ملی پوش رویینگ پس از کسب مدال طلای تاریخی در ناگویا: نادیده گرفتنها ادامهدار باشد دیگر نیستم
زینب نوروزی برنده دو مدال طلا و نقره بازی های آسیایی ناگویا به روزنامه اعتماد گفت در حین آماده سازی برای مسابقات موشک به نزدیکی محل تمرینشان اصابت کرد اما به کار ادامه دادند.
روزبه دلاور| درخشش خیرهکننده زینب نوروزی، ملیپوش رویینگ ایران در مسابقات ناگویا با طعم دوگانه پیروزی و گلایه همراه بود.
به گزارش روزنامه اعتماد، نوروزی که موفق شد نشان زرین بخش دو نفره و مدال نقره این رقابتها را بر گردن بیاویزد در گفتوگو با «اعتماد» ضمن تقدیم این افتخارآفرینی به مردم ایران پرده از دلخوریهای عمیق خود نسبت به عملکرد مسوولان فدراسیون برداشت. او با اشاره به ناملایمات و بیتوجهیهای موجود مسیر قهرمانی را فراتر از آبهای مسابقه نبردی در راه احقاق حقوق ورزشکاران توصیف کرد! مسیری که با وجود تمام کمبودها و ناامیدیها از حمایتهای مدیریتی تنها با تکیه بر همت شخصی به سکوهای افتخار ختم شد. در ادامه ماحصل این گپ و گفت را میخوانید.
مدالآورترین ورزشکار بازیهای آسیایی در دو دوره اخیر هستید، الان احساس غرور دارید؟
حسم غرور نیست، چون از قدیم گفتند هرقدر درخت پربارتر باشد سر به زیرتر است و در ورزش هم چنین مثالی صدق میکند. حالا یک جاهایی غرور میتواند خوب باشد و یک جاهایی بد اما برای من حسی که دارم افتخار است و از این موضوع خیلی خوشحالم که در تاریخ قایقرانی هم این اتفاق افتاده خوشحالی مضاعفی دارد. من چندین سال برای این افتخارات تلاش کردم و حالا در حال رقم خوردن است که خدا را شکر میکنم.
دوره قبل نقره گرفتید، کسب مدال طلا در این مسابقات خیلی دشوارتر بود؟
خب من در هانگژو دو تا نقره گرفتم اما کسب مدال طلا برای اولینبار اتفاق خیلی خوبی است. در رشته ما مدال المپیک گرفتن خیلی سخت است و حضورمان در المپیک حکم کسب مدال را دارد اما کسب طلا در بازیهای آسیایی فقط میتوانم بگویم اندازه مدال المپیک برای من ارزش داشت و خیلی برای رسیدن به آن تلاش کردم و سختیهای زیادی کشیدم. همین مدال طلا تمام خستگیهایم را برد.
در زینب نوروزی چهار سال قبل چه چیزی تغییر کرد که مدال نقره را به طلا تبدیل کردید؟
یک حالت طمع طور میماند! کسی که برنز میگیرد با خودش میگوید تلاش میکنم تا به نقره برسم و آنها که مدال نقره میگیرند، تلاش میکنند تا به طلا تبدیلش کنند. من چهار سال است پس از پایان بازیهای دوره قبل خیلی زحمت و سختی کشیدم. بحث آن حواشی که وجود داشت خیلی به لحاظ روحی من را اذیت کرد اما من با خودم گفتم مصمم میمانم و تلاش میکنم تا بتوانم به هدفم برسم. با اینکه چهار سال از آن دوره میگذرد اما تمرینات پرفشاری را پشت سر گذاشتیم حتی در شرایط جنگی هم که بود و اردوهایمان تعطیل شد و در خانههای خود تمرین میکردیم! در همین اردوی آخرمان که نزدیک به اعزام بود سد شهرچای را زدند و ما ساعت 30: 2 با صدای وحشتناک بمباران از خواب بیدار شدیم اما تمام این مسائل باعث نشد تا از کار خود دست بکشیم و بگوییم برویم خانههایمان! درست که ترسناک بود اما آن هدفمان مهمتر بود. حتی در خانههایمان که تمرین میکردیم یک دستگاه شبیهساز قایق داریم و تمریناتی انجام میدادیم که در شرایط جنگ هم عقب نمانیم. حتی در مسابقات هم بعضی حریفان ما میگفتند، فکر نمیکردیم شماها بتوانید در مسابقات شرکت کنید و وقتی طلا گرفتیم با تعجب میگفتند مگر شدنی است؟ با اینکه شرایط سختی دارید و در جنگ هستید باور نمیکردیم در مسابقات باشید چه برسد به کسب مدال طلا! اما ما به خودمان و تمریناتی که سپری کردیم، ایمان داشتیم و به فکر مدال طلا بودیم.
به حواشی اشاره داشتید. منظورتان همان جنجال با مربی روسی است؟ بیشتر توضیح میدهید؟
بعد از مسابقات قهرمانی آسیایی ویتنام تقریبا دو سال قبلش در دو دوره هم قهرمان آسیا بودم و یک ماه قبل از مسابقات ویتنام در ایران تستی دادم و تایم قابل قبولی زدم که حتی رییس فدراسیون میگفت تا حالا در ایران هیچ کسی این تایم را نزده اما یک اتفاقاتی در تیم رخ داد که تصمیم گرفتند یک مربی روسی بیاورند که خودش یک ورزشکار بود و اصلا مدرک مربیگری نداشت و یک ماه اردو گذاشتند اما قبل از آن من یک جراحی دست انجام داده بودم و خودم در تهران به تنهایی تمرین میکردم و شرایط بهتری داشتم. حالا این خانم روسی که آورده بودند یک ورزشکار خوب بوده ولی این دلیل نمیشده که مربی خوبی هم باشد. من به حاشیه کشیده شده بودم و به لحاظ روحی آسیب دیدم. بعد که مسابقات ویتنام اعزام شدم دوره قبلش با فاصله طلا گرفته بودم اما با آن وضعیت با ثبت رکورد بد فقط نقره گرفتم، اما هیچ کسی در آن شرایط از من حمایتی نکرد به جز آقای دنیامالی. با آن نتایجی که به دست آمده بود، رفتیم در اتاق ایشان و ۴ ساعت پای صحبتهای ما نشستند و همه چیز را به ایشان گفتیم و تصمیم بر این شد اردویمان را جدا کنیم و به اردوی زنجان برویم. در زمستان زنجان هم جایی برای تمرین نداشتیم و مجبور بودم در منزل تمرین کنم اما بچههای تیم خوزستان با شرایط آب و هوایی خوب حتی میتوانستند پارو بزنند. بعد هم به تهران برگشتیم که فدراسیون فوری تست گذاشت اما من به لحاظ ذهنی آنقدر بههم ریخته بودم که فقط رفتم سر خط تا فقط حاضر باشم. به نظرم اینها یک تلنگری بود برای کسب این مدال طلا. به غیر از آن مربی خودمان آقای فرزام با من صحبت کرد و گفت فقط ۲۰ روز به من فرصت بده تا تو را به شرایط قبلی برسانم. با تمرکز و تلاش فراوان نتیجه گرفتم اما در این مدت هیچ کسی حامیام نبود. اتفاقا همه جلوی پای من سنگ میانداختند تا نتوانم مدال بگیرم اما واقعا این مدال را خدا به من داد. هیچ مسوولی از فدراسیون بابت این موضوع از من حمایت نکرد. حالا آقای شادی با شناخت و اعتمادی که به من داشت میگفت این تستی نیست که ورزشکارم را بسنجم و من زینب نوروزی را میشناسم بعد با من هم صحبت کرد اما در آن زمان نیاز داشتم خیلیها کنارم باشند اما این اتفاق رخ نداد.
کلیپی منتشر شد و در فضای مجازی سر و صدای زیادی، دیدیم رییس فدراسیون برای مدال طلا یک ورزشکار اشک میریزد!
ایشان برای طلای همشهری خود خانم مجلل که ارومیهای است در حال گریه کردن بود و دقیقا بعد مدال خانم مجلل مدال ما تکرار شد و برای من و خانم زارعی خوشحالی دیگران مهم نبود و فقط خانواده و مربیان خود و حامی خودمان را دیدیم. برای خوشحالی مردم عزیزمان در این روزهای سخت فقط با کسب مدال طلا میسر میشد.
رییس فدراسیون بین ورزشکاران فرق میگذارد؟
شاید از دید خودم قضاوت کنم اما بعد از مسابقه خانم مجلل شاید 10 دقیقه با مدال طلای ما فاصله بود و این مدالها هم بیشتر برای رییس فدراسیون منفعت دارد و تازه فدراسیونهایمان جدا شده بود. نمیتوانیم بگوییم کسب مدال طلای ما فقط برای فدراسیون الان ما است و فدراسیون گذشته ما هم خیلی زحمت کشیدند و فقط دو سال است که فدراسیونها جدا شده است. حمایتهایی بود که دست به دست هم داد.
در تمام این مدت که گفتید احساس تنهایی میکردید از طرف فدراسیون حمایت میشدید؟
نه. کلا خودم فقط جنگیدم در شرایطی که گرفتار حواشی بودیم. البته آقای شادی خیلی آدم خوبی هستند و منافع ورزشکار برای رییس فدراسیون هم هست اما شاید اطرافیانی دارند که آنها نمیگذاشتند تا نسبت به من توجهی شود.
منظورتان فاطمه مجلل است؟
نه اصلا؛ ایشان یک ورزشکار است که قدرتی ندارد درقبال این موضوع که بخواهد کاری کند اما اطرافیان منظورم مسوولانی که سنگاندازی و اذیت میکردند. اما در آن شرایط هم خانم حسنی، نایبرییس فدراسیون در هر لحظه کنار من بود و تنها کسی که به من انگیزه داد، ایشان بود.
این مدالها را مدیون چه کسی هستید و به کسی تقدیم میکنید؟
مدیون خانوادهام که در شرایط سخت کنارم بودند حتی روزهایی که حوصله هیچی را نداشتم اما آنها آرامم میکردند. این مدال تقدیم به کل مردم عزیز ایرانم مخصوصا زنان و دختران سرزمینم.
نوروزی همچنان به روند موفقیتهایش ادامه میدهد؟
اگر این حواشیها باشد یعنی فقط بخواهند من را نادیده بگیرند، نه. دیگر نیستم! اما هدف بعدیام کسب سهمیه المپیک بعدی است و دوست ندارم این حواشی و اذیتهایی که شدم دوباره برای من تکرار شود، چون خیلی آسیب دیدم. اگر شرایط خوب باشد دوباره برای کشورم افتخارآفرینی میکنم و بازهم اسم من را میشنوید. انشاءالله که شرایط برای کل تیمها به خصوص بانوان از همه لحاظ خوب باشد.
دیدگاه تان را بنویسید