روایتگری رسانهای در بحران نه یک گزینه بلکه ضرورت استراتژیک است
مدیرمسئول خبر فوری نوشت: روایتگری رسانهای در بحران، نه یک گزینه، بلکه یک ضرورت استراتژیک است. این روایتها اعتماد میسازند، مسیر افکار عمومی را هدایت میکنند و قدرت اثرگذاری رسانهها را تثبیت میکنند.
«وقتی سکوت جای روایت رسانهای را میگیرد» عنوان یادداشت مصطفی انتظاری هروی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ بحران همیشه لحظهای است که روایتها با سرعت برق شکل میگیرند. یک حادثه، یک حادثه طبیعی یا یک اتفاق اجتماعی، در غیاب روایت شفاف رسانهها، میتواند به سرعت از نظر عمومی بزرگ و غیرقابل کنترل جلوه کند. در چنین شرایطی، رسانهها نهتنها باید اخبار را منتقل کنند، بلکه باید اولین و معتبرترین راوی باشند تا روایت درست، جای خود را میان ابهام و شایعه پیدا کند. روزهای اخیر ایران، با قطع اینترنت بینالملل و محدودیت پیامرسانها، نمونهای زنده از اهمیت این نقش است. رسانهها با دسترسی محدود مواجه شدهاند و در همان حال، مخاطبان تشنه خبر و تحلیلاند. هر لحظه سکوت، فرصتی است برای روایتهای دیگر؛ روایتهایی که ممکن است ناقص، هیجانی یا حتی مخرب باشند. تجربههای جهانی نشان میدهد که موفقیت یا شکست یک رسانه در بحران، کمتر به خود حادثه و بیشتر به سرعت و انسجام روایت آنها بستگی دارد.
The Boston Globe و فاجعه بمبگذاری در ماراتن بوستون ۲۰۱۳- در جریان بمبگذاری ماراتن، این رسانه توانست روایت سریع، دقیق و همدلانه ارایه دهد. گزارشهای میدانی، بهروزرسانیهای لحظهای و استفاده از شبکههای اجتماعی برای انتشار اطلاعات دقیق، باعث شد مخاطب به روایت رسمی اعتماد کند و شایعات سریع کنترل شود. رسانههای دیگری که نتوانستند به سرعت واکنش نشان دهند، عملا کنار کشیدند و روایت عمومی تا حدی تحت تأثیر شایعات قرار گرفت.
BBC و زلزله توهوکو در ژاپن ۲۰۱۱- زلزله و سونامی ژاپن، علاوه بر فجایع انسانی، بحران اطلاعرسانی عظیمی بود. BBC با ارسال خبرنگاران میدانی، انتشار عکسها و ویدئوهای مستند و تحلیلهای دقیق، به یک منبع اصلی تبدیل شد. در حالی که شبکههای اجتماعی و منابع غیررسمی پر از اطلاعات نادرست و حدسهای خطرناک بود، روایت BBC توانست خطوط اصلی واقعیت را تثبیت کند و بحران رسانهای را مهار کند.
CNN و حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱- در ساعات اولیه حملات، اطلاعات ناقص و متناقض به سرعت منتشر میشد.
CNN با تیمی بزرگ از خبرنگاران در محل، تحلیلهای زنده و پوشش ۲۴ساعته، تلاش کرد روایت واحد و قابل اعتماد بسازد. حتی با وجود اطلاعات محدود و شایعات گسترده، این رسانه توانست اعتماد مخاطب را حفظ کند و روایت رسمی بحران را شکل دهد. این نمونهها نشان میدهد که بحرانهای رسانهای نه به دلیل خود حادثه، بلکه به دلیل نحوه روایت و مدیریت اطلاعات توسط رسانهها شکل میگیرند یا شدت مییابند. رسانهای که بتواند سریع، دقیق و معتبر روایت کند، جایگاه پیشتاز پیدا میکند و جریان اطلاعرسانی را هدایت میکند. سکوت یا روایت ضعیف، فرصت را به منابع غیررسمی، شایعات و روایتهای مخرب میدهد و پیامد آن، از دست رفتن اعتماد و افزایش ابهام است. در ایران امروز، با محدودیت دسترسیها و ابهام گسترده، هر رسانهای که بتواند اولین و معتبرترین راوی باشد، نقشی تعیینکننده در شکلدهی افکار عمومی خواهد داشت.
روایتگری رسانهای در بحران، نه یک گزینه، بلکه یک ضرورت استراتژیک است. این روایتها اعتماد میسازند، مسیر افکار عمومی را هدایت میکنند و قدرت اثرگذاری رسانهها را تثبیت میکنند. روایتگری، رقابتی است با سکوت، شایعه و برداشتهای نادرست. روزهای بحران، صحنهای است که رسانهها یا پیشتاز خواهند بود یا عقب خواهند ماند. تجربههای جهانی به وضوح نشان میدهد که سرعت، شفافیت و انسجام روایت، تفاوت میان موفقیت و شکست رسانهها در بحران است.
دیدگاه تان را بنویسید