۷ نکته درباره توافق ایران و آمریکا
نباید تصور کرد این توافق اولیه و حتی نهایی احتمالی به معنای پایان مناقشه ایران با امریکا (با یا بدون ترامپ) و بهطور خاص با رژیم اسراییل (با یا بدون نتانیاهو) است.
«هفت نکته درباره توافق احتمالی» عنوان یادداشت روزنامه اعتماد به قلم است مهدی علیخانی که در آن آمده: در خصوص توافق اولیه احتمالی میان ایران و امریکا در جهت پایان بخشیدن به جنگ، چند نکته قابل اشاره است:
1) هر مذاکره سیاسی- امنیتی بهویژه در زمانی که طرفین آن روابطی تعارضآمیز را تجربه کردهاند بر مبنای بیاعتمادی است و زمانی امکان توافق وجود دارد که علاوه بر وجود اراده سیاسی، طرفین از مواضع اولیه اعلامیشان عدول کرده باشند. به نظر یکی از عوامل موثر بر این تفاهم، فهم با تاخیر ترامپ از عدم امکان تحقق خواستههای خود از طریق نظامی و پرهزینه بودنشان است. در نتیجه «ظاهرا» از بازی با حاصل جمع صفر (برد- باخت) به سمت بازی با حاصل جمع مثبت رفته است. هر توافقی نتیجه بده- بستان و حاوی نه الزاما بهترین گزینهها، بلکه مفاد تامینکننده منافع پایه طرفین است.
2) یکی از بزرگترین دستاوردهای جنگ اخیر در امتداد جنگ 12روزه، تقویت انسجام ملی است. هر رفتار و حرکتِ موجب آسیب به این مهم، در اصل امنیت ملی کشور را به مخاطره میاندازد. از اینرو، ترسیم تصویر یک بازیگر «شکست خورده» یا «مستعمره شده» به واسطه توافق احتمالی، در راستای ادعای پیروزی ترامپ در شرایطی است که امریکا و رژیم صهیونیستی به اهداف اعلامیشان در جنگ دست نیافتند. این کار باعث حس سرخوردگی در میان حامیان پا به میدانِ نظام نیز میشود. البته ضمن توضیح به دلنگرانان واقعی باید توجه کرد که برخلاف هیاهوی اقلیتی اکثریتنما، غالب مردم از تدابیر نظام و دولت در «پایان دادن به جنگ» و وضعیت تعلیقی پرهزینه حاکم بر کشور حمایت میکنند. بنابراین تیم مذاکرهکننده باید «بدون لکنت» از این توافق دفاع کند.
3) نباید تصور کرد این توافق اولیه و حتی نهایی احتمالی به معنای پایان مناقشه ایران با امریکا (با یا بدون ترامپ) و بهطور خاص با رژیم اسراییل (با یا بدون نتانیاهو) است. ادامه مذاکرات برای رسیدن به توافق نهایی کاری سختتر و پیچیدهتر همراه با تهدیدها و لفاظیهای جدید و تکراری خواهد بود و تضمینی هم برای تحقق قطعی آن نیست. باید برای این فضا و مدیریت آن در داخل و خارج آماده بود.
4) چالش با ترامپِ دمدمی و کاسب پیشه در اجرای توافق، تفسیر آن، انجام تعهدات و... همچنان ادامه پیدا میکند. همانطور که مکر نتانیاهو برای به چالش کشیدن توافق و بر هم زدن آن قابل پیشبینی است. البته در تفاوت با دوره برجام، رژیم صهیونیستی در تخریب دیپلماسی تنهاتر از گذشته خواهد بود. مهم، استفاده از فرصت جدید برای رفع ضعفها و تقویت کشور در همه عرصهها و آمادگی برای نقض گسترده و حتی احتمال کنار گذاشتن آن از سوی امریکا و برخورد دوباره در آینده است. باید در این دوران بر زمینههایی تمرکز کرد که با ایجاد منافع مشترک، احتمال برخورد مجدد را به میزان زیادی کم میکنند.
5) برخی کشورهای عربی برخلاف دوره پسابرجام، ناشی از تحمل هزینههای زیاد در جنگ اخیر تمایلشان بر تداوم توافق خواهد بود. از سوی دیگر حیات سیاسی نتانیاهو، همچنان وابسته به درگیری و چالشزایی بیرونی است. او ضربه به ایران و نیز ایده «اسراییل بزرگ» را رها نکرده و نمیکند. مقابله با این ایده در کنار «تامین ثبات منطقهای» میتواند چارچوبهای اولیه برای شروع بازسازی روابط با اعراب جنوبی و نیز تسری آن به دیگر همسایگان باشد.
6) ضمن غافل نبودن از مدیریت روابط با اروپا بهخصوص از منظر نقش انگلیس و فرانسه در شورای امنیت مبتنی بر تحولات ژئوپلیتیکی نوین، پیشبرد و تعمیق عملیاتی روابط ایران با چین حائز اهمیت است. با تغییر نگاه و برداشت پکن به تهران پس از دو جنگ اخیر و رفع تردیدها درباره پایداری و ثبات سیستم بهویژه پس از جنگ مستقیم و سنگین با امریکا، فرصتهای نوینی برای همکاریهای گسترده دوجانبه و منطقهای میان دو کشور مهیا شده است که باید آنها را غنیمت شمرد.
7) در کنار «مهربانی عملی با مردم» و «گشودن راه برای جوانان و ایدههای نو و خلاق»، «استفاده از ظرفیت چهرههای ملی باتجربه و کنار نشستهِ سیاسی، اقتصادی، مدیریتی و بینالمللی داخلی برای تقویت نظام مدیریتی، ارتباطی با جامعه و نیز بهبود مناسبات خارجی»؛ «رویکرد متمایز و ملموس در جلب و جذب ایرانیانِ خارج از کشور با اولویت چهرههای شناخته شده و موثرِ ضدجنگ»، «تداوم بهرهگیری از ظرفیتهای خلاقانه رسانهای غیررسمی دوران جنگ برای ارایه پیام به جهان بیرون»، «یاری همگان به دولت» و مهمتر از همه «اقدامات فوری برای کاهش فشارهای معیشتی و اقتصادی به مردم» در زمانی که آثار جنگ و محاصره بهزودی خودنمایی خواهند کرد، میتوانند جزو تدابیر دوره کنونی فارغ از توافق یا عدم آن باشند.
دیدگاه تان را بنویسید