«دوبی» یکی از نقاط ثقل فحشا و قاچاق دختران و زنان و بردهداری جنسی در جهان؛ بی خود نیست که امارات به «اسرائیل خلیج» مشهور شده!
شهر دوبی یکی از نقاط ثقل فحشا و قاچاق دختران و زنان و بردهداری جنسی در جهان است. بسیاری از زنان و دختران فیلیپینی به بهانه کارگری در خانههای ثروتمندان به این کشور میآیند و بسیاری از آنها مورد تجاوز کارفرمایان خود قرار میگیرند. کار به جایی رسیده است که کنسولگری فیلیپین به ناچار، مرکزی را برای امداد به این آسیبدیدگان و امکاناتی را برای بازپسگیری مدارک قانونی از دلالان و کارفرمایان اماراتی راهاندازی کرده است.
نیوشا طیبی گیلانی طی یادداشتی برای روزنامه اعتماد نوشت: امارات متحده عربی از سالها قبل از جنگ تحمیلی سوم، بین مردم جنوب خلیجفارس به «اسراییل خلیج» معروف بود. از بسیاری جهات این کشور به متحد بسیار نزدیک یک دهه اخیرش در منطقه، یعنی اسراییل شباهت تام و تمامی دارد. همکاری این دو کشور از سالها پیش آغاز شد. دولت امارات تا ۲۰۲۰ ظاهر را حفظ میکرد و از همکاریهای گسترده ولی مخفی اقتصادی سخنی نمیگفت. به گفته رسانههایی چون رویترز و نیویورکتایمز، از یک دهه پیش از آن امارات متحده عربی همکاری بسیار عمیق و جدیای با شرکتهای اسراییلی و افسران سابق موساد داشت. امارات با کمک این شرکتها و افسران، در پروژهای به نام RAVEN، برنامهای را برای احاطه کامل بر کاربران فضای مجازی در خاک امارات متحده عربی و همچنین شنود و ردیابی افراد مختلف و جمعآوری لحظهای اطلاعات از افراد با شیوههای بسیار مدرن و زیرنظر کارشناسان اسراییلی راهاندازی کرد.
امارات که در زیر سایه سکوت رسانههای غربی، یکی از مخوفترین و پلیسیترین حکومتهای جهان را بزکی امروزین و مدرن برپا کرده، علاوه بر شیوههای اسراییلی در سرکوب، از روشهای کلاسیک نازیستی و استالینی هم استفاده میکند. «ناپدید کردن» یکی از روشهای معمول «امن» یا سازمان امنیت امارات است. کوچکترین اظهارنظر در شبکههای اجتماعی درباره شرایط زندگی در امارات به سرعت تحت تعقیب امنیتی قرار میگیرد. نیروهای امنیتی برای دستگیریهایشان نیازی به مجوزهای قضایی ندارند و از دستگیرشدگان و محکومان غیر اروپایی و امریکایی، معمولا خبری منتشر نمیشود. شنود تلفن امری حتمی است و کسانی که در امارات زندگی میکنند به خوبی میدانند که نباید «هر حرفی را پای مکالمه تلفنی بزنند.»
تمامی تولیدات فرهنگیای که قرار است در خاک امارات منتشر شوند، تحت شدیدترین و دقیقترین بازبینیها و سانسورها قرار میگیرند تا ذرهای انتقاد یا گزارش از حقایق تکاندهنده زندگی واقعی در این خرده کشور منتشر نشود. رسانهها زیر شدیدترین سانسور قرار دارند و آزادی بیان در این کشور بیشتر به شوخی میماند. انتقاد حتی از یک شهردار منطقه در دوبی هم ممنوع است.
آنچه یک اماراتی باید بشنود، فقط پیروزیهای پیاپی و موفقیتها و درخششهای علمی و فنی تصنعی است. در سال ۲۰۱۶، شیخ محمد بن راشد آلمکتوم، نخستوزیر و نایبرییس امارات و حاکم دوبی، خبر از تاسیس «وزارت شادی» داد! نام این وزارتخانه، اهل مطالعه را به یاد رمان معروف ۱۹۸۴ میاندازد. این وزارتخانه وظیفه داشت ملت را به سمت شادی و مثبتاندیشی سوق بدهد. از اقدامات این وزارتخانه، گسیل کردن بازرسان مخفی شادی به سطح شهرها و تحقیق از مردم بود. هر نوع اظهار نارضایتی از شرایط بلافاصله و درجا با صدور حکم شرکت در کلاسهای انگیزشی و پرداخت جریمه سیاهنمایی مواجه میشد. از آنجایی که هیچ موفقیت واقعیای وجود ندارد، دولت امارات تلاش دارد تا خرید امکانات و ساختن برج و کشیدن اتوبانها در دو امیرنشین دوبی و ابوظبی را به عنوان پیشرفت و موفقیت به شهروندانش و به توریستها القا کند. در کنار زرق و برق فراوان این دو امیرنشین اصلی، امارات فجیره، راسالخیمه، عجمان و امالقوین، فقط شهرهایی خاکی و توسعه نیافته و کارگرنشین هستند که هنوز چیزی از زرق و برق دوبی و ابوظبی نصیبشان نشده است. امکانات بهداشتی و خدمات انسانی و رعایت حقوق کارگران در این شهرها فاجعهآمیز است. اغلب این امیرنشینها فاقد امکانات درمانی مدرن و بهروز هستند. در یک مورد بیمارستان بسیار مجهز و عظیم شارجه، در جوار فرودگاه، با 11 اتاق عمل و تمامی امکانات برای سالها خالی و بیدر و پیکر افتاده بود و هیچ پزشکی در آن کار نمیکرد!
شهر دوبی یکی از نقاط ثقل فحشا و قاچاق دختران و زنان و بردهداری جنسی در جهان است. بسیاری از زنان و دختران فیلیپینی به بهانه کارگری در خانههای ثروتمندان به این کشور میآیند و بسیاری از آنها مورد تجاوز کارفرمایان خود قرار میگیرند. کار به جایی رسیده است که کنسولگری فیلیپین به ناچار، مرکزی را برای امداد به این آسیبدیدگان و امکاناتی را برای بازپسگیری مدارک قانونی از دلالان و کارفرمایان اماراتی راهاندازی کرده است. این تشکیلات در فساد و جرم سازمان یافته در موضوع زنان و دختران دایره عملی به مراتب گستردهتر از اپستین و دار و دستهاش دارند. عملیات این باندهای جنایتکار و قاچاقچیان مواد مخدر که پولهایشان در بانکهای اماراتی شسته میشوند، جلوی چشم پلیس و نهادهای نظارتی امارات انجام میشود. مطبوعات اسپانیا - روزنامههای الپاییس، آ ب ث و الموندو - در شمارههای ماه جاری خود به این موضوع اشاره کردهاند.
دلالان بزرگ مواد مخدر میتوانند به راحتی خود را در زندگی لوکس دوبی و ابوظبی مخفی و از امکان پولشویی در بانکهای اماراتی استفاده کنند و همزمان به بازار ملک دوبی و ابوظبی با سرمایهگذاریهایشان رونق دهند.
از سال ۲۰۱۵، امارات متحده، وارد مرحله نظامی کردن فضای کشور شد و از نیروهای مسلح ناچیزش، تصویر غولی بزرگ و شکستناپذیر ساخت. این تصویر هر سال در نمایشگاه هوایی دوبی در نگاه تیزبینان میشکست، آنجا که در غرفه نیروی هوایی امارات، پیشرفتهترین جتهای جنگنده به نمایش گذاشته میشدند ولی افسران و خلبانان امریکایی و بریتانیایی، بیش از افسران اماراتی مشغول توضیح دادن به بازدیدکنندگان بودند و نظامیهای اماراتی فقط حکم زینت مجلس را داشتند. بیش از پایگاههای نظامی امریکایی و حضور افسران و سربازان بریتانیایی و امریکایی، حضور صنایع نظامی اسراییلی در خاک امارات و همکاریهای عمیق و راهبردی این دو کشور با یکدیگر، از دید مسلمانان منطقه و ایران مخفی نگه داشته شده بود. امارات، به دلیل اینکه کشوری مصنوعی است و هر کدام از امارتهایش با همسایگان و امیرنشینهای دیگر اختلافات ارضی و خونی و قبیلهای عمیقی دارند، نیاز دارد تا پروژه ملتسازی خود را با برگزیدن یک دشمن مخوف خارجی و خطر بالقوه و دائمی پیش ببرد. از سال ۲۰۱۵ این پروژه بیش از همیشه مورد توجه قرار گرفته. دشمنی با ایران و ترساندن امیرنشینهای کوچک و ضعیف از اشغال و انهدام سرزمینهایشان به دست ایران، آنها را در اتحادیه امارات زیرنظر و سلطه ابوظبی نگه داشته است. امارات هم مانند اسراییل برای حفظ وحدت ملی خود نیاز دارد تا فضا را نظامی کند، دستاوردهایی بتراشد و در جنگ و اختلاف دائمی به سر ببرد. اگر اسراییلیها با پول و اسلحه امریکایی و با ارتشی کارآزموده و حرفهای و تواناییهای رزمی و فناوریهای پیشرفته این کار را انجام میدهند، اماراتیها فقط خرج نیروی نظامی خودشان را میدهند و نه ارتش حرفهای کارآزمودهای دارند و نه شجاعت جنگیدن و توانایی فنی و تخصصی نبرد. آنها با بحرانآفرینی و جنگافروزی در شاخ آفریقا و منطقه خلیجفارس و سوءاستفاده از بزرگواری و گذشت ایرانیان سعی دارند برای خود سیادت و نفوذ و وحدت ملی بیافرینند. ادعای هر روزه آنها در مورد جزایر ایرانی، از مولفههای امنیت و حفظ وحدت ملیشان است. در عین حال در عملیات مشترکشان با اسراییل در سودان و سومالی قصد دارند جبههای جدید در مقابل سعودی و ایران برپا کنند. آنها تصور میکنند که اسراییل یار وفاداری است که تا آخر با آنها همراهی خواهد کرد و به کمک آنها میتوانند بر سه رقیب دیگر یعنی ایران و عربستان و قطر غلبه کنند.
دیدگاه تان را بنویسید