کد خبر: 786958
|
۱۴۰۵/۰۵/۲۷ ۰۹:۱۵:۱۶
| |

چند نکته درباره توافق مکه / توافق عربستان، ترکیه و پاکستان بر علیه ایران است؟

تهران نباید توافق مکه را نه یک «سند کاغذی بی‌اثر» تلقی کند و نه از هم‌اکنون آن را یک ائتلاف جنگی ضدایرانی بداند. واقعیت میان این دو قرار دارد. از یک‌سو، سه رقیب منطقه‌ای ایران بخشی از ظرفیت‌های مالی، نظامی و ژئوپلیتیکی خود را در یک چارچوب مشترک قرار داده‌اند و در صورت نهادینه ‌شدن همکاری‌ها، محیط امنیتی ایران می‌تواند پیچیده‌تر شود. ازسوی دیگر، روابط ترکیه و پاکستان با ایران چندلایه است و منافع اقتصادی، مرزی و امنیتی مشترک، مانع از آن می‌شود که این دو کشور به‌سادگی وارد یک رویارویی مستقیم با تهران شوند. عربستان نیز در سال‌های اخیر نشان داده است که مدیریت تنش با ایران را در کنار رقابت منطقه‌ای دنبال می‌کند.

چند نکته درباره توافق مکه / توافق عربستان، ترکیه و پاکستان بر علیه ایران است؟
کد خبر: 786958
|
۱۴۰۵/۰۵/۲۷ ۰۹:۱۵:۱۶

مرتضی مکی در یادداشتی با عنوان «مکه معماری نظم جدید» در روزنامه اعتماد نوشت: توافق دفاعی سه‌جانبه عربستان‌سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه، معادلات امنیتی غرب آسیا را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. توافقی که براساس آن، حمله مسلحانه علیه یکی از اعضا، حمله علیه همه تلقی می‌شود. اما اهمیت این توافق فراتر از عبارت‌های رسمی آن است. برای نخستین‌بار سه قدرت با ظرفیت‌هایی متفاوت اما مکمل -سرمایه و موقعیت ژئوپلیتیکی عربستان، توان نظامی و صنعت دفاعی ترکیه و ظرفیت راهبردی و هسته‌ای پاکستان- بخشی از محاسبات امنیتی خود را در چارچوبی مشترک قرار داده‌اند. این تحول در شرایطی رخ می‌دهد که جنگ اخیر و پیامدهای منطقه‌ای آن، شکنندگی ترتیبات امنیتی موجود را بیش از گذشته آشکار کرده است. پرسش اصلی اکنون این است: آیا توافق مکه صرفا یک پیمان دفاعی دیگر است یا می‌تواند نخستین نشانه شکل‌گیری معماری امنیتی‌ای باشد که در آن کشورهای منطقه سهم بیشتری از تولید امنیت را خود برعهده می‌گیرند؟

نخستین پیام توافق مکه را باید در همین تغییر محاسبه جست‌وجو کرد. بازیگران منطقه‌ای بیش از گذشته به این نتیجه رسیده‌اند که امنیت را نمی‌توان برای همیشه به یک قدرت خارجی سپرد. هیچ کشوری در خاورمیانه برای امنیت دیگری خود را به آتش نمی‌زند، اما آتش جنگ می‌تواند مرزهای جغرافیایی را درنوردد و هزینه‌های آن را به همه تحمیل کند. بنابراین، توافق مکه بیش از آنکه محصول همبستگی سیاسی یا ملاحظات نمادین باشد، حاصل یک محاسبه سرد امنیتی است: هر یک از سه کشور می‌کوشد بخشی از آسیب‌پذیری خود را از طریق ظرفیت‌های دو شریک دیگر کاهش دهد.

این روند نیز ناگهانی آغاز نشده است. نقطه عزیمت آن را باید در توافق دفاعی راهبردی عربستان و پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵ جست‌وجو کرد. توافقی که اصل دفاع متقابل را در روابط دو کشور برجسته کرد. ورود ترکیه، اما وزن ژئوپلیتیکی این ترتیبات را تغییر داده است. اکنون عربستان، ترکیه و پاکستان در کنار یکدیگر ترکیبی از سرمایه، موقعیت جغرافیایی، نفوذ سیاسی، قدرت نظامی، فناوری دفاعی، نیروی انسانی و بازدارندگی راهبردی را عرضه می‌کنند. چنین ترکیبی می‌تواند در صورت نهادینه‌ شدن، فراتر از یک رابطه دوجانبه عمل کند و به شکل‌گیری یک شبکه امنیتی جدید در منطقه کمک کند.

برای عربستان، مساله اصلی کاهش ریسک وابستگی است. ریاض به ‌خوبی پس از تجاوز امریکا به ایران و واکنش منطقه‌ای ایران به این تجاوز دریافته است که ثروت و خرید گسترده تسلیحات، به‌تنهایی امنیت تولید نمی‌کند. عربستان همچنان به ایالات‌متحده و غرب در حوزه‌هایی مانند تسلیحات پیشرفته، اطلاعات، آموزش، پشتیبانی فنی و دفاع هوایی وابستگی قابل‌توجهی دارد و توافق مکه را نمی‌توان به معنای قطع این روابط دانست. آنچه در حال تغییر است، منطق اتکا است. ریاض می‌کوشد به جای تکیه بر یک تضمین‌کننده، مجموعه‌ای از لایه‌های امنیتی ایجاد کند که در آن همکاری با امریکا، روابط دفاعی با قدرت‌های منطقه‌ای و توسعه توانمندی‌های بومی مکمل یکدیگر باشند.

برای ترکیه، انگیزه‌ها متفاوت است. آنکارا در سال‌های اخیر تلاش کرده است از نقش سنتی خود در ناتو فراتر رود و به یک بازیگر مستقل‌تر در معادلات امنیتی پیرامون خود تبدیل شود. صنعت دفاعی ترکیه، از پهپاد و موشک تا سامانه‌های دریایی و هوافضا، اکنون یکی از ابزارهای اصلی سیاست خارجی این کشور است. توافق مکه می‌تواند هم دسترسی ترکیه به بازار بزرگ دفاعی عربستان را گسترش دهد و هم به آنکارا امکان دهد سهم بیشتری در معماری امنیتی خلیج‌فارس پیدا کند؛ منطقه‌ای که برای دهه‌ها عمدتا در سایه حضور نظامی امریکا تعریف می‌شد.

پاکستان نیز محاسبات خاص خود را دارد. اسلام‌آباد به سرمایه و حمایت اقتصادی عربستان نیازمند است و در عین حال می‌خواهد ظرفیت نظامی خود را به نفوذ سیاسی و امنیتی بیشتری در جهان اسلام تبدیل کند. پیوند توان نظامی پاکستان با سرمایه و موقعیت ژئوپلیتیکی عربستان می‌تواند برای اسلام‌آباد عمق اقتصادی و سیاسی ایجاد کند. با این حال، همین‌جا یکی از مهم‌ترین محدودیت‌های توافق آشکار می‌شود؛ اولویت‌های امنیتی اعضا یکسان نیست.

پاکستان بخش بزرگی از محاسبات امنیتی خود را در رابطه با هند تعریف می‌کند، درحالی که عربستان طی سال‌های اخیر روابط اقتصادی و راهبردی گسترده‌ای با دهلی‌نو توسعه داده است، بنابراین در صورت بروز بحران میان هند و پاکستان، مشخص نیست تعهدات دفاعی مکه تا کجا می‌تواند بر محاسبات مستقل ریاض اثر بگذارد. همین مساله درباره ترکیه نیز صادق است. اگر آنکارا در شرق مدیترانه، سوریه یا یکی دیگر از پرونده‌های امنیتی پیرامونی خود وارد بحران شود، آیا دو شریک دیگر حاضر به پرداخت هزینه نظامی خواهند بود؟ و اگر عربستان با یک تهدید نظامی جدی روبه‌رو شود، آیا ترکیه و پاکستان حاضر خواهند بود از تعهد سیاسی خود به مشارکت نظامی واقعی برسند؟

این پرسش‌ها نشان می‌دهد که فاصله میان «تعهد سیاسی» و «توان دفاع جمعی» همچنان زیاد است. توافق مکه با پیش‌بینی همکاری دفاعی، اصل دفاع متقابل و ایجاد سازوکارهایی مانند کمیته وزارتی و دبیرخانه دایمی، گامی فراتر از یک بیانیه سیاسی برداشته است. اما هنوز فاقد بسیاری از عناصر یک اتحاد دفاعی بالغ است: فرماندهی عملیاتی مشترک، نیروی دایمی، برنامه‌ریزی دفاعی یکپارچه، بودجه مشترک، رزمایش‌های منظم و قواعد روشن برای فعال شدن دفاع جمعی. از همین رو، مقایسه توافق مکه با ناتو باید با احتیاط انجام شود. ناتو صرفا ماده پنجم نیست. پشت تعهد دفاع جمعی این سازمان، دهه‌ها برنامه‌ریزی دفاعی، استانداردسازی نظامی، ساختار فرماندهی، تمرین‌های مشترک، سازوکارهای سیاسی و تجربه عملیاتی قرار دارد. حتی در ناتو نیز فعال شدن ماده پنجم الزاما به معنای ورود خودکار همه اعضا به یک جنگ واحد نیست؛ هر عضو می‌تواند متناسب با تشخیص خود نوع کمک را تعیین کند. بنابراین عبارت «حمله به یکی، حمله به همه» به‌ تنهایی یک اتحاد نظامی ایجاد نمی‌کند. اعتبار واقعی هر پیمان امنیتی زمانی مشخص می‌شود که دولت‌ها در برابر یک بحران واقعی ناچار شوند میان هزینه اجرای تعهد و هزینه بی‌اعتنایی به آن انتخاب کنند.

توافق مکه از این منظر با یک پیچیدگی ژئوپلیتیکی دیگر نیز مواجه است. ترکیه عضو ناتو است و پاکستان روابط راهبردی نزدیکی با چین دارد. عربستان نیز نمی‌خواهد در رقابت قدرت‌های بزرگ گرفتار شود. این سه کشور در یک چارچوب امنیتی مشترک قرار گرفته‌اند، اما الزاما در همه پرونده‌های بین‌المللی یکسان نمی‌اندیشند، بنابراین موفقیت توافق به توانایی آنها برای تفکیک همکاری‌های منطقه‌ای از رقابت‌های بزرگ‌تر وابسته خواهد بود.

واشنگتن نیز از این تحول دو برداشت متفاوت می‌تواند داشته باشد. از یک‌سو، افزایش سهم کشورهای منطقه در تامین امنیت خود با خواست دیرینه امریکا برای تقسیم بار امنیتی همخوان است. اگر عربستان، ترکیه و دیگر کشورهای منطقه نیرو، تجهیزات و منابع بیشتری برای دفاع از خود اختصاص دهند، بخشی از هزینه‌های امنیتی امریکا کاهش می‌یابد. اما از سوی دیگر، اگر توافق مکه به یک نهاد مستقل و قدرتمند تبدیل شود، انحصار واشنگتن در مدیریت امنیت منطقه کاهش خواهد یافت. مساله برای امریکا صرفا شکل‌گیری یک پیمان سه‌جانبه نیست. مساله ظهور تدریجی مراکز قدرت امنیتی است که الزاما برای هر تصمیم راهبردی به واشنگتن متکی نیستند .

در مورد اسراییل نیز باید میان تهدید فوری و تغییر ساختاری تمایز گذاشت. توافق مکه را نمی‌توان به‌سادگی یک پیمان ضداسراییلی نامید. با این حال، کنار هم قرار گرفتن سرمایه عربستان، توان صنعتی و نظامی ترکیه و ظرفیت بازدارندگی پاکستان، در صورت گسترش همکاری‌ها، می‌تواند محیط امنیتی پیرامون اسراییل را پیچیده‌تر کند. نگرانی اصلی تل‌آویو، بنابراین، نه یک تهدید نظامی فوری، بلکه احتمال شکل‌گیری تدریجی یک شبکه امنیتی منطقه‌ای است که بخشی از موازنه موجود را تغییر دهد.

اما مهم‌ترین مخاطب این تحول، ایران است. تهران نباید توافق مکه را نه یک «سند کاغذی بی‌اثر» تلقی کند و نه از هم‌اکنون آن را یک ائتلاف جنگی ضدایرانی بداند. واقعیت میان این دو قرار دارد. از یک‌سو، سه رقیب منطقه‌ای ایران بخشی از ظرفیت‌های مالی، نظامی و ژئوپلیتیکی خود را در یک چارچوب مشترک قرار داده‌اند و در صورت نهادینه ‌شدن همکاری‌ها، محیط امنیتی ایران می‌تواند پیچیده‌تر شود. ازسوی دیگر، روابط ترکیه و پاکستان با ایران چندلایه است و منافع اقتصادی، مرزی و امنیتی مشترک، مانع از آن می‌شود که این دو کشور به‌سادگی وارد یک رویارویی مستقیم با تهران شوند. عربستان نیز در سال‌های اخیر نشان داده است که مدیریت تنش با ایران را در کنار رقابت منطقه‌ای دنبال می‌کند.

بنابراین، خطر اصلی برای ایران الزاما شکل‌گیری یک ائتلاف جنگی فوری نیست. خطر مهم‌تر، بیرون ماندن تدریجی ایران از معماری امنیتی در حال شکل‌گیری است. اگر تهران این تحول را صرفا تهدیدی نظامی ببیند، بخش مهمی از واقعیت را از دست خواهد داد. پاسخ موثرتر، دیپلماسی فعال و سریع، تعمیق روابط با همسایگان، استفاده از منافع مشترک اقتصادی و امنیتی با ترکیه و پاکستان و تلاش برای جلوگیری از تبدیل ترتیبات جدید به یک بلوک خصمانه است. در شطرنج خاورمیانه، خلأ قدرت برای مدت طولانی خالی نمی‌ماند؛ هر خلأیی را بازیگری دیگر پر خواهد کرد.

آینده توافق مکه را می‌توان در سه مسیر تصور کرد. در سناریوی نخست، توافق در سطح سیاسی باقی می‌ماند؛ نشست‌ها و سازوکارهای اداری شکل می‌گیرد، اما در بحران واقعی هر کشور به محاسبات مستقل خود بازمی‌گردد. در سناریوی دوم، همکاری‌ها به سمت رزمایش، تبادل اطلاعات، هماهنگی دفاعی، همکاری تسلیحاتی و جذب اعضای جدید حرکت می‌کند و توافق به یک شبکه امنیتی منطقه‌ای تبدیل می‌شود. سناریوی سوم، که تحقق آن دشوارتر است، ایجاد فرماندهی مشترک، برنامه‌ریزی دفاعی یکپارچه، نیروهای واکنش سریع و سازوکار روشن برای دفاع جمعی است؛ مرحله‌ای که تنها در آن می‌توان از یک اتحاد دفاعی واقعی سخن گفت.

از این منظر، توافق مکه هنوز «ناتوی خاورمیانه» نیست و فاصله قابل‌توجهی با چنین ساختاری دارد. اما تقلیل آن به یک مراسم دیپلماتیک نیز خطاست. اهمیت واقعی این توافق در این است که سه قدرت مهم منطقه‌ای تصمیم گرفته‌اند بخشی از امنیت خود را به یکدیگر گره بزنند؛ تصمیمی که نشان می‌دهد نظم امنیتی قدیم غرب آسیا به پایان رسیده است.

آزمون نهایی البته در آینده و در نخستین بحران جدی خواهد بود. آن روز روشن می‌شود که تعهد مکه تا کجا از متن پیمان به میدان عمل منتقل می‌شود. تاریخ اتحادها را نه در مراسم امضا، بلکه در لحظه بحران می‌نویسند. اگر اعضای توافق در آن لحظه هزینه واقعی دفاع از یکدیگر را بپذیرند، توافق مکه می‌تواند از یک چارچوب سیاسی به یک اتحاد امنیتی تبدیل شود و اگر نه، این توافق نیز به فهرست پیمان‌هایی خواهد پیوست که روی کاغذ بزرگ‌تر از میدان عمل بوده‌اند. با این حال، حتی پیش از آن آزمون، یک واقعیت تازه شکل گرفته است: کشورهای منطقه بیش از گذشته در حال تلاش برای تولید امنیت توسط خودشان هستند و همین تغییر، شاید مهم‌تر از نام و سرنوشت نهایی توافق مکه باشد.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها