اختصاصی «اعتمادآنلاین»:
هشدار درباره رقابت پرهزینه عربستان و امارات؛ پای بازیگر قدرتمندتری در راه است؟
یک استاد ژئوپلتیک با تأکید بر تفاوت پیچیدگیهای اختلاف کنونی میان عربستان و امارات با نمونههای پیشین تصریح کرد: آنچه مسلم است، استمرار این کشمکش و سردی روابط میان دو بازیگر مؤثر خلیج فارس، به خودی خود و با توجه به شرایط شکننده منطقه، آثار مخربی بر امنیت منطقهای کشورهای عربی، بهویژه اعضای شورای همکاری خلیج فارس، برجای خواهد گذاشت.
لیلا پایدار- کیومرث یزدانپناه استاد ژئوپلتیک دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرنگار اعتمادآنلاین در ارزیابی خطر بروز یک «ابربحران» بزرگ در خلیج فارس و اختلافات میان دو متحد کلیدی دونالد ترامپ، یعنی عربستان سعودی و امارات متحده عربی، اظهار کرد:
به نظر میرسد اختلافات میان عربستان و امارات که ریشه در چند مسئله اساسی دارد و تقریباً همه آنها به جز اختلافات مرزی جدید ماهیتی ساختاری دارند، بهگونهای نیست که این دو کشور را به سمت جنگ یا درگیری مستقیم سوق دهد. نه عربستان و نه امارات، شرایط و توان ورود به یک جنگ تمامعیار را دارند و حتی احتمال درگیریهای محدود و مقطعی میان ریاض و ابوظبی نیز ضعیف به نظر میرسد.
وی افزود: دلیل اصلی این مسئله آن است که هر دو کشور از منظر امنیت ملی و امنیت منطقهای، بازیگرانی تابع محسوب میشوند. وابستگی امنیتی آنها به نیروهای خارجی و فرامنطقهای بهویژه ایالات متحده آمریکا اجازه نمیدهد اختلافات دوجانبه تا سطحی تعمیق یابد که دو کشور را رودرروی یکدیگر قرار دهد. در واقع، کشمکش ژئوپلتیکی کنونی میان عربستان و امارات که به نوعی ماهیت ژئواستراتژیک متقابل نیز پیدا کرده، شباهت زیادی به کشمکش ژئوپلتیکی چند سال گذشته میان ایران و عربستان دارد؛ کشمکشی که علیرغم تصور بسیاری مبنی بر احتمال جنگ، شرایط ژئوپلتیک حاکم بر منطقه خلیج فارس اجازه بروز درگیری نظامی مستقیم را نمیداد.
این استاد ژئوپلتیک با تأکید بر تفاوت پیچیدگیهای اختلاف کنونی میان عربستان و امارات با نمونههای پیشین تصریح کرد: آنچه مسلم است، استمرار این کشمکش و سردی روابط میان دو بازیگر مؤثر خلیج فارس، به خودی خود و با توجه به شرایط شکننده منطقه، آثار مخربی بر امنیت منطقهای کشورهای عربی، بهویژه اعضای شورای همکاری خلیج فارس، برجای خواهد گذاشت. این روند میتواند به تضعیف شورای همکاری و فرو ریختن مرزهای امنیت عربی منجر شود و زمینه را برای مداخله فرصتطلبانه نیروهای فرامنطقهای، بهویژه آمریکا، فراهم کند؛ نیروهایی که ممکن است با ادعای مدیریت اختلافات، از این شکافها سوءاستفاده کنند.
یزدانپناه ادامه داد: از منظر تحلیلهای ژئوپلتیک راهبردی و ارزیابی ریسک ژئوپلیتیک، یکی از مهمترین مسائل، رفتار متفاوت و در عین حال پرریسک این دو بازیگر منطقهای است. عربستان و امارات که خود را مدعی توسعه و تحول میدانند و از توان مالی بالایی برخوردارند، یمن را بهعنوان یک خاستگاه راهبردی مشترک در نظر گرفتهاند و به نظر میرسد در پی تقسیم این کشور در منظومههای نفوذ منطقهای خود هستند. این رویکرد بسیار خطرناک است، چرا که در صورت نهادینه شدن، میتواند به فروپاشی ساختار ژئوپلتیک منطقهای بسیار حساس از خلیج فارس تا خلیج عدن، بابالمندب، دریای سرخ و حتی مدیترانه منجر شود.
وی هشدار داد: منطقه غرب و جنوب غرب آسیا ذاتاً مستعد رخدادهای تلخ ژئوپلتیکی است و چنین اقداماتی میتواند منازعات را تشدید و شرایط را بغرنجتر کند. از این رو، عربستان و امارات باید در پروندههایی مانند یمن، از مخدوش کردن استقلال سرزمینی این کشور پرهیز کرده و به خود اجازه ندهند نقش مالک یا حاکم بخشی از سرزمین یمن را برای خود قائل شوند؛ چرا که این بازی خطرناک در نهایت دامان تمام کشورهای منطقه از جمله خود عربستان و امارات را خواهد گرفت.
این کارشناس مسائل ژئوپلتیک زیادهخواهی دو کشور در حوزه دریای سرخ و بخشهایی از آفریقا، بهویژه در شاخ آفریقا، سومالی و سودان را دومین چالش مهم دانست و گفت: به نظر میرسد هر دو کشور گرفتار نوعی خطای ادراک ژئوپلتیک نسبت به توان واقعی خود شدهاند. این همان اشتباهی است که صدام حسین در عراق مرتکب شد اشتباهی که در نهایت عراق را به کشوری فروپاشیده اشغالشده و تحت سلطه بلندمدت آمریکا بهویژه بر منابع راهبردیاش، تبدیل کرد.
وی افزود: عربستان و امارات نباید فریب درآمدهای بالای نفتی و ظواهر توسعه را بخورند. حرکت به سمت رقابتهای پرهزینه، به جای تقویت همکاری، خطایی راهبردی است. این رقابتها نهتنها باید کاهش یابد، بلکه باید بهطور کامل کنار گذاشته شود و جای خود را به همکاریهای منطقهای بدهد.
یزدانپناه تأکید کرد: منطقه ما در منظومههای نوظهور ژئوپلتیک جهانی، تنها منطقهای است که فاقد یک سیستم منطقهای مشترک با مشارکت همه کشورهای منطقه است. همین خلأ موجب شده کشورهای منطقه به بازیگران تابع و بازیپذیر تبدیل شوند. نبود فهم مشترک و درک متقابل از موقعیت ژئوپلتیک، مانع شکلگیری یک اتحاد راهبردی منطقهای شده؛ اتحادی که جای آن در منطقه خالی است و فقدان آن، زمینه سوءاستفاده بیشتر نیروهای فرامنطقهای، بهویژه آمریکا، را فراهم کرده است؛ بهگونهای که واشنگتن سالانه میلیاردها دلار هزینه امنیتی به کشورهای منطقه تحمیل میکند و خود را سردمدار تصمیمسازی در خلیج فارس میداند. ریشه این وضعیت، بیش از هر چیز، به ضعف راهبردی کشورهای منطقه و انتخاب مسیرهای نادرست بازمیگردد.
وی ادامه داد: به نظر من، عربستان و امارات که عملاً یک بازی خطرناک منطقهای را آغاز کردهاند، باید متوجه باشند که جهان از دوره «گذار» عبور کرده و وارد «دوره تصمیم» شده است. امروز نظم متفاوتی نسبت به گذشته، تحت عنوان یک نظام سلسلهمراتبی در حال شکلگیری است و طبیعی است که این دوره جدید، هزینههای خاص خود را به همراه دارد. در چنین شرایطی، کشورهایی موفق خواهند بود که درک درستی از موقعیت خود داشته باشند و بتوانند تصمیمهای درست اتخاذ کنند؛ چرا که در این مقطع تاریخی، تصمیم درست تضمینکننده آینده و تصمیم غلط، زمینهساز فروپاشی در آینده خواهد بود.
این استاد ژئوپلتیک افزود: عربستان و امارات، در کنار دیگر کشورهای تأثیرگذار منطقه، باید به یک فهم و درک مشترک از شرایط موجود، جایگاه واقعی خود و مخاطراتی که آنها را تهدید میکند، برسند. راهبردی که امروز این دو کشور در پیش گرفتهاند، در صورت تداوم، محکوم به شکست است و به نفع هیچیک از طرفین نخواهد بود. نه عربستان میتواند برنده این مسیر پرخطر باشد و نه امارات. حتی این احتمال وجود دارد که در جریان این رقابت، یک بازیگر قدرتمندتر از بیرون وارد میدان شود و هر دو کشور را بهعنوان بازیگران صرفاً محلی و منطقهای، کنار بزند.
وی هشدار داد: درگیری و تمرکز ریاض و ابوظبی بر این رقابتها، ممکن است آنها را از مسائل مهمتر منطقه، از جمله خطر ظهور مجدد تروریسم، غافل کند. منطقه عربی بهشدت مستعد بروز فعالیتهای تروریستی است و در صورت فراهم شدن شرایط، رفتارهای رادیکال میتواند بهسرعت احیا شود و بار دیگر ناامنیهایی مشابه دو دهه گذشته را در منطقه رقم بزند.
یزدانپناه تصریح کرد: نباید فراموش کرد که در منطقهای که عربستان، امارات و دیگر کشورهای اسلامی حضور دارند، بخش عمدهای از زیست اجتماعی انسانها همچنان بر باورهای بنیادی تاریخی و فرهنگی استوار است. حتی با افزایش ثروت و توسعه اقتصادی، این کشورها نه میتوانند نمادهای هویتی خود را کنار بگذارند و نه قادرند باورهایی را که طی قرنها شکل گرفته، بهیکباره حذف کنند. درک این واقعیت میتواند به عربستان و امارات کمک کند تا از رقابت کاذب و پرهزینهای که آغاز کردهاند فاصله بگیرند.
وی با تأکید بر پرونده یمن گفت: این دو کشور به هیچوجه نباید به خود اجازه دهند که یمن را به عرصه تاختوتاز رقابتهای منطقهای تبدیل کنند. چنین اقدامی یک تهدید قریبالوقوع، پرهزینه و راهبردی است و در صورت تداوم، میتواند منطقه را با پدیدهای حتی خطرناکتر از ظهور داعش مواجه کند. علاوه بر این، چنین فضایی امکان سوءاستفاده گسترده رژیم صهیونیستی را نیز فراهم میکند؛ چرا که اسرائیل همواره از بروز، تداوم و تشدید بحرانها در جهان اسلام بیشترین بهره را برده و چهبسا خود بهعنوان یک عامل محرک پنهان، در شکلگیری و تعمیق اختلافات میان دولتها و ملتهای مسلمان نقشآفرینی کرده باشد.
این استاد ژئوپلتیک خاطرنشان کرد: چارچوب تلاش عربستان و امارات برای سلطهیابی منطقهای، چارچوبی بسیار خطرناک است و استمرار آن میتواند لطمات جبرانناپذیری به ثبات ژئوپلتیکی خلیج فارس وارد کند. به اعتقاد من، اگر این روند تنها یک سال دیگر ادامه یابد، نخستین پیامد آن فروپاشی شورای همکاری خلیج فارس خواهد بود.
وی افزود: هرچند فروپاشی این شورا به باور من به دلایل مختلف میتواند به نفع کشورهای منطقه از جمله ایران و عراق باشد، چرا که شورای همکاری خلیج فارس عملاً به یکی از موانع شکلگیری یک نهاد ژئوپلتیکی فراگیر با حضور همه کشورهای منطقه تبدیل شده است. این شورا نوعی گارد کاذب ایجاد کرده و در بسیاری از موارد، به آرایش ناامنیها و تقابل نیروهای درونسیستمی دامن زده است؛ روندی که همواره پیامدهای منفی متعددی به همراه داشته و در صورت تداوم، در آینده نیز ادامه خواهد یافت.
دیدگاه تان را بنویسید