کد خبر: 788568
|
۱۴۰۵/۰۶/۰۹ ۰۸:۰۰:۰۰
| |

نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای دولت چهاردهم به روایت غلامرضا ظریفیان / ویژگی مثبت پزشکیان اعتراف بیشتر به محدودیت‌ها و مشکلات است

غلامرضا ظریفیان نوشت: یکی از ویژگی‌های مثبت پزشکیان، دست‌کم در سطح گفتار، اعتراف بیشتر به محدودیت‌ها و مشکلات است. این در سیاست ایران می‌تواند مهم باشد؛ زیرا یکی از عوامل فرسایش مشروعیت، شکاف میان وعده‌های بزرگ و نتایج محدود است. دولتی که صادقانه بگوید «چه چیزی در اختیار من است و چه چیزی نیست» می‌تواند نخستین گام را برای بازسازی پاسخگویی بردارد.

نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای دولت چهاردهم به روایت غلامرضا ظریفیان / ویژگی مثبت پزشکیان اعتراف بیشتر به محدودیت‌ها و مشکلات است
کد خبر: 788568
|
۱۴۰۵/۰۶/۰۹ ۰۸:۰۰:۰۰

غلامرضا ظریفیان در مطلبی با عنوان «قوت‌، ضعف‌، فرصت‌ و تهدیدهای دولت پزشکیان» در روزنامه اعتماد نوشت: 

۱. قوت‌ها؛ سرمایه‌هایی برای

بازسازی «اقتدار مشروع»

الف) سرمایه اجتماعی شخص رییس‌جمهور: پزشکیان از نظر منش فردی، زبان، پیشینه و فاصله‌اش از الگوی سیاستمدار حرفه‌ای متعارف، ظرفیت مهمی برای ارتباط با بخش‌هایی از جامعه دارد. مهم‌ترین نقطه قوت او شاید این باشد که:

می‌تواند کمتر نماینده «قدرت رسمی» و بیشتر نماینده «صداقت در قدرت» دیده شود. در شرایطی که یکی از بحران‌های تاریخی دولت در ایران، شکاف میان گفتار رسمی و تجربه واقعی مردم بوده، این ویژگی می‌تواند یک سرمایه راهبردی باشد. اما این سرمایه هنوز باید به اعتماد نهادی تبدیل شود؛ زیرا اعتماد به یک شخص، با اعتماد به دولت و نظام حکمرانی یکسان نیست.

ب) گفتمان وفاق؛ پاسخ به یکی از بیماری‌های تاریخی دولت ایران: ایران در دوره‌های مختلف با شکاف میان:

الف. دولت و جامعه،

ب. نیروهای سیاسی با یکدیگر،

ج. مرکز و پیرامون،

د. نخبگان و ساخت قدرت مواجه بوده است.

گفتمان «وفاق ملی» اگر صرفا تقسیم مناصب میان جناح‌ها نباشد، می‌تواند به حل یک مساله تاریخی کمک کند:  تبدیل سیاست از میدان حذف به میدان گفت‌وگو و توافق بر سر منافع ملی. در واقع، پزشکیان این فرصت را دارد که تعریف اقتدار را تغییر بدهد:  اقتدار برابر با یکدستی و حذف مخالف نیست؛  اقتدار پایداری برابر با توان ایجاد همکاری و اجماع است.

ج) واقع‌گرایی و پرهیز از وعده‌های بزرگ: یکی از ویژگی‌های مثبت پزشکیان، دست‌کم در سطح گفتار، اعتراف بیشتر به محدودیت‌ها و مشکلات است. این در سیاست ایران می‌تواند مهم باشد؛ زیرا یکی از عوامل فرسایش مشروعیت، شکاف میان  وعده‌های بزرگ و نتایج محدود است. دولتی که صادقانه بگوید «چه چیزی در اختیار من است و چه چیزی نیست» می‌تواند نخستین گام را برای بازسازی پاسخگویی بردارد.

د) تجربه دولت در مدیریت بحران‌های سخت: دولت پزشکیان در دو سال نخست خود با مجموعه‌ای از بحران‌ها، از جمله جنگ و فشار شدید اقتصادی و معیشتی، مواجه بوده است؛ بنابراین مساله اصلی دیگر صرفا «اداره عادی کشور» نیست، بلکه حکمرانی در وضعیت بحران دائمی است. منابع رسمی دولت نیز سال دوم این دولت را دوره‌ای آکنده از بحران‌های جنگی و اقتصادی توصیف کرده‌اند.

اگر دولت بتواند در این وضعیت، حداقلی از ثبات، تأمین نیازهای اساسی و انسجام اجتماعی را حفظ کند، این خود می‌تواند به تقویت اقتدار اجرایی آن کمک کند.

۲. ضعف‌ها؛ بازتاب ضعف تاریخی

تجربه دولت در مدیریت بحران‌های سخت

دولت پزشکیان در دو سال نخست خود با مجموعه‌ای از بحران‌ها، ازجمله جنگ و فشار شدید اقتصادی و معیشتی، مواجه بوده است؛ بنابراین مساله اصلی دیگر صرفا «اداره عادی کشور» نیست، بلکه حکمرانی در وضعیت بحران دائمی است. منابع رسمی دولت نیز سال دوم این دولت را دوره‌ای آکنده از بحران‌های جنگی و اقتصادی توصیف کرده‌اند.  اگر دولت بتواند در این وضعیت، حداقلی از ثبات، تأمین نیازهای اساسی و انسجام اجتماعی را حفظ کند، این خود می‌تواند به تقویت اقتدار اجرایی آن کمک کند.

3. ضعف‌ها؛ عمدتا بازتاب ضعف تاریخی دولت در ایران

به ‌طور مثال

الف) شکاف میان مسوولیت و اختیار؛ این شاید مهم‌ترین ضعف ساختاری دولت پزشکیان باشد. رییس‌جمهور با رأی مردم انتخاب می‌شود و مردم او را مسوول:

ب)  اقتصاد، معیشت، سیاست خارجی، اشتغال، تورم، آرامش اجتماعی می‌دانند؛ اما همه ابزارهای موثر بر این مسائل در اختیار دولت نیست.

ج) سرمایه ملی ناشی از تجربه تهدید خارجی، تجربه جنگ و تهدید خارجی می‌تواند، اگر درست مدیریت شود، یک فرصت برای بازتعریف رابطه دولت و ملت باشد.

نه بر اساس این منطق که: تهدید خارجی و سکوت جامعه بلکه: تهدید خارجی و همبستگی ملی افزایش مشارکت و دولت پاسخگوتر اگر دولت بتواند امنیت ملی را با امنیت اقتصادی و کرامت شهروندی پیوند بزند، فرصت مهمی برای بازسازی مشروعیت ایجاد می‌شود. 

د) امکان یک «توافق ملی جدید» بر سر واقعیت‌های ایران

دولت پزشکیان می‌تواند آغازگر یک گفت‌وگوی بزرگ‌تر باشد:  ایران امروز چه مشکلاتی دارد؟ چه چیزهایی واقعا قابل حل است؟ هزینه اصلاحات چیست؟ چه کسانی باید هزینه آن را بپردازند؟ و دولت در برابر مردم چه تعهدی می‌دهد؟ این می‌تواند حرکت از «حکمرانی دستوری» به سمت حکمرانی توافقی باشد.

۴. تهدیدها؛ خطر فرسایش دولت و مشروعیت

الف) اقتصاد؛ بزرگ‌ترین تهدید: دولت پزشکیان ممکن است در حوزه سیاست، فرهنگ و گفت‌وگو گام‌هایی بردارد، اما اگر سفره مردم کوچک‌تر شود، اثر سیاسی همه آنها محدود خواهد بود. تورم، افت قدرت خرید و فشار بر خانوارها، اکنون مهم‌ترین تهدید برای ظرفیت اجتماعی دولتند. گزارش‌های اخیر همچنین از کاهش تجارت خارجی و دشوارتر شدن دسترسی ایران به شبکه‌های تجاری و مالی خبر می‌دهند.  مساله این است:  هیچ دولتی با سرمایه اجتماعی در حال سقوط، نمی‌تواند اصلاحات بزرگ انجام بدهد.

ب) تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح»: وضعیت طولانی‌مدت نااطمینانی، برای دولت از جنگ کوتاه‌مدت هم فرساینده‌تر است.

چرا؟ زیرا:

الف: سرمایه‌گذاری متوقف می‌شود؛

ب: افق اقتصادی از بین می‌رود؛

ج: مهاجرت افزایش می‌یابد؛

هـ   : برنامه‌ریزی بلندمدت ناممکن می‌شود؛

و اضطراب اجتماعی دایمی می‌شود.

پزشکیان با مساله‌ای روبه‌روست که بخش مهمی از آن خارج از کنترل دولت اجرایی است. اقتصادی که بدون افق قابل پیش‌بینی، اصلاح‌پذیری محدودی دارد.

د) فشار از دو سو

دولت پزشکیان ممکن است همزمان زیر فشار دو جریان قرار بگیرد:  از یک سو: کسانی که هرگونه تغییر و اصلاح را تهدید می‌بینند. از سوی دیگر جامعه‌ای که سرعت اصلاحات را بسیار کمتر از انتظارات خود می‌بیند.

این همان وضعیت کلاسیک دولت اصلاح‌طلب یا میانه‌رو در ساختارهای پیچیده است:  برای محافظه‌کاران، زیادی تغییر می‌کند؛  برای جامعه ناراضی، بسیار کم تغییر می‌کند.

حاصل راهبردی این نوشته: دولت پزشکیان چه ماموریت تاریخی دارد؟

 از این منظر، ماموریت اصلی دولت پزشکیان «حل همه مشکلات ایران» نیست؛ زیرا اساسا چنین ظرفیتی ندارد. ماموریت تاریخی آن می‌تواند بازسازی قابلیت حکومت‌پذیری ایران از طریق ترمیم رابطه دولت و جامعه باشد.

اگر بخواهیم این را در یک گزاره بیان کنم:  دولت پزشکیان باید از «دولت وعده‌دهنده» به «دولت توضیح‌دهنده، پاسخگو و شریک جامعه» تبدیل شود.

چهار اقدام راهبردی در این مسیر تعیین‌کننده است:

۱. شفاف‌سازی اختیار و مسوولیت: دولت باید به مردم دقیق بگوید چه چیزهایی در اختیار اوست و چه چیزهایی نیست؛ نه برای توجیه، بلکه برای روشن شدن مساله پاسخگویی.

۲. ساختن «اتاق وضعیت ملی»: اقتصاد، امنیت، آب، انرژی و سیاست خارجی دیگر مسائل جداگانه نیستند. دولت به یک مرکز هماهنگ‌کننده بحران نیاز دارد.

۳. تبدیل وفاق از تقسیم قدرت به حل مساله: وفاق نباید به معنای سهم دادن به همه باشد؛ باید به معنای ائتلاف ملی برای تصمیم‌های سخت باشد.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها