کد خبر: 767853
|
۱۴۰۵/۰۱/۱۹ ۱۰:۵۵:۰۲
| |

سعید لیلاز: درآمد ایران از جنگ ۲۰ میلیارد دلار بوده و خسارت جنگ به سختی به ۵ میلیارد دلار می‌رسد

سعید لیلاز گفت: حتی اگر صرفا «مادی و ماتریالیستی» به موضوع نگاه کنیم، تا امروز درآمد اضافی ایران از این جنگ حدود ۲۰ میلیارد دلار بوده است؛ در مقابل، مجموع خسارت‌هایی که دیده‌ایم (به تاسیسات، واحدهای مسکونی و…) به سختی به ۴ یا ۵ میلیارد دلار می‌رسد.

سعید لیلاز: درآمد ایران از جنگ ۲۰ میلیارد دلار بوده و خسارت جنگ به سختی به ۵ میلیارد دلار می‌رسد
کد خبر: 767853
|
۱۴۰۵/۰۱/۱۹ ۱۰:۵۵:۰۲

سعید لیلاز با روزنامه اعتماد گفت‌‌وگو کرده است. 

به گزارش اعتماد، بخش‌هایی از این گفت‌وگو را می‌خوانید:

  • مساله‌ امریکایی‌ها طی 1الی 2سال آینده، «کنترل نفت ایران» برای «مهار چین» است؛ صراحتا به مقامات بسیار عالیرتبه ما قبل از حمله گفته‌اند کنترل نفت ایران را به ما بدهید، ما به همان قیمت چین، نفت را از شما می‌خریم.من نمی‌توانم بگویم چه کسی این را به من گفته، چون خبر مثل توپ در دنیا می‌پیچد، ایران طبیعتا نپذیرفته و هیچ ایرانی وطن‌دوستی هم آن را نخواهد پذیرفت.
  • امریکایی‌ها از ایران می‌خواستند بدون جنگ و دعوا مثل عراق بشود! ایرانیان مقاومت را به چنین شرایطی ترجیح می‌دهند. من این مواجهه را صفر و یکی و آخرالزمانی نمی‌بینم. موضوع کاملا عینی و ماتریالیستی است. امریکایی‌ها می‌گویند دعوای ما از دو سال آینده با چین است، بنابراین کنترل نفت ایران باید در اختیار امریکا باشد تا به چین فشار وارد کنیم، مثل مدلی که ونزوئلا به آن تن داد.
  • نمی‌توان انکار کرد که ما از این روسیه و چین چیزهایی می‌گیریم که در جنگ به کارمان آمده است. تجهیزات پهپادی و موشکی ایران عمدتا متریال چینی دارند، بخش قابل توجهی از اطلاعات نظامی کلیدی را نیز روس‌ها به ایران می‌دهند. ذخیره پهپادی ایران در این جنگ تمام نشده، مرتبا پرواز انجام می‌شود؛ این ظرفیت‌ها بدون پشتوانه فنی و اطلاعاتی روسیه و چین اگر نگوییم ناممکن بسیار دشوار بود.
  • در شرق کشور، کریدورهایی که با کمک سرمایه‌گذاری چین راه افتاده، باعث شده در دوران جنگ، با کمبود کالا روبه‌‌رو نشویم؛ بندر امیرآباد و دیگر بنادر شمالی هم تقسیم کار مشخصی در تامین غذا، دارو و کالاهای اساسی دارند.
  •  حتی اگر صرفا «مادی و ماتریالیستی» به موضوع نگاه کنیم، تا امروز درآمد اضافی ایران از این جنگ حدود ۲۰ میلیارد دلار بوده است؛ در مقابل، مجموع خسارت‌هایی که دیده‌ایم (به تاسیسات، واحدهای مسکونی و…) به سختی به ۴ یا ۵ میلیارد دلار می‌رسد.
  •  از منظر مادی حتی اگر تمام ساختمان‌های تخریب ‌شده در یک ماه و نیم گذشته ۱۰ میلیون مترمربع هم باشد (که به نظرم خیلی بزرگ‌نمایی است) این رقم معادل توان تولید یک ماه مسکن در ایران است. ما ماهی حدود ۱۰ میلیون مترمربع واحد مسکونی می‌سازیم؛ یعنی در دو، سه ماه می‌توانیم همه این خرابی‌ها را از نظر فنی و مهندسی جبران کنیم، به شرطی که بروکراسی دست و پایمان را نبندد.
  •  ما در شرایط عادی، فقط از طریق کانال‌های رسمی و سفرهای خارجی، روزانه حدود ۱۰۰ میلیون دلار خروج سرمایه از ایران داشتیم (عدد بسیار بالایی است)؛ این رقم حداقل است و من می‌توانم با آمار بانک مرکزی آن را ثابت کنم.در 40روزی که جنگ شده، بخش بزرگی از این فرار سرمایه متوقف شده است؛ سفرهای خارجی کم شده، خرید دارایی در خارج کاهش یافته، ظرفیت‌های انسانی و مادی ایران در امارات به وطن بازگشته‌اند و… اگر فقط همین «نرفتن پول» از داخل به خارج را حساب کنید، منفعتش از مجموع خسارت‌‌های جنگ شاید بیشتر باشد. این عددها شوخی نیست.
  • بانک مرکزی و تیم اقتصادی دولت (فارغ از قبول داشتن یا رد سیاست‌هایشان) در این دوره مراقب بوده‌اند که دلار در بازار نریزد، همین هم باعث شده قیمت ارز جهش غیرقابل‌ کنترل نداشته باشد. عملکرد دولت در این خصوص کاملا قابل دفاع است. بخشی از درآمد اضافی نفتی هم هنوز وارد ترازنامه رسمی بانک مرکزی نشده و در جاهای امن‌‌تری نگه داشته می‌شود.
  • هزینه عدم‌ مقاومت در خاورمیانه، در تحلیل نهایی، از هزینه مقاومت کمتر نیست؛ بلکه معمولا بیشتر است.در تاریخ، کشورهایی که می‌خواستند جنگ‌آوری خودشان را حفظ کنند، مجبور بودند دایما هزینه نظامی بدهند. هر وقت تصمیم گرفتند فقط به رفاه و توسعه اقتصادی فکر کنند و قدرت نظامی را رها کنند، به ملت‌هایی بی‌‌پناه تبدیل شدند.
  •  اگر آقای پزشکیان و دولت چهاردهم بتواند بر ناتوانی ذاتی و جمعی دولت‌های ایران غلبه کند و این بروکراسی فلج‌کننده را کنار بزند (که نشانه‌های آن را بروز داده‌اند) این جنگ می‌تواند آغازگر یک دوره رشد اقتصادی کم‌نظیر برای ایران باشد.
  •  دو کار باید همزمان انجام شود؛ اول، باید به مردم به‌طور کاملا مادی و عددی توضیح داد که این مقاومت، از نظر اقتصادی هم «بی‌معنا» نبوده؛ یعنی نشان داد که هزینه‌های مادی و فرصت‌های از دست‌ رفته، در برابر منافع حاصل از این جنگ (از درآمد اضافی نفتی تا عدم فرار سرمایه، تسلط بر هرمز و...) چگونه است. دوم، باید روایت ارزشی درستی از شهدا، جانبازان و خانواده‌هایشان ساخته شود؛ جامعه باید بداند چه بهایی داده و چرا.مشکل من با برخی چهره‌ها این است که یا این معادله را نمی‌دانند یا نمی‌خواهند همه‌اش را بگویند. ما اگر قرار باشد در افکار عمومی پیروز باشیم، باید «تمام حقیقت» را بگوییم؛ هم درد را، هم دوا را. رسانه‌ها، از صداوسیما گرفته تا مطبوعات، اگر این دو خط را جدی بگیرند، می‌توانند نقش مهمی در عبور از دوره پساجنگ داشته باشند.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها