کد خبر: 767338
|
۱۴۰۵/۰۱/۱۶ ۰۷:۴۲:۱۷
| |

در گفت و گو با روزنامه «اعتماد» مطرح شد:

با امیر عابدینی از جنگ، فوتبال، جام جهانی و علی دایی/ به جام جهانی برویم، لیگ را هم به این شکل برگزار کنیم/ حمله به علی دایی؟ برخی دنبال نشان دادن خودشان هستند

امیر عابدینی سیاستمدار، رزمنده جنگ هشت ساله و مدیر سابق فوتبال در گفت‌وگو با «اعتماد» در مورد شرایط فعلی کشور، اوضاع فوتبال و حمله برخی افراد به علی دایی نکاتی خواندنی مطرح کرد.

با امیر عابدینی از جنگ، فوتبال، جام جهانی و علی دایی/ به جام جهانی برویم، لیگ را هم به این شکل برگزار کنیم/ حمله به علی دایی؟ برخی دنبال نشان دادن خودشان هستند
کد خبر: 767338
|
۱۴۰۵/۰۱/۱۶ ۰۷:۴۲:۱۷

روزنامه اعتماد نوشت: امیر عابدینی ابتدا درباره شرایط کشور و وضعیت جنگی اظهار داشت: «جنگ برای ما، با شکلی که رخ داد، ناخواسته بود. ما به‌دنبال ورود به جنگ نبودیم؛ این جنگ به ما تحمیل شد. کسانی که این جنگ را تحمیل کردند، که در رأس آنها امریکا و اسراییل قرار دارند، باور نمی‌کردند چنین اتفاقی رخ دهد. آنها اصلا روی بضاعت و روحیه نظامی ما حساب باز نکرده بودند و ایستادگی و مقاومت نیروهای پایدار و نیروهای رزمنده را در نظر نگرفته بودند. همچنین روی امکانات ما نیز حسابی باز نکرده بودند. تصور می‌کردند که کشور به سرعت متلاشی می‌شود، به‌ویژه وقتی فرماندهی کل قوا از ما گرفته شد و هدایت عمومی دستخوش حوادث شد. در واقع، آنها چنین باوری نداشتند؛ حتی برخی از دوستان هم شاید چنین باوری نداشتند. اما آنچه اتفاق افتاد، دیگر متعلق به من و شما و این و آن نبود؛ مردم در حال دفاع هستند و نیروهای رزمنده دفاع می‌کنند.»

عابدینی در ادامه با انتقاد از برخی که همچنان دنبال دوقطبی‌سازی در کشور هستند، گفت: «البته عده‌ای هستند که همه‌چیز را مصادره می‌کنند؛ یعنی اگر پیروزی باشد، آن را به نام خود ثبت می‌کنند و اگر شکستی رخ دهد، آن را به مردم نسبت می‌دهند. متأسفانه چنین افرادی وجود دارند. با این حال، من معتقدم این مقاومت و پایداری، درسی عبرت‌آموز برای تاریخ بود.»

مدیرعامل پیشین پرسپولیس در ادامه به شرایط فوتبال در زمان جنگ هشت ساله پرداخت: «در آن زمان من توفیق نداشتم در کنار فوتبال باشم. من در جنگ و جبهه بودم. اما کسانی بودند مثل تیمسار نوآموز. درود بر انسان‌هایی که در هر شرایطی ایستادگی کردند، مقاومت کردند و کار کردند، و همچنین بر بزرگان فوتبال. البته متأسفانه بسیاری از بزرگان در آن زمان آسیب دیدند، زیرا شرایطی پیش آمده بود که همزمان با انقلاب و جنگ، برخی به‌دنبال تصفیه‌حساب بودند و خود را در یک جبهه خاص تعریف می‌کردند ، نه در جبهه عمومی مردم. آن زمان نیز چنین اتفاقاتی رخ داد؛ برای مثال، ناصر خان کنار گذاشته شد و بازیکنان بزرگی به دلایل مختلف از صحنه کنار رفتند. اما این مسائل مربوط به افراد اصیل فوتبال نبود. این موضوع به نوآموزها یا مصطفوی‌ها یا افراد ریشه‌دار و اصیل ارتباطی نداشت. من معتقدم آنها ایستادگی کردند، کار کردند، تلاش کردند، مدیریت کردند و باشگاه‌داری کردند.» 

عابدینی که سابقه استانداری خراسان و آذربایجان شرقی را در دوران جنگ در کارنامه دارد به ذکر خاطراتی از آن دوران پرداخت و گفت: «از تبریز و خراسان خاطراتی دارم. در تبریز، مدیرکلی بسیار ایثارگر داشتیم که بسیار تلاش می‌کرد و خیلی می‌دوید. روزی عکسی از او آوردند و گفتند که با فرد خاصی عکس دارد و نباید مدیرکل باشد. من گفتم اتفاقا این نشان می‌دهد که او لیاقت دارد؛ او از همان زمان فردی متدین، سالم و پاک بوده و مدیریت کرده، کار کرده و تلاش کرده است و اکنون هم در شرایط جنگی دارد همه‌چیز را مدیریت می‌کند. من پای او ایستادم و این فرد رشد کرد و نشان داد که قضاوت اولیه اشتباه بوده است. در خراسان نیز هرگز فراموش نمی‌کنم که در مقطعی باید تعداد زیادی نیرو به منطقه اعزام می‌کردیم. جلسات متعددی داشتیم و تلاش می‌کردیم که با هر وسیله‌ای، دو هزار نیرو را سریع اعزام کنیم. ما داشتیم زمین و زمان را به هم می‌دوختیم که چطور نیرو بفرستیم. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که آنها را با هواپیمای باری کارگو اعزام کنیم؛ به منطقه امیدیه. باورکردنی نبود، اما با هواپیمای باری نیروهای رزمنده را به منطقه پشت جبهه منتقل کردیم. همان زمان گفتند اکبر میثاقیان پشت در است. گفتم بیاید داخل. او آمد و تندتند شروع کرد که فلان چیز را می‌خواهم، زمین نداریم، توپ نداریم و... گفتم اکبر جان! برو بعد جنگ بیا! با این تندی که داری می‌روی گویا نمی‌دانی شرایط چطور است. ما همه را تامین می‌کنیم اما بعدا. بعدها هم مرا می‌دید می‌گفت به حرفم گوش نکردی (با خنده) اینها نشان می‌دهد که در دل جنگ نیز زندگی جریان دارد.»

عابدینی تصریح کرد: «فقط جنگ نیست؛ زندگی هم در جریان است. ورزش و مسائل اجتماعی و فرهنگی بخشی از زندگی هستند. نمی‌توان گفت که اکنون معیشت مردم را نمی‌بینیم. باید از آقای پزشکیان و گروهش تشکر کرد. شما دیدید که چه اقداماتی انجام می‌شود. واقعا در این شرایط، بسیاری از نقاط دنیا با مشکلات جدی ارزاق مواجه هستند، اما در کشور ما، فروشگاه‌ها و نانوایی‌ها فعال هستند. نانوایی‌ها باز هستند، سوپرمارکت‌ها فعالند. این موضوع معنا دارد؛ یعنی افرادی در حال کار و تلاش هستند و می‌خواهند برای کشور کاری انجام دهند. ورزش هم باید مسیر خود را ادامه دهد.» 

رییس پیشین فدراسیون فوتبال در مورد دوگانه حضور یا عدم حضور در جام جهانی به روزنامه اعتماد گفت: «نمی‌توان اجازه داد دیگران برای ورزش تصمیم بگیرند. ما باید در رقابت‌های جام جهانی حضور داشته باشیم؛ جام جهانی متعلق به فوتبال است و به منطقه خاصی محدود نیست. هر جا که برگزار شود، باید شرکت کنیم و از توان خود دفاع کنیم. نباید بترسیم؛ باید باور داشته باشیم که می‌توانیم.»

او در ادامه به بحث ادامه یا توقف لیگ برتر پرداخت و گفت: «مسابقات را نیز باید بررسی کنیم و ببینیم در کجا امکان برگزاری آنها وجود دارد. یک زمین چمن فوتبال تا به حال خورده نشده. می‌توان در مناطقی که آرامش بیشتری دارند، مسابقات را برگزار کرد. نمی‌توان گفت که مسابقات برگزار نمی‌شود؛ باید آنها را برگزار کنیم. رشته‌های مختلف ورزشی باید به فعالیت خود ادامه دهند. اگر به یاد داشته باشید، حتی در زمان جنگ نیز، با وجود شهادت برخی بازیکنان، فوتبال متوقف نشد، زیرا فوتبال بخشی از چرخه زندگی است. در ایلام صدام یک زمین فوتبال را بمباران کرد. بچه‌های ما شهید شدند اما فوتبال نخوابید. فوتبال بخشی از چرخه زندگی است.» 

عابدینی در ادامه و در پاسخ به مشکل برخی تیم‌ها در مورد تامین بودجه اردوی بلندمدت جهت ادامه لیگ اظهار داشت: «باید بازی‌ها را مدیریت کرد. اول از همه هیچ تیمی نباید سقوط کند. به نظر من، برای قهرمانی هم شرایط مشخص است. می‌توان جدول را ملاک قرار داد. برای سقوط هم باید همه‌چیز را به فصل بعد موکول کرد. اما برای تعیین نهایی تیم‌ها، به‌ویژه برای معرفی نمایندگان به آسیا، باید مسابقات برگزار شود. هر پیشنهادی که مطرح شود، باید با در نظر گرفتن شرایط باشگاه‌ها باشد، زیرا آنها باید بار اصلی را به دوش بکشند. من معتقدم می‌توان رقابت‌ها را به‌صورت شش‌جانبه میان تیم‌های بالای جدول برگزار کرد. فاصله امتیازی تیم‌های اول تا پنجم یا ششم بسیار کم است و رقابت فشرده‌ای وجود دارد. می‌توان شش تیم بالای جدول را انتخاب کرد، آنها را در دو گروه سه‌تیمی قرار داد و سپس تیم‌های برتر هر گروه به مرحله نهایی صعود کنند و به‌صورت ضربدری بازی کنند تا فینال برگزار شود. این روش می‌تواند سریع‌تر به نتیجه برسد.

عابدینی در مورد تیم ملی و بازی دوستانه در ترکیه هم نکات جالبی مطرح کرد: «بازی با نیجریه را دیدم. بازیکنان از درون، شادابی نداشتند و این طبیعی است. ما باید شرایط کشور خود را در نظر بگیریم، ما کشوری جنگ‌زده هستیم. اما در عین حال به اطراف نیز نگاه کنیم. برای مثال، اوکراین با وجود فشارهای بسیار زیاد، در مسابقات شرکت کرد و عملکرد خوبی داشت. این کشور آسیب‌های زیادی دیده و مهاجران بسیاری داشته، اما همچنان در رقابت‌ها حضور پیدا کرده است. ما نیز باید باور داشته باشیم که اگر فوتبال بخشی از زندگی است، باید ادامه پیدا کند، بر اساس بضاعت خودمان. البته غم و اندوه در درون ما وجود دارد و این طبیعی است، اما نباید مانع تصمیم‌گیری صحیح شود. این احساسات ممکن است اجازه ندهد درست تصمیم بگیریم یا شادی را تجربه کنیم. بنابراین، باید از متخصصان روان‌شناسی کمک گرفت تا شرایطی ایجاد شود که بازیکنان با روحیه مناسب به کار خود ادامه دهند. در دوران جنگ هشت ساله نیز، رزمندگان با روحیه و نشاط در عملیات‌ها شرکت می‌کردند و کمتر پیش می‌آمد که کسی با اندوه شدید وارد میدان شود. آن زمان شعاری بین بچه‌ها رایج بود که می‌گفت رزمنده لبخند بزن! این شعار واقعی بود و شما طراوت و شادی را بین بچه‌ها و حین عملیات‌هایی که انجام می‌دادند می‌دیدید. بسیار کم پیش می‌آمد کسی غمباد بگیرد. این روحیه را در ارکان مختلف زندگی لازم داریم.» 

عابدینی در پاسخ به این سوال که اگر شما رییس فدراسیون بودید، آیا تیم ملی را به اردوهای بلندمدت خارجی می‌فرستادید؟ توضیح داد: «نه. به نظر من، اردوهای ۱۵روزه کافی است. پس از آن، بازیکنان باید به کشور بازگردند و حداقل ۱۰ روز در کنار خانواده‌های خود باشند، سپس دوباره به اردو بروند. باید شرایطی فراهم شود که بازیکنان احساس تعلق به کشور و خانواده داشته باشند و شادابی در زندگی آنها حفظ شود. نمی‌توان همه‌چیز را متوقف کرد و در اندوه باقی ماند.»

یکی از بحث‌های جنجالی چند روز گذشته ماجرای حمله یک نماینده مجلس به علی دایی بوده است. او خواستار برخورد قوه قضاییه با دایی و مصادره اموال او شده بود. همچنین یکی از اعضای شورای شهر تهران مدعی شد خیابانی که به نام علی دایی ثبت شده عوض می‌شود. عابدینی در این رابطه به روزنامه اعتماد گفت: «آقای نماینده  از این حرف‌‌ها زیاد می‌زند. اگر به حرف او بود که ما الان رهبر نداشتیم. من معتقدم چنین برخوردهایی درست نیست. ایشان گاهی فرصت‌هایی به دست می‌آورد که خودش را نشان بدهد. برخی افراد باید باور کنند انقلاب و کشور را مصادره نکردند. این کشور و سرزمین مصادره شدنی نیست. این کشور شمایل دارد، بافت دارد، مردم دارد. مردمی که می‌توانند حرف بزنند و گاهی اوقات هم اذیت شدند. شما چه‌کاره‌اید؟ چرا بعضی از شما هر وقت میکروفون دستتان می‌آید یک فرد، یک چهره سیاسی، یک اسطوره یا یک آدم معمولی را می‌کوبی؟ یک فرد هم خط شما نیست ولی نظر دارد. برخی افراد هر زمان که تریبون در اختیارشان قرار می‌گیرد، دیگران را مورد حمله قرار می‌دهند، در حالی که این کشور متعلق به همه مردم است و هیچ‌کس حق ندارد آب و خاک مرا از من بگیرد بعد بگوید من مدعی‌ام تو نیستی. این فقط راجع به علی دایی نیست. راجع به هر کسی است که  وی تصور می‌کند او حق نیست و خودش حق است. آدم‌هایی که با ایشان مناظره کردند در بند هستند ولی ایشان آزاد است. همین حرفی که این آقا  زده بود را کس دیگری می‌زد الان کجا بود؟ حالا چرا باید دایی محاکمه شود؟ بچه‌ها احساسی هستند و گاهی حرف‌هایی می‌‌زنند. اینها سیاسی نیستند. کار به جایی می‌رسد که یک بازیکن که خیلی خوب دریبل می‌زد آنقدر خودش را می‌بازد که می‌رود راجع به شعائر و مقدسات ما حرف‌هایی می‌زند که منفور می‌شود. از آغوش ما بروند بیرون معلوم نیست چه می‌شود. ما نباید آغوش‌مان را اقتصادی کنیم. این آغوش باید برای این ملت گرم باشد. ملت را در آغوش بگیریم. آن وقت در این ملت مخالف من و شما هم هستند آقای نماینده!» 

عابدینی در پایان درباره احتمال حمله زمینی به ایران گفت: «من در ابتدا حمله هوایی را پیش‌بینی کرده بودم که خیلی غلط کردم! (با خنده) آن موقع یکی از من این سوال را کرد و من گفتم اینها آمدند حمله کنند و جدی است. اما اکنون معتقدم چنین احتمالی بسیار ضعیف است. من فکر نمی‌کنم آنها بتوانند زمینی حمله کنند. من کری برای کسی نمی‌خوانم. ولی واقعیت مطلب این است که ناز شست نیروهای زمینی ما! توان نیروهای ما در حوزه زمینی بسیار بالاست و حتی از بسیاری از کشورها نیز جلوتر است. بچه‌های نیروی زمینی ما یک چیز دیگرند. طرف مقابل نیز این موضوع را می‌داند. منطقه مال ماست. سرزمین مال ماست. یک موقع است که مشکل شما با حکومت است اما یک موقع است که شما با کشور من و ملت من مشکل داری. الان شرایط به‌سمتی رفته که مشخص شده اینها با ملت مشکل دارند. اگر تا دیروز بحث این بود که ما در دیسیپلین آنها قرار نگرفتیم و آنها حمله کردند امروز بحث چیز دیگری است. آنها حمله کردند. باشد! حالا چه؟ الان می‌گویند آنچه ما می‌گوییم شما قبول کن! ما هم می‌گوییم آنچه ما می‌گوییم تو قبول کن. غیر از اینکه نیست. داد و ستد است. چه داری می‌دهی و چه می‌گیری؟ شما باید از برخی چیزها بگذری و ما نیز. اگر غیر از این است خب بجنگ! ما نگفته‌ایم که نمی‌خواهیم بجنگیم. ما می‌جنگیم! ما با همین بضاعت خودمان می‌جنگیم.» 

 

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها