احتمال توافق جدید ایران و آمریکا به روایت یک کارشناس / چرا ترامپ تاکید دارد جنگ با ایران تا انتخابات آمریکا پایان مییابد؟
افشین زرگر ا اشاره به فشارهایی که تشدید میشود به این نکته اشاره کرد که فارغ از تنشها، «احتمال رسیدن به یک توافق محدود در کوتاهمدت همچنان بالاست؛ توافقی که در آن وضعیت تنگه هرمز مشخص شود، قیمتها تا حد موردنظر امریکا و غرب کاهش یابد و ایران نیز اجازه بازرسیهای محدود به آژانس بدهد.
امریکا با تلفیق فشار نظامی، تحریم اقتصادی و انزوای دیپلماتیک، درصدد تغییر محاسبات راهبردی تهران و تحمیل توافق از موضع برتر است، اما تشدید فشار میتواند به تقویت بازدارندگی و تصاعد بحران منجر شود.
به گزارش اعتماد، در مقابل، ایران با تنوعبخشی به ائتلافها و مسیرهای دیپلماتیک و حفظ اهرمهای ژئوپلیتیکی هرمز و بابالمندب در پی شکستن راهبرد انزواسازی و ارتقای قدرت چانهزنی خود است؛ با این حال، فقدان تضمین معتبر، همچنان مانع توافق پایدار است.
افشین زرگر، استاد دانشگاه و کارشناس روابط بینالملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره نتایج و اهداف سفر مسعود پزشکیان به اجلاس بریکس و همزمانیاش با اجلاس میان ایران و کشورهای حاشیه خلیجفارس درباره مدیریت تنگه هرمز گفت: «این سفرها میتوانند تاثیرگذار باشند. ایران تحت فشار چندلایه و گسترده امریکا و متحدانش، ناگزیر است تعاملات خود را با دیگر کشورها و قدرتها گسترش دهد، به ویژه در چارچوب بریکس و در روابط با کشورهایی مانند چین. اگر این سفرهای دیپلماتیک به توافقهای عملی منجر شود، در وضعیت تشدید فشارهای نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک و سیاسی علیه ایران، میتواند بسیار مفید باشد.»
او افزود: «این رفتوآمدها در شرایطی انجام میشود که پرونده هستهای ایران پس از تصمیم شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به شورای امنیت ارجاع شده و همزمان بحران در خلیجفارس و تنگه هرمز ادامه دارد.
از این رو، رییسجمهور، وزیر امور خارجه و دیگر مقامهای ارشد ایران باید با چنین سفرهایی برای کاهش فشارها، ایجاد فرصتهای تازه و یافتن مسیرهایی برای رهایی از تنشهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی تلاش کنند.» این استاد دانشگاه تصریح کرد: «بریکس و سازمان همکاری شانگهای ازجمله فرصتهای نهادی و جمعی برای ایران هستند و قدرتهای شرقی، به ویژه چین، میتوانند در این زمینه فرصتساز باشند. هدف از این کنشهای دیپلماتیک، جلوگیری از انزوای تحمیلی علیه ایران است. ایران نباید با انزوایی که دیگران میکوشند بر آن تحمیل کنند سازگار شود، بلکه باید با گسترش مراودات دیپلماتیک، آن را خنثی کند.» زرگر ادامه داد: «ایران نباید در صحنه بینالمللی صرفا به عنوان یک بحران دیده شود. دیدارها و تعاملات دیپلماتیک میتوانند این تصویر را تغییر دهند و در خدمت حفظ منافع ملی، گسترش روابط و جلوگیری از انزوا قرار گیرند. از همین رو در شرایط جنگ و فشار اقتصادی شدید، پیگیری جدی این مسیر یک ضرورت است.» او در پایان تاکید کرد: «نباید در تحلیل سیاست خارجی، جهان را سیاه و سفید دید؛ نه غرب یکپارچه منفی است و نه بریکس یا گسترش رابطه با چین راهحل همه مشکلات ایران. معیار اصلی، منافع ملی است و ایران باید از همه فرصتها استفاده کند؛ از بریکس و قدرتهای شرقی گرفته تا کشورهای منطقهای مانند هند. دهلینو فرصت مهمی برای ایران است و باتوجه به تمایل هند به گسترش روابط با اسراییل و نیز رقابت شدید هند و پاکستان، تهران باید با شناخت این رقابتها، روابط خود با هند را فعالانه گسترش دهد.»
فشار چندلایه؛ هدفگذاری تهران برای توافق از موضع برتر
این کارشناس روابط بینالملل، در پاسخ به این پرسش که آیا امریکا با محاصره دریایی، تحریمها و ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت به دنبال چیست و از چه استراتژیای پیروی میکند، گفت: «برآورد من این است که ایالاتمتحده فشارهای چندلایه و گستردهای را در سطوح مختلف علیه ایران دنبال کرده تا تهران را به نقطهای برساند که هزینه توافق، بسیار کمتر از هزینه تداوم فشارها باشد. هدف نهایی این است که ایران در چارچوبی که امریکا میخواهد، وارد مذاکره و توافق شود.» او افزود: «امریکا فشار نظامی را با حملات محدود و کنترل شده ادامه میدهد و میکوشد از تشدید
مهار نشدنی تنش جلوگیری کند. به نظر من، احتمال جنگ گسترده همچنان بالا نیست، اما واشنگتن در عین حفظ فشار نظامی، تلاش دارد بخشی از توان بازدارندگی و ظرفیتهای نظامی و دفاعی ایران را تضعیف کند.» این استاد دانشگاه در ادامه تصریح کرد: «همزمان، جنگ اقتصادی شدیدی علیه ایران جریان دارد. امریکا درآمدهای ایران، به ویژه درآمدهای نفتی، شبکه بانکی، حمل و نقل، کشتیها و نفتکشهای ایرانی را هدف قرار داده تا با تحریمهای گستردهتر، تهران را به پذیرش مذاکره و توافق مطلوب واشنگتن وادار کند. با این حال، افزایش فشار الزاما به افزایش تمایل ایران به مذاکره منجر نمیشود، زیرا ممکن است ایران در واکنش، راهبرد مقاومت و تشدید اقدامات نامتقارن را دنبال کند. امریکا نیز به این احتمال آگاه است و تلاش میکند کنترل بحران را از دست ندهد.» زرگر ادامه داد: «تنگه هرمز نیز یکی از لایههای اصلی این راهبرد است. امریکا میکوشد توان ایران برای اعمال کنترل بر تنگه هرمز و استفاده از آن به عنوان اهرم فشار را محدود کند، زیرا افزایش قیمت نفت، تشدید تورم جهانی و بالا رفتن هزینه حمل و نقل به سود واشنگتن و متحدانش نیست. هدف آنها ایجاد محدودهای اقتصادی و تحریمی است که ایران نتواند از رهگذر کنترل بر تنگه، بر بازار نفت و اقتصاد جهانی اثر بگذارد.»
غرب پرونده هستهای ایران را از ریل فنی خارج کرد
او در ادامه با اشاره به ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت، گفت: «این اقدام نیز بیشتر بعد سیاسی دارد و با هدف اعمال فشار تبیین شده. پرونده هستهای ایران ازسوی امریکا، تروییکای اروپایی و متحدان غربی آنها بیش از آنکه صرفا به لحاظ فنی دنبال شود، به مسالهای سیاسی تبدیل شده. ارجاع پرونده الزاما به تحریمهای تازه و گسترده شورای امنیت منجر نمیشود، زیرا کشورهایی مانند چین و روسیه میتوانند با تحریمهای جدید مخالفت کنند؛ اما این مسیر میتواند فشار سیاسی بر ایران را افزایش دهد.»
این کارشناس روابط بینالملل افزود: «امریکا میکوشد از مجموع این ابزارها، ایران را در تنگنایی قرار دهد که هزینه فشارها برای تهران از هزینه سازش و توافق بیشتر به نظر برسد. با این حال، صرف تمرکز بر رفتار امریکا و متحدانش کافی نیست؛ افزایش فشار میتواند به صورت متناقض، طرف مقابل را به تشدید تنش و افزایش تصاعد بحران سوق دهد و همین مساله رسیدن به توافق را دشوارتر کند.» زرگر در ارزیابی چشمانداز تحولات تصریح کرد: «گرچه احتمال جنگ همیشه در روابط بینالملل وجود دارد، هنوز نشانهای از شکلگیری جنگی تمامعیار و منطقهای که خلیجفارس، تنگه هرمز، دریای سرخ، عراق، سوریه، مدیترانه شرقی و اسراییل را دربرگیرد، نمیبینم. دادهها، اطلاعات و سیگنالهای طرفین بیشتر نشان میدهد که مذاکره و جنگ محدود به طور همزمان پیش میروند و طرفها در حال آزمودن یکدیگرند.»
احتمال توافق بالا است
او در ادامه این مصاحبه و با اشاره به فشارهایی که تشدید میشود به این نکته اشاره کرد که فارغ از تنشها، «احتمال رسیدن به یک توافق محدود در کوتاهمدت همچنان بالاست؛ توافقی که در آن وضعیت تنگه هرمز مشخص شود، قیمتها تا حد موردنظر امریکا و غرب کاهش یابد و ایران نیز اجازه بازرسیهای محدود به آژانس بدهد. با این حال سناریوی دیگر، ادامه چرخه فرسایشی مذاکره، جنگ محدود، فشار و میانجیگری است؛ وضعیتی که برای هر دو طرف زیانبار است و برای ایران میتواند آسیب بیشتری داشته باشد.» زرگر در پایان تاکید کرد: «مانع بزرگ رسیدن به توافق پایدار، نبود اعتماد و تضمین معتبر میان ایران و امریکا و نیز متحدان واشنگتن است. ایران اطمینان ندارد که امریکا پس از توافق به تعهدات خود پایبند بماند و امریکا نیز درباره تضمینهای طرف مقابل تردید دارد. تا زمانی که این مساله حل نشود، حتی توافقهای محدود نیز شکننده خواهند بود.»
چندصدایی میان رقبای ایران
افشین زرگر در پاسخ به این پرسش که تشدید محدودیتها در حوزه هوایی و افزایش تنش در تنگه هرمز و حملات به نفتکشها چه چشماندازی را برای منطقه ترسیم کرده، گفت: «تحریمها و محدودیتهای احتمالی در حوزه حمل و نقل هوایی را نیز باید در چارچوب همان راهبرد فشار گسترده و چندلایه امریکا تحلیل کرد. واشنگتن در حوزههای مختلف به ایران فشار میآورد تا تهران درنهایت از طریق مذاکره، توافقی را بپذیرد.» او افزود: «با این حال، نمیتوان نتیجه گرفت که افزایش فشار الزاما ایران را منعطفتر میکند یا به نتیجه مطلوب امریکا میرسد. فشار بیشتر ممکن است به طور متناقض، آستانه مقاومت ایران را افزایش داده و به سوی تشدید واکنشها سوق دهد و چرخهای از فشار، مقاومت و تصاعد تنش ایجاد کند.» این استاد دانشگاه تصریح کرد: «برای ارزیابی چشمانداز منطقه باید تفاوت اهداف امریکا، اروپا، اسراییل و بازیگران منطقهای را درنظر گرفت. امریکا میخواهد ایران، به ویژه در حوزههای نظامی، امنیتی و دفاعی، تضعیف شود؛ اما هدف نهاییاش، رساندن ایران به توافق است. معنای این رویکرد آن است که واشنگتن همچنان ایران را بازیگری حاضر در تعاملات منطقهای و بینالمللی میبیند.» زرگر ادامه داد: «اسراییل رویکرد متفاوتی دارد و خواهان تضعیف هرچه بیشتر ایران است تا از منظر خود، هرگونه تهدید علیه اسراییل را خنثی کند. اروپا نیز تلاش میکند با امریکا هماهنگ بماند و فشارها بر ایران را، بهویژه از مسیرهای غیرنظامی، افزایش دهد تا تهران را به میز مذاکره و یک توافق جامع برساند.» او در ادامه تاکید کرد: «بازیگران منطقهای، هزینهها و تهدیدهای ناشی از جنگ فراگیر منطقهای را بسیار گسترده میبینند؛ از این رو، تلاش دارند از تشدید تنش جلوگیری کنند. حتی حفظ سطح کنونی تنش را، در مقایسه با گسترش بحران، وضعیت کمهزینهتری میدانند. تفاوت این اهداف و محاسبات، در کنار تداوم فشارها و واکنشها، چشمانداز منطقه را پیچیده نگه میدارد.»
ایران به دنبال خلع سلاح امریکا است
این کارشناس روابط بینالملل، در پاسخ به این پرسش که کنترل بابالمندب توسط حوثیها و دسترسی این گروه بر دریای سرخ چه نتایجی دارد و میتواند اهرم قدرتمند دیگری دراختیار تهران قرار دهد، گفت: «با بررسی تحولات یمن در روزهای اخیر شاهد هستیم که انصارالله پس از هر دستاوردی بر پایبندی خود به حفظ امنیت بابالمندب تاکید کرده است. این نشان میدهد انصارالله نیز میداند تنشها نمیتواند بیحد و حصر گسترش یابد و میکوشد آن را به صورت مدیریت شده پیش ببرد تا از کنترل خارج نشود یا به درگیری گستردهتری تبدیل نشود؛ وضعیتی که برای خود این گروه و کل منطقه خطرناکتر خواهد بود.» او در ادامه به شرایط تنگه هرمز و دیدار مقامهای رسمی ایران با کشورهای حاشیه خلیجفارس برای بررسی مدیریت تردد کشتیها در هرمز اشاره کرد و گفت: «سفر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران به عمان نیز باید در چارچوب پیگیری دیپلماسی بحران ارزیابی شود. هدف، حفظ نقش میانجیگرانی مانند عمان، احترام به ظرفیت کشورهایی است که میتوانند نگاه منصفانهتری داشته باشند و کمک به شکلگیری مذاکراتی است که به کنترل و کاهش تنش و درنهایت وضعیتی پایدار منجر شود.» این استاد دانشگاه در ادامه تصریح کرد: «همزمانی دیدار با مقامهای منطقهای و سفر مسعود پزشکیان به هند و حضور در اجلاس بریکس، در سطحی کلانتر نشان از آن دارد که در شرایطی که امریکا راهبرد فشار چندلایه و تحمیل انزوای دیپلماتیک علیه ایران را دنبال میکند، مقامهای رسمی کشورمان تلاش دارند تا در چارچوبهای مختلف بالاخص با تکیه بر قدرت نرم خود بستر را برای کاهش بحران فراهم کرده و زمینه را برای شکست طرح امریکا که همانا انزوای ایران است، فراهم کنند.» از همین رو به باور زرگر «سفر وزیر امور خارجه به مسقط، بیش از هر چیز بر مدیریت منازعه متمرکز است؛ ازجمله نشاندادن عزم ایران برای حلوفصل مسائل منطقهای، به ویژه موضوع تنگه هرمز، از مسیر پیشنهادهای میانجیگرانی مانند عمان. از این راه، امکان ادامه مذاکرات غیرمستقیم با امریکا، کاهش تنش، روشنشدن وضعیت تنگه هرمز و استقرار آتشبس پایدار پیگیری میشود.» او در ادامه تاکید کرد: «این دو سفر (سفر آقای پزشکیان به بریکس و آقای عراقچی به عمان) مکمل یکدیگرند؛ سفر رییسجمهور به هند و بریکس، ابزاری برای مقابله با انزوای دیپلماتیک و گسترش تعاملات راهبردی است؛ سفر وزیر امور خارجه به عمان نیز تلاشی برای کنترل بحران، حفظ مسیر دیپلماسی و جلوگیری از گسترش تنشهای منطقهای به شمار میرود.»
ترامپ و انتخابات؛ مدیریت فشار تا روز رایگیری
این استاد دانشگاه در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» درباره پشت پرده ادعای ترامپ درباره پایان جنگ با ایران تا پایان انتخابات میاندورهای، در کنار مواضع واشنگتن درباره بیمیلی به مذاکره با تهران، خاطرنشان کرد: «ترامپ با توییتها و اظهارنظرهای خود تلاش میکند ابتدا بر جامعه امریکا اثر بگذارد، سپس بازارها را تحتتاثیر قرار دهد و درنهایت، برای متحدان و دیگر کشورها پیام ارسال کند. تناقضگویی نیز بخشی از شیوه او برای اثرگذاری و مدیریت فضاست.» او افزود: «تا انتخابات، مساله اصلی برای ترامپ کنترل آثار منفی تنش با ایران بر جامعه و اقتصاد امریکا، ازجمله قیمت نفت، بنزین و سبد معیشت خانوارهاست. اگر او نتواند این پیامدها را مهار کند، جمهوریخواهان ممکن است در انتخابات آسیب ببینند، به همین دلیل، ترامپ میکوشد این وضعیت را مدیریتپذیر نشان دهد و بر پایانیافتن آن تاکید کند.» این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: «ترامپ معمولا از به کار بردن واژه «جنگ» پرهیز میکند و به جای آن از «عملیات نظامی» یا Military Operation استفاده میکند. این انتخاب واژگانی پیامی برای افکار عمومی امریکاست؛ او میخواهد نشان دهد ایالاتمتحده را وارد جنگ نکرده و وضعیت همچنان تحت کنترل است.» زرگر ادامه داد: «پس از انتخابات، شرایط میتواند متفاوت باشد. اگر دموکراتها پیروز شوند، احتمالا محدودیتها و ترمزهای بیشتری در برابر ترامپ ایجاد خواهد شد و او ناگزیر میشود به پایان دادن به درگیری نزدیکتر شود، اما اگر جمهوریخواهان اکثریت و برتری خود را حفظ کنند، احتمال تشدید فشارهای امریکا علیه ایران افزایش مییابد.»
او در پایان تاکید کرد: «ترامپ از تغییر مواضع خود ابایی ندارد و با تغییر شرایط، سخنان پیشینش را نیز تغییر میدهد. از این رو، باید مواضع او درباره جنگ، مذاکره و زمانبندی پایان تنش را بیش از آنکه تعهدی ثابت بدانیم، بخشی از محاسبه سیاسی و انتخاباتی او ارزیابی کنیم.»
دیدگاه تان را بنویسید