واکنش تقی آزادارمکی به شعارهای دانشجویان در دانشکاه صنعتیشریف؛ دانشگاه سپر بلا شده است
تقی آزادارمکی گفت: باید میان دانشگاههای مختلف تفکیک قائل شد. در دانشگاههایی مثل شریف، جهتگیری غالب شعارها دفاع از آزادی، عدالت و جامعه مدنی بود. حتی اگر شعارهایی با نام چهرههای خاص داده شد، نمیتوان آن را به کل دانشگاه تعمیم داد. اینکه چند نفر شعار تند بدهند، به معنای جهتگیری کلی دانشگاه نیست. اتفاقا این نشان میدهد که جامعه مسیرهای رسمی برای بیان اعتراض ندارد و صداها به شکل خام و پراکنده بروز میکنند.
تقی آزادارمکی استاد دانشگاه و جامعهشناس با روزنامه اعتماد درباره تجمعاتی که طی روزهای اخیر در دانشگاههای مختلف از جمله دانشگاههای شریف، تهران و امیرکبیر برگزار شد، گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهایی از این گفتوگو را میخوانید:
- واقعیت این است که آنچه امروز در دانشگاهها اتفاق افتاده، رویارویی دانشجویان طیفهای مختلف است. در واقع معترضان در برابر مدافعان نظام سیاسی بحثی دارند. این روند امروز (یکشنبه) در دانشگاه امیرکبیر تکرار شد و دیروز هم در دانشگاه شریف و دانشگاه تهران ردپایی از آن پیدا بود. این آخرین مرحله مناقشه و منازعه سیاسی در ایران است و نمیتوان به صورت طبیعی از آن الگو گرفت و برای تقویت جامعه مدنی از آن بهره برد. اصولا این منازعه یک رویارویی طبیعی و سالم نیست.
- ما با وضعیت کجکارکردی سیستم مواجهیم نه نقطه آغاز کنش مدنی. اصولا دانشگاه محل اعتراض سیاسی به معنای کلاسیک آن نیست. دانشگاه باید محل آموزش، تولید فکر و نقد علمی باشد، نه میدان تسویهحسابهای سیاسی.
- اگر دانشگاه به محل اعتراض تبدیل شده، به این دلیل است که سایر کانالهای اعتراض در جامعه بسته شدهاند. این یک فضیلت نیست، یک هشدار است. در یک جامعه سالم، اعتراض باید در بستر احزاب، نهادهای مدنی، تشکلهای صنفی و گروههای سیاسی شکل بگیرد. وقتی این فضاها وجود ندارند یا عملا از کار افتادهاند، فشار اجتماعی به جایی منتقل میشود که هنوز نیمهجان است؛ یعنی دانشگاه. در این شرایط، دانشجو قربانی میشود. اعتراض باید از دل جامعه مدنی بیرون بیاید، نه اینکه بهصورت دستوری به دانشگاه منتقل شود.
- اگر قرار است اعتراض سازمانیافته باشد، چرا احزاب فعال نمیشوند؟ چرا گروههای سیاسی با هویت مشخص، مسوولیتپذیر و پاسخگو وارد میدان نمیشوند؟ چرا همه بار اعتراض روی دوش دانشجو گذاشته میشود؟
- دانشجو پیش از هر چیز، دانشجوست. او کنشگر حرفهای سیاسی نیست. دانشجو باید آگاه، منتقد و پرسشگر باشد، اما این با تبدیل شدن دانشگاه به میدان درگیری سیاسی فرق دارد. کنشگری سیاسی باید در چارچوب احزاب و نهادهای مدنی صورت بگیرد. دانشجو اگر دغدغه سیاسی دارد، باید بتواند به احزاب بپیوندد، در تشکلهای قانونی فعالیت کند و از آن مسیر اعتراض کند. وقتی این امکان وجود ندارد، دانشجو ناخواسته به خط مقدم کشانده میشود و هزینه میدهد.
- ما سالهاست شاهد اخراج دانشجو، تعلیق، محرومیت از تحصیل و فشار بر اساتید هستیم. دانشگاه عملا تنبیه میشود، در حالی که مسبب اصلی بحران جای دیگری است.
- باید میان دانشگاههای مختلف تفکیک قائل شد. در دانشگاههایی مثل شریف، جهتگیری غالب شعارها دفاع از آزادی، عدالت و جامعه مدنی بود. حتی اگر شعارهایی با نام چهرههای خاص داده شد، نمیتوان آن را به کل دانشگاه تعمیم داد. اینکه چند نفر شعار تند بدهند، به معنای جهتگیری کلی دانشگاه نیست. اتفاقا این نشان میدهد که جامعه مسیرهای رسمی برای بیان اعتراض ندارد و صداها به شکل خام و پراکنده بروز میکنند.
- ما در کشوری زندگی میکنیم که از نظر تاریخی، ظرفیت بالایی برای تحزب دارد، اما این ظرفیت سرکوب یا معلق شده است. اگر احزاب ملیگرا، مذهبی، اصلاحطلب، محافظهکار یا حتی مدافعان سیاستهای رسمی اجازه فعالیت واقعی داشته باشند، اعتراض به مسیر طبیعی خودش برمیگردد. آنوقت دیگر نیازی نیست دانشجو بار همه نارضایتیها را به دوش بکشد. دانشگاه در این میان تبدیل به سپر بلا شده؛ در حالی که اگر فضاهای مدنی باز شوند، خود دانشگاه به کارکرد اصلیاش بازمیگردد.
- اولین و مهمترین گام این است که چهرههای اصلی سیاست در ایران وارد میدان شوند؛ افرادی مثل روسای جمهور سابق و چهرههایی چون خاتمی، روحانی، ظریف، همچنین دیپلماتها و سیاستمداران باسابقه برای گفتوگو و کاهش تنش پیشقدم شوند. دوم، نخبگان دانشگاهی، سرمایهداران و فعالان اجتماعی باید حول موضوعات مشترک مثل « نه به جنگ» ائتلافهای مدنی شکل دهند. این حرکتها باید سازمانیافته، شفاف و مسوولانه باشد. این روند به زیان خود حاکمیت است.
- ردصلاحیت گسترده که این روزها دامن برخی اصلاحطلبان در انتخابات شورا را گرفته، یعنی حذف رقابت و حذف رقابت یعنی کاهش مشروعیت. حتی اگر اصلاحطلبان رأی نیاورند، حضورشان در صحنه سیاسی به نفع سیستم است. وقتی همه حذف میشوند، پیام روشنی به جامعه مخابره میشود: «راه اصلاح بسته است». این پیام، خطرناکترین پیام ممکن است.
دیدگاه تان را بنویسید