عباس عبدی: با وجود سایه جنگ و تنشهای داخلی و نبود بدیهیترین امور مانند اینترنت چگونه میتوان به شکوفایی اقتصادی رسید؟
عباس عبدی نوشت: چگونه میتوان در سایه جنگ بود و در داخل هم تنش و درگیری داشت و بدیهیترین امور مثل اینترنت را حل نکرد و همچنان استخوان لای زخم گذاشت و انتظار داشته باشیم که میتوانیم به شکوفایی اقتصادی برسیم؟
عباس عبدی در یادداشتی با عنوان «شرط پیروزی» در روزنامه اعتماد نوشت: اخیرا گفتوگویی ویدیویی دیدم از یکی از اصولگرایان که از اعضای اصلی هیات مذاکرهکننده در پاکستان بود. گفتوگوی مفصلی بود و درباره تحلیل چرایی رخ دادن جنگ رمضان و موقعیت کنونی ایران و آینده آنکه اغلب از زاویه اقتصاد جهانی تحلیل میکرد. نکات قابل توجهی بود ولی چون با زاویه مورد نظر آشنایی نداشتم قادر به تایید و رد دقت و درستی آن گفتوگوها نیستم، ولی دو نکته مهم داشت که شایسته یادآوری و بحث است. در مورد پیروزی ایران نکاتی را به این مضمون گفت که ما فقط به شرطی پیروز جنگ خواهیم بود که بتوانیم اقتصاد کشور را سر و سامان دهیم و نکته جالبتر این بود که معتقد بود میتوانیم برحسب سیاستهای کلان اقتصادی که پیش از این ابلاغ شده بود هدف و شرط اول را محقق کنیم. البته مورد دوم و ارجاع به سیاستهای کلان ابلاغی برداشت من است و او با اشاره به نگاه رهبری در سالهای گذشته چنین ادعایی را داشت که بالطبع آن نگاه در اصول کلی سیاستهای کلان اقتصادی یا اقتصاد مقاومتی بازتاب مییافته است. در مورد اول باید توافق قطعی داشت. پیروزی و شکست در هر جنگی معانی گوناگونی دارد. پیروزی در میدان با پیروزی در جنگ میتواند متفاوت باشد. سیاستمداران و نظامیان دنبال پیروزی در میدان به عنوان مقدمهای برای رسیدن به پیروزی در جنگ هستند. جنگ، مفهوم و ابعادی بسیار فراتر از میدان دارد. به نظر میرسد که این شاخص خیلی خوبی برای سنجش پیروزی و شکست در جنگ است. اگر اقتصاد ایران بتواند در مسیر بازسازی سریع و رشد ۸ درصد و در بهترین حالت در مرز رشد دو رقمی قرار گیرد و در کوتاهمدت خسارات را جبران کند، قطعا ایران پیروز این جنگ خواهد بود. فارغ از اینکه وضعیت میدان و مساله هستهای چه سرنوشتی پیدا کند. ولی مورد دوم میتواند ناقض مورد اول باشد، زیرا اگر آن سیاستها با همان پیشفرضها میتوانست چنین شکوفایی و توسعهای را در اقتصاد فراهم کند، در این صورت تاکنون محقق شده بود و شاهد چنین عقبگردی در ۱۵ سال گذشته در معیشت مردم نبودیم. اصولا حتی اقتصاددانان هم به این نتیجه رسیدهاند که وضعیت سیاسی کشور مانع اول و اصلی در نرسیدن به رشد و شکوفایی اقتصاد ایران است.
چگونه میتوان در سایه جنگ بود و در داخل هم تنش و درگیری داشت و بدیهیترین امور مثل اینترنت را حل نکرد و همچنان استخوان لای زخم گذاشت و انتظار داشته باشیم که میتوانیم به شکوفایی اقتصادی برسیم؟ برخی معتقدند که آن سیاستهای کلان ابلاغی به خودی خود مشکلی نداشت و حتی سیاستهای اقتصاد مقاومتی قابلیت این را داشت که به عاملی برای رشد و شکوفایی اقتصادی تبدیل شوند، مشروط بر اینکه دو پیششرط ضروری آنها نیز فراهم میشد. اول؛ کاهش و حذف تنشهای خارجی از قبیل تحریم و به ویژه برداشتن سایه جنگ از روی کشور؛ دوم؛ رسیدن به حدی از تفاهم عملی و نظری در داخل کشور که نشانهای از ثبات و آرامش سیاسی و شکلگیری امید به آینده باشد. با وجود شرایطی که به رویداد ۱۸ و ۱۹ دی منتهی شود، نمیتوانیم واجد این شروط برای شکوفایی اقتصادی باشیم. فارغ از علل بروز این رویداد، اصل وجودی آن مساله اصلی است. بنابراین میتوان گفت که اگر با این نگاه و تحلیل به ایده و شرط ایشان بپردازیم، احتمال اینکه در شرایط امروزی، شرط پیروزی نامبرده محقق نشود، بیشتر است، مگر اینکه دو شرط سیاست خارجی و داخلی فراهم شود، در این صورت تازه میرسیم به این خاکریز که در اقتصاد چه کار کنیم تا شکوفا شویم؟
دیدگاه تان را بنویسید