کد خبر: 784336
|
۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۰۸:۵۵:۲۶
| |

پشت‌پرده سفر نتانیاهو به آمریکا / جنگ ایران و آمریکا از سر گرفته می‌شود؟

کوروش احمدی در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره چرایی گزارش‌های متناقض پیرامون سفر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن و گمانه‌زنی‌ها درباره اختلافات او با دولت ترامپ و هدف واقعی این سفر گفت: «بهانه این سفر شرکت در برنامه یادبود لیندسی گراهام بود که البته یک مساله فرعی است. در مجموع، از زمان امضای یادداشت تفاهم بین ایران و امریکا، ما شاهد تنش در روابط امریکا و اسراییل بوده‌ایم. نتانیاهو امروز، در ذهن بسیاری از مقامات امریکایی و نیز تحلیلگران و افکار عمومی امریکا، به عنوان یکی از معماران تجاوزی شناخته می‌شود که به درگیر شدن امریکا در یک چهل‌روزه منتهی شد.

پشت‌پرده سفر نتانیاهو به آمریکا / جنگ ایران و آمریکا از سر گرفته می‌شود؟
کد خبر: 784336
|
۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۰۸:۵۵:۲۶

نوشین محجوب-در شرایطی که واشنگتن میزبان مهمانی پرحاشیه است؛ مهمانی که به ادعای رسانه‌های غربی با هدف ترغیب ترامپ جهت تداوم رویارویی با ایران به امریکا رفته، رسانه ها از سفر ولادومیر زلنسکی، رییس جمهوری اوکراین به این کشور خبر می‌دهند، رهبری که کشورش کماکان درگیر جنگ با روسیه است و همزمانی حضورش در واشنگتن با نتانیاهو پرسش های بسیاری را برانگیخته است.

به گزارش اعتماد، از منظر دیگر رییس‌جمهور امریکا پس از هفته‌ها ادعاهای تکراری مبنی بر «حمله‌ای بزرگ‌تر از همیشه»، فعلا طرح تشدید گسترده جنگ علیه ایران را کنار گذاشته؛ تصمیمی که به ‌گفته برخی تحلیلگران، نه از موضع اطمینان، بلکه زیر سایه هشدار مشاوران و فرماندهان نظامی درباره هزینه‌های سنگین دور جدید عملیات گرفته شده است. به روایت برخی رسانه‌ها، نگرانی از خالی شدن ذخایر سامانه‌های دفاع موشکی، تشدید احتمال گسترش جنگ در خاورمیانه و فراتر از آن، فشار متحدان این بازیگر در خلیج‌فارس و تبعات اقتصادی جنگ، در کنار هم، کاخ سفید را به این جمع‌بندی رسانده که بازگشت فوری به عملیات گسترده، بیش از آنکه ایران را به عقب‌نشینی وادار کند، می‌تواند خود امریکا و متحدانش را در موقعیت آسیب‌پذیرتری قرار دهد. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که طی ماه‌های گذشته، ایالات‌متحده بیش از هزار موشک پدافندی برای مقابله با حملات موشکی و پهپادی ایران مصرف کرده و بخشی از این حملات، ازجمله حمله‌ای که به کشته ‌شدن نظامیان امریکایی در اردن انجامید، توانسته‌اند از سد دفاع هوایی این کشور عبور کنند. ژنرال دان کین، رییس ستاد مشترک ارتش امریکا، در جلسات خصوصی هشدار داده است که هر دور جدید عملیات گسترده، ذخایر دفاعی دراختیار فرماندهی مرکزی را «به‌ طور نگران‌کننده‌ای» کاهش می‌دهد و در برابر هر پاسخ احتمالی ایران، پایگاه‌های امریکا در اردن، کویت، بحرین و امارات را بیشتر در معرض خطر قرار می‌دهد؛ هشداری که به گفته گزارشی در نیویورک‌تایمز، در تصمیم تازه ترامپ نقش مهمی داشته است. همزمان، برخی مقامات امریکایی که نام‌شان فاش نشده، به این روزنامه گفته‌اند ادامه حملات، برخلاف هدف اعلامی، «انسجام داخلی ایران را تقویت» و تمرکز این کشور را بر تهدید خارجی بیشتر کرده است. با این حال، لحن رسمی واشنگتن همچنان ترکیبی از تهدید و دعوت به مذاکره است. ترامپ در مصاحبه با رسانه‌ها مدعی است که «امریکا آماده است در صورت لزوم، حملاتی بسیار گسترده‌تر انجام دهد»، اما تاکید کرده که «ترجیح می‌دهد راه‌حلی از مسیر دیپلماسی» پیدا شود. همزمان به‌گفته سخنگوی کاخ سفید، اگر ایران به اقدامات خود در تنگه هرمز یا علیه متحدان امریکا پایان دهد، «فضا برای یک تفاهم جدید» وجود خواهد داشت. برخی کارشناسان این وضعیت را «نقطه عطف» در رویکرد واشنگتن توصیف می‌کنند؛ نقطه‌ای که در آن، ادامه جنگ از یک‌سو با محدودیت‌های عملیاتی و سیاسی روبه‌رو است و ازسوی دیگر، بازگشت به میز مذاکره به‌ دلیل بی‌اعتمادی و اختلافات عمیق میان دوطرف آسان نیست. گروهی نیز با اشاره به پیام‌های اخیر ترامپ در فضای مجازی که در جریان‌شان رییس‌جمهوری امریکا با انتشار تصویری از خود و سربازان امریکایی مدعی حاکمیت بر تنگه هرمز شد، بر سفر نتانیاهو متمرکز شده اند؛ چهره‌ای که پیش از این سفر پرحاشیه، نشستی امنیتی در تل‌آویو برگزار کرد و ادعا شده با هدف به‌روز رسانی داده‌های اطلاعاتی امریکا علیه ایران و تلاش برای تشدید بحران این سفر را انجام داده است. در سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران این وقفه را نه نشانه تغییر بنیادی در سیاست امریکا، بلکه «اقدامی تاکتیکی» می‌داند. یک منبع ارشد ایرانی در گفت‌وگو با رویترز گفته که تهران نسبت به نیت واشنگتن بدبین است و توقف حملات را بیشتر نتیجه فشارهای داخلی و نگرانی‌های عملیاتی در امریکا می‌داند تا تمایل واقعی به کاهش تنش؛ با این حال، همین منبع ایرانی تاکید کرده تا زمانی که امریکا حملاتش را کاملا متوقف کند، ایران نیز از حملات متقابل خودداری خواهد کرد. در سطح رسمی، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، اعلام کرده تبادل پیام‌ها میان جمهوری اسلامی ایران و امریکا و نیز فعالیت میانجی‌ها همچنان ادامه دارد، اما اولویت تهران «دفاع از حاکمیت، تمامیت ارضی و حفاظت از مردم» است و هرگونه گفت‌وگو تنها زمانی معنا دارد که بستر مناسب و احترام به خطوط قرمز ایران فراهم شود. این درحالی است که اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان روز دوشنبه و در پاسخ به پرسش‌ها درمورد وضعیت آتش‌بس ‌و بازگشت به مذاکرات، گفت: جنگی که قرار بود ظرف سه روز ایران را به تسلیم وادارد، به باتلاقی برای امریکا تبدیل شده و این مدیریت جنگ نیست؛ امریکا باید تاوان این جنایت‌ها را بدهد.او ضمن محکوم کردن اقدام خصمانه اوکراین در دریای خزر که تهران تاکید دارد بدون پاسخ نمی‌ماند و همچنین هشدار به بازیگرانی که با واگذاری سرزمین‌شان به ایالات‌متحده ممکن است درگیر رویکرد تهاجمی احتمالی واشنگتن شوند صراحتا از پیشرفت در رایزنی‌های میان تهران و مسقط گفت و تصریح کرد که هدف دو دولت ساحلی این است تا ترتیباتی را برای عبور ایمن با رعایت اصول حاکمیتی کشور‌های ساحلی اتخاذ کنند؛ آن‌هم در شرایطی که وضعیت تنگه هرمز تغییری نکرده و کماکان بسته است و مذاکرات به امریکا ارتباطی ندارد.  همزمان در این میان، تنگه هرمز به نقطه‌ای تبدیل شده که در بسیاری از تحلیل‌ها و هم در مواضع رسمی تهران، محور اصلی اختلاف به شمار می‌رود. در همین راستا تهران در تماس‌های خود با اسلام‌آباد و دیگر میانجی‌ها، اعلام کرده از مذاکرات خارج نشده، بلکه رایزنی‌ها را «تعلیق» کرده است؛ به ‌گفته منبعی که العربیه به نقل از او گزارش داده، جمهوری اسلامی ایران خواستار آن است که گفت‌وگوها براساس تفاهمنامه اسلام‌آباد و از نقطه‌ای که متوقف شده ازسر گرفته شود و اولویت دستور کار نیز «تنگه هرمز، دارایی‌های مسدود شده و درنهایت برنامه هسته‌ای کشورمان» باشد. همزمان، تهران و مسقط در روزهای اخیر چند دور گفت‌وگو در سطح معاونان وزیران خارجه در تهران برگزار کرده‌اند. بقایی این نشست‌ها را سازنده و دارای پیشرفت توصیف کرده و تاکید کرده که دوطرف درباره اصول مشترک و سازوکارهای عملیاتی برای مدیریت تردد امن کشتی‌ها در تنگه هرمز، با رعایت حقوق حاکمیتی دو دولت ساحلی، تبادل‌نظر کرده‌اند. بقایی با این حال تاکید کرده «تغییری در وضعیت تردد» ایجاد نشده و حاکمیت ایران بر هرمز «قابل مذاکره نیست.» یک مقام ایرانی نیز در گفت‌وگو با شبکه‌ای بین‌المللی گفته هدف این رایزنی‌ها «بازگشایی تدریجی آبراه‌های اطراف هرمز» در چارچوب تفاهم‌های منطقه‌ای است و این روند پس از توقف حملات امریکا در سه شب پیاپی سرعت گرفته است. 

به ‌گفته سی‌بی‌اس نیوز، یکی از مقام‌های ایران این گفت‌وگوها را «در مسیر مثبت» ارزیابی کرده و آن را بخشی از تلاشی وسیع‌تر برای «کاهش محدودیت‌های عبور» در چارچوبی دانسته که نقش و حاکمیت ایران را به رسمیت می‌شناسد. نقش میانجی‌ها نیز در این تصویر، جایگاهی مهم یافته است. خبرگزاری‌ها به نقل از یک مقام منطقه‌ای دخیل در این رایزنی‌ها گزارش داده‌اند که وقفه همزمان در حملات امریکا و پاسخ‌های موشکی ایران «نشانه‌ای مثبت» برای تلاش‌ها جهت کاهش تنش است و هم تهران و هم واشنگتن به ‌طور اصولی خواهان بازگشت به نوعی آتش‌بس موقت‌اند؛ مصالحه‌ای که محور اصلی آن، عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز با محدودیت‌های کمتر ازسوی ایران خواهد بود. العربیه نیز به نقل از یک منبع خبر داده است که ایران آمادگی خود را برای ادامه مذاکرات در ژنو، دوحه یا اسلام‌آباد به پاکستان اعلام کرده است؛ درحالی که اسلام‌آباد، با حمایت پکن، در تلاش است مسیر احیای تفاهم اسلام‌آباد را هموار کند.  در همین راستا روزنامه اعتماد با هدف واکاوی این وقفه احتمالی پرتناقض در راهبرد واشنگتن، پیامدهای آن برای تنگه هرمز و چشم‌انداز دیپلماسی میان تهران و میانجی‌های منطقه‌ای با کوروش احمدی، دیپلمات سابق و کارشناس روابط بین‌الملل گفت‌وگو کرده است. متن مصاحبه در ادامه آمده است.

کوروش احمدی، دیپلمات سابق و کارشناس روابط بین‌الملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره چرایی گزارش‌های متناقض پیرامون سفر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن و گمانه‌زنی‌ها درباره اختلافات او با دولت ترامپ و هدف واقعی این سفر گفت: «بهانه این سفر شرکت در برنامه یادبود لیندسی گراهام بود که البته یک مساله فرعی است. در مجموع، از زمان امضای یادداشت تفاهم بین ایران و امریکا، ما شاهد تنش در روابط امریکا و اسراییل بوده‌ایم. نتانیاهو امروز، در ذهن بسیاری از مقامات امریکایی و نیز تحلیلگران و افکار عمومی امریکا، به عنوان یکی از معماران تجاوزی شناخته می‌شود که به درگیر شدن امریکا در یک چهل‌روزه منتهی شد. نتانیاهو در جریان سفری که پیش از آغاز تجاوز به امریکا داشت و در نشستی که در 28 بهمن در کاخ سفید برگزار شد، مطابق گزارش‌هایی که بعدا نیویورک تایمز و اخیرا هاآرتص منتشر کردند، در کشاندن امریکا به جنگ و طراحی برنامه‌ای برای بی‌ثبات‌سازی و تغییر رژِیم در ایران نقشی محوری داشته؛ برنامه‌ای با عناصر متعدد، از تلاش برای فعال‌سازی برخی گروه‌های قومی مخالف و اتکا به فشارهای چندجانبه دیگر و اثرگذاری اجتماعی.» او ادامه داد: «گزارش‌های نیویورک تایمز نشان می‌دهد که در جلسات داخلی دولت ترامپ که موضوع حمله مورد بحث بوده، هم رییس سازمان سیا و هم رییس ستاد ارتش امریکا و برخی از دیگر مقامات این طرح را غیرواقع‌بینانه و غیرعملی تلقی می‌کنند. در خود اسراییل نیز، مطابق روایت هاآرتص، هم سران ارتش و اطلاعات ارتش و هم بخش‌هایی از کابینه امنیتی نسبت به کارآمدی طرح تردید جدی داشته‌اند. با وجود این، نتانیاهو تقریبا به ‌تنهایی، با کمک رییس وقت موساد، این سناریو را پیش می‌برد و ترامپ را قانع می‌کند که طرحی عملی است؛ طرحی که شکست و ناکامی امریکا و اسراییل را در رسیدن به اهدافشان در پی داشت.» به‌ گفته این کارشناس روابط بین‌الملل، پیامد این شکست، تنش آشکار در روابط واشنگتن و نتانیاهو بود: «بخشی از اطرافیان ترامپ، که از ابتدا طرح را غیرجدی می‌دانستند، شخص نتانیاهو را مسوول تحمیل این برنامه بر رییس‌جمهور و درگیر کردن امریکا در جنگ می‌دانند و انتقادهای علنی از او مطرح می‌کنند؛ خود ترامپ نیز در مصاحبه‌هایش تعبیرهای تند علیه نتانیاهو و گلایه‌هایی را بیان می‌کرد که در رسانه‌های امریکا بازتاب یافت. رییس موساد هم کنار می‌رود. در داخل امریکا، با توجه به اطلاعاتی که به ‌طور مستقیم و غیرمستقیم به رسانه‌ها می‌رسد و در نیویورک تایمز منعکس می‌شود، در افکار عمومی و میان دموکرات‌ها، اسراییل تا حد زیادی مسبب کشانده ‌شدن امریکا به جنگ و ناکامی در تحقق اهدافش شناخته می‌شود. حتی نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که در حزب جمهوری‌خواه، به ‌ویژه میان طیف جوان‌تر آن حزب، نگاه منفی به نتانیاهو و به ‌طور کلی اسراییل رو به افزایش است.» احمدی در ادامه تاکید کرد: «این فضای منفی، همان‌طور که توضیح دادم، روابط شخصی ترامپ و نتانیاهو را هم تیره کرد. به همین دلیل، سفر جدید نتانیاهو به امریکا بیش از آنکه بهانه‌اش یک مراسم یادبود باشد، تلاشی برای ترمیم رابطه با ترامپ و تلاش برای جلب افکار عمومی امریکا و مهم‌تر از همه برنامه‌ریزی مشترک برای حال و آینده در ارتباط با ایران و منطقه است. ترامپ بدون مشارکت مستقیم اسراییل وارد این مرحله جدید از عملیات نظامی شد و سوال اصلی این است که آیا اسراییل در ادامه وارد این روند خواهد شد و آیا این عملیات از تمرکز فعلی بر سواحل جنوبی ایران و تلاش برای باز کردن تنگه هرمز -از طریق هدف قرار دادن بخشی از زیرساخت‌های نظارتی و دفاعی ایران- فراتر خواهد رفت و به یک جنگ تمام‌عیار تبدیل خواهد شد یا نه.» به‌ گفته کوروش احمدی، «اینها بخشی از پرسش‌هایی است که امروز برای سران امریکا و اسراییل مطرح است و کسانی که روند گفت‌وگوهای دوطرف را دنبال می‌کنند، انتظار دارند در جریان این سفر، این موضوع‌ها در کانون مذاکرات قرار گیرد؛ از نحوه ادامه جنگ و میزان ایفای نقشی از سوی اسراییل در آن گرفته تا اینکه اگر مذاکراتی قرار است با ایران انجام شود، محورهای آن چه خواهد بود، آیا بازگشت به یادداشت تفاهم‌ قبلی امکان‌پذیر است یا خیر و اگر نه، چه گزینه‌های دیگری وجود دارد. در کنار این، مسائل منطقه‌ای مانند لبنان، آینده مدیریت غزه و ترتیبات امنیتی پس از جنگ غزه نیز احتمالا جزو محورهای گفت‌وگو خواهد بود. در واقع، نتانیاهو با این سفر، هم در پی کاهش تنش با ترامپ است و هم در پی آن است که در طراحی مرحله بعدی جنگ و دیپلماسی، نقش فعالی را برای اسراییل تثبیت کند.»

کوروش احمدی، دیپلمات سابق و کارشناس روابط بین‌الملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» مبنی بر اینکه تغییر لحن اخیر دونالد ترامپ و مارکو روبیو درباره ایران -از اعلام آمادگی برای مذاکره تا همزمان حفظ استقرار سوخت‌رسان‌ها و تجهیزات نظامی امریکا در منطقه و تهدید به حمله در صورت عدم دستیابی به توافق- را باید نشانه تمایل جدی به مذاکره و نوعی عقب‌نشینی دانست یا نوعی عملیات فریب، وقت‌کشی و اهرم فشار برای وادار کردن ایران به امتیازدهی، گفت: «به هر حال، جنگ و مذاکره دست در دست هم و به صورت توأمان پیش می‌روند. هدف جنگ هرگز صرفا تخریب طرف مقابل نیست؛ هدف جنگ رسیدن به اهداف سیاسی است. جنگ در واقع ادامه سیاست با ابزاری دیگر برای پیشبرد همان اهداف سیاسی است و این اهداف هستند که تعیین‌کننده‌اند. هر کشوری که درگیر جنگ است، در پی تحقق همین اهداف سیاسی است؛ این شامل ایران و امریکا هم می‌شود.

 ایران مجموعه‌ای از اهداف سیاسی دارد، امریکا نیز اهداف سیاسی خاص خود را دارد؛ چون از طریق دیپلماتیک امکان رسیدن به نتیجه فراهم نشده، دو طرف درگیر جنگ شده‌اند و جنگ در اینجا ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی است.» کوروش احمدی دیپلمات پیشین ادامه داد: «بنابراین، معمولا هر دوطرف یک جنگ آمادگی ورود به مذاکره را دارند. ایران اکنون آماده مذاکره است و هیچ‌گاه اصلِ مذاکره را نفی نکرده است؛ مقامات امریکایی نیز مدام از آمادگی برای گفت‌وگو سخن می‌گویند.  از این رو، این بخشِ ماجرا امرِ غیرمعمولی نیست؛ اینکه روبیو بر آن تاکید می‌کند، یا دیگران، یا خود ترامپ که مدام از مذاکره و رفت‌وآمد میانجی‌ها حرف می‌زنند، تحول تازه‌ای نیست. نکته مهم آن است که آتش‌بس یا مکث عملیاتی و تاکتیکی در جنگ ومذاکره الزاما و همیشه به معنای کسب فرصت برای بازسازی نیروهای مسلح و سپس ادامه جنگ نیست، مگر آنکه تلاش‌های دیپلماتیک به نتیجه نرسد. اگر مذاکرات یا آتش‌بس‌هایی که در جریان آنها گفت‌وگو صورت می‌گیرد به توافق منتهی نشود، طرفین دوباره به میدان جنگ بازمی‌گردند تا با وارد کردن ضربات نظامی، امتیازهایی به دست آورند و طرف مقابل را به امتیازدهی وادار کنند؛ یعنی یا ایران امتیازی در عرصه نظامی کسب کند و امریکا را تحت فشار قرار دهد یا برعکس، امریکا دستِ بالا را به دست آورد و تهران را ناگزیر به امتیاز دادن کند.» به‌ گفته کوروش احمدی، مساله امروز این است که اساسا آیا مذاکره‌ای در جریان هست یا نه: «تا آنجایی که ما از اخباری که در سپهر عمومی به گوش مان رسیده، تنها مذاکره‌ای که در روزهای گذشته انجام شده، سفر هیات عمانی به ایران است؛ هیاتی که جمعه و شنبه در تهران حضور داشت و گفت‌وگوهایی با مقام‌های رسمی کشورمان داشتند و سخنگوی وزارت خارجه هم در این راستا تاکید کرده این مذاکرات مفید بوده، درباره سازوکارهای عملیاتی بوده، پیشرفت‌هایی وجود داشته و قرار است ادامه پیدا کند. اینکه گفته شده مذاکرات ادامه پیدا می‌کند، یعنی اگر پیشرفتی هم حاصل شده، هنوز توافق نهایی به دست نیامده است. این توقف جنگ در دو شب گذشته این احتمال را مطرح می‌کند که ترامپ، باتوجه به سفر همین هیات عمانی به تهران، حملات را متوقف کرده بود تا علامتی مثبت بدهد و کار مذاکره بهتر پیش برود؛ شاید هدف همین بوده است. حالا باید دید امشب و شب‌های بعد، آیا عملیات نظامی از سر گرفته خواهد شد یا نه.»

این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه افزود: «نکته دیگر این است که مساله تنگه هرمز در مرکز توجه قرار دارد. موضوع اصلی که اصولا باعث به‌هم خوردن آتش‌بس و تفاهم قبلی شد، تنگه هرمز بود و اختلاف‌نظر در مورد مسیرهای تردد دریایی در این تنگه. اکنون نیز اگر قرار باشد مشکل حل شود و به یادداشت تفاهم و آتش‌بس بازگردیم، باز تمرکز مذاکرات باید بر تنگه هرمز باشد و آن‌گونه که پیداست، با توجه به سفر هیات عمانی، تمرکز دقیقا روی همین نقطه است. باید دید آیا طرفین حاضر می‌شوند مواضع خود را درباره تنگه هرمز تا حدی تعدیل کنند و با این تعدیل، امکان دستیابی به توافق را فراهم آورند یا نه.» کوروش احمدی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره تلاش‌های احتمالی امریکا برای شکل‌گیری ائتلاف‌هایی در منطقه و در سطح فرامنطقه گفت: «در ابتدا باید گفت، یکی از دلایلی که به عنوان تحلیل می‌توان مطرح کرد برای اینکه چرا اسراییل در دوره اخیر، یعنی در دو هفته‌ای که امریکا علیه ایران اقدام نظامی می‌کرد، مداخله نکرد، این است که امریکا با دخالت مستقیم اسراییل موافق نبود؛ چون مایل بود به جای اسراییل، کشورهای عربی را به‌اصطلاح جلو بیندازد. یعنی شاید هدف، شکل‌دادن به نوعی ائتلاف ضدایرانی میان امریکا و کشورهای عربی منطقه باشد تا این کشورها، همراه با امریکا، وارد اقدام نظامی علیه ایران شوند.»  این دیپلمات پیشین ادامه داد: «گزارش‌های تاییدنشده‌ای هم در رسانه‌های غربی منتشر شد که کویت و بحرین هفته گذشته اقداماتی نظامی علیه ایران انجام داده‌اند و شاید امارات از نظر اطلاعاتی این عملیات را پشتیبانی کرده است. اینکه ایران در این دو هفته علیه امارات و عربستان اقدام نظامی انجام نداد و عمده حملات متوجه پایگاه‌های امریکایی در کویت و بحرین بود و تا حد کمتری قطر و عمان، احتمالا به این دلیل بوده که تهران نمی‌خواست بهانه یا فرصتی ایجاد کند تا عربستان و امارات -که قدرت‌های اصلی نظامی در میان کشورهای عربی خلیج‌فارس‌ قلمداد می‌شوند- وارد نوعی ائتلاف نظامی با امریکا علیه ایران شوند. به هر حال، یکی از دلایلی که اسراییل در این جنگ دو هفته‌ای مداخله نکرد، هدف جدید امریکا یعنی شکل‌گیری یک ائتلاف عربی بوده است.»  به ‌گفته احمدی، همین الگو را می‌توان با نمونه تاریخی جنگ اول خلیج‌فارس مقایسه کرد: «نمونه‌ای که در آن ائتلاف امریکا و کشورهای عربی علیه عراق تحت رهبری صدام در پی حمله عراق به کویت در دوم اوت ۱۹۹۰ شکل گرفت؛ در آن بازه زمانی نیز از اسراییل خواسته شد واکنش نشان ندهد، با وجود آنکه صدام چهل‌ونه موشک به این بازیگر شلیک کرد. اسراییل واکنشی مستقیم نشان نداد تا ائتلاف عربی-امریکایی علیه عراق برقرار بماند.» کوروش احمدی افزود: «البته دلیل دیگری هم می‌توان برای عدم مداخله اسراییل در این دورِ جنگ مطرح کرد و آن اینکه در صورت ورود اسراییل، امریکا باید برای دفاع موشکی از آن کمک می‌کرد و شاید نمی‌خواست نیروهای خود را به این شکل پراکنده کند و جنگ را به سطحی گسترش دهد که ناچار شود بخشی از توان خود را از ماموریت‌های اصلی در خلیج‌فارس جدا کرده و صرف حفاظت از اسراییل در برابر حملات موشکی ایران کند. چنین وضعیتی می‌توانست تمرکز واشنگتن را از عملیاتی که در این دو هفته علیه ایران انجام می‌داد منحرف کند.»

کوروش احمدی، در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» مبنی بر اینکه باتوجه به شکاف‌های فراآتلانتیکی میان امریکا و اروپا و اختلاف‌نظر میان کشورهای عربی منطقه و محور مقاومت، در صورت گسترش اقدامات نظامی علیه ایران وضعیت منطقه‌ای و بین‌المللی چه مسیری را طی خواهد کرد نیز گفت: «اختلافات فراآتلانتیکی را هم در دوره اول ترامپ داشتیم و هم در همین دوره دوم؛ نگاه منفی او به ناتو همچنان به قوت خود باقی است. با این حال، با توجه به محوریت مساله تنگه هرمز، این امکان وجود دارد که اروپا برای کمک به امریکا در موضوع بازگشایی تنگه هرمز همکاری بیشتری با واشنگتن داشته باشد. به زودی قرار است نشستی در لندن با محوریت تنگه هرمز برگزار شود که می‌تواند عاملی باشد برای آنکه اروپا و امریکا دست‌کم در این مورد مشخص، هماهنگی و همکاری بیشتری با یکدیگر داشته باشند.» این کارشناس ادامه داد: «با این همه، تردیدی نیست که اروپا از اینکه ترامپ بدون مشورت با اروپایی‌ها و به‌صورت خودسرانه دست به اقدام نظامی غیرقانونی علیه ایران زد، ناراضی بود. امریکا، درحالی که بدون اطلاع اروپا وارد اقدام نظامی شد، در ادامه از اروپا کمک خواست و خواهان مشارکت آنها در جنگ علیه ایران شد، اما اروپایی‌ها عملا مشارکت فعالی نکردند؛ برخی پایگاه‌ها و امکانات اروپایی دراختیار امریکا قرار گرفت، ولی از این حد فراتر نرفت. همین عدم مشارکت، مشکلات میان اروپا و امریکا را تشدید کرد. البته با نخست‌وزیر جدید انگلیس که روی کار آمده و ظاهراً ممکن است در قبال جنگ ایران رویکردی تندتر و کمتر محتاطانه داشته باشد، این احتمال هست که در این یک پرونده، روابط واشنگتن و لندن تا حدی هم‌سوتر شود.» به ‌گفته احمدی، در مقابل این همپوشانی‌های محدود، ایران با یک ضعف ساختاری در ائتلاف‌سازی روبرو استو این کارشنا مساییل بین‌الملل درباره چرایی آنچه او ضعف ساختاری قلمداد کرده افزود: «متاسفانه مشکل اصلی ما این است که در مسیر ائتلاف‌سازی با دولت‌ها و کشورها همکاری مشخصی نداریم. ائتلاف‌های ایران بیشتر با گروه‌های منطقه‌ای است؛ گروه‌هایی مانند حشدالشعبی، حزب‌الله و انصارالله یمن و دیگر گروه‌های مقاومت و این، به‌تنهایی کافی نیست. در مقابل، کشورهای عربی با اروپایی‌ها و امریکایی‌ها سال‌هاست که در حال شبکه‌سازی و ائتلاف‌سازی‌اند و روابط گسترده و ساختاری میانشان شکل گرفته است. اخیرا ترکیه و پاکستان هم به نوعی وارد این روند شده‌اند؛ پاکستان با عربستان پیمان دفاع متقابل دارد که به واسطه‌اش حمله به یکی، حمله به هر دو تلقی می‌شود، و ترکیه در قطر پایگاه نظامی دارد و روابط نزدیکی با برخی کشورهای عربی و فرامنطقه‌ای تعریف کرده است. در مجموع، ما شاهد موجی از ائتلاف‌سازی میان کشورهای عربی، اروپایی و امریکا هستیم، در حالی که ایران از این موج ائتلاف‌سازی کاملا به دور است و شاید بتوان گفت بزرگ‌ترین مشکل سیاست خارجی ایران همین است که در ائتلاف با دولت‌ها و کشورها پیشرفتی نداشته است.»

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها