کد خبر: 765490
|
۱۴۰۴/۱۲/۲۵ ۱۰:۳۱:۳۴
| |

اعتماد گزارش داد:

بازنده‌های سربلند؛ دخترانی که شکست خوردند اما باعزت برمی‌گردند

دومین حضور تیم ملی زنان ایران در جام ملت‌های آسیا هرچند با سه شکست تلخ و بدون گل زده به پایان رسید اما داستان این تورنمنت چیزی فراتر از نتایج آماری بود. داستانی درباره امید، محدودیت و عزتی که در دل سختی‌ها هم باقی ماند. تیمی که زیر پرچم ایران وارد گروه موسوم به گروه مرگ مسابقات شد و مقابل قدرت‌های بزرگی مثل کره‌جنوبی، استرالیا و فیلیپین ایستاد و با وجود تمام چالش‌‌ها تا آخرین لحظه جنگید.

بازنده‌های سربلند؛ دخترانی که شکست خوردند اما باعزت برمی‌گردند
کد خبر: 765490
|
۱۴۰۴/۱۲/۲۵ ۱۰:۳۱:۳۴

روزبه دلاور- عملکرد فنی تیم ملی فوتبال زنان کشورمان با توجه به شرایط این تیم تا حدود زیادی از قبل قابل پیش‌بینی بود اما در این گزارش به سه موضوع پیرامون این محور پرداختیم در نهایت این شما مردم هستید که شاگردان مرضیه جعفری را برنده یا بازنده جام توصیف خواهید کرد اما سه موضوع اصلی از نگاه خبرنگار «اعتماد»: 

۱. تحلیل فنی و منطقی عملکرد تیم ملی زنان در جام ملت‌های آسیا

۲. شرایط محیطی، مدیریتی و روانی بازیکنان در طول رقابت‌‌ها

۳. پیام اجتماعی و انسانی بازگشت پرمحبت آنها به کشور با وجود شکست‌‌ها. 

دومین حضور تیم ملی زنان ایران در جام ملت‌های آسیا هرچند با سه شکست تلخ و بدون گل زده به پایان رسید اما داستان این تورنمنت چیزی فراتر از نتایج آماری بود. داستانی درباره امید، محدودیت و عزتی که در دل سختی‌‌ها هم باقی ماند. تیمی که زیر پرچم ایران وارد گروه موسوم به گروه مرگ مسابقات شد و مقابل قدرت‌های بزرگی مثل کره‌جنوبی، استرالیا و فیلیپین ایستاد و با وجود تمام چالش‌‌ها تا آخرین لحظه جنگید. 

شاگردان مرضیه جعفری در نخستین بازی به مصاف کره‌جنوبی رفتند و تیم ایران در دفاع متراکم ظاهر شد با تمرکز و انضباطی مثال‌ زدنی سعی کرد فشار حملات سازمان‌ یافته کره را مهار کند. نتیجه شاید از نگاه امتیازگیری مطلوب نبود اما نظم دفاعی در زمین نشانه‌‌ای از پیشرفت بود. در دیدار دوم برابر استرالیا قدرت بدنی و سرعت حریف به‌ روشنی فاصله دو سطح متفاوت از فوتبال زنان را نشان داد؛ جایی که زیرساخت، تغذیه و آماده‌‌سازی سال‌ها سرمایه‌گذاری در دو تیم مشهود بود. فیلیپین هم آخرین حریف مرحله گروهی با برنامه و تجربه بیشتر بین‌المللی قابل توجه وارد میدان شد و ایران عطش گل‌زنی‌‌اش را باز هم در حصار کم‌ تجربگی و خستگی فکری و جسمی فرو برد.  اما واقعیت این است که هیچ شکست فوتبالی در خلأ اتفاق نمی‌افتد. مرضیه جعفری، مربی سابق تیم ملی پیش از شروع مسابقات به روزنامه «اعتماد» گفت: «باتوجه به کمبودها، عدم برگزاری بازی‌های تدارکاتی مناسب و فشردگی بی‌منطق لیگ نباید انتظار معجزه داشت.» همین جمله خلاصه تمام وضعیت تیمی بود که نه پرواز اختصاصی داشت و نه برنامه تمرینی به مقدار کافی و نه حتی یک بازی تدارکاتی و همین‌طور زمان کافی برای تطبیق با استانداردهای آسیایی. دختران ملی‌پوش حدود ۴۰ ساعت در مسیر رسیدن به شهر میزبان بودند؛ از تهران تا به کشور دیگر و از کشور دیگر به استرالیا و درنهایت مقصد نهایی. خستگی سفر، نبود چارتر، کمبود استراحت کافی و امکانات مناسب باعث شد بدن‌‌ها از همان روز اول در وضعیت فرسودگی قرار گیرد. 

اما آنچه بیشتر از همه فشار آورد نه فقط بازی‌های سنگین بلکه خبری بود که چند ساعت پس از رسیدن به استرالیا شنیدند: جنگ در ایران آغاز شده است. شوکی که روحیه تیم را لرزاند و تمرکز را در میدان از بین برد. در کنار این شوک و در ادامه یک مجری تلویزیونی با صحبت‌های نسنجیده ناخواسته بنزین بر شعله احساسات عمومی ریخت. اعضای تیم با چشمانی نگران دیدند که بخشی از رسانه‌های داخلی به جای حمایت بر طعنه و حواشی پیش رفتند و برای آنها پرونده‌سازی کردند. 

اما هواداران مسیر دیگری را انتخاب کردند؛ موجی از عشق و افتخار و قدردانی که حتی پس از سه شکست هم ادامه پیدا کرد. دختران ملی‌پوش با وجود حذف در اوج محبوبیت به خاک وطن برمی‌گردند؛ محبوبیتی که نه نتیجه مسابقه که منش و صبوری‌‌شان آن را خلق کرد. نتیجه این حضور شاید از نظر فنی مأیوس‌‌کننده باشد اما از منظر اجتماعی آموزنده است. جامعه فوتبال زنان ایران در چند سال اخیر قدم‌‌هایی برداشته که بیشتر به مقاومت شباهت دارند تا پیشرفت آرام. زمین‌‌های بدون استاندارد و پرداخت‌‌های نامنظم و نبود پوشش رسانه‌‌ای گسترده و نگاه‌های گاه تحقیرآمیز همه بخشی از مسیر بوده‌اند. با این حال هر بار تیمی از دختران ایران در سطح قاره ظاهر می‌شود، سقف انتظارات رسانه‌ها و مردم کمی بالاتر می‌رود. این یعنی فوتبال زنان دیگر یک حاشیه نیست بلکه بخشی از متن ورزش ملی شده است. 

اگر به جنبه فنی بازگردیم تیم ملی نشان داد در سازمان دفاعی و نظم گروهی پیشرفت‌هایی داشته اما در انتقال سریع توپ، خلق موقعیت و حفظ مالکیت هنوز ضعف ساختاری دارد. علت هم نه در استعداد بازیکنان، بلکه در فقدان رقابت کافی و تمرینات فشرده است. لیگ داخلی هنوز با برنامه‌‌ریزی ناهماهنگ مواجه است؛ تیم‌‌ها گاهی هفته‌‌ای دو بازی پشت‌سرهم برگزار می‌کنند و فرصت ریکاوری یا آنالیز ندارند. در نتیجه وقتی به سطح آسیا آن‌هم با کمترین تمرین آماده‌سازی زیرنظر کادرفنی تیم ملی می‌رسیم کارایی بدنی و ذهنی بازیکن‌‌ها با افت محسوس همراه است. نسل فعلی ملی‌‌پوشان زن ایران اما ویژگی خاصی دارد؛ آنها الگوهای اجتماعی‌‌اند. در کشوری که دختران برای ورزش حرفه‌‌ای با محدودیت‌‌های متنوع روبه‌رو هستند، هر حضور آنها در زمین یک بیانیه است. بیانیه‌‌ای از خواستن، از ایستادن از نترسیدن و شاید همین بیانیه بیشتر از هر گل یا پیروزی ارزش دارد.

امروز باید یادمان باشد که فوتبال زنان نه فقط به سرمایه مالی، بلکه به سرمایه فرهنگی و حمایت رسانه‌‌ای نیاز دارد. باید از شکست‌‌ها یاد گرفت نه برای سرزنش، بلکه برای ساختن تیمی بهتر در آینده. موفقیت در سطح آسیا بدون برنامه‌‌ریزی چند ساله ممکن نیست و نیاز به استعدادیابی واقعی، اردوهای منظم، بازی‌های تدارکاتی بین‌المللی و آرامش مدیریتی دارد.

دختران تیم ملی با تمام رنج سفر طولانی و خبر تلخ جنگ با چهره‌ای خسته اما سرافراز به کشور برمی‌گردند. آنها ثابت کردند که شجاعت همیشه در پیروزی خلاصه نمی‌شود. گاهی شکست هم می‌تواند نماد عزت باشد، عزتی که در چشم هواداران جلوه کرد و در استقبال گرم فرودگاه‌های کشورهای مختلف در هشتگ‌‌های پرمحبت شبکه‌های اجتماعی و در اشک‌‌هایی که بی‌صدا از غرور می‌ریخت.

این پایان ماجرا نیست. جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۶ برای فوتبال زنان ایران فقط یک صفحه از کتاب بلند تاریخ است؛ صفحه‌‌ای دردناک اما ارزشمند. شاید در آینده‌‌ای نه چندان دور، وقتی زمین‌‌های چمن بیشتر شدند و نگاه‌ها عادل‌تر شد دختران این سرزمین بتوانند نه فقط با عشق، بلکه با ابزار حرفه‌‌ای در میدان حاضر شوند. تا آن روز هر شکست‌‌شان را باید با احترام یاد کرد چون هر بار که آنها پیراهن ایران را بر تن می‌کنند امیدی تازه در دل هزاران دختر جوان شعله‌‌ور می‌شود.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها