اختصاصی «اعتماد آنلاین»:
معادله قدرت در خاورمیانه؛ هزینه سنگین بیطرفی یا همراهی با غرب؟
کشورهای عربی در شرایط دشواری قرار گرفتهاند و تصمیمگیری برای آنها در وضعیت کنونی بسیار پیچیده است. هر گزینهای که پیش روی این کشورها قرار دارد چه حفظ بیطرفی و ادامه وضعیت فعلی، چه نزدیک شدن به ایران و چه همراهی با آمریکا و اسرائیل با هزینههای پیشبینینشدهای همراه خواهد بود و در کوتاهمدت منفعت مشخصی برای آنها به همراه ندارد.
حسین ربیعی کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتوگو با خبرنگار اعتمادآنلاین درباره منطقهای شدن جنگ و رویکرد احتمالی کشورهای عربی در ادامه تحولات اظهار کرد: کشورهای عربی در شرایط دشواری قرار گرفتهاند و تصمیمگیری برای آنها در وضعیت کنونی بسیار پیچیده است. به گفته وی، هر گزینهای که پیش روی این کشورها قرار دارد چه حفظ بیطرفی و ادامه وضعیت فعلی، چه نزدیک شدن به ایران و چه همراهی با آمریکا و اسرائیل با هزینههای پیشبینینشدهای همراه خواهد بود و در کوتاهمدت منفعت مشخصی برای آنها به همراه ندارد.
ربیعی با اشاره به چشمانداز بلندمدت منطقه افزود: در بلندمدت، منافع کشورهای عربی اقتضا میکند که به سمت ایجاد یک سازوکار امنیتی منطقهای حرکت کنند و اداره مسائل امنیتی منطقه را خود کشورهای منطقه بر عهده بگیرند. با این حال، در شرایط کنونی هر یک از سناریوهای پیش روی آنها هزینههای خاص خود را دارد.
وی ادامه داد: با این حال، به نظر میرسد اگر این کشورها محاسبه سود و زیان انجام دهند، احتمالاً تمایلی به رویارویی مستقیم با ایران نخواهند داشت؛ زیرا کشورهای عربی همسایگان ایران هستند و ناگزیرند در بلندمدت با این کشور در یک محیط منطقهای مشترک زندگی کنند. در حالی که ایالات متحده ممکن است در مقاطع مختلف روابط خود با ایران را تغییر دهد یا حتی از منطقه خارج شود، کشورهای منطقه چنین امکانی ندارند و ناچار به سازگاری و تعامل با همسایگان خود از جمله ایران هستند.
این کارشناس مسائل خاورمیانه همچنین با اشاره به عدم توازن قدرت در منطقه گفت: بسیاری از کشورهای عربی از نظر جمعیتی، نظامی و ژئوپلیتیکی در مقایسه با ایران کشورهای کوچکتری محسوب میشوند و به همین دلیل بعید به نظر میرسد تمایلی داشته باشند که وارد رویارویی مستقیم با کشوری مانند ایران شوند یا در حال و آینده هزینههای سنگینی را در این مسیر متحمل شوند.
در ادامه این گفتوگو، ربیعی درباره عملکرد محور مقاومت در تحولات اخیر اظهار داشت: واقعیت این است که محور مقاومت طی دو سال گذشته تا حدی تضعیف شده است. بخشی از فرماندهان و رهبران این جریان در عملیاتهای مختلف از دست رفتهاند و در عین حال در جریان حملات اسرائیل در یمن، لبنان، غزه و حتی عراق بخشی از توان تجهیزاتی و تسلیحاتی آنها نیز از بین رفته است.
وی افزود: با این حال، گروههای مقاومت در حد توان خود چه از نظر نیروی انسانی و چه از نظر تجهیزات تا کنون وارد عمل شدهاند. حزبالله لبنان بهطور قابل توجهی درگیر شده و توانسته بخشی از ظرفیت نظامی اسرائیل را متوجه خود کند و ضرباتی نیز به آن وارد سازد. در عراق نیز نیروهای حشدالشعبی عملیاتهایی را در داخل این کشور انجام دادهاند.
ربیعی درباره عدم ورود مستقیم انصارالله یمن به این درگیریها نیز گفت: به نظر نمیرسد عدم ورود انصارالله ناشی از تعمد یا انتظار برای فرصت مناسب باشد. احتمالاً بخش قابل توجهی از توان این گروه طی ماههای گذشته در درگیریهای دریای سرخ و بابالمندب و همچنین در مواجهه با حملات کشورهای غربی کاهش یافته است. از این رو، ممکن است محدودیتهای تسلیحاتی عامل اصلی عدم ورود آنها به این کارزار باشد. با این حال، اگر شرایط و امکانات لازم فراهم شود، احتمال ورود آنها نیز وجود دارد.
این کارشناس مسائل خاورمیانه در بخش دیگری از این گفتوگو درباره احتمال برقراری آتشبس میان طرفهای درگیر گفت: در حال حاضر فاصله میان مطالبات دو طرف بسیار زیاد است. در ابتدای جنگ، اسرائیل و ایالات متحده خواستههایی مانند تسلیم بیقید و شرط، کاهش توان موشکی ایران یا از بین بردن ظرفیت هستهای این کشور را مطرح کرده بودند که بهطور طبیعی مورد پذیرش ایران قرار نخواهد گرفت.
وی ادامه داد: در مقابل، برخی شروطی که در رسانهها به عنوان مطالبات ایران مطرح میشود نیز به احتمال زیاد برای ایالات متحده قابل پذیرش نیست. به همین دلیل به نظر میرسد هنوز برای رسیدن به توافق یا آتشبس زود باشد؛ مگر اینکه قدرتهای بینالمللی مانند کشورهای اروپایی، روسیه و چین با توجه به فشارهای وارد شده به بازارهای جهانی انرژی، تجارت و اقتصاد، فشار بیشتری بر آمریکا و اسرائیل وارد کنند و آنها را به عقبنشینی از بخشی از مطالبات حداکثری خود وادارند.
ربیعی در پایان با اشاره به نقش دونالد ترامپ در تحولات اخیر تصریح کرد: رفتار و مواضع ترامپ چندان قابل پیشبینی نیست. برای مثال، او در حالی که اخیراً از نزدیک شدن به پایان جنگ سخن گفته، همزمان تهدید به نابودی زیرساختها نیز کرده است. بنابراین نمیتوان صرفاً بر اساس اظهارات او به نتیجه مشخصی رسید. با این حال، با توجه به فاصله قابل توجه میان مطالبات دو طرف، در شرایط فعلی نشانهای از نزدیک بودن آتشبس فوری مشاهده نمیشود، هرچند در تحلیل رفتار ایالات متحده همواره باید عنصر غیرقابل پیشبینی بودن را نیز در نظر گرفت.
دیدگاه تان را بنویسید