پارگی پرده گوش است که بر اثر موج انفجار و بسیار خطرناک‌تر است و آسیب بیشتری را به سیستم شنوایی وارد می‌کند. به‌طور کلی بیشترین آسیب‌ها متوجه گوش خارجی است و بعد از آن ممکن است که گوش میانی دچار آسیب شود. نکته دیگری که به آن توجه نمی‌شود، این است که صدای بلند می‌تواند پردازش‌های مرکزی شنوایی مثل درک گفتار در محیط شلوغ را هم متاثر کند. تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده؛ سربازهایی که در معرض انفجار بودند دچار مشکلات پردازش‌های مرکزی شده بودند و جدای از آن، صدای بلند استرس‌های مکرری را به فرد وارد می‌کند. در جنگ اخیر ما شاهد این بودیم که جنگنده‌ها بر فراز آسمان ما بودند و ترس زیادی در میان مردم ایجاد شد. صداها در بسیاری از نقاط به ‌شدت بالا و بسیار ترسناک بود. در این شرایط استرس و واکنش به ترس هم می‌تواند پردازش سیستم شنوایی مرکزی را دچار اختلال کند. مضاف بر بحث‌های مرسوم، این مورد را هم باید خیلی جدی بگیریم. سیستم گوش داخلی فقط مسوول شنوایی نیست، بلکه قسمتی از سیستم تعادل ما در آن قرار دارد که می‌تواند به علت موج انفجار دچار اختلال شود. عارضه‌ای که در این زمینه شیوع بسیاری دارد، سرگیجه وضعیتی است که فرد در یک وضع، دچار آن می‌شود و البته قابل درمان است، بنابراین اگر فرد دچار سرگیجه، حالت تهوع و عدم تعادل شد باید تحت ارزیابی‌های تعادل هم قرار بگیرد. بسته به اینکه فرد در چه فاصله‌ای از انفجار قرار دارد و چه شرایطی داشته است درمان هم متفاوت است، اگر مواجهه زیاد و فاصله کم باشد امکان بازگشت شنوایی کمتر است.» 

رییس انجمن علمی شنوایی‌شناسی ایران معتقد است که البته همه افراد به یک اندازه در برابر صداها آسیب‌پذیر نیستند: «کودکان و سالمندان و به خصوص سالمندان به علت کاهش انعطاف بافتی، بیشتر آسیب‌پذیر هستند. کسانی که کم‌شنوایی دارند باتوجه به آسیبی که از قبل سیستم شنوایی آنها دیده است، مستعد هستند. ژنتیک نقش مهمی در این زمینه دارد و همچنین کسانی که بیماری‌های زمینه‌ای مانند دیابت، فشار خون یا اختلالات عروقی دارند، آسیب‌پذیرتر هستند.»

به گفته او شایع‌ترین علایم اولیه آسیب شنوایی می‌تواند افت شنوایی یک یا دو طرفه، وزوز گوش، سرگیجه یا احساس پری گوش باشد که باید به آن توجه کرد.«این آسیب، پدیده ناخوشایندی است که کیفیت زندگی افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد، در بعضی از افراد به صورت کلی فعالیت‌های روزانه را دچار اختلال می‌کند و افرادی هم که با مشکل وزوز مواجه هستند با اختلال خواب روبه‌رو هستند.»

حمایت‌های روانی و عاطفی از افراد آسیب‌دیده

دکتر نسرین گوهری درباره راهکار عملی برای محافظت شنوایی در شرایط جنگی به استفاده از انواع مختلف محافظ گوش اشاره کرده و می‌گوید: «هنگام انفجار پشت به محل قرار بگیرید، روی زمین دراز بکشید، دهانتان را باز بکنید، گوش‌ها و سر و صورت را بپوشانید و از موج انفجار دور شوید. در صورت آسیب، حداکثر تا ۷۲ ساعت به پزشک مراجعه کنید تا اگر امکان درمان‌ دارویی امکان‌پذیر بود، هر چه زودتر انجام شود. بسته به نوع مشکلی که آسیب ایجاد کرده نوع و روش درمان متفاوت است.» او معتقد است که سیستم درمان در این زمینه آمادگی‌های لازم را دارد و در طول جنگ هم خوب کار کرده‌ است، اما متاسفانه در این باره نظام ثبت داده‌ها وجود ندارد و برای بیماران فالوآپ انجام نمی‌شود؛ اینکه در مورد کسانی که آسیب شنوایی دارند یک نظام رجیستری داشته باشیم و بررسی‌های دوره‌ای انجام شود.«باید در این زمینه یعنی نحوه محافظت از گوش در زمان انفجار و اقدامات دیگر در صورت آسیب، آموزش عمومی داشته باشیم. شنوایی‌شناسی در بحران یا خدمات شنوایی در بحران هم باید در کنار بحث و بررسی و ارزیابی‌های شنوایی و حمایت‌های روانی و عاطفی افرادی که آسیب دیده‌اند، آموزش داده شود.»

اخباری که از جهان و البته جنگ ایران و عراق درباره آسیب‌های جنگ وجود دارد هم به چنین آسیب‌هایی اشاره دارد. به عنوان مثال خبرگزاری تقریب گزارش داده است که تقریبا ۳۵ هزار در غزه و به واسطه جنگ یا شنوایی خود را از دست داده‌اند یا در معرض خطر از دست دادن شنوایی خود هستند. همچنین گزارش‌های جنگ جهانی دوم نشان می‌دهد که بسیاری از سربازان در طول یا پس از جنگ دچار مشکلات شنوایی شدند یا بخشی از آن یا تمام شنوایی خود را از دست داده‌اند. بررسی فراوانی آسیب‌های سیستم شنوایی در مصدومان انفجار بقایای مهمات جنگی در استان ایلام هم عنوان مقاله‌ای است که در جلد ۱۴ مجله پزشکی قانونی ایران منتشر شده و نشان می‌دهد که کاهش شنوایی از صدمات قابل پیش‌بینی در قربانیان حوادث انفجاری است، بنابراین اتخاذ روش‌های تشخیصی درمانی زودرس در مصدومان و همچنین تهیه ادیوگرام‌های اولیه در موارد پرخطر در پیگیری و اثبات ادعاهای قانونی این افراد کمک‌کننده و مفید است. در این مطالعه مقطعی، پرونده 241 مصدوم ارجاعی ناشی از انفجار به مرکز پزشکی قانونی ایلام در سال‌های 1379 تا 1386 مورد بررسی قرار گرفته است و یافته‌ها نشان می‌دهد که بیش از ۱۵درصد از مصدومان با میانگین سنی 5/32 سال، مبتلا به انواع آسیب‌های سیستم شنوایی بودند و بیش از ۷۸درصد این افراد مبتلا به انواع کاهش شنوایی بدون یافته‌های ظاهری بودند.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها