کد خبر: 770493
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۶ ۰۹:۰۵:۰۰
| |

پشت‌پرده سفر عراقچی به پاکستان / چرا وزیر امور خارجه به مسقط سفر کرد؟

سیدجواد صالحی، استاد دانشگاه تهران درباره معنای سفر اخیر هیات ایرانی به سرپرستی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان به اسلام‌آباد گفت: سفر اخیر جناب آقای عراقچی به پاکستان و همچنین عمان و روسیه، در جهت حل و فصل مسائل مختلف، نمونه‌ای از تلاش‌های دیپلماتیک و خلاقانه وزارت امور خارجه و نهادهای بالادستی کشور برای عبور از بحران‌های موجود است.

پشت‌پرده سفر عراقچی به پاکستان / چرا وزیر امور خارجه به مسقط سفر کرد؟
کد خبر: 770493
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۶ ۰۹:۰۵:۰۰

حدیث روشنی- سفر آقای عراقچی به پاکستان، عمان و روسیه، در جهت حل و فصل مسائلی چون برنامه هسته‌ای کشورمان تا تنش‌های حاکم بر تنگه هرمز، نمونه‌ای از تلاش‌های دیپلماتیک و خلاقانه نهادهای رسمی و دستگاه دیپلماسی ایران برای عبور از بحران‌های موجود و خنثی کردن تاکتیک‌های «مرد دیوانه» ترامپ قلمداد می‌شود. این سفر در کنار دو متغیر وحدت گفتمانی حاکم و انسجام ملی مهم‌ترین اهرم‌هایی است که تهران در عرصه دیپلماسی از آن برخوردار است و بدین طریق می‌تواند بسان بالی قوی دستاوردهای میدان را تکمیل و تثبیت کند.

به گزارش اعتماد، ساعاتی پس از آنکه دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا مدعی ارایه پیشنهادی ازسوی ایران شد و کاخ سفید از اعزام فرستادگان ویژه خود به پاکستان خبر داد، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان وارد اسلام‌آباد شد؛ سفری که ظاهرا در چارچوب رایزنی‌های دوجانبه تعریف شده، اما به ادعای ناظران بین‌المللی در بطن خود به یکی از مهم‌ترین گره‌های ژئوپلیتیک منطقه از آتش‌بس شکننده تا احتمال احیای مذاکرات تهران و واشنگتن گره خورده است. گفتنی است عراقچی در بدو ورود، با استقبال مقام‌های ارشد سیاسی و نظامی پاکستان ازجمله محمد اسحاق‌دار، همتای پاکستانی و همچنین عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور مواجه شد؛ استقبالی که به نظر می‌رسد فراتر از تشریفات دیپلماتیک، نشانه‌ای از نقش پررنگ اسلام‌آباد در معادلات جدید منطقه‌ای ارزیابی می‌شود. به گواه مقامات رسمی کشورمان این سفر بخشی از یک تور منطقه‌ای است که در ادامه مسقط و مسکو را نیز در بر می‌گیرد؛ مسیری که به‌روشنی نشان می‌دهد تهران در حال فعال‌سازی همزمان چند کانال دیپلماتیک برای مدیریت شرایط پس از جنگ و سنجش امکان بازگشت به میز مذاکره است. در همین حال، ادعاهای ترامپ درباره «پیشنهاد ایران» و تاکید کاخ سفید بر پیشرفت‌های اخیر در گفت‌وگوها، در کنار گزارش‌ها درباره اعزام چهره‌هایی چون جرد کوشنر و استیو ویتکاف به پاکستان، این کشور را مجددا به کانونی تازه برای میانجیگری تبدیل کرده است. این درحالی است که برخی نشریات خارجی از خوش‌بینی محتاطانه میانجی‌های پاکستانی سخن می‌گویند، هرچند تاکید دارند که شکاف‌های کلیدی در حوزه‌هایی چون تنگه هرمز تا پرونده دارایی‌های بلوکه‌ شده و اختلافات هسته‌ای همچنان پابرجاست. گفتنی است در این میان، ورود روسیه به صحنه و تمجید از نقش اسلام‌آباد، نشان می‌دهد که یک آرایش چندلایه از بازیگران در حال شکل‌گیری است؛ آرایشی که ادعا شده است هدف آن نه‌ فقط مهار تنش، بلکه مدیریت یک گذار پیچیده از تقابل به مذاکره است، بنابراین برآیند این تحرکات نشان می‌دهد که دیپلماسی منطقه‌ای وارد فاز چند مسیره شده است؛ جایی که تهران می‌کوشد با تکیه بر همسایگان و شرکای شرقی، همزمان هزینه‌های فشار را کاهش دهد و دست خود را در برابر واشنگتن پرتر کند. با این حال، فاصله معنادار مواضع دو طرف و بی‌اعتمادی انباشته، احتمال تبدیل این تحرکات به یک توافق ملموس را همچنان در هاله‌ای از ابهام نگه داشته است؛ ابهامی که اگرچه نشانه‌ای از بن‌بست نیست، اما به‌ روشنی بیانگر آن است که مسیر پیش‌رو، بیش از هر زمان دیگری، پیچیده و احتمالا فرسایشی خواهد بود. ‌به این بهانه روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی پیام‌های معنادار سفر وزیر امور خارجه کشورمان به سه مقصد اسلام‌آباد، مسقط و مسکو در مقطع کنونی با سیدجواد صالحی، عضو هیات علمی گروه روابط بین‌الملل دانشگاه تهران گفت‌وگو کرده است. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید: 

سیدجواد صالحی، استاد دانشگاه تهران در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره معنای سفر اخیر هیات ایرانی به سرپرستی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان به اسلام‌آباد گفت: اختلافات تاریخی میان ایران و امریکا، به ویژه در سال‌های پس از انقلاب، ابعاد گسترده‌ای دارد که نیازمند توجه دقیق است. در این راستا، موارد متعددی قابل ذکر هستند که البته آخرین مورد، تجاوز نظامی این کشور به تمامیت ارضی کشورمان بود که رخ داد. به باور صالحی حل و فصل این مسائل و اختلافات، به ‌طور طبیعی، فرآیندی زمان‌بر و پیچیده است و ممکن نیست که در یک زمان کوتاه به نتیجه برسد. برخی از این اختلافات جنبه هویتی دارند، برخی دیگر مسائل فنی و کارشناسی‌ هستند، در حالی که تعدادی از آنها بعد پرستیژی دارند. علاوه بر این، برخی از این مسائل مربوط به ابعاد قدرت‌طلبانه و زورگویانه‌ای ایالات‌متحده است که به اعتبار و منزل ملی کشورمان مرتبط است. بنابراین، مذاکرات بین‌المللی در این زمینه، فرآیندی بسیار دشوار، پیچیده و چندسطحی است که شامل بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نیز می‌شود. اگر دیپلماسی یا شکست آن را آغاز جنگ تلقی کنیم و پایان جنگ یا بن‌بست آن را به عنوان آغاز دیپلماسی درنظر بگیریم، می‌توان گفت روابط کشورها ماهیت دوگانه‌ای دارند که در آن جنگ و مذاکره دو روی یک سکه هستند. 

صالحی در ادامه این گفت‌وگو تصریح کرد: در این راستا، سفر اخیر جناب آقای عراقچی به پاکستان و همچنین عمان و روسیه، در جهت حل و فصل مسائل مختلف، نمونه‌ای از تلاش‌های دیپلماتیک و خلاقانه وزارت امور خارجه و نهادهای بالادستی کشور برای عبور از بحران‌های موجود است. البته، این سفرها تنها محدود به دو کشور پاکستان و عمان به عنوان کشورهایی که رسالت میانجیگری را برعهده داشتند، نیست بلکه مذاکره با کشورهایی که همکاری‌های استراتژیک با آنها دارد نیز برای ایجاد هماهنگی در دستور کار قرار دارد. این موارد به ‌طور قطع با ضرورت نوعی هماهنگی با کشورهای دوست، نزدیک، متحد ضرورتی انکارناپذیر در سیاست خارجی است.

این استاد دانشگاه در ادامه و در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در باب چرایی سفر وزیر امور خارجه کشورمان به مسقط و مسکو در مقطع کنونی تشریح کرد: دو مساله عمده در روابط ایران و امریکا در حال حاضر وجود دارد. باتوجه به تحلیل محتوای سخنان ترامپ و سیاست‌های ایالات‌متحده، اولین موضوع بحث هسته‌ای است. دومین موضوع، که به‌ ویژه با توجه به تنش‌های ایجاد شده توسط کشورهای غربی، شاید تنگه هرمز باشد. در حال حاضر، این تنگه تبدیل به یک نقطه حساس و حیاتی برای امریکا و به نوعی تبدیل به نوعی جعبه پاندورایی برای کشورهای جهان شده است، چراکه حوادث پیش‌بینی نشده مرتبط با آن می‌تواند تاثیرات زیادی بر اقتصاد جهانی داشته باشد. 

به گفته صالحی طبیعتا فشارهای زیادی در این خصوص وجود دارد. بنابراین، این دو موضوع اکنون اولویت اصلی غربی‌ها شده است: اول، مساله تنگه هرمز و دوم، موضوع هسته‌ای. اما برای جمهوری اسلامی ایران، که در شرایطی با فشارهای تحریمی سنگین روبه‌رو است و از سوی دیگر رفتارهایی خارج از چارچوب رژیم‌ها و سازمان‌های بین‌المللی را شاهد است، تنگه هرمز می‌تواند به عنوان یک ابزار موثر در مذاکرات و چانه‌زنی‌ها نقش بسزایی ایفا کند. لذا سفر وزیر امور خارجه کشورمان با تمرکز بر این دو موضوع اختلافی میان تهران و واشنگتن می‌تواند نقش مهمی در این تور دیپلماتیک داشته باشد.

صالحی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» در رابطه با فراهم شدن زمینه برای تقویت دیپلماسی با لحاظ کردن عمق اختلافات میان تهران و واشنگتن گفت: ناگفته نماند که پیش‌تر جناب آقای سیدمحمد خاتمی، رییس دولت اصلاحات در سیاست خارجی خودشان از دیوار بی‌اعتمادی میان دو کشور سخن گفته بودند و اخیرا هم جناب آقای قالیباف اشاره کردند که من با تمام اختیارات وارد پروسه مذاکرات شدم، اما در کمال بی‌اعتمادی با رییس‌جمهور ایالات‌متحده مواجه هستیم. 

به گفته این استاد دانشگاه واقعیت این است که ایران در مقطع کنونی با فردی مواجه است که تمام اصول و پرنسیپ‌های بین‌المللی را زیر سوال برده‌ است. لذا اگر بخواهیم بزرگ‌ترین دستاورد جمهوری اسلامی ایران در عرصه جهانی را به سمت دیپلماسی آشکار و پایداری توافق‌ها و شکل‌گیری ساختارهای مطمئن در حل منازعات سوق دهیم، باید به ایجاد کانال‌های حل اختلاف و پایبندی به قول و قرارها اشاره کنیم. صالحی در ادامه این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: دونالد ترامپ در دوران ریاست‌جمهوری خود با توسل به رویکرد «مرد دیوانه» در سیاست خارجی با استفاده از توییت‌ها و روایت‌های یک‌جانبه، عملا قصد دارد تا موضوعات را مدیریت کرده و گفتمان خویش را بر جهان و بازیگران تحمیل نماید. او با این روش درصدد است همراهی جهانی را جلب کند و شکاف داخلی در ایران را گسترش دهد و این‌گونه وانمود می‌نماید که جز تسلیم شدن ایران. به هیچ چیز دیگری قانع نیست. درحالی که حداقل‌های لازم برای جلب اعتماد در تعاملات بین‌المللی و اصول اولیه ساختارهای بین‌المللی در مذاکرات و تعاملات دررویکردهای او غایب است، بنابراین به نظر می‌رسد مبنای رفتار ایران در عین توجه به دیپلماسی و مذاکره در چارچوب جهانی باید بر تعامل مبتنی باشد، چراکه اگر غیر از این عمل کنیم به حاشیه و انزوا خواهیم رفت که خواسته آنان است. لذا باید با تدبیر و توجه به عدم تعهدات طرف مقابل محاسبه و برنامه‌ریزی کنیم تا تحقق اهداف ملی محقق شود. تن ندادن ایالات‌متحده امریکا به این اولیات و ضروریات ممکن است منجر به رویارویی طی روزهای آینده گردد. 

این استاد دانشگاه در ادامه این گفت‌وگو با اشاره به دیگر اهرم‌های ایران به جز تنگه هرمز برای مدیریت شرایط کنونی تشریح کرد: به باور من جدی‌ترین گام جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی در مقطع کنونی انسجام داخلی و اتحاد سیاسی است که از آن باید برای ایجاد وحدت گفتمانی و روایتی در دستگاه دیپلماسی به ‌ویژه در مواجهه با کشورهای متخاصم استفاده شود. این موضوع بسیار مهم و ضروری است، به ویژه برای تقویت روابط خارجی و بهره‌برداری حداکثری از شرایط کنونی. 

به باور صالحی لازم به ذکر است که هر چند تنگه هرمز به عنوان یک تنگه آزاد برای تمامی کشورها و اقتصادهای جهانی شناخته شده و در عین حال، عبور بی‌ضرر از آن به عنوان یک شرط بین‌المللی قید شده است. اما مهم‌تر از آن، این است که کشوری که بیشترین مرزهای بین‌المللی را دارد، نمی‌تواند از این حق برای آب‌های سرزمینی خود محروم شود. 

این استاد دانشگاه در ادامه به «اعتماد» گفت: هر چند که طبیعتا این وضعیت و به نوعی مدیریت تنگه هرمز می‌تواند فشارهایی را بر ایران وارد کند و ممکن است اجماع منطقه‌ای و جهانی علیه ایران شکل بگیرد، اما ایران در بحران اصلی در تنگه هرمز و در اقتصاد جهانی نقشی نداشته است. عامل اصلی بحران‌های کنونی، زیاده‌خواهی و عدم توجه به قوانین بین‌المللی و رفتارهای غیراخلاقی و زورگویانه امریکا در مناسبات جهانی است. امریکا به ‌ویژه در فشارهایی که بر کشورهای منطقه وارد کرده، نقش کلیدی داشته است، چراکه ایالات‌متحده با وانمود کردن به اینکه به این کشورها خدمت می‌کند و از امنیت آنها دفاع می‌کند، در حقیقت با اقداماتش، امنیت آنها را به خطر انداخته است. 

صالحی در ادامه این گفت‌وگو تصریح کرد: در این شرایط، فشارهای اقتصادی و سیاست‌های خارجی امریکا نه تنها به اقتصاد جهانی آسیب زده، بلکه باعث ایجاد بحران‌های منطقه‌ای شده است. این وضعیت در سیاست خارجی ایران باید با دقت مورد توجه قرار گیرد و از طریق رفت‌وآمدهای موثر وزارت امور خارجه، که پیشانی ارتباطات و تعامل جمهوری اسلامی با سایر کشورهاست، حداکثر بهره‌برداری را انجام دهد. 

صالحی در پاسخ به دیگر سوال «اعتماد» در رابطه با ارزیابی‌اش از رویکرد ایالات‌متحده با لحاظ کردن آثار اقدامات دونالد ترامپ در قبال ایران در درون این کشور تشریح کرد: اخیرا شاهد جهت‌گیری‌هایی توسط دموکرات‌ها در کنگره بودیم که احتمال می‌رود، نقش مهمی در محدود کردن اختیارات دونالد ترامپ ایفا کند. این تغییرات ممکن است سبب شود که امریکایی‌ها از تداوم وضعیت کنونی آسیب‌پذیر جلوه نمایند. شاید یکی از دلایل این امر این باشد که ایران در حال حاضر مطمئن‌تر و قوی‌تر از گذشته عمل می‌کند و در عین حال، بر مطالبه‌های خود تاکید بیشتری دارد.

این استاد دانشگاه در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با رویکرد احتمالی ایران در قبال کشورهای منطقه در صورت پایان دایمی رویارویی خاطرنشان کرد: توجه داشته باشید که پاسخ به نگرانی‌های کشورهای حاشیه خلیج‌فارس که تا به امروز با آن مواجه بوده‌اند، نیازمند توجه به تحولات تاریخی است. چنانکه در ابتدا این نگرانی‌ها تحت عنوان اسلام سیاسی مطرح شد و پس از آن موضوع جنگ تحمیلی ایران و عراق و سپس مسائل مرتبط با هلال شیعی و اختلافات مذهبی میان شیعه و سنی به آن افزوده شد. از دل همین فضاها بود که زمینه‌هایی برای نگرانی کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس از ایران شکل گرفت که نقش کشورهای فرامنطقه‌ای بالاخص غرب در آن انکارناپذیر است. 

به گفته صالحی لذا در این زمینه، باید به ‌طور صریح بیان کرد که ایالات‌متحده امریکا سعی نموده است این کشورها را به بهانه امنیتی در گروگان بگیرد. نکته جالب توجه این است که بسیاری از کشورهای عربی در مواجهه با پاسخ‌های متقابل ایران به پایگاه‌های امریکایی، به خوبی آگاه بودند که چه اقداماتی ازسوی اسراییل در منطقه در حال وقوع است و بنابراین از همراهی با اسراییل خودداری کردند. به همین ترتیب، هم ترکیه و هم بسیاری از کشورهای عربی ترجیح دادند که در این قضیه همراه ایالات‌متحده و تل‌آویو عمل نکنند.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها