کد خبر: 770719
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۷ ۱۲:۰۵:۱۰
| |

آیا خود را برای آزمون دشوارترِ حکمرانی مهیا کرده‌ایم؟

روزنامه اعتماد نوشت: در سایه این پیروزی درخشان، پرسشی بنیادین پدید می‌آید: اکنون که نبرد در میدان به سود ما پایان یافته، آیا خود را برای آزمون دشوارترِ حکمرانی مهیا کرده‌ایم؟

آیا خود را برای آزمون دشوارترِ حکمرانی مهیا کرده‌ایم؟
کد خبر: 770719
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۷ ۱۲:۰۵:۱۰

«آزمون دشوارترِ حکمرانی» عنوان یادداشت امیرعباس میرزاخانی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ حماسه اخیر ملت ایران در دفاع از وطن، که در قالب پیروزی قاطع در «جنگ رمضان» متجلی شد، نقطه‌عطفی غرورآفرین در تاریخ معاصر ماست. این موفقیت نه‌تنها اقتدار دفاعی ایران را به رخ جهانیان کشید، بلکه بار دیگر عزم پولادین ملتی را نشان داد که در برابر تهدیدها تسلیم‌ناپذیر است. با این همه، در سایه این پیروزی درخشان، پرسشی بنیادین پدید می‌آید: اکنون که نبرد در میدان به سود ما پایان یافته، آیا خود را برای آزمون دشوارترِ حکمرانی مهیا کرده‌ایم؟ هویت امروز ایران، مرهون ایستادگی و فداکاری نیروهای مسلح، دولت پای کار، دانشمندان و مردمی است که در سخت‌ترین شرایط از کیان میهن دفاع کردند. دستاوردهای دفاعی کشور ـ از موشک‌های پیشرفته تا سامانه‌های پدافندی ـ گواهی روشن بر نبوغ ملی است. در کنار این کامیابی، تجربه تلخ بدعهدی قدرت‌های جهانی، به‌ویژه ایالات متحده در مذاکرات گذشته، بارها به ما آموخته که اتکا به توان داخلی و حفظ استقلال، بنیادی‌ترین راهبرد بقا و پیشرفت است. اکنون که گرد و غبار نبرد رمضان تا حدودی فرو نشسته و طنین پیروزی در فضای کشور پیچیده، وظیفه اصلی ما گذار از میدان جنگ به میدان حکمرانی است؛ عرصه‌ای ظریف‌تر و دشوارتر که در آن بلوغ سیاسی، عقلانیت اجتماعی و توان مدیریت ملی سنجیده می‌شود. نخستین شرط این مرحله، پرهیز از سرمستی و دوری از غرور بی‌مهار است؛ چراکه تاریخ گواه آن است که فروغ پیروزی، بی‌فروتنی و خردورزی، دیری نمی‌پاید. در این مسیر، بیش از هر زمان دیگر انتظار می‌رود حاکمیت با تواضعی واقعی در برابر ملت بایستد و خود را نه برتر از مردم، که در کنار آنان بداند؛ همان مردمی که سال‌ها بار دشواری‌ها را بر دوش کشیده‌اند. پیروزی رمضان تنها زمانی به سرمایه‌ای پایدار بدل می‌شود که با حکمرانی عادلانه، قانون‌مدار و مردم‌محور همراه باشد؛ آنگاه که حق مظلومان بازستانده شود و صاحبان قدرت، هر که باشند، در برابر قانون پاسخگو بمانند. آشتی دولت و ملت، توجه به رنج‌های مردم و جبران ناروایی‌های گذشته، می‌تواند آغازی بر ترمیم اعتماد عمومی باشد. 

در میانه این راه، هشداری مهم نیز درخور تأمل است: چه در فروکش‌کردن آتش این نبرد و چه در صورت گسترش بحران، اگر برخی بی‌خبران درون کشور همچنان به نغمه‌های یأس، خودکم‌بینی و شیفتگی به مظاهر تمدن غرب یا برج‌های شیشه‌ای همسایگان جنوبی ادامه دهند، شایسته آن است که دست‌کم سکوت پیشه کنند و بیش از این بر طبل یاوه‌گویی نکوبند؛ چراکه پرده از وابستگی و حرص سیری‌ناپذیر به قدرت و ثروت، سال‌هاست از فراز خلیج‌فارس فرو افتاده است. در عین حال باید هوشیار ماند تا مبادا با بازگشت آرامش، برخی محافل به نام صیانت و با عناوینی از این دست، بار دیگر تیغ سخت‌گیری بر چهره جامعه فرود آورند و حضور پیگیر و فداکارانه همین مردم را در روزهای دشوار به فراموشی بسپارند؛ چنان‌که پس از جنگ دوازده‌روزه نشانه‌هایی از آن پدیدار شد. در جنگ شناختی و نبرد روایت‌ها نیز، اگر یار شاطر رزمندگان نیستیم، دست‌کم بارِ خاطر مردم رنج‌دیده نباشیم. اگر از پستوی بازار دستمال‌فروشان گله‌ای داریم، قیصریه را به آتش نکشیم و نگذاریم کژفهمی یا تنگ‌چشمی، تلاش‌ها و ایستادگی این ملت رشید را مخدوش سازد. پیروزی در نبرد رمضان همچنین آشکار ساخت که دانشمندان و متخصصان ایرانی از ظرفیتی عظیم برخوردارند. همان مغزهای توانمندی که ایران را در برابر تهدیدها مصون داشتند، می‌توانند در مسیر توسعه علمی و اقتصادی نیز نقش‌آفرین باشند؛ به‌شرط آنکه فضایی فراهم شود که عقلانیت جایگزین رویکردهای قهری شود و نخبگان در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری مشارکت واقعی داشته باشند. بازگشت نخبگان خارج از کشور، تقویت دانشگاه‌ها به عنوان کانون‌های خلاقیت و ایجاد محیطی امن و آزاد برای پژوهش و نوآوری، می‌تواند آینده‌ای روشن‌تر برای ایران رقم زند. پس از تجربه جنگ رمضان، دوره‌ای تازه در برابر کشور گشوده شده است؛ دوره‌ای که اگر با تدبیر، عدالت‌خواهی و بهره‌گیری از سرمایه انسانی اداره شود، ایران قادر خواهد بود نه‌تنها بر پای خود بایستد، بلکه الگویی از ثبات، پیشرفت و عدالت برای منطقه ارایه کند. ملت ایران، با همه دشواری‌ها، ملتی است صبور، فداکار و امیدآفرین؛ مردمانی که هرگاه فرصت یافته‌اند، ظرفیت‌های شگفت‌انگیز خود را شکوفا کرده‌اند. امید آنکه با پرهیز از غرور، تقویت عدالت و اتکا بر انسان ایرانی، آینده‌ای روشن‌تر و باثبات‌تر فراروی این سرزمین گشوده شود. اکنون اما صحنه پیش رو پیچیده‌تر از همیشه است. چه در جنگ دوازده‌روزه و چه در نبرد چهل روزه، واداشتن ایالات متحده به گذار از بمباران بی‌وقفه به پذیرش آتش‌بس، محاصره و گفت‌وگوی سیاسی، موفقیتی بزرگ به‌شمار می‌آید. با این همه، بازی به پایان نرسیده است. نه‌تنها شبیخون سوم، که هیچ تحول پیش‌بینی‌ناپذیری در دو سال و نیم آینده ترامپ تا پایان دولتش دور از انتظار نیست؛ چراکه امریکا به‌آسانی از جنگی که اعتبار و جایگاه ابرقدرتی‌اش بدان گره خورده، دست نخواهد شست.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها