کد خبر: 759009
|
۱۴۰۴/۱۱/۱۲ ۰۹:۰۰:۱۶
| |

کل کل؛ انگیزه نزاع مرگبار قمه‌کش‌ها

نزاع دسته‎ جمعی چند جوان با چماق و قمه و چاقو در روستای امرغان مشهد در حالی یک کشته و چند مجروح برجا گذاشت که نزاع فقط به خاطر کل کل و متلک پرانی رخ داد.

کل کل؛ انگیزه نزاع مرگبار قمه‌کش‌ها
کد خبر: 759009
|
۱۴۰۴/۱۱/۱۲ ۰۹:۰۰:۱۶

نزاع دسته‎ جمعی چند جوان با چماق و قمه و چاقو در روستای امرغان مشهد در حالی یک کشته و چند مجروح برجا گذاشت که نزاع فقط به خاطر کل کل و متلک پرانی رخ داد.

به گزارش روزنامه خراسان، این ماجرای جنایی تکان دهنده شب دهم بهمن هنگامی در روستای امرغان مشهد روی داد که دو جوان در پی اختلافات قبلی و کل کل های بیهوده در روستا، با ۳ جوان دیگر وارد نزاعی هولناک شدند و در تاریکی شب تیغه های قمه و چاقو را بیرون کشیدند .

در این میان ،چندتن از عاملان نزاع با ضربات قمه و چاقو به شدت مجروح شدند که ۲ تن از آنان به دلیل وخامت حالشان به بیمارستان شهید هاشمی نژاد مشهد انتقال یافتند اما تلاش کادر درمانی برای نجات جوان ۲۰ ساله ای به نام «حجت-س» به نتیجه نرسید و او بر اثر عوارض ناشی از اصابت ضربات متعدد چاقو به قفسه سینه و دست هایش جان سپرد.

با گزارش مرگ این جوان ۲۰ ساله به قاضی ویژه قتل عمد مشهد، بلافاصله قاضی دکتر صادق صفری عازم مرکز درمانی شد و به تحقیق در این باره پرداخت. بررسی های تخصصی مقام قضایی بیانگر آن بود که ۳ تن از عاملان نزاع مرگبار متواری شده اند اما پسردایی مقتول که «حسین-ق» نام دارد، هنوز به دلیل جراحت های ناشی از نزاع مذکور در بیمارستان بستری است. بنابراین وی روی تخت بیمارستان مورد بازجویی های فنی قرارگرفت و زوایایی از ماجرای نزاع در پاتوق آرایشگاه روستایی را فاش کرد. او گفت:حجت(مقتول) پسرعمه ام است اما زیاد دوست نداشت با طرف های دیگر نزاع رفاقت و معاشرت کند و با آن ها راه برود. همین موضوع به کینه و کدورت در بین آن ها تبدیل شد تا جایی که یک شب من و حجت(مقتول) در آرایشگاه روستا نشسته بودیم که نوه عموی پدرم به نام «ابوالفضل-ق» آمد و کاردش را بیرون کشید و طوری از کنار حجت پرت کرد که تیغه آن به کاپشن او گرفت و آن را پاره کرد. از همان شب دلخوری ها بیشتر شد تا این که شب حادثه در کنار شعله های آتش در حاشیه روستا نشسته بودیم که ابوالفضل دوباره آمد و به حجت متلک انداخت که من، حجت را به خودداری دعوت کردم ولی دقایقی بعد حجت گفت برویم برای خانه نوشابه بگیرم. ما با هم به آرایشگاه رفتیم که پاتوق همیشگی ماست و آن جا دور هم جمع می شویم. بازهم ابوالفضل که آن جا بود، حرف دیگری زد که حجت گفت:با من هستی؟ گفت: بله! می خواستند باهم دعوا کنند که دوباره من آن ها را جدا کردم .ولی هنوز مدت زیادی از این ماجرا نگذشته بود که صدای ترمز یک خودرو آمد و چند تن از دوستان ابوالفضل با چماق پیاده شدند . من هم که دیگر می دانستم فرار فایده ای ندارد، به همراه حجت به سوی قمه هایی رفتیم که همیشه کنار دیوار آرایشگاه بود تا برای دعوا از آن استفاده شود. ما قمه ها را برداشتیم و درگیر شدیم که در این اثنا من به دو نفر ضربه زدم ولی ابوالفضل با کاردی که در دست داشت به سوی حجت حمله ور شد، او را نقش بر زمین کرد و سپس از محل گریختند و من هم خودم را به منزل یکی از روستاییان انداختم که آن ها موتورسیکلت مرا هم برده بودند! ...

​​​پس از انجام تحقیقات گسترده شبانه در محل بیمارستان و با دستور قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب  مشهد، گروهی تخصصی از کارآگاهان پلیس آگاهی به سرپرستی سرگرد رضا شکیبا(افسرپرونده)نیز در محل حضور یافتند و با راهنمایی های مقام قضایی ،برای شناسایی و دستگیری عاملان نزاع مرگبار وارد عمل شدند و با بهره گیری از تجربیات قاضی ویژه قتل عمد و با همکاری ریش سفیدان و بزرگ‎ترهای روستا،تلاش گسترده ای را آغاز کردند. طولی نکشید که روز گذشته با همکاری دهیار روستای امرغان، متهم به قتل که «ابوالفضل-ق» نام دارد، خود را به پاسگاه انتظامی معرفی کرد و بلافاصله تحویل کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی مشهد شد تا تحقیقات درباره ابعاد دیگر این جنایت وحشتناک ادامه یابد.

 

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها