کد خبر: 782856
|
۱۴۰۵/۰۴/۲۷ ۰۸:۵۵:۱۷
| |

علی ربیعی: گزارش «آنچه ایران می‌خواهد» برای انتشار عمومی تنظیم نشده بود

علی ربیعی نوشت: این متن برای انتشار عمومی تنظیم نشده بود. کسانی به شیوه‌ای نامعلوم، غیرمجاز و غیراخلاقی، یک گزارش کارشناسی را از مسیر حرفه‌ای و اداری خود خارج کرده و در نهایت رسانه‌های فارسی‌زبان جاعل و ایران‌ستیز، تفسیر خود را بر آن سوار کردند. این اقدام را نمی‌توان گردش طبیعی اطلاعات یا شفاف‌سازی نامید. با نوعی دستبرد به امانت علمی و سرقت اخلاقی و حرفه‌ای یک اثر پژوهشی مواجهیم. کسانی که به چنین اقدامی دست زده‌اند، تنها یک فایل را منتقل نکرده‌اند؛ آنان اعتماد میان پژوهشگر، نهاد علمی و سیاست‌گذار را هدف قرار داده‌اند.

علی ربیعی: گزارش «آنچه ایران می‌خواهد» برای انتشار عمومی تنظیم نشده بود
کد خبر: 782856
|
۱۴۰۵/۰۴/۲۷ ۰۸:۵۵:۱۷

علی ربیعی در یادداشتی با عنوان «گزارش روایت تحریف حقیقت» در روزنامه اعتماد نوشت:‌ سنجش افکار عمومی و تبیین آن، یکی از ابزارهای ضروری حکمرانی و تصمیم‌گیری آگاهانه است. مدیران ارشد زمانی می‌توانند تصمیم‌هایی واقع‌بینانه، کم‌هزینه و متناسب با نیازهای جامعه اتخاذ کنند که از نگرانی‌ها، امیدها، مطالبات، ارزش‌ها و تغییرات نگرشی مردم آگاهی داشته باشند. تصمیم‌گیری بدون شناخت جامعه، به‌معنای سیاستگذاری در تاریکی است. من در هر دوره و در هر جایگاهی که خدمت کرده‌ام، معتقد بودم که باید صداهای متکثر جامعه، به‌ویژه صدای گروه‌هایی را که کمتر شنیده می‌شوند، به ارکان قدرت و تصمیم‌گیران منتقل کنم. ازاین‌رو، مطالعه تحولات اجتماعی و انتقال یافته‌های آن به مدیران کشور را بخشی از وظیفه وجدانی و اخلاقی خود می‌دانم.  با این وصف، در روزهای گذشته، یک گزارش از سلسله پژوهش‌ها و گزارش‌هایی که با هدف ارایه تصویری از تحولات اجتماعی ایران و برای استفاده مدیران و سیاستگذاران تهیه شده بود، به شیوه‌ای نامعلوم، غیرمجاز و غیراخلاقی از مسیر حرفه‌ای و اداری خود خارج شد. در این میان، برخی رسانه‌های فارسی‌زبان ایران‌ستیز خارج از کشور با  انتشار گزینشی و جهت‌دار این گزارش و تلاش برای تحمیل تفسیری مغرضانه بر آن، سوءتفاهم‌هایی ایجاد کردند که توضیح درباره ماهیت، روش و هدف این‌گونه مطالعات را ضروری می‌کند. پیمایش‌ها و فراتحلیل‌های صورت گرفته تصویری از جامعه در زمان و شرایطی معین و براساس جامعه آماری و چارچوب روش‌شناختی مشخص ارایه می‌دهد. 

ازاین‌رو، نه می‌توان یک پژوهش را تمام حقیقت جامعه دانست و نه می‌توان صرفا به‌دلیل مطلوب‌نبودن برخی نتایج، اصل آن را بی‌اعتبار کرد.  جامعه پیچیده‌تر از آن است که در یک عدد یا یک پیمایش خلاصه شود؛ اما سیاست‌گذاری مسوولانه نیز نمی‌تواند نسبت به داده‌های اجتماعی بی‌اعتنا باشد.

گزارش منتشرشده، یک فرا تحلیل مبتنی بر داده‌ها و دانش نویسنده است نه تفسیر 

 متن منتشرشده، حاصل مرور، مقایسه و تحلیل مجموعه‌ای از پیمایش‌ها، مطالعات و داده‌های اجتماعی در یک بازه زمانی نزدیک به نیم‌قرن بود؛ بازه‌ای که می‌توان ریشه‌های آن را از مطالعات مرحوم مجید تهرانیان و پژوهشگران هم‌دوره او تا تحقیقات دوره‌ای ارزش‌های ایرانیان و پیمایش‌های سال‌های اخیر دنبال کرد. هرکدام از این تحقیقات، در زمان و زمینه خاص خود، بخشی از تحولات نگرشی، ارزشی و اجتماعی ایرانیان را ثبت کرده‌اند. گزارش مورد بحث کوششی برای قرار دادن این یافته‌های پراکنده در امتداد یکدیگر، مقایسه آنها و فهم برخی روندهای بلندمدت جامعه ایران بود. بنابراین، نتایج هریک از نظرسنجی‌ها تنها یکی از منابع متعدد این مطالعه محسوب می‌شد.  همچنین باید میان سه سطح تمایز قائل شد: نخست، نتایج خام نظرسنجی‌ها؛ دوم، تفسیر پژوهشگر از همان نتایج؛ و سوم، تحلیل ثانویه‌ای که چندین پیمایش، مطالعه، مشاهده و گفت‌وگوی پژوهشی را در یک چارچوب اجتماعی و سیاسی کنار یکدیگر قرار می‌دهد. متن منتشرشده در سطح سوم قرار داشت. این گزارش یک کار ثانویه و سیاست‌محور است. در تهیه آن، علاوه بر داده‌های پیمایشی، از مشاهدات مشارکتی، گفت‌وگوهای پژوهشی، مطالعات اجتماعی موجود، تجربه‌های نهادی و تحلیل زمینه سیاسی و تاریخی کشور استفاده شده است. 

ادعای متن نیز این نیست که با یک پیمایش مستقل یا پژوهشی مبتنی بر تولید داده اولیه مواجهیم؛ هدف، تبدیل مجموعه‌ای از یافته‌های اجتماعی به تصویری قابل استفاده برای سیاست‌گذار است.

فایده تحلیل‌های اجتماعی برای سیاست‌گذار، جامعه و پژوهشگر

اینگونه مطالعات دست‌کم سه فایده اساسی دارند: 

نخست، به سیاست‌گذار کمک می‌کنند میان برداشت شخصی خود از جامعه و واقعیت‌های متکثر اجتماعی فاصله بگذارد. آگاهی از تغییر نگرش‌ها، افزایش یا کاهش اعتماد، وضعیت امید اجتماعی، برداشت مردم از آینده و نحوه مواجهه آنان با موضوعاتی مانند جنگ، صلح، ثبات، اصلاح و هویت ملی و... شرط لازم تصمیم‌گیری مسوولانه است.

حتی یافته‌های تلخ، انتقادی یا هشداردهنده باید شنیده شوند؛ زیرا نشنیدن واقعیت، آن را از میان نمی‌برد. وظیفه مطالعه اجتماعی، تولید داده‌های خوشایند برای مدیران نیست؛ بلکه نزدیک‌کردن تصمیم‌گیران به واقعیت جامعه است.

دوم؛ شناخت اجتماعی به خود جامعه نیز کمک می‌کند. جامعه‌ای که هم‌زمان با ارزش‌های سنتی، دینی، ملی، مدرن، فردگرایانه، جمع‌گرایانه و جهانی مواجه است، برای فهم خود به مفهوم، زبان و داده نیاز دارد. شناخت تنوع‌های درونی جامعه می‌تواند از کلیشه‌سازی، دوقطبی‌سازی و تعمیم دیدگاه یا رفتار یک گروه به همه مردم جلوگیری کند .

جامعه‌ای که بتواند ارزش‌ها، نگرانی‌ها، تعارض‌ها و ظرفیت‌های خود را بهتر بشناسد، امکان بیشتری برای گفت‌وگو، اصلاح و حل مسالمت‌آمیز اختلاف‌ها خواهد داشت.

سوم؛ این مطالعات میان دانشگاه، پژوهشکده‌ها و مراکز سنجش افکار با سیاست‌گذاری پیوند ایجاد می‌کنند. یکی از مشکلات دیرینه ما، باقی‌ماندن انبوه تحقیقات اجتماعی در کتابخانه‌ها و کم‌اثر بودن آنها بر تصمیم‌های اجرایی است. تحلیل ثانویه می‌تواند یافته‌های مطالعات مختلف را در کنار یکدیگر قرار دهد و آنها را به زبان قابل استفاده برای مدیران و سیاست‌گذاران تبدیل کند.

نمونه‌های جهانی این رویکرد فراوان‌اند. در چند دهه قبل «گرت هافستد » با مطالعه تطبیقی فرهنگ‌ها از جمله ایران، ابعادی مانند فاصله قدرت، فردگرایی و جمع‌گرایی، جنسیت، مواجهه با عدم‌قطعیت، جهت‌گیری بلندمدت و برداشت‌های فرهنگی از نقش‌های اجتماعی را بررسی کرد. هدف چنین مطالعاتی صدور حکم قطعی درباره همه افراد یک کشور نیست؛ بلکه شناخت گرایش‌های عمومی و تفاوت‌های فرهنگی میان جوامع است.

 «رونالد اینگلهارت » و همکارانش نیز در پیمایش جهانی ارزش‌ها، دگرگونی جوامع از غلبه ارزش‌های بقا به سوی ارزش‌های ابراز وجود و ارزش‌های فرامادی را بررسی کرده‌اند. ایران نیز در دوره‌های مختلف در این مطالعات حضور داشته و تحولات ارزشی جامعه ایرانی در چارچوب این پیمایش‌ها تحلیل شده است.

طبیعی است که درباره روش، طبقه‌بندی‌ها و نتایج هافستد، اینگلهارت یا هر پژوهشگر دیگری نقدهای علمی وجود داشته باشد. اما وجود نقد علمی، ضرورت شناخت جامعه از طریق داده‌های منظم، مطالعات تطبیقی و تحلیل روندهای بلندمدت را نفی نمی‌کند. علم اجتماعی با نقد رشد می‌کند، نه با انکار داده و تخریب پژوهش.

دستبرد به امانت علمی

این متن برای انتشار عمومی تنظیم نشده بود. کسانی به شیوه‌ای نامعلوم، غیرمجاز و غیراخلاقی، یک گزارش کارشناسی را از مسیر حرفه‌ای و اداری خود خارج کرده و در نهایت رسانه‌های فارسی‌زبان جاعل و ایران‌ستیز، تفسیر خود را بر آن سوار کردند. این اقدام را نمی‌توان گردش طبیعی اطلاعات یا شفاف‌سازی نامید. با نوعی دستبرد به امانت علمی و سرقت اخلاقی و حرفه‌ای یک اثر پژوهشی مواجهیم. کسانی که به چنین اقدامی دست زده‌اند، تنها یک فایل را منتقل نکرده‌اند؛ آنان اعتماد میان پژوهشگر، نهاد علمی و سیاست‌گذار را هدف قرار داده‌اند.

این افراد حقوق معنوی صاحبان داده‌ها و پژوهشگران مشارکت‌کننده را نادیده گرفته و متنی کارشناسی را به ماده خام عملیات روانی رسانه‌هایی تبدیل کرده‌اند که سابقه آنها در تحریف واقعیت‌های ایران روشن است.

 هنگامی که پژوهشگر و نهاد علمی اطمینان نداشته باشند که داده و تحلیل آنان در چارچوب حرفه‌ای باقی می‌ماند، یکی از مهم‌ترین مسیرهای ارتباط میان جامعه و سیاست‌گذار آسیب خواهد دید.

رسانه‌های ایران‌ستیز و مصادره یک متن علمی

رسانه‌هایی که این گزارش را منتشر کردند، رسانه‌هایی بی‌طرف، مستقل و دغدغه‌مند نسبت به علم و جامعه ایران نیستند. بخش مهمی از آنان رسانه‌هایی ضدایرانی، ایران‌ستیز و علم‌ستیزند که داده‌های اجتماعی را نه برای فهم جامعه، بلکه برای تخریب اعتماد عمومی، تضعیف انسجام ملی و القای فروپاشی ایران به کار می‌گیرند.

این رسانه‌ها در جریان جنگ چهل‌روزه نیز، به‌جای ایستادن در کنار مردم ایران و دفاع از جان، امنیت و تمامیت سرزمینی کشور، در موارد متعدد روایت‌های مطلوب دشمنان و متجاوزان را بازتاب دادند. آنان مرز میان فعالیت رسانه‌ای و همراهی تبلیغاتی با دشمنان ایران را مخدوش کردند و به همین دلیل، سرمایه اعتماد خود را در میان جامعه ایران از دست داده‌اند. برخی از این رسانه‌ها با تامین مالی از سمت رژیم اسراییل، در روزهای جنگ، رنج مردم ایران را نادیده گرفته، تجاوز به کشور را عادی‌سازی می‌کنند یا روایت متجاوز را بر تجربه زیسته ایرانیان ترجیح می‌دهند.

این رسانه‌ها، صرفا جمله‌هایی از متن را گزینش و در چارچوب یک هدف سیاسی از پیش تعیین‌شده بازتفسیر کردند. این شیوه، روزنامه‌نگاری حرفه‌ای نیست؛ مصادره یک متن علمی برای عملیات روانی است. علم‌ستیزی فقط به معنای انکار دانشگاه یا پژوهش نیست. خارج‌کردن داده از زمینه، تبدیل احتمالات به گزاره‌های قطعی، حذف محدودیت‌های روش‌شناختی و استفاده گزینشی از یافته‌ها برای اثبات یک نتیجه سیاسی از پیش تعیین‌شده نیز صورت‌هایی از علم‌ستیزی است.

مسوولیت اخلاقی و عذرخواهی از صاحبان داده‌ها

با وجود آنکه انتشار گزینشی بخش‌هایی از گزارش بدون اطلاع، رضایت و اراده من صورت گرفته است، لازم می‌دانم از مراکز پژوهشی، صاحبان مالکیت معنوی پیمایش‌ها و اعضای علمی و اجرایی‌ای که در طراحی، گردآوری و تحلیل برخی داده‌های مورد استفاده مشارکت داشته‌اند، با علم به اینکه انتشار ناخواسته متن، ممکن است برای برخی پژوهشگران و نهادهای علمی سوءتفاهم ایجاد کرده باشد عذرخواهی کرده و آن را وظیفه اخلاقی خود می‌دانم.

به‌کارگیری نتایج تحقیقات، حتی در یک گزارش سیاستی ثانویه، مسوولیت رعایت دقیق حقوق معنوی، محدودیت‌های انتشار و ملاحظات حرفه‌ای صاحبان داده را به همراه دارد. 

تحریف رسانه‌ای، نتیجه اصلی تحلیل را تغییر نمی‌دهد

رسانه‌های فارسی‌زبان ایران‌ستیز کوشیدند با گزینش جمله‌ها، حذف زمینه تحلیل و تحمیل برداشت‌های دلخواه، گزارش را سندی درباره ناامیدی، گسست اجتماعی یا فروپاشی جامعه ایران معرفی کنند. این بازنمایی نه با روش گزارش سازگار بود و نه با نتیجه اصلی آن.

این رسانه‌ها معمولا هر داده انتقادی درباره ایران را نشانه فروپاشی معرفی می‌کنند و هر نشانه‌ای از امید، همبستگی، میهن‌دوستی و تاب‌آوری را نادیده می‌گیرند. مساله آنان فهم علمی جامعه ایران نیست؛ ساختن تصویری از ایران است که با نیازهای سیاسی و تبلیغاتی حامیانشان سازگار باشد. تصویری که از مجموعه داده‌ها، مطالعات و مشاهدات به دست آمده بود، جامعه ایران را جامعه‌ای پویا، بهبودخواه، صلح‌طلب اما تسلیم‌ناپذیر، امیدوار، ثبات‌خواه، ایران‌دوست و مخالف سلطه خارجی نشان می‌داد. ایرانیان ممکن است نسبت به عملکردها، نهادها و سیاست‌ها انتقاد داشته باشند، اما همواره نسبت به بیگانه‌طلبان فاصله داشته و با هیچ دشمنی که ایران را تهدید کند همراهی ندارد.

جامعه ایران در بزنگاه‌های تاریخی و به‌ویژه در جریان دفاع میهنی چهل روزه نشان داد که میان مطالبه اصلاح در داخل و دفاع از کشور در برابر تجاوز خارجی تمایز قائل است. ایرانیان می‌توانند هم‌زمان منتقد، اصلاح‌خواه و عمیقا میهن‌دوست باشند.  این همان واقعیتی است که رسانه‌های ایران‌ستیز یا قادر به درک آن نیستند یا عامدانه از بازتاب آن خودداری می‌کنند. به روایتی ما توانستیم در کنار هم وحدت زیر سایه پرچم را تجربه کنیم و این مهم‌ترین یافته ماست که از دل دفاع ملی- میهنی به دست آمده است. 

گزارش نه جامعه‌ای بی‌مساله و یکدست ترسیم می‌کرد و نه خشم‌ها، نگرانی‌ها و مطالبات انباشته را انکار می‌کرد. سخن‌گفتن از خشم اجتماعی به معنای اعلام زوال یا فروپاشی جامعه نیست. خشم می‌تواند نشانه حساسیت اخلاقی، اعتراض به نارسایی‌ها، مطالبه شنیده‌شدن، میل به اصلاح و زنده‌بودن جامعه باشد. جامعه‌ای که نسبت به سرنوشت خود کاملا بی‌تفاوت شده باشد، حتی خشمگین نیز نمی‌شود. ازاین‌رو، تحلیل خشم‌ها و نگرانی‌ها نه القای ناامیدی، بلکه تلاشی برای شناخت ظرفیت‌های اصلاح، مشارکت و بازسازی کشور است. نتیجه اصلی این مطالعه آن بود که جامعه ایران، با وجود همه فشارها، رنج‌ها و نارضایتی‌ها، همچنان از ظرفیت بالای همبستگی، بازسازی، بهبودخواهی و حرکت به سوی آینده برخوردار است. این تحلیل پیش از آنکه مایه ناامیدی القایی باشد، حامل امید و دعوت به تصمیم‌گیری واقع‌گرایانه‌تر بود. انتشار مغرضانه و تحریف ایران‌ستیزانه آن گزارش، این نتیجه را تغییر نمی‌دهد. آنچه تغییر می‌کند، میزان اعتماد عمومی به رسانه‌هایی است که بار دیگر نشان دادند نه به اصول علم پایبندند، نه به اخلاق حرفه‌ای و نه به منافع مردم ایران.

فرصتی برای گفت‌وگو درباره سنجش اجتماعی

من معتقدم هر فرصتی برای گفت‌وگویی جدی درباره جایگاه نظرسنجی و پژوهش اجتماعی در ایران باید جدی گرفته شود. ما به مراکز افکارسنجی حرفه‌ای، معتبر و پاسخ‌گو، انتشار روشن روش‌شناسی، رعایت حقوق مالکیت داده‌ها، امکان نقد علمی یافته‌ها و سازوکاری برای انتقال منظم نتایج پژوهش‌ها به مدیران کشور نیاز داریم.

سیاست‌گذار نباید با «سوگیری تاییدی »، تنها گزارش‌هایی را بپسندد که باورهای پیشین او را تأیید می‌کنند. ارزش پژوهش اجتماعی دقیقا در آنجاست که گاه ما را با واقعیت‌هایی متفاوت از تصوراتمان روبه‌رو می‌سازد. مدیر مسوول کسی است که نه از واقعیت‌های تلخ می‌گریزد و نه اجازه می‌دهد دشمنان ایران از همان واقعیت‌ها برای القای فروپاشی و ناامیدی سوءاستفاده کنند. داده و پژوهش اجتماعی نه ابزار تبلیغات است، نه سلاح منازعه سیاسی و نه مجوزی برای تحقیر یک ملت. داده، امکانی برای فهم بهتر جامعه است. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به دیدن جامعه به‌جای انکار آن، شنیدن صداهای متکثر و تبدیل شناخت اجتماعی به تصمیم‌های امیدآفرین، اعتمادساز و انسجام‌بخش نیاز دارد. جامعه ایران، با همه رنج‌ها، نگرانی‌ها و مطالباتش، جامعه‌ای زنده، مقاوم، تسلیم‌ناپذیر، بهبودخواه، میهن‌دوست و خواهان زندگی بهتر است.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها