سید جلال ساداتیان:
این احتمال که پس از سفر ترامپ به چین، تنشها افزایش پیدا کند یا بالعکس جنگ خاتمه یابد وجود دارد
سید جلال ساداتیان اظهار کرد: این احتمال که پس از سفر ترامپ به چین، تنشها افزایش پیدا کند و حتی زمینه برای یک جنگ جدید فراهم شود، همچنان وجود دارد؛ هرچند همه محدودیتها و هزینههای چنین جنگی نیز قابل توجه است و این احتمال نیز به صورت همزمان وجود دارد که جنگ نیز پس از این سفر مهم خاتمه یابد.
حدیث روشنی-تنها ساعاتی پس از آنکه ایران تازهترین طرح مذاکراتی خود در قالب پاسخ به پیشنهادات ایالات متحده را از طریق میانجی پاکستانی به واشنگتن رساند، دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا مجددا با لحنی تند و ادعایی پاسخ کشورمان را «غیرقابل قبول» توصیف کرد؛ واکنشی که به ادعای ناظران نهتنها شکنندگی آتشبس را آشکار کرد، بلکه بار دیگر سایه بازگشت به درگیری نظامی را بر فراز خلیجفارس و تنگههرمز برجستهتر ساخت.
به گزارش اعتماد، گفتنی است همزمان به نقل از نشریات غربی، کاخسفید از برگزاری نشست فوقالعاده تیم امنیت ملی آمریکا خبر داد؛ نشستی که در آن، گزینههای ازسرگیری عملیات نظامی ادعایی علیه ایران و حتی احیای «پروژه آزادی» برای کنترل تنگه هرمز روی میز قرار گرفت. با این همه و بنابر اظهارات مقامات رسمی کشورمان، طرح جدید ایران در ادامه روند تبادل پیامها پس از نشست اسلامآباد تدوین شده و بر پایه همان چارچوب ۱۰ مادهای تهران تنظیم شده که پیشتر از سوی آمریکا به عنوان مبنای مذاکرات توقف جنگ پذیرفته شده بود. گفتنی است تهران در این پیشنهاد، ضمن تأکید بر حفظ چرخه غنیسازی در داخل کشور، خواستار تعیین جدول زمانی مشخص برای آزادسازی داراییهای بلوکهشدهاش شده است. همزمان یک منبع نزدیک به تیم مذاکرهکننده نیز تأکید کرده برخلاف ادعاهای رسانههای غربی، ایران هیچگونه انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده به خارج از کشور را نپذیرفته است. این در حالی است که منابع آمریکایی و رسانههایی چون آکسیوس و سیانان مدعی شدند واشنگتن همچنان بر انتقال ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، توقف بلندمدت غنیسازی و محدودسازی شدید برنامه هستهای ایران اصرار دارد. در همین فضای پرتنش و پرابهام، ترامپ نیز با ادبیاتی ادعایی مجددا اعلام کرد که «آتشبس روی دستگاه تنفس مصنوعی قرار دارد» . او در ادامه ادعا کرد: ایران از توافق اولیه درباره واگذاری ذخایر اورانیوم عقبنشینی کرده است. گزارهای که با تکذیب قاطع مقامات دستگاه دیپلماسی کشورمان مواجه شد. با این همه اما آنچه این پرونده را به مراتب پیچیدهتر کرده، همزمانی آن با سفر حساس دونالد ترامپ به پکن و دیدار با همتای چینی است. رئیسجمهور آمریکا قرار است امروز (چهارشنبه) و در شرایطی راهی پکن شود که نهتنها نتایج مذاکرات ایران و آمریکا همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد، بلکه واشنگتن امیدوار است چین بتواند تهران را به انعطاف و دادن امتیازات بیشتر وادارد. بر این اساس و بنابر ادعای برخی ناظران موضوع ایران اکنون به یکی از پروندههای مهم گفتوگوی ترامپ و شی جینپینگ در این سفر تبدیل شده است؛ هرچند مقامهای آمریکایی مدعیاند بحران هرمز در اولویت اصلی مذاکرات پکن نخواهد بود. در این میان، پاکستان نیز همچنان به عنوان میانجی اصلی تبادل پیام ایران و ایالات متحده تلاش میکند از فروپاشی کامل روند دیپلماتیک جلوگیری کند. در همین راستا دیپلماتهای منطقهای مدعیاند اسلامآباد سرگرم تدوین یادداشت تفاهمی برای توقف جنگ و آغاز مذاکرات گستردهتر است، هرچند تاکنون موفق به نهایی کردن آن نشده است. با این حال، اختلافهای عمیق دوطرف بر سر برنامه هستهای، آینده تنگههرمز و حتی نحوه اجرای آتشبس، نشان میدهد بحران وارد مرحلهای شده که در آن، دیپلماسی و گزینه نظامی همزمان در حال پیشرویاند. اکنون نهتنها سرنوشت مذاکرات، بلکه آینده امنیت انرژی جهان و موازنه قدرت در خاورمیانه، به تصمیمهایی گره خورده که طی روزهای آینده در واشنگتن، تهران و پکن گرفته خواهد شد. در همین راستا روزنامه «اعتماد» با هدف ارزیابی گزارههای مهم اثرگذار بر سناریوهای احتمالی حاصل از تبادل پیام میان تهران و واشنگتن با سید جلال ساداتیان دیپلمات اسبق کشورمان گفت وگو کرده است. مشروح این گفتوگو در ادامه میآید:
سید جلال ساداتیان دیپلمات اسبق کشورمان در بریتانیا در پاسخ به پرسش «اعتماد» در راستای ارزیابیاش از تبادلات پیشنهادات میان ایران و آمریکا از طریق میانجی پاکستانی و موارد مطرح شده به عنوان شروط تهران تشریح کرد: در ابتدا تاکید داشته باشم که آنچه این روزها از سوی ایران در مصاحبهها و گفتوگوهای مختلف مطرح میشود، نیازمند یک روایت منسجم و واحد است. بهتر است مواضع بهگونهای بیان شود که این تصور ایجاد نشود هر مقام یا هر تریبونی روایت متفاوتی ارائه میدهد. به باور ساداتیان در هر حال و در حال حاضر، آنچه از سوی ایران مطرح شده، شامل چند محور اصلی است؛ از جمله پذیرش موقعیت ایران در خلیج فارس و بالاخص تنگه هرمز، پرداخت خسارتهای رویارویی چهل روزه، خاتمه جنگ در منطقه از جمله در لبنان، چهارم آزادسازی پول بلوکه شده و پنجم رفع تحریمها. ظاهرا این پنج محور اصلی در مذاکرات بوده است. حال نیز برخی مدعیاند مطالبات حداکثری ایران باعث شده بخشی از طرفهای غربی عملا از روند گفتوگوها فاصله بگیرند. ساداتیان در ادامه و در تشریح مواضع ترامپ اشاره کرد: در مقابل، دونالد ترامپ نیز مجموعهای از خواستهها را مطرح کرده است؛ از جمله تحویل ذخایر غنیسازی ۶۰درصدی، حرکت به سمت غنیسازی صفر درصد و انتقال همه مواد شکافتزای 60درصدی به خارج از ایران. این در حالی است که در مذاکرات هستهای پیش از جنگ، صرفا بحث تعلیق مطرح بود و آمریکاییها حتی محدودیتهای ۲۰ساله را پیشنهاد میکردند. همچنین موضوع رقیقسازی با نظارت بینالمللی هم مطرح شده بود، اما به هر حال هیچکدام از این موارد نهایی نشد. در نتیجه، همه این مسائل نشان میدهد اختلافنظرها و فاصله دیدگاهها بسیار زیاد است و همچنان توافق مشخصی درباره اینکه در برابر این مطالبات چه اقدامی صورت بگیرد، وجود ندارد. به گفته این تحلیلگر ارشد روابط بینالملل با این حال، تصور نمیکنم آمریکا در شرایط فعلی دست به اقدام نظامی بزند. هرچند تجمع تجهیزات، امکانات و نیروهای نظامی در منطقه این نگرانی را ایجاد کرده که شاید حمله جدیدی در دستور کار باشد، اما باید توجه داشت که آمریکا نیز تمایلی به ورود به یک موقعیت فرسایشی ندارد. لذا حداکثر اقدامی که ممکن است انجام شود، فشاری محدود برای وادار کردن ایران به کوتاه آمدن از برخی خواستهها و رسیدن به نوعی توافق است. با این حال، باز هم میبینیم که در داخل آمریکا اختلاف دیدگاه جدی وجود دارد. این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه و ضمن تشریح شرایط درونی ایالات متحده به «اعتماد» گفت: کنگره همچنان به دنبال محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ است، هرچند رییس جمهوری آمریکا تلاش میکند با تفسیرهای خاص حقوقی و سیاسی، کنگره را دور بزند و مسیر خود را ادامه دهد. برخی نیز اساسا اختیارات گسترده رؤسایجمهور آمریکا را قبول ندارند و به اشکال مختلف در برابر آن ایستادهاند. در مجموع، ترامپ تلاش میکند موقعیت خود را برای آغاز یک جنگ جدید، حتی در بلندمدت، حفظ کند. با وجود همه این اختلافنظرها و نگرانیهایی که از قبلِ جنگ ایجاد شده، شرایط همچنان آرام و معقول نیست و فشارها ادامه دارد. به همین دلیل، این احتمال که پس از سفر ترامپ به چین، تنشها افزایش پیدا کند و حتی زمینه برای یک جنگ جدید فراهم شود، همچنان وجود دارد؛ هرچند همه محدودیتها و هزینههای چنین جنگی نیز قابل توجه است و این احتمال نیز به صورت همزمان وجود دارد که جنگ نیز پس از این سفر مهم خاتمه یابد. این دیپلمات اسبق کشورمان در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در راستای اهمیت سفر پیش روی رییسجمهور آمریکا به چین و دیدار با همتای چینیاش گفت: چین از حدود ۱۰ روز گذشته موضع خود را بهصورت علنیتر مطرح کرده است. این کشور سالهاست از ایران نفت خریداری میکند و در این مقطع نیز مواضعش را آشکارتر از گذشته بیان کرده است. حتی گفته میشود یکی از پالایشگاههایی که از ایران نفت خریداری میکند، در این زمینه نقش فعالی داشته است. البته چین در گذشته نیز تا حدی از ایران حمایت میکرد، اما اکنون شرایط متفاوت است. به گفته ساداتیان اکنون نیز اگر وضعیت به سمتی برود که چین بتواند فشار بیشتری وارد کند، طبیعتا تلاش خواهد کرد بیشترین بهره را از این درگیریها ببرد. چرا که در حال حاضر، محدودیتهایی که علیه آمریکا ایجاد شده و همچنین رقابتهایی که میان پکن و واشنگتن، چه بر سر تایوان و چه در بازارهای جهانی، وجود دارد، عملا به سود چین تمام میشود. به همین دلیل، بسیاری از کشورها بهتدریج در حال فاصله گرفتن از دلار هستند و به دنبال جایگزینهای دیگری میروند. این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در ادامه تاکید کرد: از سوی دیگر، اگر فرض کنیم در نهایت روندی مطابق مطالبات تهران درخصوص تردد در تنگه استراتژیک هرمز شکل بگیرد که صادرات انرژی منطقه را تحتالشعاع قرار دهد، این مساله همانگونه که میتواند موقعیت آمریکا را تا حدی زیر سؤال ببرد؛ همزمان باید توجه داشت که چنین اقدامی از سوی تهران ممکن است چین را در اتخاذ مواضعش با احتیاط بیشتری مواجه کند. به باور ساداتیان اکنون هم باید دید در پرونده پیچیده ایران و ایالات متحده، پکن چگونه وارد خواهد شد؛ آیا نسبت به گذشته مواضعی علنیتر و تقابلیتر اتخاذ میکند یا در نهایت ترجیح میدهد برای حفظ منافع خود با آمریکا کنار بیاید. در عین حال، این احتمال هم وجود دارد که چین بتواند در مسیر خروج از بنبست میان ایران و آمریکا نقشآفرین باشد. اما با قاطعیت نمیتوان گفت شرایطی که اکنون به وجود آمده، در نهایت به چه توافق یا معاملهای میان پکن و واشنگتن منجر خواهد شد و در خلال این سفر چه امتیاز یا بدهبستانی میان طرفین رد و بدل می شود که یک طرف حاضر به عقبنشینی یا مصالحه خواهد شد. ساداتیان در ادامه و در خصوص رویکرد اعراب حاشیه جنوبی خلیجفارس در میان تنش میان ایران و آمریکا و سناریوهایی که میتوان از رویکرد این کشورها در صورت بروز توافق یا تداوم جنگ متصور بود تشریح کرد: توجه داشته باشیم که حتی پیش از آغاز جنگ نیز ایران بارها اعلام کرده بود که به دنبال آن است مناسبات امنیتی منطقه با مشارکت خود کشورهای منطقه شکل بگیرد. این ایده از دوران دولت آقای خاتمی مطرح بود و همچنان نیز ادامه دارد. حتی در این زمینه گفته شد که کشورهای خارج از منطقه خلیجفارس میتوانند هسته اصلی چنین ترتیباتی باشند یا در آن مشارکت داشته باشند؛ یعنی مجموعهای متشکل از حدود ۱۰ کشور و شاید در ادامه، با گسترش این چارچوب، کشورهای دیگری نیز به آن اضافه شوند مانند مصر. به گفته ساداتیان پیشتر نیز نامی از یمن برده نشده بود، اما اگر این مجموعه بهدرستی شکل بگیرد، بعدها امکان پیوستن بازیگران دیگری هم وجود خواهد داشت. البته که پیشنهادهای مختلفی در این زمینه مطرح شده؛ از جمله طرحهایی که آقای ظریف ارائه کرده بود. با این همه هدف اصلی همه این ایدهها آن است که کشورهای منطقه، خودشان امنیت منطقه را تأمین کنند و در کنار آن، مناسبات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی گستردهتری با یکدیگر داشته باشند. به هر حال، عوامل همگرایی میان کشورهای منطقه بسیار زیاد است؛ همانگونه که در اروپا شاهد هستیم کشورها چگونه با وجود اختلافات، توانستهاند سازوکارهای همکاری مشترک ایجاد کنند. این دیپلمات اسبق کشورمان در ادامه این گفتوگو خاطرنشان کرد: واقعیت این است که فشارها و دخالتهای خارجی طی دهههای گذشته اجازه نداده کشورهای منطقه به سمت همبستگی واقعی حرکت کنند. اما اگر چنین روندی شکل بگیرد، میتواند پیامدهای مهمی داشته باشد؛ از جمله کاهش نقش پایگاههای آمریکا در منطقه. آمریکا نیز پس از خروج انگلستان تلاش کرد جای خالی این بازیگر را در خلیج فارس پر کند و در کشورهایی مانند عربستان، امارات، عمان و حتی اردن حضور و نفوذ گستردهای به دست آورد. با این حال، تحولات اخیر به این موقعیت تا حدی آسیب زده است. این تحلیلگر ارشد روابط بینالملل همچنین تصریح کرد: ناگفته نماند که در این میان، امارات به دلیل پیوندهایی که با اسراییل برقرار کرده، همچنان تلاش میکند روابط و موقعیت خود را حفظ کند. به نظر میرسد ابوظبی معتقد است که برای جبران زیانهای ناشی از تحولات اخیر، باید این پیوندها را تقویت کند تا بتواند موقعیت منطقهای خود را تثبیت کند. البته امارات در عین حال با احتیاط رفتار میکند، اما در مجموع رویکرد آن بیشتر در جهت افزایش فشار و تخاصم با ایران ارزیابی میشود. در مقابل، عربستان تا حدی مسیر متفاوتی را دنبال کرده است. تصور میشود اگر این بحرانها به واقع و به صورت دائمی پایان یابد، شاید عربستان یکی از نخستین کشورهایی باشد که برای شکل دادن به ترتیبات جدید منطقهای با ایران وارد گفتوگو شود. به گفته ساداتیان به هر حال، سابقه روابط ایران و عربستان، با وجود فراز و فرودها، همچنان دارای ظرفیتهای مثبتی است و همین مساله میتواند به همکاریهای آینده کمک کند. عربستان بزرگترین بازیگر عرب منطقه است، هرچند امارات نیز در رقابت با ریاض تلاش میکند موقعیت خود را ارتقا دهد. در مجموع، هر یک از کشورهای منطقه با انگیزهها و ملاحظات خاص خود حرکت خواهند کرد. اما اگر آمریکا بخشی از حضور نظامی خود را کاهش دهد و از منطقه فاصله بگیرد، این ظرفیت وجود دارد که مناسبات امنیتی درونزا در منطقه شکل بگیرد. در کنار آن، از طریق گسترش روابط اقتصادی و همکاریهای متقابل، امکان ایجاد نوعی بلوکبندی جدید منطقهای نیز وجود خواهد داشت.
دیدگاه تان را بنویسید