حمایت سعید لیلاز از توافق تهران و واشنگتن: آنچه در مناقشه ایران و آمریکا رخ داد معجزه بود / در ماههای آینده آثار تورم جنگ دیده میشود / با امضای تفاهمنامه ایران وارد دوره جدیدی میشود
سعید لیلاز گفت: معتقدم آنچه در این مناقشه رخ داده، تا حدی شبیه یک معجزه بزرگ بوده است. در روزهای نخست درگیری، تقریبا هیچ تحلیلگر یا نهاد بینالمللی تصور نمیکرد که ایران بتواند در میدان و سپس در عرصه مذاکرات به چنین موقعیتی برسد. اما در عمل دیدیم که نتیجه متفاوت از بسیاری پیشبینیها بود. به نظر من اکنون جای تردید جدی درباره دستاوردهای ایران وجود ندارد.
سعید لیلاز، تحلیلگر مسائل راهبردی و استاد دانشگاه درباره توافق احتمالی ایران و آمریکا با روزنامه اعتماد گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید:
- معتقدم نفس این تفاهم یک پیروزی بزرگ برای ایران است. من همیشه گفتهام که حتی قرارداد ترکمانچای نیز، هر چند در شرایط شکست ایران منعقد شد، یک توافقنامه بود و نه تسلیمنامه.
- من کسانی که با این تفاهم مخالفت میکنند، لزوما از منظر منافع ملی به موضوع نگاه نمیکنند، بلکه بیشتر از زاویه منافع سیاسی یا گروهی خودشان موضع میگیرند.
- روند تحولات جهانی به زیان ایالاتمتحده در حال حرکت است، زیرا جهان به تدریج از وضعیت تکقطبی فاصله میگیرد. در چنین شرایطی امریکا میداند که اگر قرار باشد تکلیف رابطه با ایران را روشن کند، باید در یک بازه زمانی محدود این کار را انجام دهد؛ در غیر این صورت در آینده قدرت مانورش کمتر خواهد شد. به نظر من امریکاییها به این جمعبندی رسیدهاند که یا باید در 2026 تکلیف پرونده ایران را روشن کنند یا اینکه در آینده اساسا امکان چنین کاری را از دست خواهند داد. جنگهای 12 روزه و 40روزه و درگیریهایی که میان ایران، امریکا و اسراییل رخ داد نیز تا حدی در همین چارچوب قابل تحلیل است. در واقع طرف مقابل تلاش کرد ببیند آیا میتواند ایران را وادار به تسلیم کند یا نه. اما درنهایت نتوانست به اهداف خود دست پیدا کند.
- هرچه زمان جلوتر میرود، تحقق اهداف امریکا در برابر ایران دشوارتر میشود. شرایط بینالمللی در حال تغییر است و این تغییرات به گونهای است که امکان تحمیل اراده به ایران کاهش مییابد.
- دولت تلاش کرد در کوتاهترین زمان ممکن به نتیجه مورد نظر برسد که یک شاهکار است. اگر قرار باشد ما مانند تجربه برجام دوباره وارد یک مسیر فرسایشی شویم و مثلا ۱۰ سال وقت صرف کنیم برای توافقی که عملا اجرا نشود، آن وقت قطعا از زیانکاران خواهیم بود. چنین روندی میتواند آسیبهای جدی به کشور وارد کند. حتی ممکن است خطر فروپاشی از درون را افزایش دهد؛ خطری که در برخی شرایط از تهدیدهای خارجی هم جدیتر است. به همین دلیل معتقدم آنچه در این مناقشه رخ داده، تا حدی شبیه یک معجزه بزرگ بوده است. در روزهای نخست درگیری، تقریبا هیچ تحلیلگر یا نهاد بینالمللی تصور نمیکرد که ایران بتواند در میدان و سپس در عرصه مذاکرات به چنین موقعیتی برسد. اما در عمل دیدیم که نتیجه متفاوت از بسیاری پیشبینیها بود. به نظر من اکنون جای تردید جدی درباره دستاوردهای ایران وجود ندارد.
- ایران از ابتدا ادعای هستهای بودن به معنای نظامی نداشته است. ایران همواره گفته که به دنبال غنیسازی در سطوح پایین برای مصارف صلحآمیز است؛ مثلا در حد حدود ۳.۵درصد. ازسوی دیگر ایران از ابتدا طرفدار جذب سرمایه خارجی نیز بوده است. حتی در حوزه انرژی هم این رویکرد وجود داشت. ما در دهه هفتاد خورشیدی پیشنهاد میدادیم که به امریکا نفت بفروشیم و در همان سالها نیز ایران یکی از صادرکنندگان بزرگ نفت به امریکا بود. در آن زمان بسیاری از جریانهایی که امروز منتقد و دلواپس هستند، اساسا صدایی در فضای سیاسی کشور نداشتند و مخالفت جدی هم با فروش نفت ایران به امریکا مطرح نمیشد. بنابراین باید توجه داشت که بسیاری از این مباحث ریشه در تحولات بعدی دارد.
- در حال حاضر نیز ما هنوز متن دقیق تفاهم را دراختیار نداریم که بخواهیم تحلیلی ارایه کنیم. همانطور که وزیر امور خارجه نیز اشاره کرده، متن رسمی منتشر نشده است، بنابراین قضاوت قطعی درباره جزییات هنوز زود است. با این حال براساس دادههای موجود و روندی که مشاهده میکنیم، میتوان با درجه بالایی از اطمینان گفت که ایران در مجموع برنده اصلی این رویارویی بوده است. به نظر من حتی میتوان گفت جامعه ایران حق دارد به این دستاورد افتخار کند.
- مشکلات اقتصادی وجود دارد و نمیتوان آن را انکار کرد. تورم یکی از مهمترین این مشکلات است. البته باید توجه داشت که بخش زیادی از تورمی که امروز مشاهده میکنیم، در واقع تورم پیش از جنگ است. آثار اقتصادی جنگ و تورم برآمده از آن معمولا با فاصله زمانی خود را نشان میدهد. من تصور میکنم در ماههای آینده (تیر) ممکن است آثار تورم جنگ بیشتر دیده شود، اما این به معنای غیرقابل مدیریت بودن شرایط نیست.
- تجربه نشان داده که اگر سیاستگذاری درست انجام شود، حتی تورم ناشی از شرایط جنگی نیز قابل کنترل است. نکته مهم این است که با وجود فشارهای سنگین، زیرساختهای اصلی کشور آسیب جدی ندیدهاند. ایران مدتها تحت فشارهای گسترده و حتی نوعی محاصره اقتصادی و دریایی قرار داشت، اما ساختارهای اساسی کشور همچنان پابرجا مانده است. این موضوع نشاندهنده ظرفیتهای داخلی کشور است.
- به اعتقاد من یک حادثه مهم تاریخی در حال وقوع است. پیشبینی من این است که با امضای این تفاهم، ایران وارد دوره جدیدی خواهد شد. البته تحقق این چشمانداز به یک شرط مهم وابسته است و آن اصلاح و ساماندهی فضای داخلی است. اگر بتوانیم نظام حکمرانی را به شکل کارآمدتری سازماندهی کنیم و برخی اصلاحات ضروری را انجام دهیم، ایران میتواند جهش قابلتوجهی را تجربه کند.میتوان گفت ایران وارد عصر تازهای از تاریخ خود خواهد شد.
- اگر نظام تصمیمسازی کشور حتی تصمیم بگیرد بخشی از ذخایر اورانیوم را رقیق کند یا به خارج منتقل کند، باز هم نمیتوان گفت ایران بازنده این روند است. زیرا معیار اصلی، توازن کلی قدرت در این معادله است.
- در چنین شرایطی به نظر من همه جریانها، احزاب و گروههای سیاسی باید بدون قید و شرط از تفاهمی که توسط رهبران سیاسی و نظامی کشور دنبال میشود، حمایت کنند. درنهایت آنچه اهمیت دارد منافع ملی و آینده ایران است.
دیدگاه تان را بنویسید