درسهایی که باید از کودتای ۲۸ مرداد گرفت
در شرایط کنونی نیز جمهوری اسلامی ایران باید سعی در حفظ روابط دوستانه با کشورها به خصوص کشورهای همسایه و استفاده از ظرفیتهای سیاسی و اقتصادی آنها را داشته باشد، اما در ضمن این نکته کلیدی را مدنظر قرار دهد که دولتهای همسایه اکثرا در سیاست خارجی استقلال چندانی ندارند و به لحاظ ماهوی به دولت امریکا وابستهاند.
درسهای کودتا برای ایران امروز
حسین مسعودنیا
پس از اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ و سقوط رژیم استبدادی رضاشاه، ناسیونالیزم نهفته ایرانی بیدار شد و به تدریج نوک پیکان آن شرکت نفت ایران و انگلیس به عنوان نماد استعماری دولت بریتانیا و ابزار این دولت برای دخالت در امور داخلی ایران را نشانه رفت. رهبری این جنبش با دکتر محمد مصدق و آیتالله کاشانی بود. سازمانی که دکتر مصدق برای نیل به اهداف خود تشکیل داد، جبهه ملی نام داشت که طیف مختلفی از نیروهای سیاسی در آن دور هم جمع شده بودند و از حمایتهای معنوی آیتالله کاشانی در سطح جامعه برخوردار بود. هدف دکتر مصدق به عنوان رهبر سیاسی جنبش از ملی کردن نفت در حوزه داخل اجرای قانون اساسی و از نظر خارجی تغییر الگوی سیاست خارجی ایران، پایان دادن به مداخله یک دولت خارجی در امور داخلی ایران و کسب استقلال سیاسی ایران بود . در ماهها و روزهای کنونی دولت و جامعه ایران شاهد تحمیل دو جنگ و تحریم گسترده از سوی امریکا و رژیم صهیونیستی و مجامع بینالمللی علیه خود بوده است، تجاوزی که به بهانه مقابله با تلاش ایرانیان برای دستیابی به سلاح هستهای صورت گرفته، اما در واقع هدف ناکام گذاشتن ایرانیان برای نیل به دانش هستهای و تغییر الگوی سیاست خارجی ایران از یک کشور وابسته به یک کشور مستقل در سطح بینالمللی است: هدفی که دکتر مصدق نیز در ملی شدن نفت آن را دنبال میکرد.از همینرو در بسیاری از مواقع از سوی سیاستگذاران و تحلیلگران تلاش ایرانیان برای دستیابی به دانش هستهای به نهضت ملی شدن نفت ایران تشبیه میشود، چراکه استدلال در هر دو جنبش یکسان است .در جریان ملی شدن نفت مهمترین استدلال دکتر مصدق این بود که ملی کردن نفت حق ایران است و اکنون نیز استدلال اصلی مسوولان نظام این است که دستیابی به دانش هستهای در چارچوب موازین بینالمللی جزو حقوق مسلم ایران است.
جنبش ملی شدن نفت ناکام ماند و دولت ملی دکتر مصدق پس از ۲۷ ماه بر اثر کودتای امریکایی- انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سقوط کرد، حادثهای که مسوول اصلی آن دولت امریکاست، چراکه دولت بریتانیا تمام راهها را برای سرنگونی دولت مصدق رفته و ناکام مانده بود؛ واقعیتی که وزیر خارجه اسبق امریکا به آن اذعان کرد. اکنون که تقابل ایران با امریکا و اسراییل به ظاهر بر سر مساله هستهای به رویارویی نظامی و تجاوز به ایران منتهی شده و در شرایط فعلی در مرحله آتشبس شکننده و دیپلماسی برای خاتمه آن قرار دارد و حتی تفاهمنامه برای خاتمه امضا شده، بازکاوی نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد میتواند برای کارگزاران سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نکات قابل تاملی داشته باشد که ذیلا به آن اشاره خواهد شد: ۱-دولت بریتانیا زمانی موفق به سرنگونی دولت مصدق شد که توانست دولت امریکا را از یک کشور حامی و واسطه به یک کشور برانداز علیه ایران تبدیل کند، لذا در شرایط کنونی مسوولان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران باید با اتخاذ راهکارهای مختلف مانع از به نتیجه رسیدن تلاشهای امریکا برای تشکیل یک اجماع بینالمللی علیه ایران شوند. ۲-بدون تردید یکی از مهمترین دلایل سقوط دولت مصدق علاوه بر مداخله خارجی؛ شکاف نخبگانی در میان رهبران خود نهضت بود بهگونهای که هنگام کودتا اختلافنظر میان رهبران نهضت به اوج خود رسیده بود. این بیانگر نکته کلیدی است که در شرایط حاضر نیز ضروریترین مهم اتفاق نظر در میان مسوولان نظام و پرهیز از چندصدایی برای مقابله با تجاوزات امریکا و راهکارهای مقابله با آن است. ۳-دولت بریتانیا برای مقابله با مصدق اقدام به تحریم بینالمللی نفت ایران کرد و امریکا نیز در شرایط کنونی علاوه بر تحریمهای قبلی اقدام به محاصره دریایی ایران و تهدید به تشدید این محاصره و تحریمها کرده است. تجربه دولت مصدق و ناکامی او میتواند مسوولان را به اتخاذ راهکارهای جدید برای مقابله با این وضعیت ترغیب و تشویق کند. ۴- تحریم بینالمللی نفت در دوران مصدق و اقتصاد بدون نفت سبب بروز تورم شد، موضوعی که در کاهش پایگاه مردمی دولت مصدق نقش داشت. تجاوز امریکا و اسراییل به ایران به همراه تحریمها در موقعیت کنونی سبب تشدید تورم در جامعه ایران شده است، موضوعی که میتواند در درازمدت بر رفتار سیاسی مردم و پایگاه جنبش مردمی حاضر تاثیر گذارد، لذا بر عهده دولت و مجلس است که درصدد اتخاذ راهکارهای جدید جز کالابرگ برای مقابله با تورم برآیند.۵- تامل در تحولات میدانی جنبش ملی شدن نفت بیانگر این مهم است که طولانی شدن جنبش و وخامت اوضاع اقتصادی همراه با شکاف نخبگانی سبب شد تا به تدریج پایگاه مردمی جنبش به تحلیل رود. در شرایط کنونی نیز بدون تردید یکی از مهمترین عوامل قدرت نظام برای ایستادگی حضور و حمایت گسترده خیابانی مردم از ایران و تمامیت آن است، لذا با توجه به تجربه دوران ملی شدن نفت باید این نکته مدنظر قرار گیرد که طولانی شدن موضوع همراه با وخامت اوضاع اقتصادی میتواند سبب دلزدگی از سیاست و کاهش پایگاه مردمی شود. لذا باید از کوچکترین فرصتها بهترین استفاده را کرد و از سلاح ژئوپلیتیک ایران یعنی تنگه هرمز در کوتاهترین زمان بهترین استفاده را برد.۶- دولت مصدق در جریان ملی شدن نفت اصرار به اجرای تماموکمال قانون ۹ مادهای و نیل به هدف کامل داشت، موضوعی که در به نتیجه نرسیدن مذاکرات دیپلماتیک نقش داشت و این ابزاری در دست دولت بریتانیا برای اجماعسازی بینالمللی علیه ایران شد .اکنون دیپلماتهای ایرانی باید با عبرتآموزی از این مهم مانع از این شوند که دولت امریکا بتواند ایران را در عرصه جهانی دولتی لجوج و سازشناپذیر جلوه داده و درصدد تشکیل اجماع بین المللی علیه ایران برآید. ۷-دولت مصدق برای مقابله با تحریمها اقدام به اتخاذ برخی راهکارها مانند اقتصاد بدون نفت یا انعقاد قرارداد تهاتری با برخی دولتها کرد، اما بعدا مشخص شد که بسیاری از دولتها در آن مقطع استقلال در تصمیمگیری را ندارند.
در شرایط کنونی نیز جمهوری اسلامی ایران باید سعی در حفظ روابط دوستانه با کشورها به خصوص کشورهای همسایه و استفاده از ظرفیتهای سیاسی و اقتصادی آنها را داشته باشد، اما در ضمن این نکته کلیدی را مدنظر قرار دهد که دولتهای همسایه اکثرا در سیاست خارجی استقلال چندانی ندارند و به لحاظ ماهوی به دولت امریکا وابستهاند. به امید آنکه مسوولان نظام باتجربه از نهضت ملی شدن نفت با اتخاذ راهکارهای مناسب در داخل و خارج بتوانند با حفظ پایگاه مردمی از کوچکترین فرصتها بیشترین استفاده را برده و در اتخاذ هر تصمیمی هدف تامین حداکثری منافع ملی ایران باشد.
دیدگاه تان را بنویسید