کد خبر: 798103
|
۱۴۰۵/۰۸/۱۲ ۰۸:۰۵:۱۴
| |

محمد طبیبیان: می‌شود مملکت را بدون نفت اداره کرد، اما بدون عقل نه / نمی‌توان با سیاست‌های من‌درآوردی اقتصاد را اداره کرد

محمد طبیبیان گفت: می‌شود مملکت را بدون نفت اداره کرد، اما بدون عقل نمی‌شود.

محمد طبیبیان: می‌شود مملکت را بدون نفت اداره کرد، اما بدون عقل نه / نمی‌توان با سیاست‌های من‌درآوردی اقتصاد را اداره کرد
کد خبر: 798103
|
۱۴۰۵/۰۸/۱۲ ۰۸:۰۵:۱۴

لیلا لطفی-  روزنامه اعتماد با محمد طبیبیان، اقتصاددانان گفت‌وگو کرده است. 

به گزارش اعتماد، بخش‌های مهم این گفت‌وگو را می‌خوانید؛ 

می‌شود مملکت را بدون نفت اداره کرد، اما بدون عقل نمی‌شود.

بسیاری از کشورها بدون اتکا به درآمدهای نفتی توانسته‌اند اقتصاد خود را اداره کنند. ژاپن، کره جنوبی، ویتنام، سنگاپور و مالزی از جمله کشورهایی هستند که می‌توان تجربه اقتصادی آنها را بررسی کرد. چین نیز در مسیر توسعه اقتصادی خود از الگوی اقتصاد آزاد مبتنی بر صادرات استفاده کرده است و نمی‌توان موفقیت آن را صرفا به وجود منابع طبیعی نسبت داد. 

اصلی ایران این نیست که آیا بدون نفت می‌توان اقتصاد را اداره کرد یا خیر؛ چراکه نمونه‌های متعددی از کشورهای موفق در این زمینه وجود دارد. مساله اصلی، برخورداری از عقلانیت و توانایی لازم برای اداره جامعه، سیاست و اقتصاد است.

 ما ایرانیان در طول تاریخ با نوعی «فقر معرفتی» مواجه بوده‌ایم. به این معنا که نتوانسته‌ایم مسائل خود را به‌درستی تعریف کنیم، برای آنها راه‌حل‌های مناسب بیابیم، راه‌حل‌ها را به مرحله اجرا برسانیم، اشتباهات خود را تشخیص داده اصلاح کنیم و سیاست‌های موفق را گسترش دهیم. این مساله به ضعف سنت فکری و نظری در حوزه حکمرانی و اندیشه اجتماعی و اقتصادی مرتبط است. 

عقل امروز به معنای علم است. البته «فردوسی» وقتی از خرد صحبت می‌کرد، معنای خاصی از آن را مدنظر داشت، اما امروز وقتی از عقل و خرد در اداره کشور صحبت می‌کنیم، منظورمان استفاده از علم و اصول علمی اداره امور است. نمی‌توان با حرف‌های انشاواره و غلوآمیز زدن، شعار دادن و اظهارنظرهای احساسی، مشکلات اقتصادی را حل کرد.

فقط کافی است نگاهی کنید به تجربه کشورهای موفق از جمله چین، این کشورها برای توسعه اقتصادی، نیروهای متخصص و آموزش‌دیده تربیت کردند و در بخش‌های مختلف اقتصاد از دانش کارشناسی بهره گرفتند. این کشورها در حوزه‌هایی مانند بانکداری، تجارت، تولید و سازمان‌دهی بازارها از نیروهای متخصص استفاده کردند و برای هر بخش، دانش و تخصص مرتبط را به کار گرفتند. موفقیت اقتصادی این کشورها حاصل فعالیت‌های علمی، سازمان‌یافته و مبتنی بر اصول علم اقتصاد بوده است؛ در حالی که در ایران، فرهنگ رایج «خرد ستیزی» است. سیاستگذاران، خردستیز بوده‌اند.

 وقتی سیاستگذاری‌ها برخلاف اصول علم اقتصاد انجام می‌شود، نمی‌توان انتظار داشت نتیجه مطلوبی حاصل شود. اگر قانونی برخلاف اصول و مبانی علم اقتصاد تنظیم شود، طبیعتا نمی‌تواند به بهبود عملکرد اقتصادی منجر شود. این مساله در سایر حوزه‌های اداره کشور نیز وجود دارد. نگاهی کنید، به قوانین اقتصادی موجود، برخی قوانین مثل قانون عملیات بانکی بدون ربا به عنوان نمونه‌ای از قانون‌گذاری مغایر با اصول علم اقتصاد است. نمی‌توان با وضع قوانینی که با مبانی علمی اقتصاد سازگار نیستند، انتظار داشت عملکرد نظام اقتصادی بهبود پیدا کند. سیاستگذاری اقتصادی باید بر پایه اصول علمی و سازوکارهای واقعی اقتصاد انجام شود، نه اینکه با تغییر عناوین و صورت‌بندی‌های قانونی، مسائل بنیادین اقتصاد نادیده گرفته شوند.

عقلانیت به معنی که ذکر شد نه در اقتصاد و نه در سیاست داخلی و نه در سیاست خارجی مبنای تصمیم‌ها نیست. برای نمونه به عملکرد محمود احمدی‌نژاد و آغاز تحریم‌های جدید در دوران او نگاهی کنید. تحریم‌هایی که تا سال‌های متمادی بسیاری آن را برکت خواندند. بنابراین اگر بخواهیم بدون نفت کشور را اداره کنیم، می‌توانیم؛ اما بدون بهره‌گیری از شیوه‌های عقلی نمی‌شود. عقل یعنی استفاده از علم. هر دولتی که بخواهد چنین کاری انجام دهد، باید از اقتصاددانانی که در ایران حضور دارند و توانایی ارایه راهنمایی و راه‌حل دارند، استفاده کند.

نمی‌توان با سیاست‌های من‌درآوردی اقتصاد را اداره کرد و سپس افرادی را تربیت کرد و مدرک داد، که برای این سیاست‌ها توجیه نظری بسازند، آنها را تشریح کنند و مورد تأیید قرار دهند.

به تاریخ ۴۰ سال گذشته نگاه کنید. در دوره‌هایی که اقتصاددانان و کارشناسان فرصت پیدا کردند که حرفشان را بزنند و حرف آنها تا حدودی شنیده شد، شرایط متفاوت شد. البته هیچ‌وقت نظرات کارشناسی به‌طور کامل شنیده نشد، اما در دوره آقایان هاشمی و خاتمی در بعضی موارد به این دیدگاه‌ها در حد 20 درصد توجه می‌شد. اما بعد از دروه ریاست آقای احمدی‌نژاد، دیگر جایی برای اقتصاددانان نبود. 

مخالفت با خرد، عقل و علم، نتیجه‌اش همین شرایطی است که امروز می‌بینیم. این مساله فقط در اقتصاد نیست. در سیاست و دیپلماسی هم همین‌طور است. در موضوع جنگ و سایر مسائل نیز وقتی خارج از چارچوب عقلانیت علمی و حسابگری تصمیم‌گیری می‌شود، نتیجه همین خواهد بود. عقلانیت باید مبنای تصمیم‌گیری در تمام حوزه‌های کشور باشد و نمی‌توان انتظار داشت با کنار گذاشتن دانش و اصول علمی در بخش‌های مختلف، نتایج مطلوبی به دست‌ آید.

تورم همچنان بالاتر از سال گذشته است و تولید ملی نیز در مسیر تنزل قرار دارد؛ البته تمام مسوولیت مشکلات اقتصادی متوجه دکتر پزشکیان نیست ولی نمی‌توان مدعی شد، شرایط اقتصادی بهتر شده است. این حرف‌هایی که درباره بهتر شدن وضعیت اقتصادی می‌زنند، بیشتر شبیه خواب و خیال است. چطور ممکن است کشوری که تحت محاصره و تحریم و بمباران برخی صنایع بوده است، ناگهان وضعیت اقتصادی‌اش بهتر شده باشد؟ شاید خودشان وضعیتشان بهتر شده باشد، اما این به معنای بهتر شدن شرایط اقتصادی کشور نیست. نمی‌توان با اظهارنظرهای خوش‌بینانه و بدون توجه به واقعیت‌های اقتصادی، وضعیت موجود را توصیف کرد.

من چند روز پیش برای ماشینم دو حلقه لاستیک خریدم. پولی که برای این دو لاستیک پرداخت کردم، دو برابر پولی بود که چند سال پیش برای خرید کل خودرو داده بودم. توجه کنید؛ دو حلقه لاستیک خریدم و هزینه‌ای که بابت آن پرداخت کردم، دو برابر قیمت کل اصل خودرویی بود که چند سال پیش خریده بودم.

امروز قیمت دلار از ۲۷۰ هزار تومان  فراتر رفته و برآوردها نشان از رشد خط فقر می‌دهد. امروز اگر یک استاد دانشگاه 70 میلیون تومان ماهانه حقوق بگیرد؛ بر اساس استاندارد بین‌المللی زیر خط فقر است. «خط فقر» براساس استانداردهای جهانی، معادل «سرانه درآمد سه دلار در روز» است.  بنابراین ما نمی‌توانیم واقعیت افزایش قیمت‌ها و افزایش بیکاری و کسادی کسب وکار را با چنین اظهاراتی نادیده گرفت.

مسعود پزشکیان انسان شریفی است. اما اداره کشور به توانایی یک فرد محدود نمی‌شود و برای پیشبرد برنامه‌های اقتصادی، باید یک مجموعه منسجم و هماهنگ، یک تیم توانمند، هماهنگ و سازگار، در چارچوب دولت شکل بگیرد. رییس‌جمهور به‌تنهایی نمی‌تواند تمام امور اجرایی را مدیریت کند و برای اجرای سیاست‌ها به یک تیم قوی و متخصص نیاز دارد. مردم به یک نفر رأی داده‌اند و او به عنوان رییس‌جمهور انتخاب شده است. 

یکی از ویژگی‌های دوره آقای هاشمی این بود که یک تیم تکنوکرات برای اداره امور اجرایی کشور شکل گرفت. آقای هاشمی می‌گفت من یک تیم تکنوکرات انتخاب می‌کنم و کار سیاست با خودم است. کار دولت باید تکنوکراسی باشد. این تفکیک میان مسوولیت سیاسی و اداره تخصصی امور اجرایی اهمیت زیادی دارد. رییس‌جمهور می‌تواند مسوولیت سیاسی و تصمیم‌گیری‌های کلان را بر عهده داشته باشد، اما اداره بخش‌های مختلف دولت باید به افراد متخصص و تکنوکرات سپرده شود.

دولت برای پیشبرد امور اقتصادی به مدیرانی نیاز دارد که دانش و تخصص کافی داشته باشند و بتوانند بر اساس اصول علمی، سیاست‌ها را طراحی و اجرا کنند. بر همین اساس می‌گویم، استفاده از نیروهای متخصص و تکنوکرات در مقاطعی از تاریخ دولت‌های پس از انقلاب مورد توجه قرار گرفته که نتایج مثبت بارزی داشت. مساله اصلی برای اداره اقتصاد ایران، چه در شرایط برخورداری از درآمدهای نفتی و چه در شرایط فقدان این درآمدها، وجود یک نظام تصمیم‌گیری عقلانی و یک تیم اجرایی متخصص است.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها