کد خبر: 770367
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۵ ۱۱:۲۵:۰۰
| |

یادداشت علی آهنگر در روزنامه «اعتماد»:

ضرورت دارد شخصیت‌های نظام با پیام آشکار، پرچمداری قالیباف را بدون لکنت زبان اعلام کنند

روزنامه اعتماد نوشت: اکنون زمانی است که ضرورت دارد شخصیت‌های حقیقی و حقوقی مجموعه نظام و نیز گروه‌های سیاسی در سایه با لحن و پیام‌هایی آشکار پرچمداری قالیباف را در آوردگاه به‌ غایت خطیر دیپلماسی بدون کمترین لکنت زبان تمکین و اعلام کنند.

ضرورت دارد شخصیت‌های نظام با پیام آشکار، پرچمداری قالیباف را بدون لکنت زبان اعلام کنند
کد خبر: 770367
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۵ ۱۱:۲۵:۰۰

«اتحاد: از وحدت در میدان تا وحدت در دیپلماسی» عنوان یادداشت علی آهنگر برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ سلسله‌مراتب و وحدت در میدان آنقدر بارز و آشکار است که هیچ سخنی در آن نیست. واژگان نظام، نظم و نظامی‌گری خود آشکار‌کنندگان این مفهومند. هیچ‌کس به خود اجازه نمی‌دهد تا در کار میدان دخالتی بکند. اما وقتی کار به دیپلماسی می‌کشد، آنگاه از هر سو کارشناسی برمی‌خیزد، بلندگویی باز می‌شود و خودحق‌پندارانی سینه می‌درانند که این بشود و آن نشود و نتیجه آن می‌شود که هیچ نشود. نتیجه، پرونده‌های متراکمی می‌شود که طی دهه‌ها گشوده مانده‌اند. «تصمیم» از قامت تصمیم‌گیرنده خارج می‌شود. جمله‌ای منتسب به بزرگمهر حکیم است که از او علت فروپاشی ساسانیان را پرسیدند. در پاسخ گفت: کارهای بزرگ را به افراد کوچک سپردند و کارهای کوچک را به بزرگان دادند. کوچک‌ها از پسِ کارهای بزرگ برنیامدند و بزرگان دست‌شان به کارهای کوچک نرفت؛ در نتیجه هر دو کار مهمل ماند. امروز با چهره‌ای شاداب و با قلب‌هایی آکنده از سرور از وحدت میدان به آوردگاه دیپلماسی رسیده‌ایم. مذاکره و دیپلماسی بدون کمترین تردید تداوم‌ راه و مسیر میدان است. اما‌ چگونه است که هر محفلی و هر بلندگویی به خود حق می‌دهد که در این آوردگاه سخت، پای برهنه به میان بیاید؟! اکنون جهانیان محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی را به عنوان نماد تصمیم در آوردگاه دیپلماسی شناخته و پذیرفته‌اند. یکی به عنوان نماد حاکمیت و میدان و دیگری به عنوان نماد چانه‌زنی‌های دیپلماتیک که از سوابق این پرونده با خبر است. قالیباف به عنوان مرجع تصمیم و تعیین‌کننده جهت و مسیر و نماینده عمیق‌ترین بخش‌های حاکمیت، وزنی بسیار سنگین به کفه ترازوی دیپلماسی ایران می‌دهد. مساله وحدت در دیپلماسی آنقدر مهم است که اکنون به‌ صدور بیانیه‌های هم‌رنگ رسیده است. اقدامی که پسندیده و درخور تحسین است. اما کافی نیست.

اکنون زمانی است که ضرورت دارد شخصیت‌های حقیقی و حقوقی مجموعه نظام و نیز گروه‌های سیاسی در سایه با لحن و پیام‌هایی آشکار پرچمداری قالیباف را در آوردگاه به‌ غایت خطیر دیپلماسی  بدون کمترین لکنت زبان تمکین و اعلام کنند.  اکنون زمانی است که ضرورت دارد بلندگوداران این‌سو و آن‌سو و کارشناس‌نمایان دعوت ‌شده به تریبون‌های عمومی کنترل شوند. راهبرد کشور در آوردگاه دیپلماسی در هم‌سویی کامل با میدان پذیرفته شود و خطرات کمترین اختلالی در این مسیر به همگان گوشزد شود. همچنان که در پیام‌های همسان سران سه قوه بیان شد، ایران کشوری است با یک ملت و یک دولت. دولت‌های در سایه تاکنون زیان‌ها و ضررهای بی‌شمار خود را بر راهبردهای کشور وارد ساخته‌اند. اکنون زمان، زمان دولت‌های درسایه و آستین‌افشانی آنان نیست. اگر آینده کشور و نظام و ملت را می‌خواهیم باید همچنان که در تدبیرهای میدان به خود حق نمی‌دهیم دخالت کنیم، به دامنه‌داران میدان در آوردگاه دیپلماسی هم اجازه دهیم تا با اختیارهای تمام، با خاطری آسوده، با پشتیبانی‌های همگانی و با اعتماد‌به‌نفس لازم به رسالت‌های تاریخی خود جامه عمل بپوشانند. نظام تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر کشور اکنون در آزمونی سترگ و در معرض داوری تاریخ قرار دارد. به یاد داشته باشیم که بزرگان میهن‌دوست آن روز قفقاز را دادند تا تهران و تبریز در امان بماند. قفقاز امروز چیست تا تهران و تبریز و جای جای میهن عزیز در امان بماند؟ وزنه سنگین و جانفدای آزمون‌داده‌ای مانند محمدباقر قالیباف را در این آوردگاه تاریخ قدر بدانیم تا فردا روزی دچار حسرت و پشیمانی نشویم.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها