عجیبترین انگیزههایی که باعث جنایت شدند
در سالهای گذشته، جنایتهای متعددی در کشور رخداده که نهتنها شدت آنها افکارعمومی را شوکه کرده، بلکه انگیزههای شکلگیری این حوادث نیز به همان اندازه عجیب و غیرقابلباور بوده است؛ انگیزههایی که گاه از کوچکترین مسائل آغاز و به مرگبارترین درگیریها ختم شدهاند.
در سالهای گذشته، جنایتهای متعددی در کشور رخداده که نهتنها شدت آنها افکارعمومی را شوکه کرده، بلکه انگیزههای شکلگیری این حوادث نیز به همان اندازه عجیب و غیرقابلباور بوده است؛ انگیزههایی که گاه از کوچکترین مسائل آغاز و به مرگبارترین درگیریها ختم شدهاند.
مرگ بر اثر غرغر کردن
به گزارش جام جم، آخرین پرونده مربوط به اردیبهشت امسال است. مردی ناپدید شد و آخرین فردی که با او در تماس بود، دوستش ناصر بود. با دستگیری ناصر، او به قتل اعتراف کرد و گفت: «دوستم حال خوبی نداشت و دنبال تخت برای بستریاش بودیم اما پیدا نمیشد. من هم معتاد بودم و وسط راه توقف کردم تا مواد بکشم. او مدام غر میزد و بیتاب بود. کلافه شدم و سنگی سمتش پرت کردم تا ساکت شود اما بهطرز غیرقابل باوری جان داد.» این پروندهها نشان میدهند برخی جنایتها نه از روی برنامهریزی یا کینه قدیمی بلکه بر اثر خشم آنی و بر سر کوچکترین اختلافات رقم میخورند؛ اختلافاتی که در صورت کنترل هیجان و مدیریت خشم، میتوانستند پایان کاملا متفاوتی داشته باشند.
قتل خواهر به خاطر حسادت
چند سال قبل پسر جوانی با پلیس تماس گرفت و گفت نامزدش در خانه به قتل رسیده است. مأموران کلانتری نارمک پس از ورود به محل با جسد دختر جوانی به نام فرنگیس روبهرو شدند که آثار سوختگی با اسید و ضربات چاقو روی بدنش دیده میشد. پسر جوان توضیح داد مادر فرنگیس بهدلیل بیپاسخ ماندن تماسهایش نگران شده و وقتی به خانه رسیده با جسد او روبهرو شده است. با تحقیقات بیشتر مشخص شد چند روز قبل، خواهر ناتنی فرنگیس در محل دیده شده بود. کارآگاهان او را بازداشت کردند و دختر جوان اعتراف کرد همراه برادرش دست به قتل زدهاند. او گفت: «برادرم فرنگیس را کشت. ما فقط میخواستیم زهرچشم بگیریم.» کمی بعد حمید، برادر ناتنی فرنگیس در شمال کشور دستگیر شد. او گفت: «فرنگیس دختر همسر دوم پدرم بود و از زمان تولدش همه توجه پدرم به او معطوف شد. ما سالها نسبت به او حسادت داشتیم.» او توضیح داد روز حادثه ابتدا قصد اسیدپاشی داشت اما موفق نشده و سپس با چاقو اورا به قتل رسانده و فرار کردهاند. پرونده پس از تکمیل تحقیقات برای رسیدگی قضایی به مرجع کیفری ارسال شد.
قتل بهخاطر اسپیکر
در ماجرایی دیگر، مردی اسپیکر خود را به دوستش امانت داده بود، اماهنگام پسگرفتن آن بامقاومت اومواجه شد. درگیری میان دو دوست شدتگرفت و شاهدان نیز قادر به جداکردنشان نبودند. لحظاتی بعد قاتل به سمت صاحب اسپیکر حمله کرد و او را به قتل رساند.
قتل بهخاطر یک طوطی
یکی از عجیبترین پروندهها مربوط به اردیبهشتماه سال ۱۳۹۳ است؛ زمانی که نزاع بر سر یک «طوطی کاسکو» پایان دوستی دو جوان را رقم زد. پس از دو هفته، صاحب طوطی برای پسگرفتن امانتی خود مراجعه کرد، اما دوستش از تحویل آن خودداری کرد. مشاجره میان دو جوان بالاگرفت و درنهایت صاحب طوطی جانباخت. قاتل پس از پنجماه فرار دستگیر شد و گفت: «مقتول دوست صمیمیام بود. آن شب آمد طوطی را بگیرد، اما چون خانوادهام خواب بودند گفتم بعدا بدهد. عصبانی شدیم و دعوا کردیم و این اتفاق افتاد.»
کبوترهایی که به خون نشستند
در پروندهای دیگر، وجود تعداد زیادی کبوتر روی پشتبام، سرنوشت تلخی رقم زد. ماجرا از آنجا آغاز شد که سیامک، جوانی که مهمان خانه عمویش بود، هنگام کشیدن قلیان کبوترهای همسایه را از پشتبام پر داد.این موضوع موجب درگیری او با پسران همسایه شد و دعوا به خانوادهها کشید. در ادامه سیامک که کنترل خود را از دست داده بود مرد همسایه را به قتل رساند.
قتل دختر ۶ ساله به خاطر نیمگرم شیشه
چندی قبل کارمندان یکی از بیمارستانهای مشهد با پلیس تماس گرفتند و از مرگ مشکوک دختربچه ششساله خبر دادند. با حضور مأموران مشخص شد روی بدن کودک آثار واضح ضربوجرح و سوختگی وجود دارد و یک زن و مرد معتاد او را به بیمارستان منتقل کردهاند. مرد ابتدا کودکآزاری را انکار کرد، اما با توجه به شدت جراحات، با دستور قضایی در اینخصوص پروندهای تشکیل شد. در ادامه، این مرد ۳۴ساله در جریان بازجوییها لب به اعتراف گشود و اظهار داشت دخترک، فرزند آنها نبوده و او را از یک «گداخانه» خریدهاند. او افزود: «اسمش زینب بود. خودش هم معتاد شد و برای من خریدمواد انجام میداد.»مردمدعی شدمدتی بعد فهمیدکودک بخشی ازموادرا برای خودش برمیداشت ومصرف میکرد. او گفت: «بهخاطر دزدیدن مواد، او را کتک میزدم یا با سیخ داغ میسوزاندم؛ تا اینکه دچار تشنج شد و مرد.» با توجه به اینکه خانواده اصلی دختر پیدا نشدند، پرونده در دادگاه کیفری رسیدگی شد و قضات با توجه به اقرارهای صریح و گزارش پزشکیقانونی حکم قصاص متهم را صادرکردند.زن همراه او نیزبه اتهام مشارکت وکودکآزاری مورد تعقیب قرار گرفت.
کابوسهای مرموز
در پروندهای دیگر، ساعت ۴:۲۲ بامداد یکشنبه هفتم اردیبهشت۱۳۹۹وهمزمان بادومین روزماه رمضان، ساکنان ساختمانی در شهرک احمدیه خانیآبادنو با صدای فریاد مرد همسایه و گریههای نوزادش از خواب پریدند. با رسیدن به طبقه اول و ورود به خانهای ۳۰متری، با جسد بدون سر زن ۴۰ساله در مقابل حمام مواجه شدند. یکی از همسایهها پلیس را خبر کرد و دقایقی بعد مأموران همراه بازپرس ویژه قتل درصحنه حاضر شدند.آثار بههمریختگی، لکههای خون روی دیوارها و گهواره دختر هشتماهه توجه مأموران را جلب کرد. روی دستهای مرد ۴۳ساله نیز خراشهایی دیده میشد. او ابتدا مدعی شد هنگام بیدار شدن از خواب با جسد همسرش روبهرو شده و اطلاعی از قاتل ندارد. در اطراف ساختمان، زمین مخروبهای وجود داشت که با دستور بازپرس مورد بررسی قرار گرفت. آنجا کیسهای حاوی لباسهای خونین مقتول و یک خنجر کشف شد. سرانجام متهم پس از سه ساعت بازجویی لب به اعتراف گشود و گفت ۱۵سال پیش با همسرش ازدواج کرده و پس از سالها ناباروری، مهرماه سال گذشته صاحب دختری شدهاند. مرد در یک پارکینگ خودروهای توقیفی نگهبان بود. آنها در خانهای ۳۰متری زندگی میکردند و تنها دلیل اختلافشان مشکلات مالی بود. او گفت سه سال نتوانسته به شهرستان برود و مادرش را ببیند و از همسرش خواسته به شهرستان برگردند اما او مخالف بوده و زندگی در تهران را بهتر میدانسته. مرد مدعی شد چند روز پیش از جنایت به قتل و خودکشی فکر میکرده و سحرگاه حادثه ابتدا با چوب به همسرش حمله کرده و سپس با خنجر او را به قتل رسانده است. با تکمیل تحقیقات، پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی، اولیای دم خواستار قصاص شدند. متهم در برابر قضات اظهاراتی مبهم داشت و مدعی شد در روزهای قبل کابوس «مار سفید» میدیده و هنگام جنایت همسرش را به شکل مار تصور کرده است.
قتل به خاطر باطل کردن طلسم
چندی قبل مردی هراسان با پلیس تماس گرفت و از قتل همسایه ۷۰سالهاش خبر داد. او مدعی بود قاتل در خانه مقتول حبس شده است. با حضور تیم جنایی مشخص شد پیرمرد بهدست پسرعموی ۳۹سالهاش به قتل رسیده. همسر و فرزند مقتول گفتند متهم که اعتیاد شدیدی به مواد دارد، صبح همان روز از شهرستان به خانهشان آمده و با پیرمرد درگیر شده و با چاقو او را به قتل رسانده است. آنها گفتند متهم قصد کشتن دیگر اعضای خانواده را نیز داشته اما موفق نشده و پس از خروج آنها، داخل خانه گیر افتاده است. متهم پس از بازداشت به قتل اعتراف کرد و مدعی شد سالها تحت تأثیر طلسم پسرعمویش بوده است. او گفت: «۱۰سال بود زندگیام قفل شده بود و هیچ کاری برایم پیش نمیرفت. فهمیدم پسرعمویم بخت مرا بسته. میخواستم با کشتن او و خانوادهاش طلسم را باطل کنم.» او تأکید داشت انگیزهای جز شکستن طلسم نداشته است. پرونده با تکمیل تحقیقات مقدماتی برای بررسی وضعیت روانی و انگیزههای متهم به مرجع قضایی ارجاع شد.
دیدگاه تان را بنویسید