کد خبر: 778596
|
۱۴۰۵/۰۳/۲۸ ۲۰:۵۲:۱۴
| |

ماشاءالله شمس‌الواعظین درباره چشم‌انداز مذاکرات 60 روزه: توازن دستاوردها به سود ایران سنگینی می‌کند

ماشاءالله شمس ‌الواعظین، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی نیز در گفت‌وگو با اعتماد درباره تفاهم اخیر میان ایران و ایالات متحده معتقد است ارزیابی این رویداد باید بر اساس تراز دستاوردها و امتیازهای دو طرف صورت گیرد.

ماشاءالله شمس‌الواعظین درباره چشم‌انداز مذاکرات 60 روزه: توازن دستاوردها به سود ایران سنگینی می‌کند
کد خبر: 778596
|
۱۴۰۵/۰۳/۲۸ ۲۰:۵۲:۱۴

هنوز ساعاتی از انتشار خبر امضای تفاهم میان ایران و امریکا نگذشته بود که اغلب رسانه‌ها و تحلیل‌های بین المللی از دستاوردهای قابل توجه ایران در تفاهم با امریکا سخن گفتند، در همین خصوص ماشاءالله شمس ‌الواعظین، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی نیز در گفت‌وگو با اعتماد درباره تفاهم اخیر میان ایران و ایالات متحده معتقد است ارزیابی این رویداد باید بر اساس تراز دستاوردها و امتیازهای دو طرف صورت گیرد. به گفته او، اگرچه ایران در جریان جنگ و تنش‌های اخیر آسیب‌‌هایی متحمل شده، اما در مجموع توانسته برخی خطوط قرمز راهبردی خود را حفظ کند و امتیازهایی به دست آورد که می‌تواند در آینده جایگاه منطقه‌ای و اقتصادی کشور را تقویت کند.

   آقای شمس ‌الواعظین، ارزیابی کلی شما از تفاهم اخیر میان ایران و ایالات متحده چیست؟ این توافق ایران را وارد چه دوره‌ای می‌کند؟

برای ارزیابی این تفاهم باید آن را از دو منظر نگاه کرد. نخست اینکه ایالات متحده چه چیزی به دست آورده و چه چیزی از دست داده است و در مقابل ایران چه دستاوردهایی کسب کرده یا چه هزینه‌هایی پرداخته است. اگر این دو کفه ترازو را در کنار هم قرار دهیم، می‌توان فهمید که نتیجه نهایی تا چه اندازه به سود یکی از طرفین بوده است. به نظر من، حتی اگر این تراز برابر هم باشد، باز هم برای ایران قابل توجه است؛ زیرا در شرایطی به دست آمده که کشور تحت فشارهای گسترده سیاسی، اقتصادی و نظامی قرار داشت. آینده ایران نیز تا حد زیادی به نحوه بهره‌برداری از همین دستاوردها بستگی خواهد داشت.

    اگر بخواهیم به‌طور مشخص به دستاوردهای امریکا اشاره کنیم، به نظر شما واشنگتن چه چیزی از این توافق به دست آورده است؟

مهم‌‌ترین موضوعی که امریکا همواره بر آن تأکید داشته مساله عدم دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بوده است. در واقع واشنگتن می‌گوید یکی از اهداف اصلی‌اش جلوگیری از تبدیل شدن ایران به یک قدرت هسته‌ای نظامی است. اما اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم که ایران از سال‌ها قبل اعلام کرده که به دنبال سلاح هسته‌ای نیست و حتی در این زمینه فتوایی نیز از سوی رهبر پیشین جمهوری اسلامی صادر شده بود. بنابراین از نگاه ایران، این موضوع اساساً یک «تحصیل حاصل» است؛ یعنی چیزی نیست که ایران در پی آن بوده باشد و حالا از آن صرف‌نظر کند. با این حال امریکا این موضوع را به عنوان یک دستاورد مهم مطرح می‌کند.

   در مورد برنامه غنی‌سازی اورانیوم چه اتفاقی افتاده است؟ این موضوع همواره یکی از محورهای اصلی اختلاف میان ایران و امریکا بوده است.

دقیقا همین‌طور است. ایالات متحده سال‌ها تلاش می‌کرد که غنی‌سازی اورانیوم در ایران به‌طور کامل متوقف شود و به اصطلاح به «صفر» برسد. اما ایران همواره اعلام کرده بود که حق غنی‌سازی در چارچوب برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز را برای خود محفوظ می‌داند و آن را یکی از خطوط قرمز خود می‌داند. آنچه اکنون در توافق دیده می‌شود نشان می‌دهد که امریکا به هدف صفرسازی کامل غنی‌سازی نرسیده است. در مقابل، ایران توانسته اصل تداوم فعالیت‌های هسته‌ای خود را حفظ کند، هرچند ممکن است محدودیت‌هایی در چارچوب توافق اعمال شود.

   درباره اورانیوم غنی ‌شده با درصدهای بالا، به‌ویژه سطح ۶۰ درصد، چه وضعیتی ایجاد شده است؟

در این زمینه نیز امریکا در ابتدا خواستار انتقال کامل این مواد از ایران بود. در روزهای نخست مذاکرات حتی مطرح می‌شد که این ذخایر باید به خارج از کشور منتقل شود و در داخل ایران باقی نماند. اما در نهایت چنین چیزی به‌طور کامل محقق نشد. ایران در این سال‌ها افزایش سطح غنی‌سازی را بیشتر به عنوان یک کارت مذاکره در نظر گرفته بود. یعنی در واکنش به خروج امریکا از توافق سال ۲۰۱۵ و همچنین عدم اجرای تعهدات از سوی اروپا، سطح فعالیت‌های هسته‌ای خود را افزایش داد تا در میز مذاکره اهرم بیشتری داشته باشد. از همین رو می‌توان گفت بخشی از این اقدامات اساساً با هدف ایجاد قدرت چانه‌زنی انجام شده بود.

   یکی دیگر از موضوعات بحث‌برانگیز در سال‌های اخیر مساله توان موشکی ایران بوده است. آیا این موضوع در مذاکرات مطرح شد؟

در سال‌های گذشته بارها از سوی برخی طرف‌ها مطرح شده بود که باید درباره توان موشکی ایران نیز مذاکره شود یا حتی محدودیت‌هایی بر آن اعمال شود. اما ایران همواره اعلام کرده که برنامه دفاعی و موشکی‌اش قابل مذاکره نیست. بر اساس آنچه تا اینجا مشخص شده، این موضوع نیز در توافق وارد نشده است و عملاً یکی از خطوط قرمز ایران حفظ شده است.

   درباره نقش و نفوذ منطقه‌ای ایران چه وضعیتی شکل گرفته است؟

یکی از خواسته‌های طرف امریکایی در مقاطعی این بود که ایران روابط و همکاری‌های منطقه‌ای خود را کاهش دهد یا قطع کند. اما این مساله هم از نظر ایران خط قرمز محسوب می‌شود. بنابراین در مذاکرات اخیر نیز اساساً وارد چنین موضوعی نشده‌اند. این نشان می‌دهد که مذاکرات بیشتر بر موضوعات مشخصی متمرکز بوده و بسیاری از مسائل منطقه‌ای در دستور کار قرار نگرفته است.

   شما در تحلیل خود به مفهوم «دستاوردهای تاکتیکی» اشاره کرده‌اید. منظورتان چیست؟

در جریان درگیری‌ها و تحولات اخیر، ایران تلاش کرد به جای ورود به یک رویارویی تمام‌عیار و گسترده، در نقاط مختلف امتیازهای محدودی به دست آورد. این را می‌توان شبیه یک بازی شطرنج یا کشتی دانست که در آن هر حرکت کوچک می‌تواند در نهایت به نتیجه بزرگ‌تری منجر شود. به عبارت دیگر، ایران سعی کرد در نقاط مختلف فشار را مدیریت کند و به تدریج برخی امتیازها را کسب کند. این امتیازهای کوچک وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند، در نهایت می‌توانند به یک دستاورد راهبردی تبدیل شوند.

   برخی رسانه‌های بین‌المللی نیز به این موضوع اشاره کرده‌اند. آیا شما این ارزیابی‌ها را تأیید می‌کنید؟

بله، در برخی تحلیل‌های منتشر شده در رسانه‌های بین‌المللی نیز چنین دیدگاهی مطرح شده است. در این تحلیل‌ها گفته می‌شود که ایران توانسته از طریق کسب امتیازهای محدود اما پیوسته، در نهایت به موقعیتی برسد که از نظر راهبردی برایش اهمیت دارد. البته طبیعی است که هر رسانه یا تحلیلگری از زاویه دید خاص خود به این موضوع نگاه کند، اما در مجموع چنین برداشتی در برخی محافل تحلیلی وجود دارد.

   از نظر شما این تحولات چه تأثیری بر موقعیت امریکا و متحدانش در منطقه خواهد داشت؟

به نظر می‌رسد که تحولات اخیر می‌تواند باعث بازنگری در برخی سیاست‌های امریکا در خاورمیانه شود. یکی از پیامدهای چنین درگیری‌هایی این است که آسیب‌پذیری برخی پایگاه‌ها و ساختارهای امنیتی آشکار می‌شود. در نتیجه ممکن است واشنگتن در نحوه حضور نظامی و امنیتی خود در منطقه تجدیدنظر کند. همچنین برخی متحدان منطقه‌ای امریکا نیز ممکن است در ارزیابی‌های امنیتی خود بازنگری کنند.

   شما در صحبت‌هایتان از احتمال شکل‌گیری یک نظم امنیتی جدید در منطقه سخن گفته‌اید. این نظم چگونه می‌تواند شکل بگیرد؟

اگر روند تحولات به همین شکل ادامه پیدا کند، ممکن است در آینده شاهد نوعی بازآرایی در نظام امنیتی منطقه باشیم. در چنین شرایطی کشورها تلاش می‌کنند ترتیبات امنیتی جدیدی ایجاد کنند و همکاری‌های دفاعی و امنیتی خود را بازتعریف کنند. ایران نیز به دلیل موقعیت ژئوپولیتیکی، ظرفیت‌های نظامی و نفوذ منطقه‌ای می‌تواند یکی از بازیگران مهم در این ساختار جدید باشد.

   برخی تحلیلگران معتقدند که این تحولات می‌تواند جایگاه ایران در اقتصاد جهانی را نیز تغییر دهد. آیا شما چنین احتمالی را می‌بینید؟

اگر تنش‌ها کاهش پیدا کند و محدودیت‌های اقتصادی نیز کمتر شود، طبیعی است که ایران بتواند نقش فعال‌تری در اقتصاد جهانی ایفا کند. ایران از نظر منابع انرژی، موقعیت جغرافیایی و ظرفیت‌های انسانی امکانات قابل توجهی دارد. در صورت گشایش در روابط اقتصادی و تجاری، این ظرفیت‌ها می‌تواند فعال‌تر شود و فرصت‌های تازه‌ای برای اقتصاد کشور ایجاد کند.

   برخی نشانه‌های اقتصادی نیز در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. آیا این نشانه‌ها را می‌توان مرتبط با تحولات سیاسی اخیر دانست؟

معمولاً بازارها به تحولات سیاسی واکنش نشان می‌دهند. کاهش یا افزایش قیمت ارز، تغییرات بازار طلا یا تحرکات بورس می‌تواند تا حدی تحت تأثیر فضای روانی ناشی از تحولات سیاسی باشد. البته برای قضاوت دقیق‌تر باید زمان بیشتری بگذرد، اما در مجموع اگر فضای ثبات و امنیت تقویت شود، می‌تواند تأثیر مثبتی بر اقتصاد داشته باشد.

   در نهایت اگر بخواهید چشم‌انداز آینده را جمع ‌بندی کنید، چه تصویری از آینده ایران ترسیم می‌کنید؟

آینده تا حد زیادی به نحوه مدیریت شرایط جدید بستگی دارد. اگر ایران بتواند از فرصت‌های به وجود آمده استفاده کند و در کنار آن اصلاحات اقتصادی و مدیریتی لازم را انجام دهد، می‌توان انتظار داشت که کشور وارد مرحله‌ای تازه از تعاملات منطقه‌ای و بین‌المللی شود. در چنین شرایطی امکان گسترش همکاری‌های اقتصادی، افزایش سرمایه‌گذاری و تقویت جایگاه منطقه‌ای ایران وجود خواهد داشت. مهم این است که دستاوردهای به دست آمده به شکل عقلانی مدیریت شود تا بتواند به بهبود شرایط زندگی مردم و تقویت ثبات کشور منجر شود.امروز ایران از فاز عدم یقین که آیا امریکایی‌ها به مطالبات ایران تن می‌دهد یا نه؟ ورود کرده ایم. اما وارد مرحله تازه‌ای از مذاکرات می‌شویم.

 این دوره جدید مذاکرات همراه با صبر ایران و شک و تردید به امریکا و تاریخی از بی اعتمادی خواهد بود. ایران از این جهت در مرحله مذاکرات اید به این 3عنصر توجه کند. امروز همه می‌گویند ایرانی‌ها مانند فرش دستباف مذاکره می‌کنند، همراه با صبوری و هشومندی و ارامش. در عین حال ایران باید با شک و تردید به امریکا نگاه کند. ممکن است، امریکا تلاش کند ناکامی‌های خود در دور نخست مذاکرات را در دور دوم و مذاکرات 60 روزه پوشش دهد. از سوی دیگر باید بدانیم ما تاریخ بلندی از بی اعتمادی به آمرکیا داریم. باید جلوی همه نقطه ضعف‌های احتمالی برجام گرفته شود. امریکایی‌ها بسیار هوشیار بوده و استاد الفاظ چند ضلعی هستند. ایران باید در برابر این انحراف واژگانی بایستد و با آن مقابله کند. واژه‌ها غیر قابل تفسیر، غیر قابل زاویه و چند ضلعی باشد. با این 3اصل شک نکنید در مذاکرات 60 روزه هم ایران مانند دور نخست مذاکرات دستاوردهای قابل توجهی را کسب می‌کند.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها