جنگ علیه زیرساختهای دانشی، فراتر از تخریب فیزیکی، ضربه به اعتماد اجتماعی است
حمله به مراکز آموزشی و تحقیقاتی، از جمله پژوهشگاه فضایی، تنها تخریب چند ساختمان نیست؛ ضربهای مستقیم به زیرساخت دانشی و آینده یک کشور است. به گفته یک کارشناس حوزه هوافضا، در شرایط جنگی، دانشگاهها و پژوهشگاهها نقشی فراتر از آموزش دارند و به عنوان ستونهای «عقلانیت عمومی» و حفظ امید اجتماعی عمل میکنند.
عباس خاراباف، کارشناس هوافضا ، با اشاره به تخریب مراکز تحقیقاتی و آموزشی در جنگ رژیم صهیونیستی و امریکا علیه ایران با بیان اینکه در بحران، دانشگاه و پژوهشگاه فقط مرکز آموزش نیستند؛ مرکز «عقلانیت عمومی» هستند، گفت: این نهادها با تولید و تحلیل معتبر، تداوم آموزش، ارائه راهحلهای فنی و حفظ ارتباط نسل جوان با افق آینده میتوانند از فرسایش امید اجتماعی جلوگیری کنند. در اسناد و مواضع بینالمللی هم بارها تأکید شده که آموزش در شرایط درگیری، فقط یک خدمت آموزشی نیست، بلکه عامل ثبات، حفاظت و امید است.
به گزارش ایسنا؛ وی افزود: به همین دلیل حمله به نهادهای آموزشی و علمی، صرفاً تخریب فیزیکی نیست بلکه ضربه به اعتماد اجتماعی و افق آینده جامعه محسوب میشود.
خاراباف با اشاره به پیامدهای تضعیف زیرساختهای علمی کشورها، اظهار کرد: اولین پیامد آن، کند شدن چرخه تولید دانش و تربیت نیروی متخصص، پیامد دوم، افزایش وابستگی فناورانه و کاهش قدرت حل مسئله در داخل کشور و پیامد سوم، فرار مغزها و از دست رفتن اعتماد نسل جوان به امکان پیشرفت علمی در داخل است.
به گفته وی، پیامدهای تضعیف این زیرساختها به افت نوآوری، افت بهرهوری، کاهش رقابتپذیری و در نهایت تضعیف تابآوری ملی منجر میشود.
این کارشناس حوزه هوافضا با تاکید بر اینکه گزارشهای بینالمللی درباره حمله به آموزش عالی هم نشان میدهند این نوع حملات فقط یک خسارت مقطعی نیست، بلکه آثار بلندمدت بر آزادی علمی، کیفیت آموزش و ظرفیت توسعه برجای میگذارد، ادامه داد: زیرساخت علمی، فقط مجموعهای از ساختمانها و تجهیزات نیست؛ ستون فقرات آینده یک کشور است. هر آسیبی به این زیرساختها، در واقع آسیبی به توان ملی برای یادگیری، نوآوری، حل مسئله و حفظ امید اجتماعی است. در هر بحران، باید از سیاسی سازی علم فاصله گرفت و روی یک اصل توافق کرد: حفاظت و بازسازی نهادهای علمی، بخشی از حفاظت از آینده کشور است.
این فعال حوزه هوافضا در پاسخ به این سؤال که چگونه میتوان از ظرفیت نخبگان برای بازسازی و تقویت زیرساختها استفاده کرد، توضیح داد: بازسازی واقعی فقط با بودجه عمرانی ممکن نیست؛ با «بسیج دانشی» ممکن میشود.
بازسازی واقعی فقط با بودجه عمرانی ممکن نیست؛ با «بسیج دانشی» ممکن میشود.
یعنی باید از نخبگان در سه سطح استفاده کرد: نخست، ارزیابی علمی خسارت و اولویتبندی بازسازی؛ دوم، بازطراحی ایمنتر و هوشمندتر زیرساختها و سوم، جلوگیری از مهاجرت یا انقطاع شبکههای انسانی از طریق حمایت از تیمهای علمی، پروژههای مشترک، دسترسی به تجهیزات و تأمین تداوم حرفهای پژوهشگران.
وی یادآور شد: تجربه جهانی نشان میدهد ارزش اصلی زیرساخت علمی فقط در ساختمان نیست، بلکه در اکوسیستم نیروی انسانی، همکاری و داده نهفته است. بنابراین
حفظ و فعالسازی شبکه نخبگان، مهمتر از بازسازی صرفِ بتن و فولاد است.
حفظ و فعالسازی شبکه نخبگان، مهمتر از بازسازی صرفِ بتن و فولاد است.
اهمیت همبستگی ملی در حفاظت و بازسازی زیرساختهای علمی
خاراباف با اشاره به اهمیت همبستگی ملی در حفاظت و بازسازی زیرساختهای علمی، خاطر نشان کرد: همبستگی ملی یک سرمایه عملیاتی است. وقتی جامعه، دولت، دانشگاه، بخش خصوصی، رسانه و نخبگان بر سر ارزش زیرساخت علمی به تفاهم برسند، هم حفاظت بهتر میشود، هم بازسازی سریعتر و کمهزینهتر پیش میرود. جامعهای که علم را دارایی مشترک بداند، از سیاسیسازی مخرب فاصله میگیرد و به سمت حفاظت از منافع بلندمدت حرکت میکند.
جامعهای که علم را دارایی مشترک بداند، از سیاسیسازی مخرب فاصله میگیرد و به سمت حفاظت از منافع بلندمدت حرکت میکند.
یونسکو هم در ادبیات خود بر نقش گفتوگو، اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی در تابآوری جوامع شکننده تأکید کرده است.
وی مهمترین اولویت در بازسازی مراکز علمی و آموزشی را «تداوم کارکرد» دانست و در این باره توضیح داد: برای این منظور باید اول مطمئن شد که آموزش، پژوهش، داده، تجهیزات کلیدی، نیروی انسانی و شبکه همکاریها از کار نمیافتند. بعد از آن، بازسازی باید با نگاه به تابآوری انجام شود؛ یعنی به کارگیری روشهایی چون توزیعپذیری، پشتیبانگیری داده، شبکههای جایگزین، حفاظت سایبری و طراحی ایمن و کاهش تمرکز خطر.
خاراباف اضافه کرد: اگر فقط ساختمان را بازسازی کنیم، اما اکوسیستم علمی را احیا نکنیم، در واقع زیرساخت را بازسازی نکردهایم.
این کارشناس حوزه هوافضا با اشاره به ضرورت توجه به تعادل بخشی میان توسعه علمی و حفظ امنیت این مراکز، خاطرنشان کرد: تعادل وقتی ایجاد میشود که امنیت را «هوشمند و حقوقمند» تعریف کنیم. یعنی از یکسو حفاظت فیزیکی، سایبری، تداوم عملیاتی و مدیریت ریسک جدی گرفته شود، اما محیط علمی بیش از حد امنیتی نشود، چون علم در فضای بسته آسیب میبیند.
دیدگاه تان را بنویسید