«اعتمادآنلاین» از پیگیری یک پرونده گزارش میدهد:
معمای پرونده جنایی حلنشده ماند/ نه قتل ثابت شد نه بیگناهی متهم
قضات دادگاه کیفری استان تهران دستور توقف رسیدگی به پرونده قتلی را صادر کردند که متهم و اولیای دم نتوانستند ادعای خود را اثبات کنند.
قضات دادگاه کیفری استان تهران دستور توقف رسیدگی به پرونده قتلی را صادر کردند که متهم و اولیای دم نتوانستند ادعای خود را اثبات کنند.
به گزارش اعتمادآنلاین، این پرونده پیچیده قرار بود با برگزاری مراسم قسامه به نتیجه برسد اما از آنجا که متهم و اولیای دم نتوانستند قسامه را برگزار کنند، دستور توقف رسیدگی صادر شد.
اوایل سال 1403 جسد مرد میانسالی به نام حیدر در اتاقک نگهبانی یک زمین زراعی در حاشیه تهران کشف شد. در حالی که مرگ حیدر مشکوک به نظر میرسید ماموران جنایی و کارآگاهان پلیس برای رسیدگی به ماجرا در محل کشف جسد حاضر شدند. نخستین کسی که از او تحقیق صورت گرفت دوست مقتول به نام مجید بود که در زمان مرگ حیدر همراه او بود و موضوع را به اهالی روستا و اورژانس و پلیس اطلاع داده بود.
مجید در نخستین اظهارات خود به ماموران جنایی گفت: من و حیدر از سالها قبل با یکدیگر دوست بودیم. این زمین زراعی متعلق به حیدر بود و روز حادثه برای آبیاری زمین با هم به اینجا آمدیم. این زمین یک اتاقک خیلی کوچک داشت که تاسیسات برقی زمین آنجا بود. ما وقتی وارد زمین شدیم متوجه شدیم آب بالا نمیآید برای همین حیدر وارد اتاقک شد تا پمپ آب را روشن کند. من هم بیرون رفتم تا آببان آن منطقه را پیدا کنم و از او علت بالا نیامدن آب را جویا شوم. حدود ۳۰ متری بیشتر از اتاقک دور نشده بودم و چند دقیقهای طول کشید تا با آببان حرف زدم و بازگشتم اما وقتی وارد اتاقک شدم دیدم حیدر کف اتاقک افتاده و یک سیم لخت برق هم کنار دستش بود که متوجه شدم او را برق گرفته است. همان موقع بود که خیلی سریع موضوع را به پلیس و نیروهای امدادی اطلاع دادم و بعد هم با سروصدای من بود که آببان و چند نفر دیگر از اهالی وارد اتاقک شدند تا اگر کمکی از دستشان برمیآید انجام دهند اما دیگر کار از کار گذشته بود و حیدر جان خود را از دست داده بود.
ماموران بعد از ثبت اولین مشاهدات خود و همچنین تحقیق از شاهدان ماجرا، جسد را با دستور بازپرس جنایی به سردخانه پزشکی قانونی منتقل کردند تا در معاینات دقیق و آزمایشهای لازم علت تامه فوت تعیین شود.
کارشناسان پزشکی قانونی بعد از معاینه جسد علت تامه فوت را ضربه سنگین به سر او اعلام کردند. به این ترتیب رسیدگی به این پرونده وارد فاز جدیدی شد و با توجه به ادله موجود مجید بهعنوان تنها مظنون پرونده بازداشت شد. در حالی که فرضیه همدستی آببان و یکی از اهالی منطقه با مجید نیز مطرح بود این دو نفر نیز به اتهام معاونت در قتل تحت بازجویی قرار گرفتند.
در ادامه تحقیقات مشخص شد مجید از مدتها قبل با حیدر مراودات مالی داشتند و با هم اقدام به معامله زمین و ماشین و املاک میکردند که این ماجرا احتمال وقوع جنایت با انگیزه اختلاف مالی را تقویت میکرد. همچنین عدهای از اهالی در جریان تحقیقات گفته بودند، خودرو تیگو هشت مقتول که مقابل زمین پارک بود دقایقی بعد از ورود او به زمین زراعیاش به طرز مرموزی و بدون دلیل جابهجا شد.
متهمان بازداشتشده هیچ یک از اتهامات خود را گردن نگرفتند و در ادامه تحقیقات بیگناهی آببان و فرد دیگر اثبات شد و آنها تبرئه شدند. بعد از اینکه برای این دو فرد قرار منع تعقیب صادر شد، آنها به نفع مجید شهادت دادند و اعلام کردند او در وقوع مرگ حیدر بیگناه است و روز حادثه در حال صحبت با آنها بود که این حادثه رخ داد؛ اما بنا بر ادله و مدارک موجود و همچنین با توجه به شکایت اولیای دم یعنی همسر و فرزندان حیدر، پرونده مجید با صدور کیفرخواست به شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و تحت رسیدگی قرار گرفت.
در ابتدای جلسه رسیدگی اولیای دم بار دیگر با اعلام شکایت از مجید تقاضای قصاص او را مطرح و اعلام کردند که به عقیده آنها، متهم برای فرار از مجازات اقدام به صحنهسازی بعد از جنایت کرده است چراکه او ابتدا سعی کرد مرگ حیدر را برقگرفتگی نشان دهد اما بعد مشخص شد حیدر به علت ضربه به سرش جان باخته است.
سپس متهم پای میز محاکمه رفت و در دفاع از خود گفت: اتهامم را قبول ندارم. من و حیدر با هم دوست بودیم و هرچند مراودات مالی زیادی با هم داشتیم اما هرگز بینمان اختلافی وجود نداشت. روز حادثه با هم به زمین زراعیای که متعلق به حیدر بود رفتیم تا زمین را آبیاری کند و من میخواستم کمکش کنم. ما هر کدام با خودرو خودمان رفته بودیم و خودرو هر دوی ما تیگو هشت سفید بود. برای همین وقتی من ماشین خودم را جابهجا کردم اهالی آن منطقه بهاشتباه تصور کرده بودند خودرو حیدر جابهجا شده است.
متهم درباره لحظه حادثه گفت: من وقتی برای صحبت با آببان بیرون از اتاقک رفتم و برگشتم، دیدم یک سیم لخت برق کنار جسد رفیقم افتاده و او را برق گرفته است.
با این حال اولیای دم مدعی شدند که حتم دارند متهم مرتکب قتل شده چون با مقتول اختلاف قدیمی داشته است. با توجه به اینکه مدارک برای صدور رأی برائت یا قصاص کامل نبود، قضات به متهم گفتند ۵۰ نفر را به دادگاه معرفی کند تا قسم بخورند او قاتل نیست اما متهم موفق نشد. این بار از اولیای دم خواسته شد ۵۰ نفر را معرفی کنند تا شهادت بدهند متهم قاتل است که آنها هم نتوانستند. به این ترتیب به دلیل نبود دلیل کافی رأی بر توقف رسیدگی صادر شد.
دیدگاه تان را بنویسید