کد خبر: 783868
|
۱۴۰۵/۰۵/۰۳ ۰۸:۱۵:۲۴
| |

پشت‌پرده سفر مهم نخست‌وزیر عراق به تهران / الزیدی حامل پیام آمریکا برای ایران بود؟

دیهیم خان بیگی درباره چرایی «سفر نخست‌وزیر عراق به ایران در این بازه زمانی» توضیح داد که این سفر را نمی‌توان صرفا در چارچوب «پیام‌رسانی مستقیم امریکا به ایران» تفسیر کرد، همان‌طور که نباید احتمال انتقال برخی ملاحظات، هشدارها یا پیام‌های غیرمستقیم را کاملا نادیده گرفت.

پشت‌پرده سفر مهم نخست‌وزیر عراق به تهران / الزیدی حامل پیام آمریکا برای ایران بود؟
کد خبر: 783868
|
۱۴۰۵/۰۵/۰۳ ۰۸:۱۵:۲۴

نوشین محجوب-در شرایطی که سطح تنش‌ها در خلیج‌فارس به اوج رسیده، علی کاظم الزیدی، نخست‌وزیر عراق سفری مهم به تهران انجام داد؛ سفری که فراتر از یک دیدار معمول دیپلماتیک بود و با امضای چهار سند همکاری در حوزه‌های سیاست خارجی، مالی، اقتصادی و انرژی میان دو کشور همراه شد.

به گزارش اعتماد، پیش از سفر الزیدی به تهران، بخشی از ناظران با اشاره به سفر اخیر آقای نخست‌وزیر به واشنگتن، این فرضیه را مطرح کردند که زیدی حامل پیامی از جانب امریکا برای ایران است. این فرضیه زمانی تقویت شد که نیویورک تایمز و آکسیوس با انتشار گزارش‌‌هایی مدعی شدند که مقام‌های رسمی کشورمان پیشنهاد میانجیگرایانه عراق و دیگر بازیگران منطقه برای برقراری آتش‌بس که خواست اصلی ترامپ است را رد کرده، چراکه در آن طرح، مساله کنترل و وضعیت حقوقی تنگه هرمز به ‌طور رضایت‌بخشی حل‌ نشده باقی می‌ماند. پس از آن عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان با موضع‌گیری رسمی در این زمینه خط بطلانی زد بر تحلیل‌های ادعایی.  رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان ضمن اشاره به خطوط قرمز تهران تاکید کرد که ایران نیازی به میانجی ندارد و این سفر را بخشی از روند میانجیگری تلقی نمی‌کند.  او خاطرنشان کرد که امریکا شریک قابل اعتمادی برای ابتکارهای مبتنی بر اعتماد متقابل نیست. به گفته عراقچی، نخست‌وزیر عراق صرفا برداشت‌های شخصی خود از سفر اخیرش به واشنگتن را منتقل خواهد کرد و حل مساله به «پیغام و پسغام» وابسته نیست. درباره چرایی مخالفت ایران با طرح ادعایی ترامپ، برخی تحلیلگران ریشه پاسخ منفی تهران را در نقض‌های مکرر تعهدات از جانب واشنگتن در مراحل قبلی رایزنی‌ها و تفاهم‌های پیشین، از جمله در جریان «تفاهم اسلام‌آباد» می‌دانند.  به گفته این گروه، تجربه‌های اخیر نوعی بی‌اعتمادی ساختاری و عمیقی نسبت به حسن‌نیت طرف امریکایی در تهران ایجاد کرده؛ بی‌اعتمادی‌ای که با تداوم حملات همزمان با ادعای تمایل به مذاکره بیش از پیش تقویت شده و دست‌کم در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، امکان بازگشت به دیپلماسی را به‌شدت محدود کرده است.

موضع‌گیری رسمی عراقچی در فضایی رسانه‌ای شد که ادعاهای مقامات امریکایی خود به تشدید التهاب کمک کرده است. دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا، اخیرا مدعی شده در حال بررسی عملیاتی گسترده‌تر علیه ایران است؛ عملیاتی که به گفته او از نظر دامنه فراتر از اقدامات پیشین خواهد بود و مقدمات آن در حال تکمیل است. ترامپ مدعی است طرف ایرانی هنوز به اندازه کافی «هزینه نداده» تا به توافق موردنظر واشنگتن تن دهد و تهدید کرده هرگونه خسارت به کشتی‌ها و محموله‌ها از محل دارایی‌های ایران نزد امریکا پرداخت خواهد شد؛ ادعاهایی که به گفته ناظران، پیام روشنی از تمایل به تشدید فشار و بهره‌گیری از ابزارهای اقتصادی و مالی برای پیشبرد اهداف جنگی و خصمانه واشنگتن ارسال می‌کند. عراقچی در واکنشی صریح به این ادعا، درباره هرگونه تلاش برای توقیف دارایی‌های ایران هشدار داد و تاکید کرد: چنین روندی به آشوب و بی‌ثباتی بیشتر دامن خواهد زد و هیچ دارایی‌ای را از امنیت برخوردار نخواهد ساخت. او در پیام خود یادآور شد: کشورها و بازیگرانی که از چنین منابعی استقبال می‌کنند یا از آن سود می‌برند، باید به این نکته توجه داشته باشند که عادی‌سازی مصادره اموال دیگران، درنهایت امنیت تمامی دارایی‌ها را زیر سوال می‌برد. در عرصه داخلی امریکا، مجلس نمایندگان روز پنجشنبه قطعنامه‌ای را با ۲۱۴ رای موافق در برابر ۲۰۸ رای مخالف به تصویب رساند که هدف آن محدود کردن اختیارات رییس‌جمهور در ادامه جنگ با ایران است. چهار نماینده جمهوری‌خواه در این رای‌گیری به دموکرات‌ها پیوستند. با این حال، تلاش مشابه در سنا با شکست مواجه شد و قطعنامه مرتبط با اختیارات جنگی با ۴۷ رای موافق در برابر ۴۹ رای مخالف رد شد. به گزارش منابع خبری، این قطعنامه‌ها بیش از آنکه ضمانت اجرایی سخت‌گیرانه داشته باشند، جنبه اعلامی دارند و بیشتر بازتاب‌دهنده شکاف سیاسی در ساختار سیاسی امریکا نسبت به ادامه جنگ بدون مجوز رسمی کنگره قلمداد می‌شوند. همزمان برخی نمایندگان دموکرات این رای را نشانه‌ای از مخالفت جدی قانون‌گذاران با استمرار یک جنگ «بدون مجوز» می‌دانند. همچنین ناظران سیاسی بر تناقض آشکار در رویکردهای واشنگتن تاکید دارند: از یک‌سو، تلاش برای مهار رییس‌جمهور از طریق ابزارهای کنگره و ازسوی دیگر، تصویب یک لایحه دفاعی عظیم به ارزش ۱.۱۵ تریلیون دلار که میلیاردها دلار بودجه اضافی برای تداوم عملیات نظامی علیه ایران تخصیص می‌دهد. این تضادها، همراه با تهدیدهای ادعایی علیه زیرساخت‌های حیاتی کشورمان و حتی طرح گزینه تهاجم زمینی، حاکی از نبود اجماع کامل در فرآیند تصمیم‌گیری‌های امریکا نسبت به سطح و چارچوب درگیری است. در سطح منطقه‌ای، تحولات میدانی در تنگه هرمز و باب‌المندب ابعاد بحران را گسترده‌تر کرده است. در کنار گزارش انفجار و آتش‌سوزی یک نفتکش در شاهراه هرمز، نیروهای انصارالله یمن -‌که در چارچوب محور مقاومت تعریف می‌شوند- دو نفتکش سعودی را در ورودی باب‌المندب هدف قرار داده‌اند؛ شاهراهی حیاتی که دریای سرخ را به اقیانوس هند پیوند می‌دهد و نقش مهمی در انتقال انرژی ایفا می‌کند. این حملات، همراه با تغییر مسیر چندین کشتی دیگر و جهش قیمت نفت برنت به بالای ۱۰۰ دلار به ازای هر بشکه، از دید بسیاری ناظران سیگنالی است مبنی بر اینکه در صورت تهاجم گسترده علیه ایران، ناامن‌سازی باب‌المندب توسط مقاومت یمن می‌تواند فشار کم‌سابقه‌ای بر اقتصاد جهانی وارد کند . همزمان با تصاعد بحران در خلیج‌فارس و دو آبراه حیاتی، ایران تلاش کرده سطح کنشگری دیپلماتیک خود را نیز حفظ و تقویت کند. حضور عراقچی در راس هیاتی سیاسی در نشست شورای وزیران خارجه سازمان همکاری شانگهای در چولپون‌آتا، در کنار دیدارهای برنامه‌ریزی ‌شده با همتایان منطقه‌ای و قدرت‌های بزرگ، نشانه‌ای از تلاش تهران برای طرح ابعاد دیپلماتیک بحران در سطح چند لایه است؛ به‌گونه‌ای که از یک‌سو آماده‌باش میدانی حفظ می‌شود و از‌سوی دیگر، مسیرهای گفت‌وگو و رایزنی چندلایه فعال نگه داشته می‌شود. در سطح جهانی نیز نشریاتی چون فارن‌افرز و موسسات پژوهشی مانند شورای روابط خارجی اروپا، در گزارش‌های اخیر خود هشدار داده‌اند که ترکیب سیاست‌های کنونی واشنگتن -از تشدید حضور نظامی در خلیج‌فارس گرفته تا اعطای مجوز دسترسی عربستان به فناوری هسته‌ای غیرنظامی و پیوستن ریاض به پیمان ابراهیم- خاورمیانه و به ‌ویژه خلیج‌فارس را در وضعیت نقطه جوش قرار داده است.  به اعتقاد این نهادها، این وضعیت نه ‌تنها معادلات امنیتی، جغرافیایی و سیاسی غرب آسیا را پیچیده‌تر و رقابت‌های منطقه‌ای را تشدید می‌کند، بلکه در میان‌مدت می‌تواند روندهای اقتصادی و انرژی در سطح جهانی را نیز به ‌طور منفی تحت‌تاثیر قرار دهد.

در همین راستا روزنامه اعتماد با هدف بررسی سناریوهای پیش‌رو و تحولات روابط بین‌الملل، با دیهیم خان بیگی، کارشناس مسائل بین‌الملل، گفت‌وگو کرده است. دیهیم خان‌بیگی، کارشناس روابط بین‌الملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره چرایی «سفر نخست‌وزیر عراق به ایران در این بازه زمانی» توضیح داد که این سفر را نمی‌توان صرفا در چارچوب «پیام‌رسانی مستقیم امریکا به ایران» تفسیر کرد، همان‌طور که نباید احتمال انتقال برخی ملاحظات، هشدارها یا پیام‌های غیرمستقیم را کاملا نادیده گرفت.  به گفته این کارشناس روابط بین‌الملل، عراق به ‌دلیل موقعیت ژئوپلیتیک خاص، پیوندهای عمیق اجتماعی و مذهبی با ایران و در عین حال روابط امنیتی و سیاسی با ایالات‌متحده، همواره در فضایی پیچیده و چندلایه حرکت کرده؛ از همین رو، بغداد بیش از آنکه یک واسطه خنثی باشد، خود بخشی از معادله منطقه‌ای است و به‌سادگی نمی‌تواند در نقش یک میانجی کاملا بی‌طرف ظاهر شود.  خان‌بیگی از این منظر، سفر علی زیدی به تهران را بیشتر در چارچوب «مدیریت تنش، تنظیم پیام‌ها و سنجش فضای بحران» صورت‌بندی می‌کند تا یک ماموریت رسمی و شفاف برای میانجیگری. او در ادامه به «اعتماد» گفت: اگر واشنگتن برای این سفر پیامی در نظر گرفته باشد، آن پیام احتمالا در سطح هشدار، اتمام‌حجت یا ترسیم خطوط قرمز قابل فهم است، نه در قالب یک ابتکار علنی و مستقیم؛ الگویی که در رفتار سیاسی دونالد ترامپ هم دیده می‌شود، جایی که پیش از رفتن به سمت فشارهای سخت‌تر، از مسیر پیام، تهدید یا فشار روانی تلاش می‌کند طرف مقابل را به عقب‌نشینی یا امتیازدهی وادار کند. خان‌بیگی این سفر را حامل «پیام سیاسی چندلایه» می‌داند؛ پیامی که برای تهران، واشنگتن و خود بغداد معنا دارد و در عین حال یادآور می‌شود که عراق امروز بیش از آنکه صرفا حامل پیام باشد، یکی از میدان‌های اصلی رقابت و چانه‌زنی در منطقه است و باید نقش آن را در همین چارچوب تحلیل کرد. دیهیم خان‌بیگی، کارشناس روابط بین‌الملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره نقش محور مقاومت عراق در صورت تصاعد بحران توضیح داد که «متغیر عراق»، به ‌ویژه حضور گروه‌های نزدیک به محور مقاومت، از اصلی‌ترین عواملی است که بر رفتار بغداد درقبال تهران اثر می‌گذارد. ‌به گفته او، عراق از یک سو به‌دلیل پیوندهای تاریخی، مذهبی و اجتماعی با ایران ناگزیر است رابطه‌ای ویژه با تهران داشته باشد و از‌سوی دیگر، به‌خاطر حضور امریکا، نیاز به سرمایه‌گذاری خارجی و فشارهای امنیتی منطقه‌ای، نمی‌تواند این رابطه را بدون ملاحظه سایر بازیگران تنظیم کند؛ همین چندلایه بودن، سفر نخست‌وزیر عراق به تهران را از سطح یک دیدار دوجانبه معمولی فراتر برده و آن را به تلاشی برای مدیریت یک موازنه حساس تبدیل می‌کند. خان‌بیگی تاکید کرد: اگر از زاویه گروه‌های مقاومت نگاه کنیم، بغداد مایل است این گروه‌ها در داخل عراق به‌گونه‌ای مهار شوند که کشور به میدان تسویه‌حساب مستقیم میان ایران و امریکا تبدیل نشود، اما در عین حال یادآور می‌شود عراق هنوز از نظر ساختار سیاسی و امنیتی آن‌قدر یکپارچه نیست که بتواند چنین کنترلی را با قطعیت اعمال کند؛ به همین دلیل، خواست بغداد برای حفظ بی‌طرفی را باید بیشتر «تلاش برای کاهش آسیب» دانست، نه بی‌طرفی کامل و پایدار. از دید این کارشناس روابط بین‌الملل عراق می‌کوشد از تبدیل شدن به صحنه رویارویی مستقیم جلوگیری کند، اما تحقق این هدف به عوامل بیرونی نیز وابسته است؛ از‌جمله سطح تنش میان تهران و واشنگتن، رفتار گروه‌های مسلح و میزان فشار کشورهای عربی و خلیج‌فارس. به بیان او، بغداد از نظر سیاسی علاقه‌مند است به کشوری «کاهش‌دهنده بحران» تبدیل شود، اما در شرایط فعلی احتمال اینکه کاملا از مدار تنش بیرون بماند، محدود است. دیهیم خان‌بیگی در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره تشدید ناآرامی‌ها در باب‌المندب همزمان با بحران تنگه هرمز و خلیج‌فارس و نقش احتمالی عمان در متوقف کردن احتمالی این گروه تاکید دارد که عمان را نباید به عنوان یکی از حامیان سیاسی یا امنیتی حوثی‌ها تعریف کرد. به گفته او، مسقط در عمل بیش از آنکه طرفِ همسو با حوثی‌ها باشد «کانال ارتباطی قابل‌اعتماد» بوده؛ نقشی که به ‌واسطه روابط نزدیک با ایران، ملاحظات امنیتی و رقابت تاریخی با عربستان شکل گرفته و باعث شده عمان در پرونده یمن ترجیح بدهد از موضعی نرم، منعطف و قابل‌گفت‌وگو عمل کند. از این منظر، نقش عمان بیشتر در سطح مدیریت تماس‌ها و کاهش اصطکاک قابل فهم است، نه حمایت از یک پروژه سیاسی مشخص. او درباره باب‌المندب نیز خاطرنشان کرد که این گذرگاه در شرایط فعلی به یکی از نقاط اصلی نگرانی بازار انرژی تبدیل شده است؛ هر چند منابع معتبر هنوز از «انسداد کامل و پایدار» این مسیر خبر نمی‌دهند، اما سطح تهدید به‌وضوح بالا رفته و همین تهدید برای بازار کافی است تا حق‌بیمه ریسک نفت افزایش یابد. خان‌بیگی یادآور می‌شود: گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد قیمت نفت در واکنش به نگرانی از درگیری‌های امریکا و ایران و نیز تهدیدهای حوثی‌ها، به بالاترین سطح چند هفته اخیر رسیده و حتی در یک بازه کوتاه حدود ۱۰ دلار رشد را تجربه کرده؛ این یعنی بازار بیش از آنکه منتظر قطع واقعی عرضه باشد، روی احتمال اختلال در لجستیک و حمل‌ونقل قیمت می‌گذارد. از منظر راهبردی، خان‌بیگی افزود: اگر فشارهای امریکا ادامه یابد، بعید است حملات پراکنده به حوثی‌ها بتواند این جریان را به ‌طور کامل خاموش کند؛ تجربه سال گذشته هم نشان داده ضربات هوایی به‌تنهایی قادر به حذف ظرفیت بازدارندگی حوثی‌ها نیست. او نتیجه می‌گیرد واشنگتن عملا با دو گزینه دشوار روبه‌رو است: یا باید در فضایی آکنده از انتقاد داخلی و منطقه‌ای، سطح درگیری را ادامه دهد یا ناچار شود به سمت مذاکره و مهار بحران بازگردد. به‌ گفته او، باتوجه به فشار افکار عمومی در امریکا، حساسیت انتخابات کنگره و محدود بودن زمان برای تولید یک دستاورد قابل دفاع، ایالات‌متحده برای آزمون‌ و خطای طولانی‌مدت در این پرونده «زمان چندانی دراختیار ندارد» و این محدودیت خود به ‌نوعی بر نحوه مدیریت جنگ در شاهراه‌های حیاتی و جلوگیری از فلج‌شدن اقتصاد جهانی اثر خواهد گذاشت.

این کارشناس روابط بین‌الملل، در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره مجوز امریکا برای برنامه هسته‌ای غیرنظامی عربستان و پیوند آن با پیمان‌های ابراهیم نیز توضیح داد که اگر این پرونده را در بستر بزرگ‌تر روابط عربستان، اسراییل، امریکا و رقابت قدرت‌های بزرگ ببینیم، پیام اصلی آن صرفا فنی یا انرژی‌محور نیست، بلکه یک سیگنال ژئوپلیتیکی است.  به‌ گفته او، واشنگتن به ریاض می‌گوید: همکاری راهبردی با امریکا در حوزه‌های حساس و بلندمدت، مثل فناوری هسته‌ای، هنوز «قابل‌فروش» است، اما این همکاری از منطق امنیتی و سیاسی جدا نیست؛ یعنی پرونده هسته‌ای عربستان فقط یک توافق انرژی نیست، بلکه بخشی از معامله بزرگ‌تر برای بازآرایی نظم خاورمیانه است. خان‌بیگی تاکید دارد: در منابع معتبر، مدرک روشنی از یک شرط رسمی و نهایی که عربستان را الزاما برای دریافت برنامه هسته‌ای غیرنظامی امریکا به پیوستن به توافق‌های ابراهیم متعهد کند، دیده نمی‌شود؛ اما در سطح سیاسی، این پیوند کاملا قابل مشاهده است. او یادآور شد: دولت ترامپ به‌طور آشکار تلاش کرده موضوع هسته‌ای عربستان را در کنار عادی‌سازی روابط ریاض و تل‌آویو پیش ببرد؛ بنابراین حتی اگر این شرط در سطح حقوقی و مکتوب تثبیت نشده باشد، از نظر سیاسی، یک «بسته واحد» تلقی می‌شود: هسته‌ای در برابر همسویی بیشتر با محور امریکایی-اسراییلی. خان‌بیگی در ادامه گفت که این متغیر از منظر ایران دو پیام دارد: نخست اینکه امریکا در حال کوشش برای تقویت معماری بازدارندگی منطقه‌ای است؛ معماری‌ای که هم ایران را مهار کند و هم متحدان عرب را به مدار نزدیک‌تری از واشنگتن جذب کند. پیام دوم اینکه ورود عربستان به مسیر هسته‌ای، ولو در سطح غیرنظامی، طبیعی است که حساسیت‌های امنیتی تازه‌ای در منطقه ایجاد کند، چون مرز میان فناوری صلح‌آمیز و قابلیت‌های بالقوه دوگانه در خاورمیانه همواره باریک بوده است. او توضیح داد: در چنین فضایی، ایران این پیام را دریافت می‌کند که رقبای منطقه‌ای‌اش فقط در حوزه تسلیحات متعارف تقویت نمی‌شوند، بلکه در سطح فناوری‌های راهبردی نیز در حال ارتقای موقعیت‌اند.خان‌بیگی اضافه می‌کند: برای چین و روسیه نیز پیام این روند روشن است: واشنگتن می‌خواهد به عربستان نشان دهد که برای دسترسی به فناوری‌های پیشرفته، همچنان باید به امریکا تکیه کند نه به پکن یا مسکو. به‌‌ویژه در شرایطی که ریاض طی سال‌های اخیر تلاش کرده با حفظ روابط اقتصادی با چین، از وابستگی کامل به یک بلوک پرهیز کند، چنین توافقی می‌تواند نوعی فشار برای «انتخاب‌گری راهبردی» ایجاد کند. او در جمع‌بندی گفت: اگر این روند به‌صورت جدی پیش برود، پیامدهای آن فراتر از عربستان خواهد بود: رقابت هسته‌ای و فناورانه در منطقه تشدید می‌شود؛ اسراییل نسبت به هرگونه انتقال حساس فناوری به عربستان، حتی در قالب غیرنظامی، با دقت واکنش نشان خواهد داد و سایر بازیگران عرب ممکن است این روند را نشانه‌ای از آغاز بازچینی تازه در موازنه قدرت خاورمیانه بدانند؛ بازچینی‌ای که در آن امریکا می‌کوشد هم عادی‌سازی با اسراییل را جلو ببرد و هم با ابزار فناوری‌های راهبردی، شاکله ائتلاف‌های منطقه‌ای را از نو تنظیم کند. خان‌بیگی این پرونده را بخشی از «خاورمیانه جدیدِ مهندسی‌شده ازسوی واشنگتن» توصیف می‌کند؛ خاورمیانه‌ای که در آن انرژی، فناوری هسته‌ای، عادی‌سازی سیاسی و رقابت با چین و روسیه در یک بسته واحد دیده می‌شوند، اما در عین حال یادآور می‌شود هرجا مساله هسته‌ای وارد بازی خاورمیانه شود، ملاحظات عدم‌اشاعه، حساسیت اسراییل، نگرانی کنگره و تردید کشورهای منطقه فعال می‌شود و به همین دلیل، این پروژه از نظر اجرایی با موانع جدی روبه‌رو است. دیهیم خان‌بیگی در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره سناریوی گسترش جنگ و احتمال ورود زمینی امریکا به جزایر جنوبی کشورمان، به‌ویژه جزیره خارک، تاکید کرد که فعلا نباید ورود زمینی امریکا به خارک را «سناریوی اصلی» دانست. به‌ گفته او، از نظر نظامی چنین اقدامی ممکن است، اما از نظر سیاسی و راهبردی بسیار پرهزینه است؛ چون خارک فقط یک هدف نمادین نیست، بلکه یکی از گره‌های اصلی صادرات نفت ایران است و هر تلاش برای تصرف آن، امریکا را وارد مرحله‌ای می‌کند که حفظ موقعیت، بسیار دشوارتر از خود عملیات اولیه خواهد بود، از همین رو در صورت اقدام زمینی علیه خارک، نیروهای امریکایی هم در مسیر عملیات و هم پس از استقرار، در معرض فشار مستقیم موشک‌ها، پهپادها و آتش سرزمین اصلی ایران قرار می‌گیرند؛ به همین دلیل، این گزینه در حال حاضر بیشتر در حد «ابزار فشار و تهدید» مطرح است تا یک اقدام قریب‌الوقوع. او در ادامه گفت: در شرایط فعلی فرضیه محتمل‌تر آن است که امریکا همان الگوی فشار هوایی و دریایی، هدف‌گیری زیرساخت‌ها و بالا بردن هزینه‌های لجستیکی برای ایران را ادامه دهد؛ به ‌ویژه در وضعیتی که مسیر دیپلماسی عملا متوقف شده و افق روشنی برای مهار پیامدهای یک مداخله زمینی وجود ندارد. به ‌بیان او، این کارشناس ارشد روابط بین‌الملل واشنگتن در این مرحله ترجیح می‌دهد که «از مسیر فشار از راه دور» موازنه را تغییر دهد، نه با اشغال نقطه‌ای که خود می‌تواند منشا بحران بزرگ‌تری شود، از همین رو در صورت تداوم بن‌بست سیاسی میان تهران و واشنگتن سه سناریو را محتمل‌تر می‌داند: نخست، ادامه فرسایش متقابل از طریق حملات محدود اما مستمر؛ دوم، گسترش دامنه بحران به زیرساخت‌های انرژی، پایگاه‌ها و مسیرهای دریایی در خلیج‌فارس و سوم، بروز خطای محاسباتی، یعنی حمله‌ای که ازسوی یکی از طرفین عبور از خط قرمز تلقی شود و سطح درگیری را ناگهان افزایش دهد. دیهیم خان‌بیگی در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» درباره اهرم‌های ایران در صورت آغاز جنگ تمام‌عیار، به‌ویژه در شرایط شکل‌گیری یک ائتلاف نانوشته علیه تهران و واگذاری پایگاه‌ها و سرزمین‌هایی از‌سوی کشورهایی مانند بریتانیا و بلغارستان برای مداخله نظامی، تاکید دارد: ایران همچنان ابزارهایی دراختیار دارد که می‌تواند هزینه درگیری را برای امریکا و هر ائتلاف همراه آن به‌طور جدی افزایش دهد. به گفته او، مزیت ایران لزوما در برتری کلاسیک نظامی نیست، بلکه در توان گسترش‌دادن میدان بحران، هدف قراردادن نقاط آسیب‌پذیر و فرسایشی‌کردن جنگ نهفته است. او نخست به توان موشکی و پهپادی ایران اشاره می‌کند و توضیح داد: شبکه پایگاه‌ها، مراکز فرماندهی، تاسیسات سوخت‌رسانی و خطوط پشتیبانی امریکا در منطقه، با وجود نقش عملیاتی مهم، اهدافی ثابت و آسیب‌پذیر به شمار می‌روند. خان‌بیگی می‌گوید: ایران می‌تواند با تهدید این زیرساخت‌ها نشان دهد که حمله به خاک ایران محدود به جغرافیای داخلی کشور نخواهد ماند و هزینه آن به کل معماری نظامی امریکا در منطقه سرایت خواهد کرد؛ به این معنا که هر کشوری که پایگاه، اطلاعات یا پشتیبانی لجستیکی دراختیار عملیات علیه ایران قرار دهد، هم فشار را افزایش می‌دهد و هم دامنه آسیب‌پذیری خود را گسترش می‌دهد. اهرم دوم، موقعیت ایران در خلیج‌فارس و مجاورت با تنگه هرمز است. تهران برای اثرگذاری بر بازار انرژی الزاما نیازی به انسداد کامل تنگه ندارد؛ افزایش ناامنی دریایی، بالا رفتن هزینه بیمه کشتی‌ها و ایجاد اختلال در تردد نفتکش‌ها نیز می‌تواند بازار جهانی نفت و گاز را تحت تاثیر قرار دهد. از نگاه او، این مساله جنگ با ایران را از یک منازعه دوجانبه فراتر می‌برد و آن را به دغدغه‌ای برای اقتصاد جهانی تبدیل می‌کند؛ وضعیتی که هم فشار بر واشنگتن را زیاد می‌کند و هم حساسیت متحدانش را بالا می‌برد. خان‌بیگی سپس به ظرفیت گسترش جغرافیای درگیری اشاره کرد و گفت: ایران می‌تواند امکان فعال‌شدن جبهه‌های پیرامونی، از عراق و سوریه تا یمن و دریای سرخ، را به عنوان یک امکان بازدارنده درنظر داشته باشد؛ در این وضعیت، طرف مقابل با یک میدان واحد مواجه نمی‌شود، بلکه محاسبات امنیتی و هزینه‌های عملیاتی‌اش در چند جبهه افزایش می‌یابد. از همین روحتی بدون ورود همزمان همه بازیگران، صرف وجود این ظرفیت، یک عامل بازدارنده مهم است که هر ائتلاف احتمالی علیه ایران باید آن را در محاسبات خود لحاظ کند.  به‌ گفته این کارشناس روابط بین‌الملل، عامل دیگر توان ایران برای طولانی ‌کردن جنگ است؛ جغرافیای وسیع، پراکندگی زیرساخت‌ها و تجربه در نبرد نامتقارن، احتمال تحقق یک پیروزی سریع و کم‌هزینه را برای امریکا تضعیف می‌کند. خان‌بیگی یادآور شد: مساله اصلی برای واشنگتن صرفا آغاز عملیات نیست، بلکه کنترل پیامدها و دستیابی به نتیجه سیاسی پس از آن است؛ درحالی که ایران، با اتکا به همین ویژگی‌ها، می‌تواند جنگ را به یک روند فرسایشی و پرهزینه تبدیل کند.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها