کد خبر: 767493
|
۱۴۰۵/۰۱/۱۷ ۰۰:۰۲:۳۲
| |

تنگه هرمز؛ از میدان تهدید تا فرصت حکمرانی

تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه آبی نیست؛ شریان حیاتی انرژی جهان، نقطه تلاقی منافع اقتصادی و امنیتی، و یکی از حساس‌ترین کانون‌های ژئوپلیتیک معاصر است. با این حال، سال‌هاست که این آبراه مهم بیش از آن‌که در چارچوب منطق همکاری و حکمرانی منطقه‌ای دیده شود، در قالب بحران، تهدید و فشار بازنمایی شده است.

تنگه هرمز؛ از میدان تهدید تا فرصت حکمرانی
کد خبر: 767493
|
۱۴۰۵/۰۱/۱۷ ۰۰:۰۲:۳۲

علیرضا رجایی در یادداشتی نوشت: تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه آبی نیست؛ شریان حیاتی انرژی جهان، نقطه تلاقی منافع اقتصادی و امنیتی، و یکی از حساس‌ترین کانون‌های ژئوپلیتیک معاصر است. با این حال، سال‌هاست که این آبراه مهم بیش از آن‌که در چارچوب منطق همکاری و حکمرانی منطقه‌ای دیده شود، در قالب بحران، تهدید و فشار بازنمایی شده است. در چنین فضایی، هر سخن و هر طرحی درباره هرمز اگر از موضع عقلانیت، ثبات و مسئولیت‌پذیری بیان شود، نه‌تنها برای ایران، بلکه برای کل منطقه حامل پیام راهبردی مهمی خواهد بود.

جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین کشورهای ساحلی این آبراه، از جایگاهی برخوردار است که نمی‌توان آن را در محاسبات مربوط به امنیت و آینده هرمز نادیده گرفت. واقعیت این است که امنیت تنگه هرمز بدون حضور و نقش‌آفرینی مسئولانه ایران، نه پایدار خواهد بود و نه معتبر. از همین رو، هر ابتکاری که به‌جای منطق مداخله و فشار، بر مبنای قاعده‌مندی، گفت‌وگوی منطقه‌ای و نظم‌سازی بومی شکل بگیرد، با منافع واقعی جمهوری اسلامی ایران هم‌راستاست.

نکته اساسی آن است که ایران باید همچنان بر این اصل تأکید کند که امنیت هرمز کالایی وارداتی یا تحمیلی از بیرون نیست، بلکه باید در درون منطقه و با مشارکت کشورهای ساحلی تأمین شود. تجربه‌های چند دهه گذشته نشان داده است که حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای، اگرچه ممکن است در ظاهر با شعار «تأمین امنیت» همراه باشد، اما در عمل اغلب به تشدید تنش، افزایش بی‌اعتمادی و تبدیل آبراه‌های حیاتی به ابزار فشار سیاسی منجر شده است. از این منظر، طرح هر الگوی حکمرانی برای هرمز باید بر اصل «امنیت منطقه‌ای با اتکای منطقه‌ای» استوار باشد.

برای جمهوری اسلامی ایران، طرح مسئله هرمز در قالب حکمرانی، یک امتیاز راهبردی نیز به‌شمار می‌رود. زیرا این نگاه، ایران را از موضع یک بازیگر صرفاً واکنشی به جایگاه یک کنشگر نظم‌ساز ارتقا می‌دهد. کشوری که بتواند از امنیت سخت به سمت تنظیم‌گری هوشمند، از تقابل به سمت قاعده‌گذاری، و از بحران‌نمایی به سمت مدیریت پایدار حرکت کند، در واقع در حال تثبیت موقعیت خود به‌عنوان یک قدرت مسئول است. این همان نقطه‌ای است که منافع ملی با دیپلماسی فعال و هوشمندانه تلاقی پیدا می‌کند.

 البته روشن است که چنین نگاهی نباید با ساده‌انگاری همراه شود. تنگه هرمز همچنان عرصه رقابت قدرت‌ها، فشارهای سیاسی و جنگ روایت‌هاست. از این‌رو، ایران باید در کنار تأکید بر مشروعیت حقوقی و منطقه‌ای خود، زبان سیاست را با زبان اطمینان، ثبات و پیش‌بینی‌پذیری همراه کند. هرچه تصویر ایران در این پرونده بیش از پیش به‌عنوان یک بازیگر عقلانی، مسئول و نظم‌پذیر تثبیت شود، ظرفیت چانه‌زنی و اثرگذاری آن نیز بیشتر خواهد شد.

از این منظر، مهم‌ترین پیام برای مخاطب داخلی و خارجی آن است که جمهوری اسلامی ایران نه به‌دنبال بی‌ثبات‌سازی، بلکه به‌دنبال تثبیت یک نظم عادلانه، منطقه‌محور و مبتنی بر منافع مشترک است. هرمز می‌تواند به‌جای آن‌که نماد تنش باشد، به نماد عقلانیت راهبردی در منطقه بدل شود؛ مشروط بر آن‌که بازیگران منطقه‌ای بپذیرند امنیت پایدار با تهدید بیرونی و نسخه‌های تحمیلی به‌دست نمی‌آید.

در نتیجه، هر تلاشی برای بازتعریف هرمز در قالب حکمرانی، اگر با نگاه بومی و با محوریت کشورهای ساحلی همراه باشد، می‌تواند فرصتی برای جمهوری اسلامی ایران باشد تا نقش تاریخی خود را در تأمین ثبات، مدیریت بحران و شکل‌دهی به نظم منطقه‌ای تثبیت کند. آینده هرمز نه در سایه تهدید، بلکه در پرتو حکمرانی مسئولانه ساخته می‌شود؛ و ایران در این میان، می‌تواند و باید یکی از ستون‌های اصلی این حکمرانی باشد.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها